پدیدارشناسی دانش تجربه آگاهی است. هگل نشانداد که تحقق دانش مطلق تنها از طریق روش دیالکتیک و منظر پدیدارشناسی امکان دارد. او بر خلاف متفکران روشنگری دین را جزو جدا نشدنی اندیشه بشری می دانست. در این ن.شتار برآنیم که به این سوال پاسخ دهیم که دین در نگاه پدیدارشناسانه هگل چه سرنوشتی پیدا می کند و چه جایگاهی در نظام دانش دارد؟ پاسخ اینست که دین یکی از مهم ترین موقف هایی است که مطلق در آن به ظهور می رسد. منزلگاه و ظهور مطلق در دین نه محسوس است و نه عقلی محض بلکه منزلی بینابینی است که هگل آن را (vorstellung) و یا انگار یا تمثل می نامد.
هدف پژوهش حاضرآزمون مدل علی سبک های هویتی و مقبولیت اجتماعی با میانجی گری نگرش های ناکارآمد در پیش بینی استفاده از لوازم آرایش در دانشجویان دختر می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دختر دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونه پژوهش 336 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. طرح پژوهش همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه سبک هویت (1989)، پرسشنامه پذیرش اجتماعی (1960)، مقیاس نگرش های ناکارآمد (1978) و پرسشنامه استفاده از لوازم آرایشی (1393) بود. افراد مورد مطالعه به صورت اینترنتی و در فضای مجازی به پرسشنامه ها پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل علی رابطه بین سبک های هویتی، مقبولیت اجتماعی، نگرش های ناکارآمد و استفاده از لوازم آرایشی در دانشجویان دختر بر اساس شاخص های مختلف، نیکویی برازش مطلوبی دارد. هم چنین سبک های هویتی، مقبولیت اجتماعی و نگرش های ناکارآمد بر میزان استفاده از لوازم آرایشی در دانشجویان دختر اثر مستقیم و بر سبک های هویتی و مقبولیت اجتماعی از طریق نگرش های ناکارآمد بر میزان استفاده از لوازم آرایشی اثرغیرمستقیم داشتند. بنابراین، سبک های هویتی، مقبولیت اجتماعی و نگرش های ناکارآمد نقش مهمی در میزان استفاده از لوازم آرایشی در دانشجویان دختر دارند.
رسول خدا(ص) در راستای ابلاغ جهانی رسالت خویش، نامه هایی را برای دعوت پادشاهان سرزمین های مقتدر آن عصر ارسال کردند. این نامه ها زمانی ارسال گردید که پیامبر(ص) هنوز بر جزیرهالعرب تسلط پیدا نکرده بود. ویلیام مونتگومری وات، اسلام شناس مشهور قرن بیستم میلادی با تأمل در این رویداد، ضمن پذیرش اصل این واقعه تاریخی، معتقد است محتوای این نامه ها و جریان اعزام ها با حکیم بودن حضرت محمد(ص) سازگار نیست و مورد تحریف مورخان مسلمان قرار گرفته است. با توجه به شهرت وات به عنوان یک سیره نگار برجسته در غرب و تحقیق و تحلیل علمی وی از رویدادهای صدر اسلام و سیره نبوی، در این پژوهش سعی بر این است که با رویکردی وصفی تحلیلی، با واکاوی آرای وات درباره این نامه ها، دقت نظر و یا خطاهای احتمالی وی در این زمینه، سنجیده شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که وات با دیدگاهی علمی و نگاهی شکاک و هوش مند با هدف ایجاد تشکیک در منابع تاریخ اسلام و اثبات محلی و عربی بودن رسالت خاتم النبیین(ص) به زوایای مبهم این واقعه پرداخته است، اما در نقد و بررسی خود نتوانسته است، مستندات لازم را بیابد و به ناچار در مواردی بر اساس افکار خود و آرای مستشرقان پیش از خود به تحلیل این روایت تاریخی پرداخته است.
Background: Excessive anterior pelvic tilt (APT) is a common condition that can lead to musculoskeletal problems in females. Pilates and TRX exercises have been suggested as potential interventions to address APT.
Aim: The present study aimed to investigate the effect of these exercises on the pelvic tilt angle (PTA) in females with excessive APT.
Materials and Methods: The current study utilized a pre-test post-test design and was conducted as a quasi-experimental study. Twenty females between the ages of 35 and 55 were purposefully selected to participate in the study. The pelvic tilt angle (PTA) was measured using an inclinometer. The study participants were randomly assigned to the two groups. Then 8-week TRX and Pilates exercises were carried out. The data was analyzed by paired-sample t-test and analysis of covariance (ANCOVA) at a significance level of P <0.05 using SPSS V. 16.
Results: The results showed a significant decrease in PTA in both Pilates (t(9)= 16.74, P = 0.001) and TRX (t(9)= 9.73, P = 0.001) exercises groups. But, there was no a significant difference between the two groups (F(1, 17)=0.01, P = 0.922, partial eta squared= 0.001).
Conclusion: The results of the study demonstrated a significant decrease in the pelvic tilt angle (PTA) of participants with excessive anterior pelvic tilt (APT) following 8 weeks of Pilates and TRX exercises. These findings highlight the importance of these exercise interventions in correcting postural deformities.
تفسیر گرانقدر«المیزان» تألیف علامه گرانقدر آیت الله سید محمد حسین طباطبایی را از غایت شهرت نیازی به تعریف و توصیف نیست. این تفسیر در عین فراگیری موضوعات متنوع، دارای یک رویکرد ویژه ای است و آن عبارت است از تمرکز بر تربیت و تکامل روحی و رشد معنوی فرد و جامعه، بطوری که می توان گفت «المیزان» یک تفسیر تربیتی و اجتماعی است.
این تفسیر گرانقدربا ترجمه مرحوم آیت الله موسوی همدانی در قالب بیست جلد قطور و یا چهل جلد معمولی بارها چاپ و منتشر شده است. حجم زیاد و تعداد مجلدات آن یکی از موانعی است که علاقه مندان و اهل مطالعه را از بهره برداری و مطالعه آن باز می دارد. و از سوی دیگر کثرت گرفتاری های روزمره و اشتغالات مردم در این روزگار، مجال مطالعه کتاب های مفصل را نمی دهد، و می توان با تلخیص حساب شده و اصولی، به نحوی که به اصل مباحث لطمه وارد نشود، کار را آسان کرد و جمع بیشتری را با این کتاب نورانی آشنا ساخت. پیش از این عزیزانی به تلخیص آن همت گماشته اند که سعی شان مشکور و اجرشان نزد خداوند محفوظ باد. ولی هر کدام دارای نواقصی است که نمی توان از آنها چشم پوشید. یکی از آنها ترجمه کتابی است که یکی از نویسندگان عرب زبان از اصل متن عربی المیزان طبق برداشت خود تلخیص کرده است و سپس همان به فارسی ترجمه شده است. و یکی دیگر گزینش و خلاصه ای از تفسیر برخی آیات است نه همه آیات. به هر حال جای کتابی که خلاصه کامل المیزان به زبان فارسی باشد خالی بود. بحمدالله پس از شش سال کارمداوم، تلخیص آن همراه با ویرایش علمی و ادبی به اتمام رسید. در حین بررسی این تفسیر به اشکالات لفظی و محتوایی زیادی برخوردم که شرح آن خود کتاب مستقلی می طلبد. در این مقاله از باب مشت نمونه خروار به بخشی از اشکالها اشاره می شود.
گفتنی است در ترجمه آیات قرآن که به انشاء و قلم مرحوم آیت الله سید محمد باقر موسوی همدانی است علاوه بر اشکالهای ادبی و نگارشی در پاره ای از موارد تعارض های جدی با نظرات تفسیری علامه داشت که سعی کردم ترجمه آیات تا حد امکان با نظر علامه منطبق باشد و اشکال های آن مرتفع شود. در واقع بازبینی کامل در ترجمه آیات با حفظ شیوه و ادبیات خاص مترجم محترم صورت پذیرفته است.
تقدیرگرایی باوری هست که در نگرش و باور های عامه، سرنوشت آدمی از قبل مقدر شده،و تمامی امور بر اساس مقدرات و آنچه از پیش تعیین شده رخ می دهد؛به نحوی که در این نگرش جایگاهی برای انتخاب و اختیار انسان وجود ندارد. درواقع معتقدان به تقدیر بر این باورند که همه امور و پدیده ها در حیات اجتماعی فرد به کار کرد نیروها و عوامل ماوراءالطبیعه بستگی دارد. در این مقاله تلاش بر این است تا ضمن ریشه یابی مؤلفه ها و مصادیق تقدیرگرایی در سفرنامه های دوره صفویه، از جمله: بخت و اقبال، سعد و نحس ایام، استبداد و تقدس مأبی شاه و ... دیدگاه این سفرنامه نویسان مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. بر این اساس، یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقدیرگرایی در دوره صفوی از جایگاه ویژه ای در میان ایرانیان و شاهان صفوی (چه در حوزه اجتماع و چه در حوزه سیاست) برخوردار بوده است، به طوری که این ویژگی از دیدگاه سفرنامه نویسان این دوره نظیر شاردن، تاورنیه، کمپفر،پیترو دلاواله، سانسون و کروسینسکی مغفول نمانده است و در جای جای سفرنامه های خود به تقدیرگرایی و مؤلفه های مرتبط با آن اشاره نموده ، آن را بازتاب داده اند. آنان بر این باورند که تقدیرگرایی در فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان رسوخ کرده است و آن را یکی از موانع فرهنگی اجتماعی توسعه جامعه عصر صفوی می دانند.
اسماعیل اول(907-930ق.) افزون بر تاسیس حکومتی متمرکز، با رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع، تغییرات بنیادینی را در حکومت و جامعه ایران به وجود آورد و بویژه در عرصه مناسبات خارجی دگرگونی جدی را که از دوره آق قوینلوها ایجاد شده بود -بعنوان جانشین فرزندان اوزون حسن آق قویونلو و متحد ونیزیان- تداوم بخشید از اینرو روند قدرت یابی وی با تیزبینی و دقت تمام از جانب سفیران و ماموران ونیزی دنبال گردید. ماموران ونیزی مستقر در قلمرو عثمانی و ممالیک و سایر نقاط، هرگونه اخبار دریافتی از اسماعیل را با دقت فراوان به دولت ونیز ارسال می کردند ، گزارشهای رسمی از ماموران ونیزی به سنا تا گزارش سفیران و سیاحان و تجار از جمله این اسناد است که تاکنون از دید محققین ایرانی به دور مانده است. مساله اصلی این مقاله چگونگی برآمدن اسماعیل از منظر ونیزیان و واکنشهای آنان به فعالیتهای وی، بویژه در موضوع رابطه با عثمانی بر اساس منابع ایتالیایی زبانی است که تا کنون در حوزه مطالعات دوره صفوی راه نداشته است. روایت این منابع از رویدادهای دوره تشکیل حکومت صفوی چشم انداز جدیدی بر این مقطع از تاریخ دارد، بنظر می رسد روایت ونیزیان هر چند آمیخته به تصورات مطلوب آنان است اما نگرش نوینی به ماهیت اعتقادی اسماعیل و چند و چون رابطه با عثمانی و نحوه نگرش به ونیز است.
هدف این مقاله بیان یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی با تحلیل حساسیت چسبندگی دستمزدها در اقتصاد ایران با استفاده از داده های فصلی طی دوره 1374-1393 می باشد. نتایج نشان داد پویایی های بازار سرمایه بر بخش حقیقی اقتصاد ایران تاثیر می گذارد. شوک سیاست پولی تاثیر معنادار بر متغیرهای کلان اقتصادی و قیمت سهام دارد. نوسانات در قیمت سهام به توضیح چرخه های تجاری در ایران کمک می کند. در شرایط حباب در قیمت دارایی محدودیت اعتبار بنگاه ها کاهش یافته و هزینه فرصت آنها کاهش می یابد و بر هزینه های نهایی، فشار به سمت پایین ایجاد می شود و تورم کاهش می یابد. با فرض چسبندگی، امکان تعدیل دستمزد با در نظر گرفتن شوک پولی کمتر می شود و واکنش نیروی کار و عرضه نیروی کار سخت تر است و تغییرات تولید کندتر از زمانی است که انعطاف پذیری کامل دستمزدها مطرح است. براساس نتایج استفاده از مدل با چسبندگی دستمزد در راستای شبیه سازی بهتر دنیای واقعی پیشنهاد می شود.
Introduction: Quality of life (QOL) in cancer patients is more important than only being alive. In all types of the cancers because of disease, course of treatment and also complication of treatments, directly and indirectly patients’ QOL will change. So finding a way to improve QOL of cancer patients is one of the priority of our health system. One effective way is improvement of sense of coherence (SOC) which is one of the component of salthogenic medicine. In this research we want to know how much influence SOC has on QOL in cancer patients, in a systematic review. Methods and material: We aimed to do a systematic review so in our literature search strategy, we searched in some databases, such as pubmed, scopus, cochrane, web of science and Embase. Then appropriate studies in title, inclusion and exclusion criteria, were selected and their mark in Critical Appraisal Skills Program (CASP) criteria. 8 studies remained for us for our study. Then we extract the data and synthesis the results. Results: In this review, in most of the studies there was a strong association between SOC and QOL, but some confounders such as age, stage of cancer,… can increase or decrease the degree of this association. The differences between the kinds of questions in different questionnaires maybe made these differences. Conclusion: Taken together, there is a moderate correlation between SOC and QOL and some another factors can have effect on both of our variables .SOC can change cross sectional, so, we should do more research to find the factors that can improve the SOC in cancer patients.
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی پیش بینی ناگویی هیجانی در دختران نوجوان بر اساس طرحواره ناسازگار اولیه و نظریه ذهن والدین بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1398 بود و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی ابتدا از بین مدارس مقطع متوسطه دوم دختران منطقه 5، 9، 12 و 21 تهران انتخاب و از هر منطقه سه دبیرستان انتخاب و با حفظ اصل محرمانه بودن و رضایت جهت شرکت در پژوهش و بر اساس فرمول کوکران 300 دانش آموز انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (1994)، پرسشنامه فرم کوتاه طرحواره ی ناسازگار اولیه یانگ (1998) و آزمون ذهن خوانی بارون-کوهن (2001) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که بین نمره مولفه های طرحواره های ناسازگار اولیه والدین با ناگویی هیجانی دختران رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد (01/0 P=)؛ همچنین بین نمره نظریه ذهن والدین با ناگویی هیجانی دختران رابطه منفی و معنی دار وجود دارد (0/01= P). همچنین ضرایب رگرسیون گام به گام نشان داد که طرحواره های معیار سرسختانه (0/001=β=0/24 ,P)، خودانضباطی (0/001=β=0/33 ,P)، بدرفتاری (0/001= β=0/41,P)، نظریه ذهن (0/001=β=0/43 ,P)، رهاشدگی (0/001=β=0/48 ,P)، بازداری هیجانی (0/001=β=0/50 ,P)، نقص و شرم (0/001=β=0/52 ,P)، و استحقاق (0/001=β=0/53 ,P)، توانست ناگویی هیجانی را پیش بینی کنند.
عدالت و آزادی از دغدغه های همیشگی بشری در حیات سیاسی- اجتماعی بوده است. با توجه به آن که گاه پنداشته می شود که میان آن دو، تقابل یا چالش است، فهم و بررسی رابطه آنها اهمیت بسیار دارد. هدف مقاله، پاسخ به این پرسش است که با توجه به آیات و منطق قرآن کریم، چه رابطه ای میان عدالت اجتماعی و آزادی وجود دارد. برای پاسخ، بر این امر تاکید شده است که با در نظرگرفتن مفهوم محوری احقاق حق در عدالت اجتماعی و با فراگیر شدن آن در جامعه، افراد به حقوق شایسته و بایسته خویش، دست می یابند و یکی از بزرگ ترین آن حقوق، آزادی است که با حضور عدالت، استیفا می شود. این نسبت را می توان با توجه به سخن الهی، در مصادیقی مانند رهایی از حاکمیت طاغوت و استثمار، اجرای احکام و دستورات الهی، محوریت قانون الهی، شورا، امر به معروف و نهی از منکر، رصد و پی جویی کرد. بی اعتنایی به عدالت، بی اعتنایی به آزادی است و بدون آزادی، همه حصه های عدالت در جامعه تامین نمی شود. این بررسی با توجه به روش تحلیلی انجام شده است.
در میان اصول عملیه، استصحاب هم به لحاظ کثرت کاربرد و هم به جهت گستره مباحث و تفاصیل، دارای جایگاه ویژه ای است. استکشاف آرای اصولی محقق اردبیلی نقش سترگی در سامان دهی حلقات مفقوده آرای اصولی این دوران بازی می کند. برای دریافت تأثیر ایشان بر مکاتب اصولی پس از خود باید دانست که دو نفر از بزرگ ترین اصولیان پس از او یعنی صاحب مدارک و صاحب معالم، از محقق اردبیلی متأثر هستند. نظر به اینکه محقق اردبیلی اثر اصولی شاخصی ندارند، شناخت دیدگاه ایشان در خصوص موضوع استصحاب، از واکاوی متون فقهی ایشان امکان پذیر است. این نوشتار تلاش می کند دیدگاه این فقیه نوآور را در ارتباط با حجیت استصحاب، از رهگذر آثار فقهی او رصد کند. بر خلاف مشهور اصولیان پس از شیخ انصاری، آخوند خراسانی و محقق اردبیلی هیچ تفصیلی را در ارتباط با حجیت استصحاب برنتافته و قائل به حجیت مطلق استصحاب هستند. او حجیت استصحاب را مستند به دلیل عقل می داند و برای ادله شرعی در این مسئله تنها شأن تفسیری و ارشادی قائل است.