فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱۸٬۸۸۱ تا ۳۱۸٬۹۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
تئاتر، درگیر با فضاهای تازه
حوزههای تخصصی:
کارکرد قصص قرآنی در تحلیل آینده نگاری راهبردی (نمونه داستان بنی اسرائیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله پیشرفت با نظر به عینیت آن در موقعیت های زمانی و مکانی، نیازمند الگوی معین با رویکرد آینده نگری و آینده نگاری است. نقش آموزه های دین در آینده نگاری تمدنی، یک مسئله محوری و راهبردی در دوره معاصر است. برجسته ترین فصل آموزگاری آینده نگاری دینی، رخدادهای تاریخ تمدنی و به طور خاص، قصص هستند. رویکرد آینده نگاری به مدد قصص، اصلی بنیادین در مبانی فلسفه دین (نظام انتظار از دین و نیاز به دین) است. قصه قرآنی یک منظومه گفتمانی است که رویدادهای مؤثر در تحول فرد، جامعه و تمدن را پیش رو می گذارد و هدف آن قرار دادن مخاطب در موقعیتی است که با انتخاب و اختیار خود در مسیر رشد قرار گیرد تا آینده خود، جامعه و تمدن را در سمت و سوی آرمان الهی رقم زند. این مقاله با پرسش اصلی «چیستی آینده نگار قصص قرآنی»، با روش تحلیل محتوا به نظریه آینده نگاری برآمده از قصص قرآنی می پردازد و بر آن است که پژوهش کارکرد آینده نگار از قصص تمدنی، یک ساحت راهبردی نه فقط در حوزه پژوهش هنجارین، بلکه در حوزه تحقیق و توسعه آینده نگار نیز هست. یافته های پژوهش حاکی از آن است که آینده نگری تا آینده نگاری، فصل راهبردی فلسفه قصه قرآنی است و قصه قرآنی ظرفیتی معرفت شناخت و روش شناخت در پیشنهاد رویکرد آینده نگار راهبردی دارد.
نزاع درباره«هنجار»، در معرفت شناسی طبیعی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
183 - 198
حوزههای تخصصی:
کواین سعی دارد مسائل غیر علمی ای که به شکل سنتی در معرفت شناسی مطرح بودند، از معرفت شناسی طبیعی شده خود حذف کند، و معرفت شناسی را به مثابه علم؛ یا به تعبیری به مثابه فصلی از روانشناسی تجربی مطرح کند. ییگوان کیم در انتقاد به کواین، مدعی است رویکرد کواین مستلزم حذف هرگونه عنصر هنجاری از معرفت شناسی است و از آنجا که -بر اساس استدلال کیم- خود مفاهیم «معرفت» و «باور» مفاهیم هنجاری هستند، در نتیجه نه معرفت و نه باور، نمی توانند موضوع معرفت شناسی طبیعی شده کواین باشند. در اینجا نشان می دهیم، عنصر هنجاری، به دو معنا در فلسفه کواین قابل دفاع است، ولی قبول عنصر هنجاری، ظاهرا با دفاع کواین از اصل تحقیق پذیری معنا، سازگار نیست. نهایتا سعی داریم این ناسازگاری ظاهری را با تفسیری از اصل تحقیق پذیری کواین، از بین ببریم.
حقوق جزاء
منبع:
اخگر اسفند ۱۳۲۷ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
کلام
مروری بر پنجمین نشست سران گروه 20
حوزههای تخصصی:
با افزایش نقش کشورهای در حال توسعه و در حال گذار در تعاملات بین المللی، اهمیت و اثربخشی نشست های گروه 20 بیش از پیش آشکار شده است؛ به طوری که از زمان تشکیل گروه 20 در سال 1999 میلادی تا سال 2008 میلادی هر ساله نشست اعضا در سطح وزرای اقتصادی و دارایی و رؤسای بانک های مرکزی کشورهای عضو برگزار می گردید. اما با آغاز بحران مالی و اقتصادی جهان علاوه بر نشست های وزرا ضرورت برگزاری نشست در سطح سران و رؤسای کشورهای عضو گروه 20 اجتناب ناپذیر شد. بر این اساس، در طول 5-2 نشست در سطح سران کشورهای گروه 20 برگزار گردید. این گزارش به مهم ترین مباحث پنجمین نشست سران گروه 20 که در نوامبر 2010 میلادی در کره جنوبی برگزار شد و همچنین نشست مقدماتی وزرای گروه اختصاص یافته است.
بی دستار شدن، اشکال و دلایل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکردهایی نظیر حفظ تن از آسیب های محیطی، الزامات عرفی و ظرفیت های نمادین، سبب شده است که لباس در زندگی آدمی، اهمیتی چشمگیر و اجتناب ناپذیر داشته باشد. براساس چنین اهمیتی، تهیه پوشاک متناسب با هریک از اعضای بدن و ظهور ملبس در انظار عمومی، بسیار مورد توجه بوده است. در این راستا، «سر» نیز که بالاترین و یکی از مهم ترین اعضای بدن است، همواره با سرپوش هایی همچون «دستار» و کلاه پوشانده می شد. در پوشیدن چنین پوشاکی نیز، الزامات عرفی نافذ بوده و هر نوع سربرهنگی در حالات عادی ناهنجاری فاحش محسوب می شده است. با وجود چنین اهمیتی، توجه به منابع نشان می دهد که گاه دستار از سر برداشته می شده است. این نوشتار مشخصاً در پی آن است که با توجه به منابع گوناگون، اشکال و علل بی دستار شدن را ذکر و بررسی کند. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که درمجموع، بی دستارشدن یا به دست شخص دستاربند و به خواست وی روی می داده یا عاملی بیرونی، علی رغم میل دستاردار، به این کار دست می زده است. عللی چون بروز هیجانات، فروش (در تنگدستی)، بخشش، استغفار و انتقال قدرت به شکل گیری نوع اول دستاربرداری منجر شده و سرقت دستار و مجازات دستاربند نیز، علل برداشتن دستار در شکل دوم آن است.
قصیدة یائیه میرفندرسکی: نسخه شناسی، تصحیح و تحقیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام میرفندرسکی بی درنگ یادآور قصیدة معروف اوست. بر این قصیده شرح هایی نگاشته شده و همان گونه که خود میرفندرسکی این قصیده را به تبع شاعرانی چون ناصرِ خسرو سروده است، شاعرانی نیز آن را تقلید کرده و بر همان قالب قصاید مشابه ای سروده اند. این قصیده به توسط عده ای دیگر از شعرا تضمین و تخمیس هم شده است. قصیده یائیه علی رغم شهرتی که دارد، تاکنون مورد تحقیق و تصحیح قرار نگرفته است. بدبختانه نسخه ای به خط میرفندرسکی در دست نیست و تنها یک نسخه حاوی 37 بیت نخستین این قصیده یافته ایم که در زمان حیات او کتابت شده است. نزدیک ترین نسخه به زمان حیات شاعر، حاوی 67 بیت متعلق به 4 سال پس از وفات اوست. نسخ خطی حاوی این قصیده، روایت های مجمل و گاه مفصلی از آن به دست می دهند. حتی بیشتر نسخه ها در تعداد و ترتیب ابیات با هم توافقی ندارند. محتوای خاص قصیده آن را در عداد اشعار حکمی همچون گلشن راز شبستریقرار می دهد. محققین در رویکرد میرفندرسکی بر اساس محتوای این قصیده اتفاق نظر ندارند، برخی آن را فلسفی و بر مذاق مکتب ارسطو و ابن سینا و برخی دیگر آن را عرفانی و منطبق بر مشرب ابن عربی و عرفان نظری می دانند. در این مقاله با استفاده از هفده نسخه که به فاصله زمان حیات تا 150 سال پس از وفات شاعر استنساخ شده اند، تصحیح صورت گرفته است. قطعاً دسترسی به یک متن مصحح بسیاری از قضاوت ها را درباره میرفندرسکی تغییر خواهد داد.
رویکرد یاددهی- یادگیری در پارادایم پیچیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
۴۰-۵۸
حوزههای تخصصی:
«رویکرد یاددهی- یادگیری» الگوی مواجهه ی معلم و دانش آموز در یک محیط آموزشی و یکی از بخش های اصلی نظام آموزشی است. این الگو را می توان بر اساس آراء و اندیشه های متنوعی سازماندهی و ترسیم نمود؛ از جمله مکاتب فلسفی و یا نظریات علمی. هدف از این پژوهش ترسیم و تبیین رویکرد یاددهی- یادگیری در پارادایم پیچیدگی است. پارادایم پیچیدگی یکی از رویکردهای علمیِ معاصر می باشد که نگرش مبتنی بر آن در حال نفوذ به حوزه های مختلفِ دانش از جمله علوم تربیتی است. از این رو در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است بر اساس مفاهیم و مؤلفه های اساسی در پارادایم پیچیدگی، رویکرد یاددهی- یادگیری ترسیم و تبیین گردیده و به طور خلاصه بدین شرح است: مراحل و توالی فعالیت های معلم و دانش آموز به صورت راهبردی است که به طور مداوم و با در نظر گرفتن حداکثر شرایط دخیل و موثر بر محیط آموزشی توسط معلم و در تعامل با دانش آموزان سازمان دهی و هدایت می شود. به عبارتی معلم با طراحی و سازماندهی راهبردی محیط به صورت غنی و پیچیده، دانش آموز را به سمت پژوهش و یادگیری هدایت می کند؛ بنابراین دانش آموز فعال و پژوهشگر است؛ پژوهشگری که پیوسته در مواجهه با محیط آموزشی، خود را سازماندهی و بازسازماندهی کرده و در واقع یاد می گیرد و تکامل می یابد. بر این اساس رابطه ی معلم و دانش آموز نیز بر پایه ی تعاملات گسترده و متنوعِ آنها با یکدیگر و با محیط، پویا و چندسویه می باشد.
بررسی فقهی و حقوقی امکان سنجی الغای مجازات حبس در جرائم علیه کیان خانواده(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال دوم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
69 - 89
حوزههای تخصصی:
نهاد خانواده، به مثابه بنیادی ترین واحد اجتماع، نقش بی بدیلی در سعادت فرد و اجتماع ایفا می کند؛ لذا چاره اندیشی درباره نفوذ آسیب ها و انحرافات اجتماعی به این نهاد بنیادین ضرورت دارد. یکی از مجازات هایی که در قوانین موضوعه جرائم مرتبط با کیان خانواده وجود دارد، کیفر حبس است. پیگیری پیامدهای چنین عقوبتی، نشان از ناهمخوانی فلسفه وضع این مجازات با بسیاری از مصادیق آن دارد. این مسئله خود عاملی برای ایجاد بحران ها و آسیب های مضاعف شده است. نوشتار حاضر، با عنایت به چالش مزبور، در پژوهشی توصیفی تحلیلی با برشمردن عواقب و آثار کیفر حبس به ویژه در جرائم خانوادگی و با بررسی ادله و مستندات فقهی در پرتو اهداف و مقاصد شریعت، به این نتیجه رسیده است که امکان اعمال مجازات هایی دیگر غیر از حبس در حوزه جرائم خانوادگی وجود دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به مفاسد به کارگیری کیفر حبس، بایسته است قانون گذار در قوانین موجود تجدیدنظر کند و بیش از پیش، در حبس زدایی از جرائم خانوادگی و اعمال مجازات های جایگزین بکوشد.
گونه شناسی تطبیقی خاتم غیرمثلث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه از واژه هنر خاتم در ذهن نقش می بندد، سطحی است که با مثلث های کوچک پوشانده شده است. این روش، خاتم مثلث نام دارد، ولی شیوه های دیگری نیز وجود دارند که در آن ها به جای مثلث از دیگر نقوش هندسی استفاده شده است. این آثار به طور کلی در گروه خاتم غیرمثلث دسته بندی می شوند. گروه خاتم غیرمثلث که شیوه های مختلف و نقوش متعددی را نیز شامل می شود، به سرعت در حال فراموشی است. همین امر باعث شده تا حدس های نادرستی درباره نحوه تولید برخی از این نقوش شکل بگیرد. شناخت دقیق دسته بندی و شیوه تولید این نقوش می تواند یارای اصلاح دیدگاه ها و حفظ این هنرها باشد. مسأله نخستین پژوهش حاضر این است که: «اصولاً هنر خاتم غیرمثلث چیست و چه انواعی را در برمی گیرد؟»آنگاه می توان این پرسش را مطرح کرد که: «مبانی فنی انجام هر کدام به چه صورت است؟». همچنین دلیل شکل گیری تعابیر نادرست پیرامون شیوه انجام برخی از این هنرها نیز بررسی می شود. در این پژوهش به علت عدم امکان تغییر همه متغیرها و الزام استفاده از شیوه سنّتی، از روش مطالعات نیمه تجربی[i] استفاده شد و اطلاعات به طریق کتابخانه های و میدانی (مشاهده ای و کارگاهی) گردآوری شد و برای ارائه اطلاعات از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شد. نتایج، حاکی از وجود گونه های متنوع در هنر خاتم و شناسایی و تفکیک برخی شاخه های دیگر است که به دلیل وجود شباهت هایی، به اشتباه در گروه خاتم قرار گرفته اند، درحالی که به طور کل با این شاخه هنری متفاوت هستند. بازشناخت و احیای هنر فراموش شده نوارچینی و معرفی دو گونه جدید در خاتم مربع از جمله دست آوردهای دیگر این مقاله است.
بررسی و تحلیل الگوی فضایی تغییرات درون دهه ای بارش های سنگین و فوق سنگین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بارش از متغیرترین عناصر اقلیمی است. این تغییرات هم در بعد مکان و هم در بعد زمان در قالب اقلیم منطقه رخ می دهد. هدف از این مطالعه، بررسی خودهمبستگی فضایی تغییرات درون دهه ای بارش های سنگین و فوق سنگین ایران طی نیم قرن اخیر است. به این منظور، داده های بارش روزانه با استفاده از 664 ایستگاه همدیدی و اقلیمی طی دوره 1390-1340 استخراج و به عنوان پایگاه داده ها (داده های اسفزاری [1]) استفاده شد. به منظور دستیابی به تغییرات درون دهه ای بارش ایران از روش های زمین آماری، مانند خودهمبستگی فضایی از تحلیل لکه های داغ [2]، آماره گتیس- ارد جی (G *) و از امکانات برنامه نویسی در محیط Matlab وSurfer وGIs بهره گرفته شد .نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد ، که کرانه های ساحلی دریای خزر و امتداد دامنه های غربی زاگرس، دارای بیشنه وقوع بارش های سنگین و فوق سنگین است. الگوی فضایی بارش های سنگین نشان می دهد، بیشینه الگوی خودهمبستگی فضایی مثبت بارش های سنگین به لحاظ مکانی و زمانی با وجود اینکه در دوره های مختلف نوساناتی داشته است، اما بیشتر شامل نواحی غرب، شمال غرب و کرانه های ساحلی دریای خزر می شود. این در حالی است که الگوی خودهمبستگی فضایی منفی بارش های سنگین بیشتر مربوط به نواحی مرکزی و لکه هایی از شرق کشور به ویژه زابل است. الگوی بارش های فوق سنگین مشابه بارش های سنگین است. با این تفاوت که از گستره مکانی آنها کاسته شده است. [1] -این داده ها را با تفکیک مکانی 15 در 15 کیلومتر، دکتر مسعودیان در دانشگاه اصفهان تهیه کرده است. [2] -Hot Spot Analysis
آموزه هایی منفی در ضرب المثل های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مَثَل های فارسی از کهن ترین نمونه های ادبی ایران هستند که از روزگار باستان تا به امروز الهام بخش گفتار و رفتار مردم این سرزمین بوده اند و با توجه به اینکه در پیدایش آن ها، ذوق، قریحه، دانش و تجربه لایه های گوناگون اجتماع نقش داشته، پذیرش و رواج عمومی آن ها نیز زیاد بوده است. پژوهش در مَثَل های هر جامعه، به شناختی بهتر درباره جنبه های مختلف زندگی و فرهنگ آن جامعه کمک می کند و از این طریق لایه های مغفول مانده فرهنگ عمومی، به صورت دقیق تر بررسی خواهد شد. برخی از عادت های ناپسند یا آموزه های ناصواب فرهنگی از طریق مثل ها، در زبان، ساری و جاری می شوند. این کارکرد ضرب المثل ها را می توان آموزه های منفی آن ها دانست. این مقاله، چنین جنبه ای را در مثل های فارسی بررسی کرده و ضمن تأکید بر آموزه های نیک موجود در بیشتر ضرب المثل های فارسی به نمودهای بدآموزی یا آموزه های منفی برخی دیگر از آن ها پرداخته است. شوخی ریشخندگونه با سرزمین ها و اهالی هر سرزمین یا اقوام و قبایل، برخورد با دیگریِ دینی و اعتقادی، تحقیر برخی از وضعیت های جسمانی، ریشخند برخی از نقش های خانوادگی و به ویژه نقش های زنانه، تقدیرگرایی های کاملاً منفعلانه، توجیه خوی های ناپسندی چون خودرأیی و شوخی تمسخرگونه با برخی از نام های خاص و نظایر این آموزه های منفی را در مثل ها فارسی می توان دید.
گفتمان «ظل اللهی» در تاریخ نگاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور حکومت صفویه و تبدیل آن به یک نظام سیاسی منسجم و متمرکز به پراکندگی قدرت در اواخر سده نهمبر ایران پایان داد. اما با تغییر مذهب رسمی مشروعیت این حکومت با چالشی مهم روبرو شد. صفویه در خط مقدم رویارویی با اهل سنت قرار داشت که تعارضات گریزناپذیری برای آنها ایجاد کرده بود. مهمترین چالش منطقه ای صفویه، قدرت جهانی عثمانی بود. نظریه پردازان حکومت صفوی ازاین رو تلاش داشتند برای مساله مبنایی مشروعیت، پاسخی در خور بیایند، آنها برای پاسخ بدان قالب های معرفتی متعددی پیش رو داشتند. این معاریف که حاصل سنت هایی پیشین بودند، افزون بر نظام اندیشه ای ایران باستان؛ با قالب های اندیشه ای دوره اسلامی و دگرگونی های پی در پی آن روبرو بود. ازاین رو نیاز به الگویی بود که قادر باشد تمامی این معاریف را با سازمان بندی نوین در یک ساختار جدید ارائه دهد. تنوع منابع مشروعیت ساز حکومت صفوی ب افزون بر آنکه اهمیت مساله را نشان می دهد می تواند قابلیت های حکومت را در استخدام این منابع برای تمایز از مشروعیت دوره ها و اعصار پیش از خود نشان دهد. البته در مواردی نیز تفاوت های آشکاری نسبت به دوره های سلفشان روشن خواهد ساخت. حال پرسش این است که صفویان چگونه گفتمان مشروعیت ساز خود را شکل داده و منابع تاریخ نگارانه چگونه آن را تبیین کرده اند؟ پژوهش با روش تبیین تاریخی منابع تاریخ نگارانه و رویکرد تفسیر متن سامان یافته و این مدعا را مطرح کرده است که صفویه با استفاده از منابع موجود و متکثر مشروعیت ساز که از پیش شکل گرفته، نظام مشروعیتی را بنیان نهاد که الگوی واحد «ظل اللهی» معرّف آن است
مرگ و مالیات
منبع:
حسابدار ۱۳۸۵ شماره ۱۷۶
حوزههای تخصصی:
بازار نشر کتابهای ادبیات داستانی
حوزههای تخصصی:
زلف اندیشه
مقایسه اثربخشی ایجاد فضاهای شهری مخصوص بانوان در شهر تهران از دید زنان و مردان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختصاص فضاهایی ویژه بانوان به عنوان یکی از راهکارهای تسهیل حضور و امنیت زنان در فضای عمومی توسط شهرداری تهران پیگیری می شود و موافقین آن را مصداق عدالت جنستی و مخالفین آن را به عنوان تبعیض جنسیتی در نظر می گیرند. در این تحقیق اثربخشی آنها از دید زنان و مردان تهرانی به عنوان ذینفعان اصلی سنجیده و مقایسه شده است. در این مطالعه از تحقیق ارزشیابی بهره گرفته شده و برای جمع آوری داده ها در تحقیق میدانی از مصاحبه فردی و در پیمایش از ابزار پرسشنامه استفاده شد. متغیرهای اصلی این تحقیق شامل: میزان آشنایی، میزان ضرورت برنامه ها، میزان رضایت و میزان اعتماد به انجام درست برنامه است. در پیمایش، 400 زن و 100 مرد با تلفیق دو روش خوشه ای چند مرحله ای و نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و مورد پرسش قرار گرفته اند. شهروندان تهرانی اعم از زن و مرد از سه برنامه مورد بررسی رضایت نسبی خوبی دارند و تفاوت زیادی بین نظرات آنها بجز در موارد محدود وجود ندارد؛ هرچند کیفیت پایین برخی خدمات و مشارکت ضعیف گروه های مختلف شهروندان در برنامه ها همچنان جای نقد دارد. بسط فضاهای زنانه با توجه به محدویت های زنان در حضور و احساس امنیت در فضاهای عمومی موافقین زیادی هم در زنان و هم در مردان دارد؛ هر چند باید توجه داشت ادامه و بسط این روند در جداسازی و تفکیک جنسیتی می تواند نتایج منفی و معکوسی در در دراز مدت در جامعه داشته باشد و به تعاملات سالم و پویای آن صدمه بزند.