The present study was designed to investigate the effects of positive social-comparative feedback on motor learning and self-efficacy of a throwing motor skill in individuals with ADHD. The subjects were 44 adolescents with ADHD in the age range of 15 to 18 years old and were randomly and equally divided into two groups: positive social-comparative feedback and control group. Motor task consisted of throwing bean bags with the non-dominant arm at a target on the ground. The participants completed the pretest (10 trials), an acquisition phase including 6 blocks of 10 trials, and a retention test consisting of 10 trials. The participants in the positive social comparison feedback group were informed that their throws on the previous block were, on average, better than the throws of the other participants in this group. Prior to pretest, each block, and before the retention test, all participants completed the self-efficacy scale. Dependent measures were throwing accuracy scores and self-efficacy. Independent t-test and analysis of variance (ANOVA) with repeated measures were employed to analyze the data. Positive social comparison feedback group throwed the bean bags significantly better in the acquisition phase and the retention test compared to the control group. In addition, positive social comparison feedback group reported significantly higher self-efficacy scores in the acquisition phase and the retention test in comparison to the control group. Our findings indicated that enhanced expectancies benefited individuals with ADHD to enhance their performance and learn a novel motor skill
Historic urban areas are a significant part of each city not only due to having irreplaceable cultural and social resources, but also due to their attractive patterns of life. They have being threatened by strong development trends. This paper aims to investigate the impacts of redevelopment trends in the historic city of Shiraz, Iran. The paper begins by highlighting historical development in the different periods such as Atabakan, Safaviyeh, Zandiyeh, Qajar and Contemporary period; and then, it investigates types of heritage in Shiraz, and, the impacts of modernization trends on the historic urban area of the city. The purpose of the present study is to investigate some of the problems involved in the conservation of the historic settlements in Iran with particular emphasize to the historic settlement of Shiraz city. This study found that confrontation between strong development trends and urban heritage conservation led to loss of numerous tangible and intangible heritages in Shiraz.
آمیختگی و تداخل زبانی در دو زبان از خصایص فرهنگی و طبیعی ارتباط میان زبانهاست. ورود فرهنگ ها و تبادل آن بر اثر عواملی چون جنگ، دین، تجارت، مهاجرت و پژوهش، نوع عمیقی از ارتباط بین زبانها را رقم می زند. این گفتگوی زبانی مبنای تاثیرگذاری های مهمی بویژه از جنبه واژگانی و دستور زبان شده است؛ یعنی واژگان و نظام دستوری و به نوعی کلام هر دو زبان در بافت یکدیگر نفوذ می کنند. این اثرگذاری در دوره کنونی با ورود فضای مجازی و اینترنت جهانی به یک ساختار و فرم جدیدی تغییر شکل داده و نوع جدیدی از گفتمان زبانی را در حوزه زبان مقصد ایجاد کرده است. این تداخل زبانی میان زبان مجازی و زبان معیار جامعه، در حوزه آموزش زبان و یادگیری غیرفارسی زبانان مشکلاتی را برای آموزندگان بهوجود می آورد. لذا این پژوهش، با روش تحلیلی- توصیفی در صدد پاسخگویی به این مساله است که نقش و جایگاه این فضای نوظهور در اختلالات زبانی و شکل گیری بحران در سطح آموزش به چه صورت و شاکله ای قابل تعریف، دسته بندی و ارائه است. در نتیجه تلاش می کند به سرفصل های مهم این تداخل و تهدیدهای ناشی از آن اشاره کند و با یک تحلیل در سه حوزه واژگانی، آوایی و نحوی به یک بخش بندی مشخص در جهت بازشناسی تفکیکی خطرات پیش روی آموزش زبان فارسی بپردازد. در زبان مجازی واژگان و ساختار نوشتاری متعدّدی به سرعت برساخته یا تحریف شده است که علی رغم تغییر فرم واجی و نوشتاری و همچنین تغییر در نظام دستوری و نحوی زبان، بسیاری از واژگان بدیع و نوساخته ای را نیز وارد چرخه زبانی کرده است که بشدت زبان مقصد را درگیر تحوّل معنایی و کاربردی می کند، به گونه ای که تنها صورت نوشتاری در یک فرم مشترک نمایان می شود و معنا و حوزه کاربردی کاملا با یکدیگر متمایز خواهد بود.
اهداف: هماهنگی و اختلاف بین والدین درباره علائم هسته ای اختلال نقص توجه بیش فعالی ((ADHD و مشکلات برونی سازی مرتبط با آن در تشخیص این اختلال از دلالت های بالینی برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان توافق و اختلاف درجه بندی های والدین در مورد بیش فعالی/ تکانشگری، نقص توجه، مشکلات رفتاری و بدتنظیمی هیجانی در کودکان مبتلا به ADHD است. مواد و روش ها: روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کودکان 6 تا 10 ساله مبتلا به ADHD بود که در فاصله زمانی شهریور تا آبان 1388 به درمانگاه های روان پزشکی کودک و نوجوان شهر تهران مراجعه کرده بودند. تعداد نمونه 51 کودک بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند و توسط والدین به صورت جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. پرسش نامه ها شامل مقیاس درجه بندی SNAP-IV، پرسش نامه رفتار کودک آیبرگ و فهرست تنظیم هیجان بود. یافته ها: والدین در تمام مقیاس ها / زیر مقیاس ها به جز بدتنظیمی هیجانی از توافق متوسط برخوردار بودند. توافق والدین در مورد مقیاس تنظیم هیجانی در محدوده نسبتاً کم بود. مادران در همه حیطه ها به جز نقص توجه، نمرات بالاتری در مقایسه با پدران ارائه کردند. استرس فرزندپروری مادر و سطح تحصیلات والدین، اختلاف درجه بندی های والدین را پیش بینی کرد. نتیجه گیری: اختلاف درجه بندی های والدین در مورد علائم و مشکلات کودکان دبستانی مبتلا به ADHD معنی دار است و لازم است در تفسیر مقیاس های درجه بندی در این کودکان مورد توجه بالینگران قرار گیرد. در استفاده از مقیاس های درجه بندی برای ارزیابی ADHD استفاده از چند منبع اطلاعات پیشنهاد می شود.
یکی از مسائل مهم فلسفه دین، جهان شمولی و کیفیت پاسخگویی دین و قرآن به عنوان مهم ترین منبع معرفتی به مسائل نوپدید علی رغم نزول در شرایط خاص تاریخی است. در رویکرد تاریخ مندی قرآن که زادگاه آن کشورهای عربی است و بعضاً ملهم از مباحث هرمنوتیک فلسفی و القائات مستشرقان شکل گرفته، پیام های قرآنی تاریخ مند تلقی شده اند. این موضوع در جای خود به تفصیل نقد و دلایل اثبات فراتاریخی بودن قرآن به تفصیل بیان شده است، اما این امر حائز اهمیت و نیازمند تبیین است که در سبک بیانات قرآن، چه سازوکارهایی به کار رفته تا فراتاریخی بودن قرآن را تضمین کند؟ نوشتار حاضر به روش توصیفی-تحلیلی پس از بیان وجوه نافی تاریخیت قرآن مانند حل پارادوکس ظاهری بیان پیام های جاودانه به دنبال سبب نزول خاص و تاریخی نبودن نوع مکتوبات و معاهدات بشری و تعمیم این شیوه عقلایی به قرآن، به وجوه اثبات کننده فراتاریخی بودن قرآن مانند تعبیه سازوکار پاسخگویی به تمام مسائل نوپدید در دل قرآن با نصب مفسر معصوم، دلالت خطابات عام قرآنی و نیز مبارزه نفس گیر با فرهنگ جاهلی اشاره می کند و سپس نشان می دهد صنعت التفات، نتیجه گیری های کلی از حوادث جزئی، تجرید حوادث تاریخی از جزئیات، ضمیمه کردن پیام های کلی در لابه لای ذکر حوادث و غلبه جنبه هدایتی گزارش های تاریخی قرآن بر جنبه تاریخی، سازوکارهای پیش بینی شده برای فرازمانی و فرامکانی بودن پیام های قرآن اند.
در دین زردشتی، شواهدی مبنی بر وجود ازدواج موقت وجود دارد که می توان آن را با متعه یا ازدواج موقت در فقه امامیه تطبیق داد. اگرچه میان فقهای امامیه و اهل تسنن در تداوم مشروعیت این نوع ازدواج اختلاف نظر وجود دارد ، فقهای امامیه با استناد به قرآن و روایات قائل به تداوم آن هستند. این نوع ازدواج از نظر فقه امامیه مشروع است، اما برای انعقاد آن باید شرایطی احراز شود که در صورت وجود آن شرایط، چنین ازدواجی صورت می پذیرد. در دین زردشتی نیز، اگرچه مبحث مجزایی در رابطه با این نوع ازدواج وجود ندارد، با توجه به شواهد موجود در متون پهلوی باقی مانده می توان وجود چنین ازدواجی را تأیید کرد. در این پژوهش، نخست به مسئله ازدواج موقت در دین زردشتی با توجه به شواهد مستقیم و غیر مستقیم موجود در متون پهلوی پرداخته شده و سپس همین مسئله از منظر اسلام بررسی شده است. در پایان، به تطبیق موارد مطرح شده و تحلیل شباهت ها و تفاوت های آن ها اقدام شده است. بررسی ها نشان می دهد که ازدواج موقت در دو دین زردشتی و اسلام شباهت درخور توجهی به هم دارند؛ اگر چه گاه در اهداف و شرایط این نوع ازدواج تفاوت هایی نیز قابل مشاهده است.
زمینه و هدف: سرقت هویت استفاده غیر قانونی یا غیرمجاز از اطلاعات شخصی، متعلق به شخص دیگری به نفع خود است. سرقت هویت رفتار مجرمانه ای است،که سارقان هویت با دست یابی غیر مجاز به اطلاعات کاربران از این اطلاعات عمدتاً با انگیزه مادی در فضای سایبر سوء استفاده می نمایند. این پژوهش با هدف دست یابی به الگوی مناسبی از کشف جرم سرقت هویت، انجام شده است. روش: این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از تکنیک دلفی انجام شده است. جامعه این پژوهش کارشناسان و متخصصان جرم سرقت هویت در 8 استان از کشور ایران بود که تعداد 20 نفر از متخصصان حوزه سایبری به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب که پس از اجرای هر راند از فن دلفی، برای تعیین میزان توافق، از آزمون های آماری مقایسه میانگین ها و ضریب توافق کندال با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS ، استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته ها، الگوی جرم یابی سرقت هویت در 66 شاخصه، 11 مولفه و سه مقوله تنظیم گردید. مقوله های جرم سرقت هویت 1- زمینه ها وعلت های وقوع 2- شیوه و شگرد های مورد استفاده سارقان 3- روش های کشف سرقت هویت می باشد. نتیجه گیری: شناخت الگوی سرقت هویت در فضای مجازی، کارشناسان پلیس فتا را با علت ها زمینه ها و شیوه و شگردهای وقوع سرقت هویت در فضای مجازی آشنا نموده و به آنها در پیشگیری از جرم سرقت هویت کمک می کند.
دستیابی به توسعه در گرو شناخت جامع و آگاهی دقیق از امکانات، فرصت ها، توانمندی ها و محدودیت هایی است که در راه رسیدن به وضع مطلوب وجود دارد. به منظور شناسایی فرصت ها و کمبودها در توسعه توان کشاورزی در استان خوزستان و به منظور پهنه بندی میزان نیازمندی مناطق مختلف استان به ورود توان جدید از معیارهای کمبود سطح مکانیزاسیون، ضریب کهنگی عمر تراکتورها، نسبت هکتار بر تراکتور و میانگین هارمونیک عملکرد استفاده شد. برای پهنه بندی هر کدام از معیارهای مذکور با استفاده از نرم افزار GIS روش های مختلف درون یابی مورد بررسی قرار گرفت و بهترین روش درون یابی به کمک روش ارزیابی متقابل و مقدار RMS تعیین شد. مطابق با نتایج، وابستگی مکانی متغیرها در حد متوسط می باشد و تنها متغیر ضریب کهنگی عمر تراکتورها در سطح پایینی از وابستگی مکانی قرار داشت. دقت روش درون یابی کریجینگ و روش های درون یابی قطعی تقریباً کارایی یکسانی داشتند. مناسبت ترین روش درون یابی در پهنه بندی سطح مکانیزاسیون، کمبود سطح مکانیزاسیون، ضریب کهنگی، میانگین هارمونیک عملکرد و نسبت هکتار به تراکتور به ترتیب LPI، GPI و LPI، IDW، LPI و RBF تعیین شد. پهنه بندی میزان کمبود سطح مکانیزاسیون نشان داد که در نواحی شرقی و بخش هایی از غرب استان بکمبود شدید سطح مکانیزاسیون وجود دارد. ضریب کهنگی عمر تراکتورهای موجود در نواحی شمالی، شرقی و بخش هایی از جنوب استان از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. بیشترین میزان نسبت هکتار به تراکتور در نواحی شمالی استان و بخش هایی از نواحی شرقی و غربی دیده می شود. نواحی شرقی استان نسبت به سایر نواحی میانگین هارمونیک عملکرد بالاتری دارند. در همپوشانی وزن دار نقشه های تولید شده با استفاده از AHP فازی، معیار نسبت هکتار به تراکتور بیشترین وزن (30/0، 41/0، 54/0) را به خود اختصاص داد. مناطق استان برای ورود توان جدید در سه سطح با نیازمندی زیاد، متوسط و کم قرار گرفتند.
هدف: هستی شناسی ابزاری برای نمایش رسمی و به اشتراک گذاری دانش حوزه ای خاص از طریق مدل سازی و ایجاد چارچوبی از مفاهیم و روابط معنایی بین آنهاست. هستی شناسی ها در حوزه پزشکی کاربرد زیادی دارند و سیستمهای بالینی پشتیبانی تصمیم، سیستمهای خبره پزشکی و پایگاه های اطلاعاتی متون زیست پزشکی هر کدام به نوعی به هستی شناسی ها وابسته اند. در این پژوهش، به منظور پیشنهاد روشی برای ساخت هستی شناسی های پزشکی فارسی، به ایجاد نمونه اولیه از هستی شناسی گیاهان دارویی ایران بر مبنای نظام زبان واحد پزشکی اقدام شد. روش شناسی: این پژوهش، توصیفی است. جامعه پژوهش، گیاهان دارویی ایران و نمونه شامل هشت گیاه آنقوزه، آویشن شیرازی، اسپند، بابونه شیرازی، ترنجبین، خاکشیر و گل گاوزبان است. انتخاب نمونه ها به روش نمونه گیری تئوریک انجام شد. برای استخراج مفاهیم و روابط نیز از 8 کتاب از متون بومی گیاهان دارویی استفاده شد. همچنین، مبنای روش به کار گرفته شده در استخراج مفاهیم و روابط معنایی، راهکار مهندسی دانش و مبنای روش به کار رفته در ایجاد هستی شناسی، روشهای مورد استفاده در پژوهشهای «نوی و مک گینس» و «دامونتیر و ویلانیواروسالس» بود. همچنین، از نرم افزار پروتژه نسخه 4.2.beta برای ساخت هستی شناسی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش هفت مرحله برای ایجاد هستی شناسی های پزشکی فارسی بر اساس نظام زبان واحد پزشکی پیشنهاد شد. تعیین دامنه و پوشش هستی شناسی، استفاده از یو.ام.ال.اس به عنوان هستی شناسی پایه، تعیین جفت های مفهومی و ترسیم آنها در ساختار یو.ام.ال.اس، تعیین رده ها، توصیف ویژگیها، تعریف چهریزه ها و ایجاد نمونه ها؛ این مراحل را تشکیل می دهند. نتایج: با توجه به یافته های این پژوهش، روش ارائه شده در این پژوهش می تواند در ایجاد سایر هستی شناسی های حوزهپزشکی در زبان فارسی نیز مفید واقع شود.
یکی از پرونده های مشکوک به وقوع جرم علیه عدالت کیفری یا سوءرفتار نزد دیوان کیفری بین المللی، پرونده دادستان علیه توماس لوبانگو دیالو است . دادستان در این پرونده از اجرای دستورات دیوان در افشای دلایل به متهم و قضات سرپیچی کرده است . دادستان در توجیه این اقدام به مسئولیت خویش در حمایت از مخبرین و پایبندی به شروط قراردادهای محرمانه استناد کرده است که بر اساس ماده (e)(3)54 اساسنامه میان خود و آن ها تنظیم شده اند . دیوان در صدور دستور افشای دلیل به ماده (2)67 اساسنامه و ماده 77 قانون آیین دادرسی متوسل شده است و دادستان را ملزم به تبعیت از این دستور شناخته است . لیکن با توجه به دلایل موجه دادستان برای سرپیچی از دستورات دیوان و تلاش های مکرر وی برای کسب رضایت مخبرین برای افشاء دلایل و تا حد امکان فراهم کردن شرایط برای افشای دلایل مشابه باعث شده است که شعبه بدوی سرپیچی دادستان را از مصادیق اتهام جرم علیه عدالت کیفری یا سوءرفتار نزد دیوان نشناسد و شعبه تجدیدنظر نیز احترام به قراردادهای محرمانه دادستان را به شعبه بدوی گوشزد کند .
سوء تفاهمی در کار است که گروهی از ایرانیان را «فارس» می نامد. بنابر این برداشت و اشتباه، «مردم فارس» به کسانی دیگر، یعنی ترک زبان در آذربایجان و دیگر نقاط ایران، به اقوام کرد و بلوچ، عربی زبانان در خوزستان، و نیز ناگزیر لرها و مردمان گیلان و مازندران، و حتی زرتشتیان اجحاف می کنند و ستمی روا می دارند. این مقاله می کوشد تا روشن سازد که اصلاً در بنیاد و اساس خود، چنین گمانی نادرست و ناروا است. این سو ءتفاهم از آن برمی خیزد که در ایران از دیرباز، از روزگار هخامنشیان، اقوامی مختلف، با زبانهایی مختلف می زیسته اند و می زیند، که حکومتی واحد، و دولتی مشترک، با روابط رسمی و قانونی فراگیر داشته اند و دارند. این مردم از همان زمان، زبان رسمی فارسی را، ابتدا در گفتار و کاربرد شفاهی، و سپس هم بصورت شفاهی و گفتاری، و هم بصورت نوشتاری به کار برده اند و از آن بسانِ ابزاری ارتباطی بهره جسته اند. از این جهت، در واقع شمار بسیاری از اینان دارای دو زبان مادری اند و دو زبانه به شمار می روند. درست نیست اگر آنان را که فقط یک زبان مادری دارند، سهواً «فارس» بنامیم و ادّعا کنیم که « مردم فارس» بواسطه نداشتن زبان مادری دیگری جز «زبان پارسی» بر دیگر مردم در این خطّه وسیع از جهان، و به اصطلاح در حوزه فرهنگ نوروز، به دیگران اجحاف و ستمی روا می دارند.
آگهی های تجاری، رهاورد زندگی شهری است. اگر چه در وهله نخست، سازندگان یک آگهی تجاری در پی معرفی محصول خود و اقناع مخاطبان هستند، اما نقش فرهنگ ساز و تأثیر گفتمانی آن ها در جامعه نبایست نادیده گرفته شود. هدف این پژوهش، واکاوی میزان رعایت اصول ادب در آگهی های تجاری در جایگاه گفتمان است. با واکاوی و ژرف نگری در لایه های زیرین گفتمان برخی آگهی های تجاری، می توان دریافت که گفتمان آن ها افزون بر زیر پاگذاشتن اصول ادب، به گسترش ارزش های ناپسند فرهنگی می پردازند. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و رویکرد آن نیز تلفیقی از اصول تعاون گرایس (Grice, 1975) و اصول ادب لیچ (Leech, 1983)، و اصول ادب براون و لوینسون (Brown, & Levinson, 1987) است. پیکره پژوهش شامل سه آگهی تجاری از مایع ظرف شویی دورتو است که به روش هدف مند انتخاب شده اند. این آگهی ها در فاصله زمانی سال های 1396 تا 1399 از شبکه های مختلف تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پخش شده اند. یافته های پژوهش نمایانگر آن است که در این آگهی ها طبق اصول ادب لیچ (Leech, 1983)، اصول تأیید، تواضع و سازش رعایت نشده اند و بر مبنای اصول ادب براون و لوینسون (Brown, & Levinson, 1987) افراد از راهبردهایی مانند بیان مستقیم و صریح بهره گرفته اند که در این راهبرد بیشترین تهدید وجهه به چشم می آید. اگر چه در برخی مکالمه ها نیز سعی کرده اند از راهبردهای ادب سلبی و ایجابی استفاده کنند اما با نقض اصول ادب لیچ وجهه طرف مقابل را مورد تهدید قرار داده اند و منجر به ایجاد تنش در مکالمه ها شده اند و به این ترتیب، گفتمانی غیر مؤدبانه را ایجاد کرده اند.
هدف این پژوهش تبیین عوامل مؤثر اجتماعی بر مشارکت کاربران ایرانی در اینستاگرام است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر طرح آمیخته از نوع متوالی اکتشافی است. رویکرد پژوهش در بخش کیفی از نوع اکتشافی است و در بخش کمّی توصیفی از نوع پیمایشی است. نمونه موردمطالعه بخش کیفی از میان متخصصان علوم ارتباطات و جامعه شناسی که کاربر اینستاگرام بودند با روش غیر احتمالی هدفمند انتخاب شده اند. جامعه آماری بخش کمّی کاربران اینستاگرام شهر کرج در سال 1399 هستند. آی پی کاربرانی که کاربری آن ها با توجه به موقعیت مکانی شان در اینستاگرام مؤید سکونتشان در شهر کرج بود با کمک شرکت ارائه خدمات تبلیغاتی در اینستاگرام شناسایی شدند و با روش احتمالی و نمونه گیری تصادفی ساده با به کارگیری فرمول کوکران 384 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری و تکنیک تحلیل داده ها در مرحله کیفی مصاحبه نیم ساختاریافته و تکنیک تحلیل مضمون و در بخش کمّی پرسش نامه محقق ساخته و مدل یابی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار لیزرل است. نتایج نشان می دهد که ویژگی های سیاسی، فردی، نظام رسانه ای، ویژگی های فرهنگی و ویژگی های اینستاگرام تأثیر مثبت، مستقیم و معناداری بر مشارکت دارند. بیشترین تأثیر را نظام رسانه ای کشور و کمترین تأثیر را ویژگی های سیاسی دارد و متغیر ویژگی های محتوا بر مشارکت تأثیر معناداری نداشته است.
زمینه و هدف: ترس از غذاهای جدید به عنوان اجتناب و بیزاری از غذاهای جدید تعریف می شود که می تواند پیامدهای مضری برای کودکان و نوجوانان در پی داشته باشد. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ترس از غذاهای جدید از طریق بررسی ابعاد شخصیتی و شیوه های والدگری است. روش : طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مدارس متوسطه دوره اول ناحیه 2 شهر رشت در سال تحصیلی 1396-1395 بود که از آن نمونه ای به تعداد 400 دانش آموز پسر و دختر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه های ترس از غذاهای جدید (پلینر و هابدن، 1992)، پنج عامل بزرگ شخصیت کودکان ( باربارانلی و همکاران، 2003 ) و شیوه های والدگری (بامریند، 1973) به دانش آموزان داده شد. در انتها داده ها با روش رگرسیون چندگانه به صورت گام به گام بررسی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، ابعاد شخصیتی انرژی- برون گردی (05/0> p )، هوش-گشودگی، توافق پذیری و بی ثباتی هیجانی (01/0> p ) توانستند ترس از غذاهای جدید را پیش بینی کنند. همچنین نتایج نشان داد که ترس از غذاهای جدید از طریق شیوه های والدگری مقتدرانه، سخت گیرانه و سهل گیرانه قابل پیش بینی است (01/0> p ). نتیجه گیری: در مجموع، نتایج به دست آمده ارتباط و امکان پیش بینی ترس از غذاهای جدید را از طریق بررسی ابعاد شخصیتی و شیوه های والدگری نشان می دهند. بر طبق یافته های حاصل از این پژوهش، می توان یا بهبود بعد شخصیتی برون گردی و ا یجاد شیوه والدگری مقتدرانه، میزان ترس از غذاهای جدید که با بسیاری از اختلالات جسمانی و روان شناختی مرتبط است را کاهش داد.
در سده چهارم و پنجم، عرفان و تصوّف رونق زیادی داشت؛ بسیارى از مشایخ صوفیه در در خراسان پرورش یافتند و به تعلیم و ارشاد پرداختند. خواجه عبدالله انصاری از مشایخ بزرگ عرفان و از صاحب نظران تصوّف و صاحب مکتب در این عهد به شمار می رود. خواجه عبدالله با در هم آمیختن نثر و نظم فارسی شیوه و سبکی در زبان فارسی ایجاد کرد که آن را دل نشین ساخت؛ با این ابتکار نثر فصیح و آهنگین او در ادبیات فارسی ممتاز گردید. از مهم ترین کتاب های خواجه عبدالله «صد میدان» به زبان فارسی است. او این کتاب را در عرفان عملی و سیر و سلوک نوشته است. نویسنده در «صد میدان» کوشیده تا مراحل و مقامات سلوک را از بدایت تا نهایت به ترتیب و توالى تکاملى در قالب صد میدان یا صد منزل طرح و تنظیم کند، به گونه اى که هر مقام مکمل مقام پیشین باشد و سالک طریق با احراز شرایط هر مقام و سیر در درجات آن شایسته ارتقا به مقام بالاتر گردد. با این که صد میدان در متون عرفانی و در میان متصوّفه اهمیت و جایگاه خاصی دارد ولی پژوهشی شایسته پیرامون این کتاب ارزشمند و ویژگی های سبکی آن انجام نشده است. در این مقاله به برخی اندیشه های عرفانی خواجه عبدالله اشاره شده و تقسیم بندی های مقامات و اصطلاحات عرفانی بر مبنای عدد سه بررسی و نقد شده است. استنادبخشی گفته های خواجه عبدالله با کاربرد آیات قرآنی و بیان برخی از خصوصیات سبکی صدمیدان از دیگر مواردی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است.
این نوشتار بر آن است که مواضع کلامی شیعه مانع شکل گیری و رشد افراطی گری و خشونت گرایی و ترویج تروریسم شده و زمینه ها و بسترهای لازم سوءاستفاده افراطیون برای توسعه دامنه اهل کفر و مفهوم جهاد به سمت مسلمین و اقدامات جنایی و تروریستی را سد می کند. بررسی های این پژوهش نشان می دهد مواضع کلامی شیعه به دلیل پیروی از معارف اهل بیت و تثبیت رویکرد عقل گرایی و به ویژه با ظهور جریان اصلاح گرا در دوره معاصر، در مباحث کلامی اساسی و بنیادین مانند توحید، نبوت، عدل، امامت، معاد، جبر و اختیار، حسن و قبح ذاتی و حجیت عقل و مستقلات عقلیه توسط کسانی چون شهید مطهری، علامه طباطبایی، آیت الله جوادی آملی، حضرت امام خمینی و دیگران، مانع شکل گیری و رشد افکار افراط گرا و گروه های تروریستی در جوامع شیعی شده است. این رویکرد راه خود را در اصول فقه و فقه شیعه پیدا کرده و با راهنمایی و هدایت جامعه و جوانان، مانع رشد و شکل گیری تروریسم در میان شیعیان و جوامع شیعی شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ۱۲ جلسه تمرین چرخشی بر تعادل دختران مبتدی با و بدون دستکاری حس بینایی و حس عمقی انجام شد. نمونه آماری پژوهش ۲۷ دانشجوی دختر 19 تا 24 سال بودند که براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند و گروه تجربی در 12 جلسه مداخله شرکت کرد. برای ارزیابی کنترل وضعیت قامت از دستگاه صفحه نیرو در شرایط با چشم باز و بسته، با و بدون فوم استفاده شد. از آزمون تحلیل واریانس با تکرار سنجش، تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 23 برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که اثر تمرین های چرخشی بر تکلیف تعادل معنا دار نبود (0.05<p )، اما براساس نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی، اثر تمرین های چرخشی بر نوسان مرکز فشار در محور Xدر وضعیت های دوم و سوم در شرایط دستکاری سیستم بینایی و حس عمقی به طور مجزا معنا دار بود (0.05 > p ). براساس نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد تمرین های چرخشی در بهبود تعادل در محور X نتایج بهتری به ارمغان می آورند و این امر اتکای افراد به سیستم بینایی و حس عمقی را کاهش می دهد.
بحث تضاد و تقابل در آثار ادبی از اهمیت زیادی برخوردار است و برخی از شگردهای مؤثر ادبی و بلاغی مثل تضاد، مقابله، متناقض نما (پارادوکس)، ایهام تضاد و ... بر بنیاد تضاد و تقابل بنا نهاده شده است. در این مقاله با شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوا، نخست آرایه تضاد و متناقض نما (پارادوکس) در کتاب های بلاغی بررسی شده، سپس کاربرد این فنون در 50 غزل از غزلیات مولوی بررسی و تبیین شده است. نتیجه این است که در کتاب های بلاغی متأخر، تعاریف و تقسیم بندی ها دقیق تری از شگرد ادبی تضاد ارائه شده و گستره آن فراتر از گذشته دانسته شده است و آرایه متناقض نما تنها در برخی از کتاب های بلاغی متأخر بحث شده است. مولوی در استفاده از این شگرد ادبی مقلد صرف نیست، بلکه به اقتضای حال نوآوری کرده است. متناقض نماهای غزلیات مولوی بسیار و از نوع اسنادی است. استفاده نسبتاً زیاد از تقابل آفرینی در غزلیات مولوی ضمن اینکه نشان دهنده فهم عمیق هنری و بلاغی او از قابلیت های هنری فنون بلاغت است، به این واقعیت هم اشاره دارد که تعبیرات پارادوکسیکال با فضاهای عرفانی متناسب است. درمجموع می توان گفت استفاده مولوی از شگرد تضاد و متناقض نما در نبوغ ذاتی و اندیشه خلاق و وجد و حال عرفانی او ریشه دارد.