اصل صلاحیت بر صلاحیت به معنی توانایی داور در تشخیص صلاحیت خود است. این اصل برای حمایت از کارایی داوری به عنوان وسیله حل و فصل اختلافات مطرح شده است. جایگاه واقعی این اصل زمانی است که در اعتبار یا دامنه موافقت نامه داوری تردید وجود دارد. رویه قضایی و دکترین فرانسه حدود این اصل را مشخص نموده اند، در حالی که این اصل در حقوق ایران ضابطه مند نشده و شناخت جامعی نسبت به آن وجود ندارد. بموجب اصل مزبور طرح مستقل دعوای ابطال موافقتنامه داوری در دادگاه مورد پیدا نمی کند و در جایی که موافقتنامه داوری آشکارا باطل یا غیر قابل اجرا است از جمله در زمینه قراردادهای مصرف کننده و کارگر موجب نفی صلاحیت دادگاه نمی شود. لذا در این مقاله پیشنهاد شده است که در قانون آیین دادرسی مدنی ماده ای به بیان صریح این اصل اختصاص یابد.
این پژوهش با هدف طراحی مدل مدیریت دانش بر مبنای عوامل بومی مؤثر بر مدیریت دانش با رویکرد تئوری داده بنیاد انجام شده است. نوع مطالعه از طیف مطالعات کیفی و به روش نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری شامل همه افراد آگاه در حوزه مدیریت دانش سازمان بسیج استان آذربایجان شرقی می باشد. نمونه گیری به روش هدفمند بوده و حجم نمونه با استفاده از این روش و رسیدن به حد اشباع نظری 31نفر تعیین گردیده است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه عمیق و نیمه ساختمند است. تجزیه و تحلیل داده ها با رهیافت نظام مند نظریه داده بنیاد به کمک نرم افزار MAX-QDA انجام شده است. مطابق این رویکرد در مرحله کدگذاری باز، عبارات مستخرج از مصاحبه ها که مختص فضای سازمان بسیج و برگرفته از فرهنگ وتفکر بسیجی می باشند که در 230 کد اصلی و 70 مقوله خلاصه شده و در کدگذاری محوری 27 طبقه شناسایی گردیده است. در مرحله نمایش بصری، مدل مورد نظر مطابق الگوی پاردایمی با دسته بندی کدهای کلیدی در شش دسته طراحی شده است. اعتبارسنجی پژوهش با استفاده از چهار معیار اعتبارپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری، انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش، مفاهیم طرح شده در شرایط علّی باعث ایجاد و توسعه پدیده یا مقوله محوری یعنی مشارکت عموم اعضای بسیج در فرآیندهای مدیریت دانش می شود. از طرفی شرایط زمینه ای و مداخله گر مکشوف با تأثیرگذاری بر کنش ها و تعاملات، منجر به اجرای صحیح راهبردهای فرآیند مدیریت دانش در سازمان بسیج و در نتیجه ظهور پیامدها و تحقق ارزش آفرینی یعنی معرفت الهی و رشد معنوی، تبدیل شدن به سازمان پیشرو و دانش آفرین، افزایش بهره وری، ارتقاء روحیه جهاد علمی، ارتقاء روحیه مردم یاری، افزایش اعتماد عمومی به بسیج و نیز غرور ملّی و یأس دشمنان می گردد.
از مهمترین مضامین در علوم اسلامی و علوم انسانی، فهم دقیق معنای متن است. هرمنوتیک از شاخه های علوم انسانی است که به بح ث در مبانی نظری تفسیر و فهم متن می پردازد. علم اصول فقه نیز هدف مشابهی را دنبال می کند. زیرا وظیفه ی آن، استنباط حکم شرعی از متون و منابع دینی است و از این روست که اصولیان در بحث الفاظ ناگزیر به کشف قواعد فهم متون هستند. فقیه در استنباط احکام از متن کتاب و سنت، یعنی قرآن و احادیث اسلامی استفاده می کند، و ضرورت استفاده از این متون باعث شده است که حدود نیمی از مباحث اصول فقه مصروف بیان قواعدی شود که راهنمای چگونگی بهره گیری از الفاظ کتاب و سنت در استنباط احکام هستند. این بخش را «مباحث الفاظ » نامیده اند، و از اینجاست که بحث رابطه این بخش از اصول فقه با هرمنوتیک معاصر به میان می آید و ضابطه تفهیم و تفهم میان گوینده و مخاطبی که با یکدیگر هم افق نیستند، مطرح می شود. در منابع اصولی معمولاً چند نظریه در مسأله فهم دقیق معنای متن ذکر می شود که نشان از پدیدار شناسی مساله هرمنوتیک قبل از مطرح شدن آن توسط شلایر ماخر متکلم و ادیب آلمانی در قالب نظریات اصولی دارد که اهمّ آنها شامل: نظریه مصداقی معنا، نظریه تصوری معنا، نظریه طبیعی معنا، نظریه حکایی معنا، ماهیت معنا می باشند. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی همراه با گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای انجام می گیرد، به بررسی مبانی مشترک میان اصول فقه و هرمنوتیک کلاسیک پرداخته شده است
سنایی غزنوی شاعر قرن ششم، از مهم ترین شخصیت های فرهنگ آفرین به شمار می آید. آنچه از او به دوران سازی سنایی یاد می شود، معلول آفرینش زمینه هایی در شعر فارسی است که پیش از سنایی چندان برجسته نبوده است و پس از او نیز بسیاری وامدار نگاه وی هستند. ازاین منظر فرهنگ آفرینی سنایی در قلمرو معنوی ایران به سبب تأثرات عدیده ی او در ذهن و ضمیر شاعران پس از خود آشکار است. یکی از بارزترین وجوه فرهنگ آفرینی سنایی در قلمرو شعر قلندرانه و مغانه است، به گونه ای که غالب بن مایه های قلندری سنایی در اشعار شاعران تبیین و پرورده می شوند. برخلاف نگاه رایج به قالب قصیده که عموماً آن را محملی برای زهدیات و اندرز و مدح می دانند، سنایی از قالب قصیده به سبب فضای توصیفی آن، برای بیان آموزه های قلندری خود استفاده کرده است. پس از بررسی تمام قصاید سنایی ازمنظر زمینه های قلندری و خراباتی، به این نتیجه رسیده ایم که مؤلفه های قلندری که سنایی جهان بینی معنوی- ادبی خود را در ساحتی سمبلیک بر آن استوار داشته است، عبارت اند از: تعارض پارادایم های مقدس با پارادایم های کفرآمیز و خراباتی، نقد و طرد عرفیات و تابوها، شطح و طامات به مثابه ی قلندریات، دفاع از ابلیس، ارزشمندی کفر همچون ایمان، تکیه بر ملامتی گرایی، رندی نمون الگوی قلاشی و آفرینش معشوقی در شمایل قلندرانه و لاابالی گرایانه. فرهنگ آفرینی سنایی در ساحت قلندری ازآن جایی آشکار شد که با تحلیل آثار شاعران معاصر و نیز شاعران پس از او مانند عین القضات همدانی، عطار، مولانا، حافظ و عراقی به این مطلب رهنمون شدیم که اینان از مؤلفه های چندگانه ی قلندری سنایی به گونه ای الهام گرفته اند.
یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی بازارهای سرمایه، اطلاعات حسابداری است. در میان اطلاعات حسابداری، سود هر سهم یکی از مهم ترین و اثرگذارترین اطلاعات در شکل گیری واکنش سرمایه گذاران است. بر اساس دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات شرکت های ثبت شده نزد سازمان بورس اوراق بهادار تهران، شرکت های بورسی موظفند پیش بینی عملکرد سالانه و نیز پیش بینی بر اساس عملکرد واقعی3، 6 و 9 ماهه را افشا کنند. با توجه به افشای این اطلاعات توسط شرکت های بورسی، بررسی تأثیر گذاری این اطلاعات برای استفاده کنندگان لازم به نظر می رسد. هدف این تحقیق سنجش اثر افشای این سودهای میان دوره ای بر واکنش سرمایه گذاران است، بر این اساس سه فرضیه مبتنی بر اثر گذاری هر یک از این سودهای پیش بینی شده تدوین شد. فرضیات تحقیق با استفاده از اطلاعات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال-های1383 الی 1394 مورد آزمون قرار گرفت. نهایتاً نتیجه تحقیق نشانگر بهبود مدل واکنش به سود و معناداری هم زمان سودهای پیش بینی شده بود.
نقد دولت و نخبگان حاکم بخش مهمی از حیات سیاسی توده ها را تشکیل می دهد؛ اما کنش سیاسی فرودستان در عصر پیشامشروطه، به جز موارد نادر شورش و بلوا، در فرهنگ عامیانه آنها بازتاب یافته است. در این میان، ترانه از متداول ترین قالب های ادبی فرهنگ عامیانه بود. توده ها مجبور بودند برای مصون ماندن از تعرض ماموران دولت، اعتراض یا دیدگاه سیاسی خود را با استتارهای ساده یا پیچیده در سطح جامعه مطرح کنند. ظرفیت های شفاهی فرهنگ عامیانه امکان استتار ساده را در اختیار آنها می گذاشت و در استتار پیچیده، با بهره بردن از تمثیل و رمز، ترانه هایی را می آفریدند که امکان دو خوانش سیاسی و بی ضرر از آنها وجود داشت. این پژوهش تلاش می کند تا به این پرسش ها پاسخ دهد که ترانه های عامیانه سیاسی در عصر پیشامشروطه در دوران قاجاریه چه درون مایه هایی داشتند و استتار این مضمون ها در ترانه ها با استفاده از چه روش هایی انجام می شد؟ فرض پژوهش این است که درونمایه این ترانه ها بیشتر بر نفی عناصر سازنده «نمایش عمومی دولت» استوار بود. همچنین تهدید پوشیده دولت و دادخواهی از مضامین دیگر این ترانه ها بودند. توده ها برای استتار این درون مایه ها از شیوه هایی همچون تلطیف تهدیدها، وارونگی نمادین، یادبود فرمانروای نیک سرشت و شاه دوستی ساده لوحانه بهره می بردند. چهارچوب مفهومی پژوهش نظریه «روایت های نهانی» جیمز سی. اسکات است.
محیطی که حسابرسی صورت های مالی در آن انجام می شود، عرصه ای پیچیده است که بر پایه هایی ذاتاً شکننده بنا نهاده شده است. استقلال حسابرس از طرفی، از جمله بااهمیت ترین ویژگی های ارائه خدمات حسابرسی مستقل است و از طرفی دیگر، عدم پایبندی به آن از جمله مهمترین تهدیدها برای حرفه حسابرسی مستقل به شمار می رود. پژوهشگران زیادی خاطر نشان کرده اند که مهمترین موانع استقلال حسابرسان، برخاسته از مسائل مالی هستند. بیم از دست دادن صاحبکاری که حق الزحمه خدمات حسابرسی یا غیرحسابرسی را می پردازد، تأثیری چشمگیر بر قضاوت های حسابرس دارد. این در حالی است که استقلال در واقع، مفهومی انتزاعی است که به طور مستقیم قابل مشاهده نیست و اغلب آن را به عنوان حالتی ذهنی توصیف کرده اند که به مفاهیمی همچون بی طرفی، صداقت، امانت و شخصیت ارتباط دارد. از سوی دیگر، واژه بیم دارای مفاهیم قابل درکی در فرهنگ لغات است. حال آن که در این مطالعه، ضمن موشکافی از مشکلی که هم اکنون بسیاری از حسابرسان شاغل به آن اذعان دارند، با شناسایی عوامل مرتبط با بیم از دست دادن صاحبکار، مدلی تجربی برای اندازه گیری آن با استفاده از اطلاعات موجود در صورت های مالی و بازار ارائه گردید. به این منظور از دیدگاه های چهارده نفر از خبرگان حرفه و دانشگاه، داده های 132 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1386 تا 1395، رگرسیون چندمتغیره، تکنیک تحلیل عاملی و آزمون t دونمونه ای استفاده شد. بررسی ها و پردازش های به عمل آمده منتج به ارائه مدلی مشتمل بر هفده متغیر گردید که در بررسی های تکمیلی، قدرت آن مورد تأیید قرار گرفت. ارائه مدل مذکور منجر به افزایش پژوهش های تجربی در حوزه استقلال حسابرس و متعاقباً افزایش دانش در این حوزه می گردد. همچنین این مدل قابلیت استفاده توسط اعضای حرفه حسابرسی برای تبیین عوامل تعیین کننده بیم از دست دادن صاحبکار را دارد. علاوه براین، تبیین این مدل می تواند به توسعه ادبیات مربوط به حسابرسی به طور عام و کیفیت، استقلال و جابه جایی حسابرسان به طور خاص کمک کند.
در مقاله حاضر به بررسی تاثیر تسهیلات اعطایی بانکها در قالب تسهیلات تکلیفی و غیر تکلیفی به عنوان یکی از مهمترین عوامل موثر بر سرمایه گذاری در بخش های صنعت و معدن و کشاورزی پرداخته شده است که مشخص شود تا چه حدلازم است برای توسعه سرمایه گذاری در این بخشها چنین تسهیلاتی پرداخته شود . در طی سالهایی که اعتبارات به دو صورت تکلیفی و غیر تکلیفی بوده ، هر یک از این عوامل به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته است .برآورد با استفاده از مدل سرمایه گذاری ارایه شده توسط فرای ، و روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط (SUR ) انجام گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که اگر در مدل سرمایه گذاری، متغیرهای تسهیلات تکلیفی و غیر تکلیفی به تنهایی بکار گرفته شوند، ضرایب بی معنی خواهد شد و در صورتیکه حجم کل تسهیلات در نظر گرفته شود، ضریب حجم کل تسهیلات ( مجموع تسهیلات تکلیفی و غیر تکلیفی ) معنی دار خواهد بود . درنتیجه ، آنچه بر سرمایه گذاری در دو بخش تاثیر گذار است ،حجم اعتبارات میباشد .این موضوع بیان می کند که به دلیل حجم محدود اعتبارات کنترل شده ، سیاستهای کنترل اعتباری با هدف تاثیر گذاری بر بخشهای اقتصادی تاثیر قابل توجهی بر بخشهای اقتصادی ندارد.
هدف پژوهش حاضر، تعیین وضعیت ابعاد بازاریابی کالاها و خدمات کتابخانه های دانشگاه های دولتی استان اصفهان است. این ابعاد عبارت اند از بازارشناسی، بازارگرمی، بازارداری، بازارسنجی، بازاریابی، بازارگرایی، بازارسازی، بازارگردی و بازارگردانی. پژوهش به روش توصیفی - پیمایشی انجام گرفته و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 168 کتابدار شاغل در کتابخانه های دانشگاه های دولتی استان اصفهان است که از میان آنها 117 نفر بر اساس فرمول کوکران انتخاب شد. روایی محتوای پرسشنامه و پایایی آن با مقدار آلفای برابر با 92/0 به تأیید رسید. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و با نرم افزار اس.پی.اس.اس انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد میانگین و انحراف معیار ابعاد بازاریابی محصولات و خدمات کتابخانه ای در کتابخانه های دانشگاهی استان اصفهان به ترتیب 50/3 و 52/0 است. همچنین یافته ها نشان دهنده سطح معناداری 0001/0 بوده که کوچک تر از مقدار 05/0 است. باتوجه به سطح معناداری، میانگین ابعاد بازاریابی اختلاف معناداری با حد وسط طیف لیکرت دارد و بزرگ تر از حد متوسط است؛ بنابراین با اطمینان 95 درصد، ابعاد بازاریابی محصولات و خدمات کتابخانه ای در کتابخانه های دانشگاهی استان اصفهان بیشتر از حد متوسط است و در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. همچنین، میانگین ها نشان می دهد در بین ابعاد بازاریابی خدمات و محصولات کتابخانه ای، بیشترین میانگین مربوط به بعد بازارگرایی و کمترین میانگین مربوط به بعد بازاریابی است. نتایج پژوهش نشان می دهد فعالیت های مربوط به هریک از ابعاد بازاریابی در کتابخانه ها وضعیت نسبتاً مطلوبی دارند و کمترین فعالیت ها مربوط به بعد بازاریابی است که نتایج پژوهش لزوم تلاش برای ارتقای این بعد در کتابخانه ها را نشان می دهد. همچنین، فعالیت هایی مانند وجود بخش مجزّا برای بازاریابی یا وجود واحد روابط عمومی به بهبود وضعیت این بعد از بازاریابی کمک می کند.
هدف مقاله حاضر بررسی چالش ها و مزایای شبکه اجتماعی از منظر توجه به یادگیری جمعی بود. بدین منظور گروه انجمن مطالعات برنامه درسی به عنوان جامعه و اعضای فعال مشارکت کننده در آن به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند و از آنها با استفاده از مصاحبه باز و ساختار نیافته به عمل آمد.نتایج تحقیق فوق حاکی آن بود که عمده چالش های موجود در این شبکه اجتماعی عبارتند از:یادگیری سطحی، فشارهای ناشی از نظام رسمی، بازده یاگیری کم، عدم وجود سازماندهی. مزایا این شبکه اجتماعی عبارت بود از:افزایش یادگیری تصادفی، افزایش تعامل بین دانشجویان،افزایش تعامل با اساتید،افزایش رشد حرفه ای.
حاکمیت اسلامی در عصر اخیر خواستار بازسازی چهره سیاسی خود در قالب عرضه تمدن نوین اسلامی به ملل و آحاد می باشد . این جریان که در قالب حاکمیت دینی بر رفتار سیاسی جلوه نموده است به دلیل عدم پشتوانه سازی مناسب جریان فقاهت به توفیقی مستلزم شأن خود فائق نیامده است . بسترسازی نامتوازن تحت اشراف ظنون خاصّه حواله ای جز گسست پیوندهای حاکمیتی و اجتماعی را در پی نداشته است . از این رو با توسعه این دیدگاه تطابق اصل کاربست تظنّن عقلائیه و بهره گیری از خرد جمعی در جهت شکل گیری جامعه ای آرمانی ظهور می یابد . این پژوهش با بهره گیری از نظریات امام خمینی در باب اسلام تمدن ساز بر آن است که ، تمدن نوین اخلاقی که مثبت رویکردی جدید در پیش پای حاکمیت فقهی می باشد با بهره ای خاص از اولویت فقه تمدن ساز با عنوان ظن عقلانی اخلاق مدار به حیاتی متعالی به نام تمدن دست می یابد و این امر مقصودی است که در این مجال ملزم پنداشته شده است که رویکرد جز در سایه پالایش فقه عقلانی و اخلاقی با محوریت آزادی و مدارا استوار نمی گردد.
شهرگرایی به کیفیت متمایز اجتماع انسانی یا شیوه ی زندگی که ویژگی شهر است اشاره می کند. شهرگرایی برخلاف شهرنشینی فرایند رشد شهری نیست بلکه مرحله ی نهایی و نتیجه ی شهرنشینی محسوب می شود. در این بررسی شهرگرایی و تأثیر آن بر ایستار و رفتار شهروندان شهر تهران با تأکید بر نظریه لوئیس ورث و نظریه های مکتب شیکاگو مورد مطالعه قرار گرفته است. ایستارهای فرهنگی اجتماعی با شاخص هایی چون خودبیگانگی، عقلانی شدن کنش فردی، کاهش انسجام اجتماعی، کاهش پیوند عاطفی وافزایش فردگرایی مورد سنجش قرار گرفته اند. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه است. حجم نمونه 390 نفر از افراد (اعم از مرد و زن) 60-20 ساله ی ساکن در پنج منطقه ی تهران تعیین شده است که نمونه ها بصورت تصادفی با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. یافته های پژوهش بر حسب محاسبه ی ضریب همبستگی پیرسون مبین وجود رابطه ی معنادار بین شهرگرایی و عقلانی شدن کنش فردی، کاهش انسجام اجتماعی و افزایش فردگرایی است. ولی بین شهرگرایی و از خودبیگانگی فردی و کاهش پیوند عاطفی رابطه معنی دار نبود.
زندگی در شهرهای امروزی در تعامل با شرایط مختلف محیطی، اجتماعی اقتصادی، زیرساختی، بهداشتی، امنیتی، سیاسی و فرهنگی شکل می گیرد. حاصل این تعامل، کیفیت زندگی شهری را شکل می دهد. به طور کلی کیفیت زندگی با دو دیدگاه عینی [1] و ذهنی [2] ارزیابی شده است. تحقیقات انجام شده در این زمینه عمدتا در قالب مطالعات اجتماعی و در مقیاس های جغرافیایی کلان (کشورهایاشهرها) انجام شده و به تفاوت های فضایی کیفیت زندگی در محیط های پیچیده شهری توجه کمتری شده است. علاوه بر این کیفیت زندگی به عنوان یکی از ویژگی های محیط جغرافیایی، مفهومی پویا است. به این معنا که در بستر مکان و در طی زمان،این ویژگی تغییر می کند. مدل سازی مکانی زمانی این مفهوم می تواند به پایش کیفیت زندگی شهری و برنامه ریزی برای بهبود آن کمک نماید. هدف این مطالعه ارائه چهارچوب و فرآیندی جهت مدل سازی مکانی زمانی کیفیت زندگی شهری می باشد. به منظور مدل سازی مکانی کیفیت زندگی، ابتدا شاخص های مؤثر در نظر گرفته شد و سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی وزن دهی گردید. در ادامه با استفاده از مدل فازی گاما و روش همپوشانی و یکور- فازی شاخص ها تلفیق شدند. با توجه به متغیربودن شاخص های زیست محیطی و برخی از شاخص های زیرساختی/کالبدی در فصول سال، مدل سازی زمانی کیفیت زندگی بر اساس رویکرد نمایش لحظه ای [3] در مقیاس فصلی انجام شد. به منظور ارزیابی فرآیند توسعه داده شده، کیفیت زندگی در سطح بلوک های شهری در مناطق 3، 6 و 11 شهر تهران مدل سازی گردید. بر اساس نتایج حاصل از مدل سازی مکانی، بخش های شمالی محدوده (منطقه 3) از کیفیت زندگی مطلوب تری برخورداراست، درحالی که به سمت جنوب محدوده، مطلوبیت کاهش می یابد. بررسی شاخص خودهمبستگی مکانی موران (بزرگتراز 35/0 برای نتایج هر دو مدل و همه فصول) برعدم تصادفی بودن نحوه توزیع و یژگی کیفیت زندگی در بلوک های شهری تأکید دارد و وجودالگوی خوشه ای در محدوده مورد مطالعه را نشان می دهد. نتایج مدل سازی زمانی نشان داد که اغلب بلوک ها در فصول بهار و پاییز از نظر زیست محیطی شرایط مطلوب تری نسبت به فصول زمستان و تابستان دارند. برعکس در بعد زیرساختی/کالبدی فصل تابستان وضعیت مطلوب تری را نسبت به سایر فصول نشان می دهد. [1] - Objective [2] - Subjective [3] - Snapshot
هدف: پژوهش حاضر با هدف کلی مطالعه تربیت شهروندی در مکتب اسلام و ارائه الگویی برای تربیت شهروندی دانش آموزان دوره ی ابتدایی صورت پذیرفته است. روش: این پژوهش ترکیبی است که در مرحله کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی و در مرحله کمی از تکنیک دلفی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش در مرحله کیفی شامل اندیشمندان و صاحبنظران اسلامی است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در مورد تربیت شهروندی در اسلام اظهار نظر نموده اند که در این بین به شکل هدفمند افکار و اندیشه های ایشان در مقالات، کتب، مجلات، رساله های دکتری و سایت های اینترنتی بررسی، و این فرایند تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. همچنین، جامعه آماری در مرحله کمی شامل خبرگان حوزه تربیت شهروندی بود که به شکل هدفمند 15 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. برای جمع آوری داده های کیفی از فیش برداری و داده های کمی از پرسشنامه استفاده شد. با کاربرد تکنیک تحلیل محتوا و کدگذاری باز، محوری و انتخابی داده های جمع آوری شده تحلیل گردید. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از شناسایی 30 مؤلفه جهت تربیت شهروندی از منظر اسلام در ابعاد چهارگانه اخلاقی-اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بود که در ادامه 22 مؤلفه از قبیل "انسان در جستجوی خداوند ، لزوم تربیت دینی، مهرورزی و بخشش در پرتو تربیت، احیای باورهای فطری، پرورش روحیه عدالت خواهی، توجه به میانه روی ، قانون گرایی، تأکید بر مشورت و پذیرش خردجمعی، تشویق پرسشگری، منزلت سخت کوشی ، قناعت پیشگی و ... به عنوان مؤلفه های الگوی تربیت شهروندی در دوره ابتدایی شناسایی شد. نتایج: تربیت شهروندی برآمده از رویکرد اسلامی می تواند به عنوان الگویی جهانشمول و کامل در خدمت تربیت دانش آموزان دوره ابتدایی قرار گیرد.
زرتشتیان ایران، تا دوره سلطنت ناصرالدین شاه، فاقد نهاد آموزشی مستقل بوده و همین موجب عدم پیشرفت آنان در مراتب دیوانی و اقتصادی می شد. جرقه ایجاد چنین نهادی اوایل دوره ناصری، با پشتیبانی مالی زرتشتیان هند، به طور خاص شخصی به نام مانکجی که درصدد بهبود وضعیت اجتماعی زرتشتیان یزد بود، زده شد. اقدامات مانکجی نوع اندیشه خاصی را برای جلب حمایت زرتشتیان یزد از نهاد نوین آموزشی ترویج می کرد. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که چه چالش هایی از درون این جامعه، در مقابل تأسیس یک نهاد آموزشی، ایجاد شده و زمینه های عمومی جامعه ایران و پیشینه نهاد های آموزشی چه تأثیری بر واکنش های اجتماعی داشتند؟ اندیشه هایی را که توسط ماکنجی برای تشویق زرتشتیان ایران به ساخت مدارس نوین، مطرح کرده است با استفاده از نظریات جامعه شناسی در باب شکل گیری نهاد اجتماعی و به طور خاص با مقایسه نهادینه شدن خودخواسته (Self-enforcing) و یا تبدیل نهاد متصور (Imagined Institution) به نهاد استقراریافته (Enacted Institution) بررسی شده و اندیشه های مطرح شده و فعالیت های انجام شده در راستای تأسیس نهاد آموزشی زرتشتی ریشه یابی و تحلیل می شوند. انگیزه ایجاد نهاد آموزشی برای زرتشتیان از آموزه های سنتی آنان گرفته شد، از آن جا که تأسیس نهاد نوین آموزش برای کودکان زرتشتی، مقدم بر دیگر اقشار بود، ارزیابی سیر تحولات آن، درباب روند اقتباس آموزش نوین، پاسخ دهنده ابهاماتی از تاریخ معاصر ایران خواهد بود.
تبیین پدیده ها و وقایع نوپدید در حوزه های مختلف با استفاده از نظریه ها و راهبردهای کلان و میان رشته ای، از جمله ابزارهای کاربردی برای فهم بهتر این پدیده ها به منظور اتخاذ رویکردهای مدیریتی – اجرایی مناسب در مقابل آن ها است. از اینرو فهم مفهوم «جرم حکومتی» به مثابه نقض نظام مند حقوق شهروندان توسط حکومت، ذیل «نظریّه بازی» به عنوان یکی از نظریّه های راهبردی برای تبیین پدیده ها و وقایع در عرصه های علوم اجتماعی و روابط بین المللی، موضوعی است که هم از منظر درک و ارتقاء ادبیات موسوم به جرم حکومتی، و هم از نظر توجه به جنبه عینی و عملی بایسته های شناسایی و پاسخ دهی به جرایم حکومتی، واجد توجه می باشد. از اینرو در نوشتار حاضر، با تلقی حکومت و شهروندان به مثابه دو کنشگر اصلی عرصه های مختلف، و با بهره گیری از اصول و ارکان نظریّه بازی، اینگونه استدلال شده است که کنشگران شرکت کننده در یک بازی دارای عقلانیّت بوده و با محاسبه سود و زیان احتمالی خود در فرآیند بازی شرکت کرده و در پی کسب حداکثر سود و حداقل زیان هستند. این کنشگران در نقطه ای موسوم به نقطه زینی - که در آن هر یک از کنشگران میزانی از سود و زیان را به دست آورده اند - به تعادل می رسند؛ این نقطه، نقطه ای است که دیگر امکان دریافت سود بیشتر و زیان کمتر برای هیچ کدام از طرفین وجود ندارد و در صورت ادامه بازی دچار کاهش سود و افزایش ضرر خواهند شد. در نهایت نیز این گونه نتیجه گیری شده است که حکومت ها با ابزارهایی نظیر وارد ساختن کنشگران دیگر به عرصه بازی خود با شهروندان، استفاده از رانت ها و ابزارهای اطلاعاتی، تغییر دادن قواعد و مقررات حاکم بر بازی، باعث بر هم خوردن تعادل و جابه جایی نقطه زینی به سوی خود شده و بدین سان موجبات نقض نظام مند حقوق شهروندان را فراهم می آورند.
Safety policies are implemented in the organizations to reduce occupational accidents and prevent waste of resources. Numerous measures will reduce the failure to implement occupational safety policies. In this research, these factors are identified and ranked.This research is applied and adopts survey as its strategy. The research population consists of 15 Safety managers in Kerman province who are selected through non-random and purposive sampling. Data collection tools are interviews and questionnaires and FMEA technique and integrated approach of AHP and fuzzy TOPSIS are used to analyze the data. Based on the findings, important and effective measures to reduce the failure of safety policies implementation include reducing the change of managers and requiring new managers to implement safety policies, developing scientific programs in accordance with the organization's capabilities.According to the research findings, it is necessary for organizations to pay more attention to creating and strengthening the structure of safety units by carefully planning and changing the approach of managers.