بی تفاوتی به عنوان یکی از پدیده های اجتماعی در فرهنگ اکثر کشورهای دنیا در قالب یک مسأله اجتماعی شناخته شده است. بی تفاوتی اجتماعی بیانگر بی احساسی، بدبینی، و به عبارتی افسردگی اجتماعی است؛ از این رو بی تفاوتی در جامعه نوعی بیماری اجتماعی شناخته می شود که در مقابل نوع دوستی و سلامت اجتماعی قرار دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر میزان دینداری بر بی تفاوتی اجتماعی در شهر همدان می باشد. روش مطالعه حاضر کمی و پیمایشی بوده و داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه و از طریق مراجعه به درب منازل گرداوری شد. جامعه آماری شهر همدان بوده و تعداد نمونه 246 نفر است. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای می باشد.برای تعیین اعتبار از روش های «اعتبار محتوی» و «اعتبار صوری» وبرای پایایی پرسشنامه از تکنیک «آلفای کرونباخ» استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می-دهد که بی تفاوتی اجتماعی در شهر همدان بیشتر در سطح پایین و متوسط به پایین می باشد. مشخص شد که دینداری هم بطور مستقیم و هم از طریق فردگرایی بر بی تفاوتی اجتماعی تأثیر دارد
مضاربه از مسائل اقتصادی است که از روز نخست تدوین فقه وجود داشته است. فقهای اولیه شیعه از شیخ صدوق تا شهید اول و... تا امام خمینی به بحث درباره مضاربه پرداخته اند و کتاب هایی نگاشته اند که به عنوان جوامع اولیه فقهی به یادگار مانده است.
در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای تدوین شده است بر آنیم که تبیین کنیم، مضاربه ضرورتی اجتماعی دارد که همان به حرکت درآوردن سرمایه ثابت و نقدی است، و جامعه اسلامی روزبه روز ضرورت آن را بیشتر احساس می کند خصوصاً جامعه ای که می خواهد از نظام ربوی که آن را خلاف مشی دینی و اعتقادی خود می داند، دوری کند.
نوشتار حاضر درصدد است پاره ای از مباحث فقهی سیاست های پولی از دیدگاه امام خمینی را مطرح کند و ازآنجایی که ایشان و سایر فقها به بررسی فقهی این موضوع به طور مستقیم پرداخته اند، به ناچار این مباحث را از فتاوای ایشان در سایر ابواب فقهی برداشت نموده ایم. بدین جهت، ممکن است بعضی از این اظهارنظرها و برداشت ها یقینی نباشد و تنها ما را به ظن و گمان رهنمون سازد. امید است که این مقاله مقدمه ای برای پژوهش گسترده تر محققان و اساتید محترم گردد و با تبیین این گونه موضوعات از طرف دانشگاه و اجتهاد حوزه های علمیه، به احکام قطعی در این مسائل نائل گردیم.
The philosophical investigations into universals was entangled with the combination of a certain Christian faith and Ontology, especially in ancient and medieval times. That is, God’s creative activity provided us with the ontological presumption which enabled universals to be predicated, be perceived and be thought about. Times then have changed, and “the modern turn” in Philosophy tends to resolve universals into concepts or linguistic phenomenon, which resulted that its certain Christian ontology no longer dominates the discourse on universals. On the contrary to this philosophical tendency, modern theological discussions try to learn the development of philosophical investigations into universals, and to tackle the theological problems provoked by the modern natural science. Especially Karl Barth’s use of Universals-theory would obtain the assessment of “revolution in content” in the Church history, which, in previous studies, was yet entangled with the ambiguous word “…in motion…” and with the unclear argument “…understand true human nature from the nature of this one particular man Jesus Christ…” The present article will attempt to clarify this Barth’s practical use of Universals-theory by referring to philosophical arguments, then proving Barth’s intention and the difficulty of his complicated argument that Jesus Christ was one exemplar and in the same time was also the model, which is inconsistent with the basis of Universals-theory. It resulted that this Barth’s attempt will provide us with the possibility today of Universals-theory especially in the field of Religion.
زهد از کلیدواژه های مهم در علم اخلاق است. در این تحقیق برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی از دریچه آثار امام خمینی ره به این مقوله بنگریم. در آثار ایشان سه شاخص اصلی برای زهد معرفی می شود که با آنچه از فرهنگ علوی در این خصوص می شناسیم، منطبق است. توجه به این نکته که اعراض مطرح شده در تعریف زهد، اعراضِ قلبی است نه جسمی ؛ فتح بابی مهم در این مسئله است، و زهد را بر خلاف تصور رایج، از عملی جوارحی، به فعلی جوارحی جوانحی، مبدل می سازد. این مقولة اخلاقی در این نگاه، به عاملی محرک تبدیل می شود که زاهد را بصورت جدی به عرصه اجتماع و مواجه شدن با معضلات جامعه سوق می دهد. هستی شناسی حاکم بر اندیشة امام خمینی ره از ارکان اساسی در صورت بندیِ این تصویر از زهد و زاهد است. ایشان به عنوان یک حکیم صدرایی، نمایی از عالم و آدم و فلسفه زندگی او ترسیم می کند، که چنین تصویری را نیز از این مفهوم اخلاقی رقم می زند. زهد در این نگاه، فعال است نه منفعل.
دین جِینی از ادیان کهن هندی است که بیش از بیست و پنج قرن پیشینه دارد و به اصطلاح از ادیان ناستیکه و یا غیر ارتدوکس هندی شمرده می شود . مسئله روح که در این مکتب از آن به عنوان جیوَه یاد می شود از مفاهیم مهم این دین به حساب می آید و یکی از دو مقوله اصلی هستی شناختی و نیز یکی از موضوعات اصلی فلسفه جَینی و نخستین آنهاست . جَین ها اصل وجود روح را امری شهودی می دانند ، با این همه، دلایلی نیز بر وجود آن اقامه کرده اند . در این مکتب، روح با آن که مادی شمرده نمی شود، دارای بُعد بوده و متناسب با بدن قبض و بسط می یابد . ارواح بی شمار هستند و همه موجودات و حتی عناصر دارای روح بوده که متناسب با بدنی که در آن می زیند، دارای یک تا شش حسّ ادراکی هستند. روح در حالت ناب و خالص خود دارای آگاهی و شهود بی مُنتها ، بهجت و سرور بی منتها و کمال مطلق است و علم و آگاهی نه صفت که ذات و سرشت آن است ، اما این گوهر نورانی در نتیجه برخی اعمال و احساسات با «کرمه» -که ماده ای لطیف است - پوشیده می شود و این آغاز اسارتِ انسان است . هدف یک سالک جَینی پیراستن روح از این قشرهای کرمه ای است که «لِشیا» خوانده می شود و این مهم با ریاضت و در طول زندگی های متوالی میسّر می شود . هدف این نوشتار، تبیین مسئله روح در دین جَینی است که به روش توصیفی۔ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای معتبر به شیوه اِسنادی سامان یافته و نشان می دهد که آموزه روح در جینیزم تفاوت قابل ملاحظه ای با دیگر ادیان هندی دارد.
چین با دارا بودن قدرت اقتصادی چشمگیر، زیرساخت ها و تجهیزات نظامی گسترده، قدرت سیاسی و تأثیرگذاری بر کشورهای منطقه اسیای شرقی، بیشترین ظرفیت را برای زیر س ئ وال بردن سیاست های ایالات متحده، در منطقه اسیای شرقی دارد. در سال های اخیر نوسازی نظامی چین در کنار رشد اقتصادی این کشور تداوم یافته است. کاهش تمرکز ایالات متحده بر منطقه اسیای شرقی در دوران ریاست جمهوری «جورج دبلیو بوش»، موجب گسترش نفوذ چین در منطقه اسیای شرقی و افزایش منافع و تعاملات گسترده اقتصادی با کشورهای منطقه شد. با روی کار امدن اوباما و اتخاذ سیاست " چرخش به سوی اسیا " ا ختلافات واشنگتن و پکن افزایش یافت. در پاسخ به این سئوال که «اختلافات موجود بین چین و ایالات متحده چه تأثیری بر روابط دو کشور گذاشته است؟» نگارندگان معتقدند که اختلافات سیاسی، اقتصادی و امنیتی - نظامی بویژه در دوره ریاست جمهوری اوباما موجب افزایش تنش در منطقه و روابط بین المللی دو کشور در حوزه های اقتصادی، سیاسی و امنیتی- نظامی شد. در این مقاله اختلافات میان چین و ایالات متحده در سه زمینه سیاسی، اقتصادی و امنیتی، تبیین می شود که موجب افزایش تنش در روابط دو کشور نیز شده است.
درمان پذیرش و تعهد (ACT) در تلاش است تا زندگی ارزش مدار را تسهیل کند؛ هرچندکه، مقیاس معتبری در زبان فارسی برای سنجش این سازه وجود ندارد. آیتم های پرسشنامه ی ارزش گزینی (VQ) که از متون ACT گرفته شده اند و در زبان انگلیسی به خوبی اعتباریابی شده اند، در این مطالعه پس از ترجمه و بررسی روایی صوری توسط متخصصین ACT به عنوان ابزار پژوهش بکار گرفته شد. تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی برای بررسی ساختار دو عاملی شامل پیشرفت (در زندگی ارزش مدار) و انسداد (برای ارزش مداری زندگی) در دانشجویان (502=N) با زیرنمونه های300=N برای تحلیل عاملی اکتشافی و 202=N برای تحلیل عاملی تاییدی انجام شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد دو عامل با مجموع 17/54 واریانس کل را تبیین می کنند. در تحلیل عاملی تاییدی نیز از شاخص های CIMIN/df، NFI، CFI، RMSEA به عنوان شاخص های برازش استفاده شد که پس از اعمال شاخص های اصلاح به ترتیب 93/1، 06/0، 95/0، 90/0 و 87/0 بدست آمد؛ با توجه به آن مدل پیشنهادی با مدل اولیه ی حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی مطابقت داشت. همچنین در بررسی اعتبار همسانی درونی پرسشنامه مقدار آلفای کرونباخ برای مقیاس پیشرفت 79/0=α و برای مقیاس انسداد 77/0=α بدست آمد که نشان دهنده اعتبار مناسب مقیاس ها است. پرسشنامه ارزش گزینی به عنوان جایگزین ابزارهای نشانه محور امکان ارزیابی سریع، معتبر و قابل اتکایی را به پژوهشگران و درمانگران می دهد.
در طول تاریخ با انبیاءالهی مخالفت شده و مورد اتهام قرار می گرفتند ولی نوع تهمت ها شاید برای هر پیامبری خاص و با دیگری متفاوت بوده است. حضرت خاتم النبیین(ص) نیز از این قاعده مستثنی نبوده و همواره مورد اتهام قرار می گرفتند، این تهمت ها از سوی مستشرقان در راستای بیان مصدر آیات قرآن کریم ارائه شدند تا وحیانیت قرآن کریم را نفی کنند. به این جهت اتهام کهانت، ساحری، شاعری، بیماری صرع را تنها به پیامبر اسلام(ص) نسبت داده اند. لذا این پژوهش با بررسی نظریات از دو جهت داده های علمی و دینی و مقایسه آن ها به دنبال پاسخ به این سؤالات است که آیا بین بیماری صرع و سخنان حکیمانه ارتباطی است؟ آیا حضرت محمد(ص) دارای سابقه بیماری بوده است؟ برای پاسخ به سؤالات روش کتابخانه ای و استنادی و تجزیه و تحلیل به صورت تحلیل محتوایی کیفی(توصیفی- تحلیلی) با تکیه بر رویکرد تاریخی و علم روانشناسی به کار بسته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که براساس شواهد تاریخی، علم روان شناسی، عقلی و نقلی، اعتراف برخی مستشرقان، شبهات مذکور بی اساس و در انگیزه شناسی مطالعات مستشرقان در دسته مغرضانه و تحت تأثیر جنگ های صلیبی که پس از شکست از مسلمانان به سمت جنگ فرهنگی و ایجاد شبهه رفتند، بیان شده است.
اجتماعات کاری، ابزاری برای تبادل تجربه های برتر و فرصتی برای افزایش سطح یادگیری فردی و سازمانی هستند. توسعه این ساختارهای اجتماعی، به یک راهبرد اساسی برای بهبود فرآیند نوآوری تبدیل شده است. محققان و فعالان مدیریت دانش اعتقاد دارند، مدیریت کردن اجتماعات کاری، همسو با اهداف سازمان، نتایج بسیار مطلوبی در فرآیند نوآوری سازمان خواهد داشت. بررسی پژوهش های قبلی نشان می دهد که در توسعه و مدیریت اجتماعات کاری، روابط میان متغیرهای سازمانی و مولفه های موثر در طراحی اجتماعات کاری بررسی نشده است. به عبارت دیگر، توسعه اجتماعات کاری مستقل از متغیرهای سازمانی بررسی شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی روابط میان متغیرهای سازمانی و مولفه های طراحی اجتماعات کاری انجام شد. بدین منظور پس از شناسایی 17 متغیر سازمانی و 13 مولفه مؤثر در طراحی اجتماعات کاری، روش دلفی فازی برای تبیین ارتباط میان این متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. محدوده مطالعه این پژوهش، یک سازمان صنعتی راهبردی بود. داده های پژوهش با نظرخواهی و توزیع پرسش نامه میان 11 نفر از خبرگان سازمان مورد مطالعه جمع آوری گردید. نتایج این پژوهش نشان می دهد 17 متغیر سازمانی شناسایی شده بر 13 مولفه طراحی اجتماعات کاری اثر گذار هستند. الگوی طراحی شده در این پژوهش، علاوه بر اینکه مبنای مناسبی برای ارزیابی و انتخاب اجتماعات کاری محسوب می شود، به روشنی روابط میان متغیرهای سازمانی و اجتماعات کاری را نیر مشخص می کند.
هدف از مطالعه حاضر ، پیش بینی مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه دوم بر اساس خودکار آمدی و هوش معنوی منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران بود. بدین منظور از بین 3245 نفر از دانش آموزان با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و با بهره گیری از شیوه نمونه گیری طبقه ای مرحله ای 245 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و پرسشنامه های مسئولیت پذیری ، خود کار آمدی و پرسشنامه هوش معنوی توسط را در یک نشست تکمیل کردند . جهت تحلیل داده ها بعد از بررسی مفروضه های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین همبستگی بین خودکار آمدی و هوش معنوی با مسئولیت پذیری معنادار بود همچنین بین نمره کلی هوش معنوی و تمامی خرده مقیاسهای آن (تفکر وجودی انتقادی، تولید معنای شخصی، آگاهی متعالی و بسط حالت هوشیاری) با نمره مسئولیت پذیری همبستگی معنادار یافت شد.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر شاخص کل قیمت بازار بورس با تأکید بر مدل اقتصادی مقاومتی است. بورس اوراق بهادار به عنوان یکی از اصلی ترین ارکان بازار سرمایه، قادر است با هدایت پس اندازهای راکد به سوی تولید مولد، حرکت به سمت رشد و توسعه اقتصادی را سرعت بخشد. شاخص های این بازار تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله متغیرهای کلان اقتصادی می باشند. با ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی توسط مقام معظم رهبری، این الگو به عنوان مدل اقتصادی پیشرفت ایرانی- اسلامی مورد توجه قرار گرفت. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی با استفاده از الگوهای اقتصادسنجی VAR، ECM، VECM و ARDL است. نتایج ناشی از این الگوها نشان می دهد که: الف. ارتباط مستقیم و همسو بین متغیرهای نرخ ارز، تولید ناخالص داخلی، نرخ رشد نقدینگی و متغیر الگوی اقتصاد مقاومتی با شاخص کل قیمت سهام وجود دارد؛ ب. نرخ سود بانکی با شاخص کل قیمت سهام، ارتباط معکوس خواهد داشت؛ ج. همچنین نتایج ناشی از برآورد الگوی تصحیح خطا حاکی از آن است که در هر سال حدود 77 درصد از عدم تعادل های شاخص کل قیمت سهام به سمت تعادل بلندمدت تعدیل می شود و د) نهایتاً اینکه توجه به رویکرد اقتصاد مقاومتی، تأثیر مثبت بر تحولات بازار سرمایه و سهام خواهد داشت و این مهم از برآورد الگوهای مورد استفاده در این تحقیق کاملاً قابل استنتاج است.
بیگانگی تحصیلی یا دانشگاهی به عنوان یکی از اشکال بیگانگی، اصطلاحی برای توضیح جدایی دانشجویان از فرایند یادگیری و تجربه منزوی بودن از یک گروه تحصیلی یا دانشگاهی است که شخص باید به آن تعلق داشته یا درگیر آن باشد. هدف تحقیق حاضر تحلیل بیگانگی دانشگاهی و ابعاد آن در سطح میدان های درون و برون دانشگاهی برمبنای نظریه ناسازی بوردیو در دانشجویان دانشگاه مازندران می باشد. روش تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار سنجش آن پرسشنامه محقق ساخته است. تعداد 390 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 93-94 براساس نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند و پرسشنامه بین آنها توزیع گردید. براساس نتایج تحقیق، بین میدان درون دانشگاهی (هنجار های محدودکننده، جامعه پذیری آموزشی ضعیف، اختلال رابطه ای) و میدان برون دانشگاهی (ابهام اشتغال، مدرک گرایی، بحران منزلت و فقدان علاقه به تحصیل) تأثیرات مثبت و مستقیمی بر متغیر وابسته (بیگانگی دانشگاهی) دارد. همچنین مطابق با آزمون مدل نظری تحقیق که با روش معادلات ساختاری انجام شده است؛ مشخص گردید که میدان های درون و برون دانشگاهی به همراه شاخص هایشان توانستند %66 از تغییرات بیگانگی دانشگاهی را تبیین کنند.
تاکنون پژوهش های دامنه داری در زمینه چگونگی رویارویی ایلخانان مغول و پایان دادن به کار عباسیان و اسماعیلیان صورت گرفته است اما هنوز زوایای ناگفته بسیاری نزد مورخان و محققان وجود دارد. آنچه مقرر است در این نوشتار بررسی شود زاویه ای متفاوت برگرفته از این پرسش است که آیا بخشی از رویارویی نظامی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان در نقاطی رخ داده که به دور از برد پژوهشی مورخان و در پس پرده تاریک مانده باشد؟ نخستین فرضیه ای که به ذهن متبادر می شود آن است که سیاست تسخیر یا خرید قلعه های متعدد و نفوذ در کوهستان های مختلف توسط اسماعیلیان و همچنین یا فتن راه های نزدیک برای نفوذ به بغداد توسط ایلخانان، جدال ایلخانان با اسماعیلیان و عباسیان را به کوهستان زاگرس جنوب غرب نیز کشانده باشد. براساس شواهدی که در دست داریم حکومت های محلی قرون 5 و 6 ه .ق. به شدت از آدمکشی های کوهستانیان اسماعیلی ترس داشتند. یکی از مناطقی که موقعیت مناسبی برای اسماعیلیان بود، کوهستان های شمال شهر لور1 بود که از طریق گذرگاه مهمی می توانست به بغداد وصل شود. این گذرگاه استراتژیک توانسته است مرکز ثقل سه دشمن دیرین باشد. ایلخانان بنا بر اسناد مغولی این بار هدف شان تنها نابود کردن مناطق و تاراج نبود، بلکه آمده بودند تا در آسیای غربی پیروزی های درخشانی به دست آورند، زیرا ده سال بود که قلمرو آنان در این سمت توسعه نیافته بود. وضع مغولان چنان متزلزل بود که پیوسته از دربار قاآن استمداد می جستند و درخواست برچیدن حکومت خلفای بغداد و اسماعیلیه را داشتند. بر این اساس این بار با برنامه و نقشه های از قبل طراحی شده وارد ایران شده بودند. از طریق گذرگاه جنوب غرب شهر لور، هلاکو در دسامبر 1257م./655ه .ق. نبرد علیه خلفای بغداد را آغاز کرد و در دهم فوریه سال 1258م./656 ه .ق. وارد بغداد شد. براساس اسناد و نقشه های ارائه شده در این مقاله، شهر لور به عنوان یک مرکز استراتژیک نقش مؤثری در غلبه ایلخانان بر دو دشمن دیرینه آن ها داشته است. مقاله حاضر پس از بررسی و اثبات شهر لور، به اهمیت سیاسی نظامی این شهر در رویارویی ایلخانان با عباسیان و اسماعیلیان می پردازد. شیوه کار بر اساس جمع آوری شواهد از اسناد باستان شناسی و کتاب های معتبر تاریخی و تحلیل و نتیجه گیری از آن هاست.
فلات ایران چنان موقعیت خاصی بر روی زمین دارد که بیشترین تابش خورشید را دریافت می کند. نقاط دیگری که چنین وضعیتی داشته باشند، بر روی خشکی های قابل سکونت زمین چندان نیستند. مهمترین دلیل شکل گیری تمدن کهن ایران را نیز برخورداری از همین خصوصیت می توان دانست. خورشید در باور ایرانیان مظهر نعمت و رحمت است و آب نیز مظهر زایندگی. این دو، که اسطوره های اصلی ایرانیان را شکل دادند، مایه حیات زمین شناخته می شوند. نمادهای خورشید و ماه مربوط به این دو اسطوره است که جلوه های اهمیت آن در ذهن ایرانیان به صورت های گوناگون در زبان و فرهنگ آنها جلوه گر است. از جمله نتایج توجه به نور و خورشید در زندگی ایرانیان هنرآفرینی با سایه است. سایه در اوقاتی از سال، به واسطه کارکرد خود اهمیت می یابد؛ اما توجه به سایه، شاید به دلیل تضادی که با نور دارد و به شناخت آن کمک می کند، حضوری همیشگی در معماری و منظره پردازی ایرانیان است. به طوری که آنقدر در آثار فرهنگی آنها تکرار شده که می توان گفت سایه، معادل مطبوعیت و زیبایی قلمداد می شود. حیاط خانه روستایی، در حالی که در میان کوه و دشت و باغ خانه کرده اند، نباید نقش کارکردی مهم داشته باشد. اما تمرکز بر تلفیق بخش سکونت با آن، روشن می سازد که هدف دیگری در کار است. در این تصویر از روستای طرق حیاط خانه که بزرگتر از اتاق آن نیست، با داربستی از مو پوشیده شده و در گوشه بیرونی دیوار خانه نیز، چیدمانی زیبا با کاهگل، پلکه کانی از سایه روشن را در کنج دیوار ایجاد کرده است. شرایط محیطی خانه در عکس پیداست. منطقه کوهستانی بکرکه بوته های وحشی در پای دیوار خانه روئیده اند. نماسازی خاصی در سیمای خانه دیده نمی شود، الا سایه هایی که به بافت یکدست آن سایه داده اند: گوشه سازی لبه دیوار، پنجره های تیرهای ناودان و تیرهای چوبی سقف که بیرون زده اند. غیر از آن، داربست عنصر اصلی منظره سازی این خانه است؛ چه برای ساکنان و چه برای رهگذران. داربست در ارتفاع بالا، در فصل گرما به کار آسایش اقلیمی می آید؛ در زمان های سرد اما، داربست، با آن نظم ساختاری، سایه ای مطبوع از خطوط متقاطع بر کف حیاط و دیواره های اتاق ها و پنجره ها ی آنها می اندازد که زیبایی آفرین است و با حرکت خورشید، منظره ای پویا در حیاط خلق می کند. این وضعیت در بیشتر اوقات سال جاری است. از این روست که اصرار ایرانیان بر استفاده از چنین عنصری را باید به نگاه زیباشناسانه آنها ربط داد، که سایه را زیبا می شناسند، تا تنگناهای اقلیمی.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سبک های فرزند پروری ادارک شده و مشکلات تصمیم گیری شغلی دانشجویان انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه ی آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل سال تحصیلی 90-1389 دانشگاه شهید بهشتی بود. با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی 375 دانشجو انتخاب ولی به علت ناقص بودن 15 پرسشنامه کنار گذاشته شد و در نهایت 360 پرسشنامه تحلیل شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های تصمیم گیری شغلی گاتی (1996) و سبک های فرزند پروری مایر (1965) استفاده شد. برای تحلیل آماری از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که افراد با سبک فرزند پروری ادارک شده ی سهل گیر و مقتدر در مقایسه با افراد با سبک فرزند پروری ادارک شده ی مستبد و سهل انگار از مشکلات تصمیم گیری شغلی کمتری بر خوردارند و تفاوت معناداری بین افراد بین سبک فرزند پروری سهل انگار و مستبد وجود ندارد. همچنین متغیر بعد فرزند پروری محبت- طرد را می توان به عنوان پیش بین ترین بعد سبک فرزند پروری در مشکلات تصمیم گیری شغلی قلمداد کرد. نتیجه گیری: شیوه تربیتی حمایتی والدین در میزان مشکلات تصمیم گیری شغلی نقش دارد. فرزندانی که والدین آنها والدین حمایت گری هستند، بیشتر متمایل به شیوه تربیتی مقتدرانه هستند و از مشکلات تصمیم گیری شغلی کمتری رنج می برند.
از روزگاران نزدیک به انقلاب مشروطیت، کنشگران سیاسی ایرانی در استانبول با جنبش ضد استبدادی در ایران پیوند داشتند. اما در این میان این پیوند بیش از همه در یاری ایرانیان مقیم استانبول با جنبش مقاومت تبریز برای بازگرداندن نظم مشروطه گی و پایان دادن به عصر «خرده خودکامگی» محمدعلی شاه نمودار شد. با آغاز مقاومت مجاهدان به رهبری ستارخان کوشندگان سیاسی ایرانی در بیرون مرزهای ایران از پراکندگی و بی کنشی بیرون آمده و به تکاپو و جنبش برآمدند. ایرانیان مقیم استانبول و مشروطه خواهان تبعیدی در چارچوب «انجمن سعادت ایرانیان» به دنبال یاری رساندن به مجاهدان تبریز برآمدند. آنان در عمل به نماینده جنبش مقاومت در خارج از کشور بدل شدند. هواداران جنبش مقاومت در استانبول در کنار یاری های مالی، اخبار پایداری ها و پیرزوی های مجاهدان را در برابر جبهه متحد استبداد و در تبریز به کشورهای اروپایی و نیز به عتبات عالیات گزارش می دادند. آنان درپیوند با رهبری مذهبی برون مرزی انقلاب در عتبات به حمایت معنوی رهبران مذهبی از جنبش مقاومت دامن می زدند. ستارخان بارها به زبان آورده بود که مقاومتش بر بنیاد فتوای علمای عتبات در حمایت از مشروطیت استوار یافته است. جنبش مقاومت تبریز نیز انجمن سعادت ایرانیان را به عنوان سخنگوی خود در بیرون مرزها پذیرفته بود و برخی خواسته ها و ضرروت های نیازمند پیگیری در عرصه بیرونی را از آنان انتظار داشت. انقلاب 1908 ترکان جوان، نیز زمینه مناسبی برای کنشگری ایرانیان هوادر جنبش مقاومت ایجاد کرده بود. نوشتار حاضر بر این فرض اساسی استوار است که کوشش های ایرانیان مقیم استانبول در بازتاب جهانی جنبش مجاهدان تبریز به رهبری ستارخان و تدارک حمایت های مالی تبلیغی آن جنبش نقشی درخور داشته. آنان بر بنیاد همین تلاش ها بود که حمایت انگلستان و روسیه از استبداد محمدعلی شاه را در افکار عمومی جهان آن روزگار بی اعتبار ساختند.
اختلال هماهنگی تحولی سبب ایجاد اختلال در هماهنگی حرکتی کودکان و هماهنگی حرکتی ضعیف نیز سبب بروز مشکلات روانشناختی در این کودکان می شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات منتخب مقاومتی بر کارکردهای حسی- حرکتی پسران 12-8 ساله دارای اختلال هماهنگی تحولی شهر تهران بود. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. به این منظور 30 کودک دارای اختلال هماهنگی تحولی با میانگین سنی 02/1 98±/10 سال، با استفاده از پرسشنامه اختلال هماهنگی تحولی ویلسون (2001) و آزمون هوش ریون، به صورت دردسترس و هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. جهت ارزیابی متغیرهای وابسته از پرسشنامه عصب روانشناختی کانرز (2004) استفاده شد. گروه آزمایش برنامه منتخب را برای هشت هفته (سه جلسه 45 دقیقه ای در هفته) دریافت کردند، در حالی گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در سطح معناداری 0/05 = P انجام گرفت. یافته ها تأثیرمعنادار تمرینات منتخب مقاومتی را برگروه آزمایش در تمامی متغیرها نشان داد (0/05≥ P ). بدین معنا که تمرینات مقاومتی بر بهبود کارکردهای حسی- حرکتی کودکان دارای اختلال هماهنگی تحولی، به طرز مثبتی مؤثر است.