مبنای اعتبار احکام و مقررات در فقه اسلامی ارادة تشریعی خداوند است. دانش اصول فقه تلاش میکند با بررسی ادله، راههای کلی دستیابی به ارادة شارع را منقح نماید و از این طریق منابع فقه را طراحی کند. فقیهان با استفاده از این منابع و ادلة معتبر و با به کارگیری فنون تفسیر به احکام شرعی دست مییابند. برای دستیابی به احکام گاه دلیل صریحی وجود ندارد، ولی نبود دلیل بر نبود حکم دلالت نمیکند، بلکه گاه حکم را با توجه به مجموعة احکام و دستگاه تشریع و رویة قانونگذار میتوان به دست آورد. مذاق شریعت یا مذاق شارع یکی از راههای دستیابی به احکام است که به صورت صریح در ادله وجود ندارد. مذاق شریعت به صورت مکرر در نوشتههای فقیهان وجود دارد. نوشتة حاضر تلاش میکند با بررسی اصطلاح مذاق و کاربردهای آن به مفهوم مذاق شریعت دست یابد و با تحلیل چیستی آن، شیوههای دستیابی به مذاق را بررسی کند و موارد کاربرد آن را مرور نماید.
علامه طباطبایی بر وجود خداوند متعال برهانی بدین شرح اقامه کردهاند: الف) انکار اصل واقعیت، مستلزم اثبات آن است؛ ب) هرچه انکارش مستلزم اثبات آن باشد، وجودش ضروری است؛ نتیجه: اصل واقعیت، ضروری الوجود (واجبالوجود) است.
درباره مقدمه اول نیز میتوان گفت: اگر کسی اصل واقعیت را انکار کند، آن گاه بدین حقیقت میرسد که واقعیت واقعاً معدوم است. پذیرش این سخن که واقعیت واقعاً، معدوم است، پذیرفتن نوعی واقعیت است. پس اگر کسی اصل واقعیت را انکار کند، گونهای از واقعیت را پذیرفته است.
باید توجه شود که واژه «واقعاً» در این استدلال اعم از وجود و عدم است و با این واژه، هیچ واقعیتی
اثبات نمیشود.
یکی از حکمت های ازدواج در نصوص دینی، بقای نسل است و از مهم ترین مسائل ازدواج، کفویت اعتقادی میان زوجین و حرمت ازدواج با بیگانگان است. در این مقاله سعی شده است مبانی و مستندات حرمت ازدواج زن یا مرد مسلمان با بیگانگان بر پایه آیات و روایات فقهی تبیین شود. از نظر فقهی اگر مردی با زنی از اهل کتاب ازدواج نماید، فرزندی که از زن ذمی متولد می شود به مرد مسلمان ملحق می شود، ولی اگر زن مسلمان با مردی از اهل کتاب ازدواج کند، فرزند او به کافر ملحق است نه به مسلمان. به همین دلیل، از نظر فقهای اسلام، ازدواج موقت؛ با زنان یهودی و مسیحی به عنوان یک اصل اولی جایز است، ولی ازدواج دائم با مشرکان را همه فقهای اسلام ممنوع می دانند، اعم از آن که کتابی باشند یا غیرکتابی. ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان هم کلاً ممنوع است؛ زیرا لازمه این ازدواج سلطه و اقتدار غیرمسلمان بر مسلمان خواهد بود؛ چون زن معمولاً تربیت همسرش را می پذیرد، ممکن است مرد او را به قبول دین خود مجبور کند. بررسی آراء علمای امامیه و عامه در خصوص علل و مستندات ممنوعیت ازدواج های یادشده، موضوع مقاله حاضر است.
چکیده
قدیسان اخلاقی شایستهترین افرادی هستند که در فرهنگ های دینی و اخلاقی ، به دلیل ویژگی های خاص معرفتی _ تربیتی و افعال برتر و فراتر از حد وظیفه، به عنوان نمونه و اسوه شناخته می شوند.
دو چهره ارزشی و الزام آور اخلاق د رتئوری های اخلاق هنجاری ، به انضمام رویکرد دینی و غیر دینی در اخلاق های دینی و سکولار ، تفاوت هایی را درتفسیر افعال فراتر از وظیفه و ویژگی های قداستمآبانه ایجاد کرده است. گذشته از این ، تنوع در تصویر ارائه شده از هویت قدیسان و ویژگی های آنان ، د رآثار برخی نویسندگان غربی، تنزل مقام قدیس و قهرمان اخلاقی، تا حد یک سیاستمدار فاقد هر گونه قداست را به دنبال داشته است.
به رغم تأیید قداست و پاکی طینت ورفتارهای صحیح قدیسان نزد نظریه پردازان مختلف، با تردیدهایی نیز در این رابطه مواجهیم.
در مقاله حاضر ، پس از تصویر ماهیت قدیس د راخلاق دینی و سکولار، و اشاره به تفاوت های ماهوی قدیسان د راین دو رویکرد، بر دقت در کاربرد واژه قدیس د رفرهنگ های مختلف تأکید شده است . طرح و نقد دیدگاه های مخالف با جایگاه و ارزش های اخلاقی قدیسان ، از دیگر مباحثی است که به آن پرداخته شده است.
با توجه به ارتباطی که بین ضعف عضلات شکمی وک سالمتی و ظاهر افراد وجود دارد تقویت این عضلات همواره مورد توجه کارشناسان و محققان بوده است هدف از تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین دو نوع آزمون دراز ونشست ایفرد و آهگین برای ارزیابی استقامت عضلات شکمی است بدین منظور از بین دانشجویان داوطلب 32 دانشجوی پسر تربیت بدنی به صورت تصادفی انتخاب شدند برای بر آورد استقامت عضلات شکمی آزمون های دراز و نشست ایفرد و آهنگین اجرا شد از مدل آ ماری آنالیز رگرسیون و آزمون T برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد (P<0/05) نتایج تحقیق نشان می دهد همبستگی بین دو ازمون دراز و نشست ایفرد و آهنگین معنی دار است (0/65 = R) ارتباط معنی داری بین تکرار دراز و نشست آهنگین و متغیر های سن وزن قد شاخص توده بدنی محیط کمر محیط لگن و نسبت محیط کمر به لگن به دست نیامد همچنین نتیجه مذکور در مورد تکرار دراز و نشست ایفدر به دست آمد (به جز ارتباط معنی دار و منفی که بین تکرار دراز و نشست ایفرد و سن وجود داشت) با توجه به نتایج به دست آمده می توان از آزمون دراز و نشست آهنگین برای ارزیابی یا تقویت استقامت عضلات شکمی استفاده کرد ضمن اینکه آزمون اخیر برخی تردید هایی را که در مورد آزمون دراز ونشست ایفرد وجود دارد مرتفع می سازد
هفدهم دیماه 1314 روز اعلام رسمی ممنوعیت حجاب از سوی رضاشاه، از جمله وقایع بسیار مهم در تاریخ تحولات ایران به شمار میرود. این واقعه از نظر برخی، نتیجه طبیعی نهضت بانوان و تلاشهای آنان برای دستیابی به حقوق از دست رفته خویش قلمداد میشود. از این منظر، اقدام رضاشاه پهلوی مبنی بر کشف حجاب پایان طبیعی و نتیجه نهایی کلیه حرکتها و جنبشهایی بود که بانوان ایران از انقلاب مشروطیت به بعد پرچمدار آن بودهاند. مقاله حاضر بر آن است تا با نظر به نیم قرن تحولات مربوط به حضور اجتماعی زنان، تأثیر واقعه هفده دیماه را بر این روند مورد بررسی قرار داده و این دیدگاه را که ممنوعیت حجاب در حقیقت نوعی آزادسازی زنان و طلیعهای بر حضور فعال و مثبت آنان در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بوده است، به بوته نقد تاریخی بگذارد. حاصل این مطالعه تاریخی، ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که قضیه کشف حجاب نه تنها موجب امتداد نهضت بانوان و افزایش حضور اجتماعی آنان نشد، بلکه آن را دچار یک انقطاع تاریخی گرداند.
امروزه، گسترش بازارها، تنوع محصولات و افزایش تعداد شرکت های تولیدی، فضایی رقابتی را در بازار پدید آورده و درنتیجه شرکت ها ناچار به استفاده از راهبردهایی هستند که سودآوری و ماندگاریِ بیشتر آنها را در بازار به ارمغان آورد. در این میان، توجه بیش از اندازه به بقای شرکت و سودآوری آن، موجب انحراف توجه مدیران از یک اصل اساسی، یعنی اخلاق در مدیریت فعالیت های بازاریابی می گردد. اهمیت این امر به طور خاص در جوامع اسلامی بسیار چشمگیر است؛ بنابراین شناختِ معیارهای اخلاقی اسلام در فعالیت های بازاریابی و عمل به آنها، راهکاری است که نه تنها در چنین جوامعی به دلیل جلب مشتریان بیشتر، سودآوری شرکت ها را افزایش می دهد، ماندگاری آنها را نیز در بازار رقم می زند. بر این اساس، در این پژوهش با هدف شناسایی ارزش های اخلاقی اسلام در مدیریت فعالیت های بازاریابی، با بررسی متون دست اول اسلام (قرآن و روایات)، مجموعه ای از ارزش های اخلاقیِ مورد تأکید این دین الهی، بررسی و ارائه شده اند.
نوشتار حاضر مروری بر تاریخ و عقاید پیروان یکی از ادیان قدیمی به نام «صابئان» است که مدتهاست در کشورهای اسلامی ایران و عراق زندگی میکنند. هدف نویسنده از این نوشتار، آشنایی با حقیقت دینی و سیری در مناسک دینی آنهاست. این پژوهش با رویکرد نظری و مراجعه به اندک منابع متعلّق به آنها و نیز دیگر منابع، اطلاعات مهمی به دست می دهد. یافتههای این پژوهش عبارتند از: صابئان به دو گروه اصلی حرّانی و مندائی تقسیم میشوند. گروه نخست در شمال عراق و گروه دوم، بیشتر در استان خوزستان ایران زندگی میکنند و دارای مناسک مشترک و نیز متفاوت هستند. با وجود آنکه مندائیان تاریخ خود را به حضرت آدم علیه السلام برمیگردانند، اما به دلیل عدم تبلیغ دین خود، ابهامات فراوانی راجع به آنها وجود دارد. آنها دارای خط، زبان و نیز کتب مقدّس مخصوص به خود هستند. ضمن آنکه باید اذعان کرد که از وضعیت آنها هنگام ظهور اسلام، اطلاعات چندانی در دست نیست.
بررسی پیوند علم و دین در اسلام، نه تنها از جمله مهمترین موضوعات اساسی عصر حاضر است، بلکه سابقهای دیرینه در تاریخ علم در تمدن اسلامی دارد. با این حال پیشرفت سرسامآور علوم مختلف در جهان غرب از یک سو و انحطاط علمی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی جهان اسلام از سوی دیگر، طرح این پرسش را در پی داشت که گویا اسلام با علم و دانایی مخالفت بنیادی دارد؛ از این رو عدهای بر این باور شدند که اسلام عامل اساسی عقبماندگی جهان اسلام است؛ به همین سبب زمینه ضدیت با اسلام از یک سو و غربگرایی، غربزدگی و تلاش برای غربی سازی جهان اسلام از سوی دیگر فراهم شد. عدهای نیز با این باور که این شیوه رویکرد به دین اسلام نادرست و غیرحقیقی است، راه اصلاحات را در پیش گرفته و به بازسازی اندیشه اسلامی پرداختند. این گفتمان که از زمان مرحوم «سیدجمال» و «شیخمحمدعبده» شروع شد، به دست شاگردان و پیروان آنان در دورههای بعد گسترش یافت تا اینکه به اسلامیسازی دانش انجامید.
بنیاد اساسی این گفتمان، وجود پایههایی از مبانی علم جدید در اسلام است که میتوان با بازنگری در شیوههای علمی اسلام، آنها را به جهان علم ارائه کرد. از سوی دیگر این گفتمان میکوشد با برقراری مجدد ارتباط میان «دانش» و «ارزش»، راه گذار از سکولاریسم را فراهم کند؛ البته این امر به معنای گسترش بیحساب علوم دینی و محدودسازی دانش جدید نیست؛ بلکه به معنای بهرهمند ساختن علوم و معارف بشری از دادههای وحیانی است.
آن گاه که حکمت الهی صفت ذات باشد، به این معنا خواهد بود که در ذات، جهل، راه ندارد، و هنگامی که صفت فعل باشد، یا منظور از آن اِحکام و اتقان افعال الهی است (اعم از افعال تکوینی یا اوامر و نواهی تشریعی)، و یا منظور هدفمند بودن فعل الهی است؛ چراکه انجام کار لهو و عبث، قبیح و به دور از شأن واجب تعالی و حکمت اوست. ازاین رو نظر اشاعره مبنی بر معلل به اغراض نبودن افعال الهی مردود و توجیهات و تأویلات آنان از آیات مربوط نیز، ناپذیرفتنی است؛ زیرا لازمة چنین نظریه ای انجام فعل قبیح از سوی خداست که محال خواهد بود؛ درحالی که ذات باری، صرف الوجود، واجب الوجود من جمیع الجهات، مستجمع صفات کمالیه و برخوردار از غنا و علم مطلق است و لازمه چنین وجودی، حکمت نیز هست. این مقاله در صدد است تا ضمن تبیین معنای اقسام حکمت الهی، برداشت های نابجای اشاعره را از برخی آیات قرآنی، نقد و بررسی کند.
مولانا جلال الدین محمد بلخی (604- 672هـ .ق) از پرکارترین شعرای ادبیات فارسی است که شعرش در اوج قله های بلند عرفان اسلامی جای دارد. گسترة عظیم آثار مولانا در عین اینکه کار در بارة او را دشوار میسازد، به محقق این فرصت را میدهد که در بررسی آراء وی، اسناد و مدارک کافی به دست آورد. نگرش مولانا به مسأله زن، از بهترین و مثبت ترین نگرشها در میان شعرا و عرفاست. البته این بدان معنی نیست که وی هیچ نظر و داوری منفی در بارة زن نداشته است؛ بلکه منظور این است که جنبههای منفی در برابر فراوان نظریات مثبت وی، نادیده گرفتنی و قابل گذشت است؛ نگارنده در مقالة حاضر میکوشد با ارائه دلایل و شواهد لازم، تمام دیدگاههای مولانا را در بارة زن مورد نقد و داوری قرار دهد.