کاریکلماتور، جمله ای منثور، ساده، کوتاه، طنزآمیز و ادبی است که همچون کاریکاتور، تصویری طنزآمیز را القا می کند. برخی از پژوهشگران، این گونه را دستاورد آشنایی با ادبیات غرب و ترجمه های فرنگی می دانند؛ حال آنکه این گونه نثر موجز مضمون گرا در ادبیات کلاسیک فارسی سابقه ای دیرینه دارد. این مقاله با توجه به نظریه بینامتنیت، ضمن نشان دادن خاستگاه های این گونه در ادبیات کهن فارسی، نثر عبید زاکانی را به عنوان شبیه ترین متن کلاسیک به این گونه به ظاهر نوظهور بررسی می کند. نثر موجز و طنزآمیز عبید در برخی آثارش در موارد متعدد به جملاتی انجامیده است که ساختاری مشابه کاریکلماتورهای پرویز شاپور که خالق کاریکلماتور است، دارند. به همین جهت در این مقاله، نمونه های نثر عبید به لحاظ وجود ویژگی های کاریکلماتور، همچون طنز، سادگی بیان، تصویری بودن جملات، ایجاز، چینش هنرمندانه واژگان، بررسی شده است. همچنین به تفاوت هایی که میان کاریکلماتورگونه های عبید با کاریکلماتورهای شاپور وجود دارد، نیز اشاره شده است. درنهایت، با توجه به آشنایی شاپور با آثار عبید، فرضیه غربی بودن ریشه کاریکلماتور را چندان درست ندانسته و بهتر دیده ایم که این گونه را احیای گونه ای دیرینه در قالبی نو بدانیم.
سازمان های عصر حاضر به دلایل مختلف و به صورت خودآگاه و ناخودآگاه پیچیده شده اند، و ازاین رو، با پارادوکس های مختلفی درگیرند. عدم شناخت کافی از پارادوکس های منابع انسانی و عدم دقت درخصوص نحوه رفتار با پارادوکس ها موجب تقلیل چابکی ذهن، عدم انعطاف پذیری فردی و سازمانی، کاهش حس وحدت، کاهش عدم اطمینان، کاهش بهره وری و کاهش پایداری منابع انسانی می شود. این موضوع در سازمان های بزرگ همچون سازمان های نظامی به دلیل پیچیدگی بیشتر به شکل فراگیر ظهور یافته است. تحقیق پیش روی برحسب هدف، توصیفی-تبیینی و برمبنای نتیجه، کاربردی و برحسب داده (آمیخته) می باشد. هدف از تحقیق حاضر، طراحی الگویی برای مدیریت پارادوکس های درونی منابع انسانی است. بدین منظور پارادوکس های درونی منابع انسانی ازطریق مصاحبه اکتشافی با خبرگان و متخصصان فرایندهای نیروی انسانی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، تبیین و چارچوب مفهومی پژوهش تدوین شد و به منظور چگونگی مدیریت پارادوکس های درونی منابع انسانی و طراحی الگوی مدیریت پارادوکس ازطریق پانل دلفی، راهبردهای مزبور تعیین شد که براین اساس از شانزده مورد پارادوکس تبیین شده، چهار مورد از پارادوکس ها ازطریق راهبرد پذیرش، هفت مورد ازطریق راهبرد ترکیب، سه مورد ازطریق راهبرد تفکیک فضایی و دو مورد با راهبرد تفکیک زمانی قابل مدیریت هستند. درنهایت نیز پارادوکس ها براساس میزان اهمیت آنها اولویت بندی شدند.
Various models of Dynamic Assessment (DA) have been used in L2 pragmatic instruction and have proved their significant contributions to pragmatic production; however, there is a paucity of research regarding their implementation for pragmatic comprehension. Therefore, this study sought to investigate the effects of interactionist and interventionist models of DA on the accuracy and speed of pragmatic comprehension among a convenience sample of 60 advanced EFL learners who were randomly assigned into two DA groups and a control group. A listening pragmatic comprehension test developed and validated by Garcia (2004) was used both as a pretest and as a posttest. During the 14-session treatment, the interactionist DA group received metapragmatic instruction about 28 conversations, and learners interacted with each other and the teacher. Assistance and scaffolding were continuously provided by the teacher as the more knowledgeable other (MKO) within the learners’ Zone of Proximal Development (ZPD). The interventionist DA class received its treatment based on DA procedures as presented by Lantolf and Poehner (2010). However, the Non-DA group only received metapragmatic instruction about the conversations from the instructor without any DA-based intervention or interaction. Data analysis using one-way ANCOVA revealed that study groups differed in their pragmatic comprehension accuracy and speed: DA groups significantly outperformed the control group. The interventionist DA group did significantly better than the interactionist DA group for pragmatic accuracy but nor for pragmatic comprehension speed. The pedagogical implication of the study is that teachers can utilize interventionist and interactionist DA to foster learners’ pragmatic comprehension accuracy.
اهداف: اهمال کاری و افت تحصیلی از عواملی هستند که در دانشگاه های علوم پزشکی رو به افزایش بوده و تهدیدی برای دانشجویان و سیستم آموزشی محسوب می شوند؛ بنابراین شناسایی مداخلاتی که بتوانند این عوامل را در دانشجویان کاهش دهند، ضروری به نظر می رسد. از این رو مطالعه حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش (ACT) بر اهمال کاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت مداخله ای و نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری کلیه دانشجویان دارای افت تحصیلی بودند که طی سال تحصیلی 1396-1397 به اداره مشاوره دانشگاه معرفی شدند که از بین آن ها 38 نفر با در نظر گرفتن معیارهای ورود و نمره اهمال کاری تحصیلی وارد مطالعه شدند. ابزار اندازه گیری داده ها پرسش نامه استاندارد اهمال کاری سولومون و راثلبوم بود. ملاک عملکرد تحصیلی دانشجویان نیز معدل نیم سال تحصیلی آنان بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آنالیز کوواریانس و تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: میانگین اهمال کاری تحصیلی در دو گروه و در پس آزمون تفاوت معنی داری داشت (0/05>P). F مربوط به عامل گروه در اهمال کاری تحصیلی برابر با 257/553 و در سطح 0/05>P از لحاظ آماری معنادار بود؛ بنابراین اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش (ACT) بر اهمال کاری تحصیلی و مؤلفه های آن در گروه آزمایش تأیید شد. در مورد عملکرد تحصیلی نیز F مربوط به عامل گروه برابر با 9/59 و در سطح 0/05>P از لحاظ آماری معنادار بود؛ بنابراین، تأثیر درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر عملکرد تحصیلی نیز در دانشجویان تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده اثربخش بودن درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر اهمال کاری و افت تحصیلی دانشجویان بود.
دوره طولانی سلطنت شاه تهماسب اول، دوره تثبیت وارامش طولانی جهت صفویان به ویژه پس از صلح اماسیه است.پس ازمرگ شاه تهماسب اول،اختلافات بر سر جانشینی او، بین گروه های مختلف قزلباشان، منجر به سلطنت شاه اسماعیل دوم شد. دوره سلطنت شاه اسماعیل دوم هر چندکوتاه، ولی باحوادث فراوانی همراه بود. به سلطنت رسیدن محمد خدابنده(995-985) وضعف بینایی و انزواطلبی این پادشاه ،همراه بااختلافات درونی حکومت صفویان بین قزلباشان ودیوانسالاران ایرانی،باعث بی ثباتی سیاسی گردید. با استقرار سلطان محمد خدابنده برمسند حکومت صفویه، کنترل اوضاع سیاسی و اقتصادی کشورتوسط قزلباشان صورت می گرفت. در این زمان، قلندران با بهره گیری از نارضایتی لایه های پایین جامعه که حاصل این سلطه قزلباشان بود، موفق به بسیج نیروهای غیر ترکمان گردیدند. ان هاشورش هایی تحت عنوان شاه اسماعیل دوم وبا جعل هویت او شکل دادند. همه این شورش ها نتوانستند به یک حرکت اجتماعی گسترده تبدیل شوند . هرچند این شورش ها توسط حکومت صفویه سرکوب گردید ولی نمونه هایی از بروز نارضایتی وهمچنین مشکلات اساسی درساختار قدرت حکومت صفویه رابه نمایش گذاشتند وتغییرات انجام شده در دوره شاه عباس اول نشان دهنده درکی از این شورش ها است.هدف این پژوهش ، شناخت وبررسی علل وزمینه های بروز وظهور وهمچنین ناکامی این شورش ها از جهات مختلف می باشد.
امروزه استعفای کارکنان به ویژه پرسنل کارآمد و ماهر یکی از معضلات سازمان ها بوده که قسمت عمده ای از تدابیر و توجه مدیریت منابع انسانی را به خود معطوف داشته است. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی عوامل استعفای پرسنل است. روش پژوهش ترکیبی از کیفی و کمی است که در بخش کیفی عوامل مؤثر بر استعفا از طریق مصاحبه با ده تن از خبرگان بانکی و دانشگاهی شناسایی شد و در بخش کمی عوامل استعفا از طریق پرسشنامه از کارکنان نظرخواهی شد؛ سپس عوامل به AHP فازی رتبه بندی شد. جامعه آماری شامل 6000 نفر از کارکنان وسیله بانک مهر اقتصاد است. حجم نمونه آماری به روش نمونه گیری دومرحله ای و شیوه های نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای متناسب با حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 384 نفر تعیین شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای، تحلیل عاملی اکتشافی و AHP فازی استفاده شده است. نتایج حاصل نشان می دهد الزامات مالی، عوامل فردی، عوامل شغلی و عوامل سازمانی به ترتیب در اولویت های اول تا چهارم عوامل مؤثر بر استعفا پرسنل هستند. همچنین از دیدگاه کارکنان منابع درآمدی حاصل از شغل نسبت به سایر شاخص ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
واژه «محراب» پیش از اسلام وجود داشت. محراب پس از فتوحات اسلامی، یکی از مؤلفه های اصلی مساجد اسلامی شد. تغییر در ساختار و کارکرد محراب در این دو دوره به شیوه های گوناگون قابل بررسی است. بررسی تحولات مفهومی یکی از روش های مطالعات تاریخی است. این نوشتار بر آن است تا از طریق استخراج داده های منابع اسلامی اعم از کتاب های لغت، تفسیر، منابع تاریخی و جغرافیایی قرن سوم و چهارم که این واژه بارها در آنها به کار رفته، بخشی از تحولات مفهومی آن را که منعکس کننده تحولات کارکردی و ساختاری محراب درگذر زمان است، بررسی کند. در این پژوهش از روش مطالعه زمان گذر (معناشناسی تاریخی) استفاده شده است. این روش تحولات معنایی را در چهار نوع تخصیص، توسیع، تنزل و ترفیع مطالعه می کند. کاربرد این روش در بررسی تحولات معنایی واژه محراب در متون نشان می دهد که این واژه از دلالت بر کل به دلالت بر جزء؛ از معنای عام به خاص (تخصیص معنایی) و همچنین از معنای غیردینی به معنای صرفاَ دینی (ترفیع معنایی) تغییر یافته است.
هدف از پژوهش حاضر، تبیین کاربردپذیری اصطلاحات غیرموضوعی (عمومی) مورد استفاده در نمایه سازی منابع علوم اسلامی در فرایند بازیابی اطلاعات بود. ج امعه پژوهش را که با روش پیمایشی- تحلیلی انجام شد، کاربران نهایی پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی طراحی شده توسط پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی تشکیل می دادند. در میان این جامعه، 50 نفر از پژوهشگران بر پایه نمونه گیری در دسترس از نوع هدفمند که با پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی آشنایی مناسبی داشتند و از آن استفاده می نمودند، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، سه پرسشنامه طراحی شده توسط پژوهشگران بود. این پرسشنامه ها عبارت بودند از: نخست، پرسشنامه مربوط به میزان تجربه کاربران نهایی در استفاده از پایگاه مورد بررسی، دیگر، پرسشنامه تشریحی جهت دریافت بازخورد کاربران نهایی نسبت به فرایند بازیابی، و دو دیگر، پرسشنامه ای با پرسش های بسته برای ارزیابی نتایج جستجو بود که روایی آن ها توسط متخصصان ذخیره و بازیابی اطلاعات، و پایایی آن ها بر اساس آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار استنباطی در جهت آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که استفاده از اصطلاحات غیرموضوعی (عمومی) برای بسط جستجو در پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی نتایج مطلوبی در بر داشته است. با این وجود، به گسترش اصطلاحات غیرموضوعی بر اساس نظرات و پیشنهادات کاربران نهایی عضو جامعه پژوهش نیاز است. همچنین همخوان با پاسخ کاربران به پرسش ها، بین اصطلاحات غیرموضوعی برگزیده و ناگزیده، روابط هم ارز مناسبی برقرار شده است. نتایج حاصل از این پژوهش بیان می دارد که توجه به کاربردپذیری اصطلاحات غیرموضوعی در فرایند بازیابی اطلاعات، نیز برقراری روابط هم ارز بین آن ها، افزون بر بهره گیری از اصطلاحات موضوعی (تخصصی)، می تواند نتایج مطلوب و مرتبطی را در زمان بازیابی اطلاعات به همراه داشته باشد.
با توجه به این که یکی از ظرفیتهای کشورها برای توسعه مبادلات اقتصادی، مناطق مرزی هستند، تأسیس بازارچههای مرزی مشترک در نقاط صفر مرزی ایران و کشورهای همسایهیکی از راهکارهایی است که به منظور توسعه اقتصادی مناطق مرزی و اشتغالزایی و نیز جلوگیری از روند مهاجرت مرزنشینان از سوی وزارت کشور در نظر گرفته شده است. با وجود این هدف اما بازارچههای مرزی برای ایفای نقش خود با چالشهایی عمدهای مواجهه هستند. هدف این مقاله تحلیل و بررسی چالشهای بازارچههای مرزی در ایران با تأکید بر بازارچههای مرزی استان بوشهر است. سؤال اصلی مقاله این است که بازارچههای مرزی در ایران و به ویژه استان بوشهر با چه چالشهایی مواجهه هستند؟ علاوه بر این سؤال اصلی سؤالات فرعی دیگری نیز در این مقاله مطرح میشود از جمله این که بازارچههای مرزی دارای چه پیشینهای در ایران و جهان هستند و این که چه نظریاتی برای تحلیل این بازارچهها ارائه شده است؟ فرضیهای که در این مقاله برای پاسخگویی به این پرسش طراحی شده است این است که به نظر میرسد که بین عدم امنیت مرزی، نوسانات نرخ ارز و نرخ تورم و عدم ثبات وضعیت سیاسی کشور و چالشهای بازارچههای مرزی رابطه معناداری وجود دارد. در پژوهش حاضر سعی شده است، با استفاده از دادههای پرسشنامهای جمع آوری شده در سال 1394 از نمونه 200 نفری در استان بوشهر (فعالان اقتصادی) و روشهای آمار استنباطی و آزمون ناپارمتریک دوجملهای و فریدمن و نرم افزار SPSS به شناخت تهدیدها و عوامل مؤثر بر عملکرد بازارچههای مرزی در استان بوشهر پرداخته شود. برای روایی و پایایی پرسشنامه، از آزمون آلفای کورنباخ استفاده شده است. نتایج این مقاله نشان میدهد که کیفیت راههای ارتباطی، امکانات رفاهی و خدماتی موجود در مسیر راههای منتهی به بازارچههای مرزی، رقابتپذیری ضعیف کالاهای داخلی نسبت به کالاهای خارجی، عدم امنیت مرزی، نوسانات نرخ ارز و نرخ تورم و عدم ثبات وضعیت سیاسی کشور از عوامل تهدیدآمیز در بازارچههای استان بوشهر به شمار میآیند و عواملی نظیر هزینههای حمل و نقل، حمایتهای بیمهای شاغلین و توسعه روابط تجاری با کشورهای همجوار بر عملکرد بازارچههای مرزی تأثیر معنادار دارد.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی عملکرد شناختی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و وسواسی-جبری سازمان بهزیستی و مقایسه آنان در خرده مقیاس های عملی و کلامی آزمون هوشی وکسلر بزرگسالان بود. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ی و نمونه آماری شامل 24 آزمودنی در سال 1397 از مراکز بهزیستی شهر اراک و خمین بود که به روش نمونه گیری در دسترس و در دو گروه اسکیزوفرنیا(12نفر) و افراد وسواسی جبری(12) انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون هوشی وکسلر بزرگسالان ارزیابی شدند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که عملکرد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و وسواسی-جبری درهوشبهر و خرده مقیاس های کلامی و عملی به ترتیب از 100 به عنوان میانگین هوش کلامی و عملی و 10 به عنوان میانگین خرده مقیاس ها پایین تر بود. میانگین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نیز بطور معنادار پایین تر از مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بیماران اسکیزوفرن در مقایسه با بیماران وسواسی-جبری در همه خرده مقیاس های کلامی و عملی، عملکرد شناختی پایین تری داشتند. اختلاف میانگین در خرده آزمون های عملی بارزتر از خرده مقیاس های کلامی بود. این نتیجه به بیماران تحت پوشش سازمان بهزیستی قابل تعمیم است.
«قاعده مالی» محدودیتی طولانی و پایدار را از راه تعیین حد و مرزهای عددی بر شاخص های اساسی بودجه برقرار می کند. با برقراری این محدودیت ها، مقادیر تعیین شده در دوره زمانی مورد نظر تغییرپذیر نیستند و سقف های تعیین شده، راهنمایی برای اجرای سیاست های مالی خواهند بود. مالیه عمومی ایران در جریان عملکردهای گذشته با اتکای به عواید نفتی در حجم و ترکیبی نامتعادل، به گونه ای تحول یافته است که در نهایت بافتی وابسته را به اقتصاد کشور تحمیل نموده است. بودجه دولت با اتکای به درآمد نفت به عنوان تامین کننده بخش عمده مخارج عمومی، با ایجاد قدرت خرید اضافی در اقتصاد کشور، زمینه های رشد قیمت ها و تورم را فراهم کرده است. از سوی دیگر، با افزایش حجم واردات کشور، به تبع تحول های بخش نفت، و در جهت خنثی کردن فشارهای تورمی و تامین دریافت های ریالی بودجه دولت، سیر وابستگی کشور به خارج تشدید شده است. در این پژوهش، با تحلیل منابع و مصرف عمومی بودجه ایران و تحول های بین المللی در این زمینه، پیشنهاد شده است تا برای رفع مشکل اصلی ساختار بودجه دولت، یعنی وابستگی به نفت، باید در سه زمینه اقدام کرد. نخست، انتقال کم ترین منابع حاصل از صادرات نفت به بودجه دولت. دوم، اصلاح نظام درآمدهای مالیاتی از راه گسترش پایه های مالیاتی و حذف معافیت ها. سوم، افزایش بهره وری اعتبارهای هزینه ای با استقرار بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد و اجرای آن در یک چارچوب میان مدت مخارج دولتی و واگذاری طرح های تملک دارایی های سرمایه ای و اجرای آن ها در یک نظام مشارکت بخش عمومی و خصوصی (PPP).
هدف این پژوهش، بررسی اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر بهزیستی روانی و راهبرد های مقابله با استرس مادران کودکان معلول جسمی- حرکتی است. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک با معلولیت جسمی- حرکتی بود و به صورت در دسترس، تعداد 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش مقیاس فرم کوتاه بهزیستی روانی ریف (1998) و راهبرد های مقابله ای فولکمن و لازاروس (1988) بود. گروه آموزش تحت آموزش ذهن آگاهی قرار گرفتند اما گروه کنترل، آموزشی را دریافت نکردند. سپس مجدداً متغیر های فوق در دو گروه اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد بهزیستی روانی و راهبرد های مقابله با استرس در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بطور معنادار بهبود یافت(0.05 ≤ p). نتایج پزوهش حاضر حاکی از آن بود که آموزش در حوزه ذهن آگاهی بر بهزیستی روانی و راهبرد های مقابله بر استرس مادران کودکان معلول جسمی حرکتی موثر بوده است. آموزش ذهن آگاهی منجر به تغییر الگوهای معیوب تفکر و آموزش مهارت های کنترل توجه می شود که این مسئله توانایی مقابله با موقعیتهای چالش برانگیز را افزایش می دهد.
در این پژوهش تلاش گردیده تا تأثیر مؤلفه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت نخبگان مورد ارزیابی قرار گیرد. مهاجرت نخبگان فرهنگی به کشورهای توسعه یافته همواره یکی از مسائل مورد توجه در جامعه بوده است به طوری که در دهه های اخیر این پدیده در ایران تشدید شده است با توجه به نقش نیروی انسانی متخصص و تحصیل کرده در توسعه و پیشرفت جامعه اهمیت آن بیش از پیش آشکار می شود. این پژوهش ابتدا، گرایش نخبگان فرهنگی به مهاجرت را به کشورهای توسعه یافته مورد بررسی قرار داده و در مرحله بعد به عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر آن می پردازد و همچنیین با استفاده از نظریه ها و رویکرد های متفاوت از جمله نظریه های جاذبه و دافعه، جهانی شدن، چرخش مغزها، نظریه مهاجرت بین المللی نیروی انسانی به تبیین این پدیده پرداخته است. تأکید این پژوهش بر روی نظریه جاذبه و دافعه بوده است و نهایتاً چهارچوب نظری پژوهش در دو بعد عوامل اقتصادی و اجتماعی دیده شده است روش تحقیق کمّی با محوریت پیمایش اجتماعی بوده است در این روش با انتخاب دانشگاه های دولتی و آزاد در سطح تهران و بصورت تصادفی با 405 نفر با استفاده از پرسشنامه ساختارمند متغیرهای تحقیق بررسی شده است. آزمون روایی و پایایی انجام شده مورد قبول بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد گرایش نخبگان فرهنگی به مهاجرت به کشورهای توسعه یافته در حد بالا وجود دارد و به ترتیب عوامل اجتماعی و سپس اقتصادی جامعه بسیار مؤثر بوده است. ضریب تعیین چند گانه نشان می دهد 17 درصد علل مهاجرت نخبگان به کشورهای توسعه یافته از ترکیب این دو عامل تشکیل شده است.
هدف: پیدایش الگوهای نوین فروش، برخورداری مدیران فروش از شایستگی های ویژه ای را برای پیشبرد راهبردهای شرکت، توانمندسازی فروشندگان و تسهیل تحقق نتایج مورد انتظار مشتریان ضروری ساخته است. پژوهش حاضر به شناسایی شایستگی های کلیدی مدیران فروش و ارائه الگویی در این زمینه پرداخته است. روش: این پژوهش از نگاه هدف کاربردی است و با روش آمیخته متوالی (کیفی کمی) انجام شده است. ارائه الگو به صورت کیفی و با روش تحلیل تم انجام شده است. منابع اطلاعاتی بخش کیفی پژوهش را الگوهای موجود شایستگی مدیران تشکیل می دهند که تا رسیدن به اشباع نظری به گردآوری داده ها از آن ها پرداخته شده است. جامعه آماری بخش کمی پژوهش، مدیران فروش شرکت به پخش به تعداد 107 نفر بودند که 92 نفر آنها به صورت تصادفی برای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های کمی نیز پرسش نامه ای محقق ساخته بوده است. تحلیل این داده ها نیز به روش تحلیل عاملی تأییدی بوده که در نرم افزارهای لیزرل انجام شده است. یافته ها: الگوی ارائه شده به صورت کیفی شامل شش مقوله اصلی است: 1. شایستگی های فردی، 2. شایستگی های ارتباطی اجتماعی، 3. شایستگی های مدیریتی رهبری، 4. شایستگی های بینشی شناختی، 5. شایستگی های دانشی، 6. شایستگی های هوشمندی. آزمون کمی الگو نیز توان تبیین گری مناسب شایستگی های شناسایی شده برای مقولات و مقولات برای سازه اصلی شایستگی مدیران فروش را تأیید کرده است. نتیجه گیری: برای ایفای مؤثر نقش کلیدی مدیران فروش در صنعت پخش، نیاز است طرح های گزینش و توسعه شایستگی های آن ها بر اساس الگویی متناسب با الزامات الگوهای نوین فروش انجام شود. الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی در این زمینه استفاده شود.
In early Islam, developed various theories around the nature of the created civilization, some of which run counter to each other. Denying Islam’s potential for culture, Arabic civilization, eclectic civilization, Muslims’ civilization, and Islamic civilization are the most significant theories advanced about this issue. Yet, the main question is which theory of Islam’s civilization history is authentic enough to be validated. The current research has adopted a historical-analytical method and employed library resources and interviews to collect data. Analyzing and criticizing the theories described above showed that none of these theories deserves an all-out acceptance in the levels of substantiation or historical evolution. This research has finally submitted proofs on the validity of the "Islamic Civilization" theory in the story of demonstration (realization) and the new idea of "Islam’s Civilization" at the level of substantiation. This study attempts to shed light on historical reality and explain the theory consistent with it to prevent elites’ destructive predilection and strategic failures. Considering that the Islamic Republic of Iran has planned toward fulfilling new Islamic civilization, the current study recognized the necessity for exploiting this subject. The innovation of this writing resides in proposing and confirming the theory of "Islam’s Civilization" through substantiation based on historical data and evaluation of existing ideas in terms of weaknesses and strengths.
دو رویکرد در ساختار نظام حقوق اسلامی درباره انسجام و ربط مقررات مربوط به هر باب وجود دارد. رویکرد مسئلهمحور، حکمی مستقل را از مسائل دیگر همان باب برای هر مسئله فرعی تعقیب میکند. رویکرد مجموعهمحور، مبانی و اصول عام منسجم و هدفمندی با لحاظ جهانبینی، اهداف و روشهای منطبق با اندیشه اسلامی و احیاناً استفاده از دانش تجربی را برای مجموع مسائل ذیل هر باب میپذیرد که حکم مسائل فرعی از آنها تبعیت میکند؛ این مبانی و اصول را «نظریه عمومی» مینامند. بررسی مبانی ایدئولوژیک، اصول سیاستگذاری و قواعد و احکام فقهی آن در باب «حقوق اسلامی محیط زیست» برای استنباط نظریه عمومی حقوق محیط زیست، لازم است. در پژوهش حاضر، مبانی ایدئولوژیک حقوق اسلامی محیط زیست، به روش توصیفیتحلیلی و با بررسی بنیادهای هستیشناسی و جهانبینی توحیدی، تحلیل شدهاند. سپس با توجه به منابع استنباط حقوق اسلامی، اصول سیاستگذاری و احکام و قواعد فقهی مربوط به حفاظت و بهرهبرداری از محیط زیست بررسی شدهاند. جمعآوری اطلاعات و دادهها بهصورت کتابخانهای است.
Financial instruments are one of the fundamental dimensions of financial markets that guarantee their efficiency and effectiveness of these markets. These instruments playe a main role in economy to direct money from saving sources to investment needs. These instruments provide possibility of financing companies from public and private sources and also are considered as investment instruments for cash savings in an economy that can provide a suitable return for investors. Today, various financial instruments have been developed that can meet different financial needs of corporations which can comply with investor tastes and preferences. Among these instruments, commercial paper is usually considered as a short-term financing instruments for working capital expenditures of companies. Banks and credit institutions are among the main entities which issue commercial papers for their liquidity needs. In spite of this, like other traditional financial instruments, commercial papers have been developed and structured in western markets and cannot be issued in Islamic markets due to Shariah (Islam) regulations and condition. But, Islamic contracts and regulations have the capability to develop this important financial instrument in an accepted framework of prescribed contracts in Islam jurisprudence (Fiqh). The present research with a comparative study, (Delphy method) explains the conceptual model of Islamic commercial papers for banks and credit institutions in the form of Murabaha Sukuk, in a way that these papers can be structured and issued in the Islamic markets by using opinions of the experts. Key words: Islamic finance, Commercial paper, Sukuk, Murabaha JEL Classification: G21, G23, G32
یکی از مباحث اساسی علم مصطلح الحدیث، ضوابط جرح و تعدیل راویان است هتب بترای ایترای میراث حدیث از اهاذیب و مجعولات وضع شده اس . جرح و تعدیل روات حدیث، بر اایه تضعیفات یا توثیقات محدثان دوره نخستین اسلام شکل گرفتب و بیانگر شرح حال، نقتا ضتعو و تّورت راویتان اس . اما زمانی مشکل آغاز شد هب هسانی هب مسئول معرفی اشخاص غیر اّبل اعتماد در نقل حتدیث بودند، خود دچار اختلافات شخصی و مذهبی شدند و شروع بب انتقاد و تضعیو یکدیگر هردنتد هتب در شهرت دارد؛ یعنی سخنانی هب علمای هم عصر و هم رتبب، علیب » هلام الا رّان « علم مصطلح الحدیث بب هم ابراز هرده اند. اما بب مرور زمان و با توجب بب فزونی این اختلافات و تضعیفات، هب می توانس ستبب بی اعتمادی مسلمانان بب احادیث یا محدثان گردد، حدیث شناسان با استناد بب دلایل شرعی و عرفی و سخنان علمای سلو، بب تأسیس اّعده ای مهم در علم مصطلح الحتدیث ا تّدام هردنتد هتب در میتان عالمان متأخر، همواره مورد بحث و نظر بوده اس . بنا بب مفاد این اّعده، نسل هتای بعتدی نبایتد بتب سخنان تند و غیرمنصفانه علمایی هب در یک عصر زندگی می هردند، اعتنا هنند. با ملاحظه آرای علمای ایشین و متأخر، می توان سب مرحله اصلی برای این اّعده ترسیم هرد؛ ایشینه اّعتده هتب برگرفتتب از هلام محدثان دوره سلو اس ، تدوین اّعده هب توسط ابن عبدالبر و ذهبی صورت اذیرف و اصتلاح هاستی های اّعده توسط علمای متأخر. مبانی نظری اّعده هلام الا رّان بر چهار محور اصتلی استتوار اس : بی اعتبار ساختن بستر هلام الا رّان، گوشزد نمودن تبعات منفی اعتنا بب هتلام الا تّران، اعتبتار بخشیدن بب اجتهادات علمای سلو، و در نهای ، رویکرد اخلا یّ بب هلام الا رّان. در این مقالب تتلا شده تا علاوه بر ایگیری سیر تطور این اّعده، مبانی چهارگانه اّعده نیز مورد بحث رّار گیرد.
از نیمه دوم قرن هفدهم و در سراسر قرن هجدهم بیشترین حجم تجارت برده متعلق به انگلستان بود. در سال 1807م دو مجلس عوام و لردها قانون لغو تجارت برده را به تصویب رساندند. پژوهشگران برده داری در خصوص پایان بخشیدن به تجارت برده عوامل متعددی را بیان کرده اند. در این مقاله، نقش کویکرهای پروتستان ضد جنگ و برده داری با اهمیتی خاص بررسی شده است. در بیست سال منتهی به تصویب قانون لغو تجارت برده که شرایط اجتماعی و بین المللی فراهم، و بریتانیا درگیر جنگ با فرانسه بود، کویکرها به عنوان پیشگامان اصلی با بهره گیری از ارتباطات وسیع اجتماعی، رهبری فکری جنبش ضد بردگی را در اختیار داشتند. این نوشتار در صدد پاسخ به این پرسش است که چرا و چگونه کویکرها و نه متفکران عصر روشنگری، در چنین جایگاهی از رهبری جنبش ضد برده داری قرار گرفتند. به نظر می رسد که عوامل تعیین کننده هر جنبش اجتماعی، کنشگران، ارتباطات و شرایط مساعد اجتماعی و سیاسی هستند و جنبش ضد بردگی و گسترش آن در بریتانیا نیز حاصل این عوامل اساسی بود.