درک مفاهیم ضمنی و کشف ظرایف تدوین فیلم که کمتر به آن پرداخته شده است، هدف اصلی این پژوهش است. از این رو با انتقال یکی از پرکاربردترین عناصر بلاغی (تشبیه) به مطالعات سینمایی به روشن سازی چگونگی عمل کرد تدوین تشبیهی در فیلم های سینمای ایران پرداخته ایم. این پژوهش کاربردی با روش توصیفی - تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و منابع صوتی- بصری(فیلم ها) انجام گرفته است. نمونه گیری به شیوه هدف مند انجام شده و چارچوب نظری بر نظریّه فرمالیستی آیزنشتاین استوار است. در این پژوهش نخست با بیان تشبیه و تفاوت های آن با استعاره و جناس، الگوی دقیقی از آن برای بررسی در سینما ارائه و سپس به صورت عینی و عملی نمونه هایی از تدوین تشبیهی در سینمای ایران با در نظر داشتن سیر تاریخی و موضوعی بیان شده است. نتایج پژوهش نشان داد نحوه ترکیب نماها به شیوه تشبیهی تا حدّ زیادی بر کیفیّت زیبایی شناسی فیلم ها افزوده است. مضامین مختلفی چون تلاش برای بقا، بازیچه بودن قشر ضعیف جامعه، حرص و طمع حیوانی انسان، دید استثمارگرانه به زن، روابط پوشالی و دروغین میان انسان ها و... از طریق این تمهید فرمال در فیلم ها خلق شده است. کاربرد بیشتر قطع ساده در مقایسه با ترفندهایی چون دیزالو و فید و انتخاب مشبه به هایی که جزوی از بافت و زمینه داستان بوده، بیان واقع گرایانه و ساده تری از فرم تدوین تشبیهی را شکل داده است. در نظر داشتن روند تاریخی با نمونه هایی از دهه 40 تا 80 نیز به خوبی آشکار کرد با گذشت زمان پیچیدگی و ظرافت بیش تری در عرصه کاربرد تدوین تشبیهی رخ داده است.
مقاله حاضر با روش تحلیلی-توصیفی، آثار و پیامدهای تجمل گرایی در خانواده اسلامی را بررسی می کند. پس از بیان و توضیح مفاهیم اصلی و کلیدی یعنی، خانواده، تجمل و اسراف، انواع و عوامل تجمل گرایی بیان می شود. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که خودنمایی و تأثیرپذیری از فرهنگ بیگانه و غرب از عوامل اساسی تجمل گرایی و اسراف در خانواده هاست که در تهیه خوراک، پوشاک و مسکن، خود را نشان می دهد. از آثار و پیامدهای تجمل گرایی می توان به پیامدهای اقتصادی، دینی، اخلاقی و تربیتی اشاره کرد که در پژوهش حاضر بررسی می شوند.
رسانه ها ضمن ایفای نقش اساسی در اطلاع رسانی، یکی از منابع قابل دسترس و باصرفه برای ورزش هستند که تمام جزئیات را با کیفیتی مطلوب در اختیار مردم قرار می دهند، ازاین رو، دریافت متنوع و متعدد پیام های ورزشی، مستلزم برخورداری از سواد رسانه ای است. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی کاربردی سواد رسانه ای در حوزه ورزش بوده که با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 26 نفر از استادان دانشگاهی در حوزه های رسانه و ورزش، مدیران رسانه های جمعی و مخاطبان فعال رسانه های ورزشی که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شده اند، به دست آمده است. یافته ها، رژیم سواد رسانه ای ورزشی را در قالب الگویی ارائه می کنند که طبق آن، برجسته سازی مقوله ورزش، مدیریت محتوای پیام (شرایط علی) و گنجاندن آموزش سواد رسانه ای در محتوای رسانه های جمعی به ویژه رسانه ملی (شرایط زمینه ای)، منجر به توانمندسازی در مصرف رسانه ای، همچنین ارتقای مهارت های اجتماعی در مخاطبان ورزشی می شود. از طرف دیگر، بی توجهی سیاستگذاران و درک نشدن اهمیت سواد رسانه ای به عنوان موانع فراگیری سواد رسانه ای در ورزش مطرح می شوند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی فنون تصویرپردازی ذهنی دیگران در تأثیر جو سازمانی بر ادراک از عدالت سازمانی در یکی از سازمانهای رسانهای نوشتاری شهر تهران صورت گرفت. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان سازمان رسانهای موردنظر در شهر تهران است (365 نفر) و نمونه آماری شامل ۱۷۲ نفر بوده که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. همچنین برای جمعآوری دادهها از سه پرسشنامه استاندارد جو سازمانی لیتوین و استرینجر، پرسشنامه فنون مدیریت تصویرپردازی بولینو و ترنلی و پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف و مورمن استفاده شد. درنهایت دادههای پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، جو سازمانی بر ادراک از عدالت سازمانی و بهکارگیری فنون مدیریت تصویرپردازی ذهنی دیگران تأثیر دارد و همچنین بهکارگیری فنون مدیریت تصویرپردازی بر ادراک از عدالت سازمانی اثر دارد و در تأثیر جو سازمانی بر ادراک از عدالت سازمانی نقش میانجی ایفا میکند.
دونالد ترامپ در انتخابات سال 2020 با وجود واگذاری نتیجه، موفق به کسب بیش از 74 میلیون رأی شد که رکورد درخورتوجهی برای کاندیدای شکست خورده در این کشور است. این نتیجه درحالی حاصل شد که وی و دولتش طی چهار سال آماج انتقادات و مخالفت های داخلی و خارجی گسترده ای قرار داشتند. انتخابات 2020 نشان داد که باورهای ناسیونالیستی ترامپ به رغم تقابل آشکار با گفتمان هژمونی لیبرال، که چند دهه در سیاست آمریکا حاکم بوده، نفوذ گسترده ای در کشور یافته است. سؤال مقاله حاضر این است که چرا آمریکا در دوره ترامپ در مسیر ناسیونالیسم و ضدیت با گلوبالیسم هژمونی طلبانه لیبرال قرار گرفت؟ فرضیه مقاله این است که هژمونی دولت آمریکا در دوره گلوبالیسم مسائل و هزینه هایی به بار آورد که تدریجاً موجب تقویت ناسیونالیسم تندروانه و حمایت گرایانه در کشور شد. مقاله به لحاظ نظری از تئوری هژمونی لیبرال در روابط بین الملل بهره گرفته است و از نظر روشی به ترکیب داده های کمی و کیفی گرایش دارد.
مقاله پیش رو، به منظور شناسایی اهداف و منافع کشورهای نفتی، به ویژه ایران، در انعقاد قراردادهای حوزه های اکتشاف، توسعه، استخراج و تولید نفت و گاز با شرکت های بین المللی در مقابل اهداف و منافع آن ها، سامان یافته است. این پژوهش، از دو روش اسنادی و کتابخانه ای و نیز پیمایشی با مصاحبه ساختاریافته با نخبگان انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد اهداف و منافع دو طرف قرارداد بسیار گوناگون است. این اهداف و منافع برای کشور میزبان، حوزه درآمدها و هزینه ها، فناوری، اقتصاد داخلی، بهره برداری فنی، اقتصادی و صیانتی از مخازن و نیز کسب اطلاعات را دربر می گیرد. در مقابل، اهداف و منافع شرکت ها، حوزه درآمدها و هزینه ها، فناوری، اقتصاد کشور مادر، حفظ انحصارات و نیز اطلاعات را شامل می شود. بنابراین، لازم است راهبردهای مناسب برای رسیدن به اهداف و منافع در تنظیم و تدوین قراردادهای نفتی نیز در طول مذاکرات مورد توجه قرار گیرد که نوشتار حاضر در این باره پیشنهادهایی را ارائه داده است.
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی ارائه شبکه ای و آموزش به شیوه نقشه مفهومی با ارائه خطی و شیوه سنتی بر پیشرفت تحصیلی علوم تجربی و شاخص های شناختی فراگیران اجرا شده است. یادداری، درک و کاربست مطالب آموخته شده، شاخص های شناختی در نظر گرفته شده اند. طرح پژوهشی استفاده شده در این تحقیق، طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و با گروه های مقایسه بوده است. آزمودنی های این پژوهش 110 نفر (حجم کلاس یک 37، کلاس دو 38 و کلاس سه 35 نفر) از دانش آموزان ششم مدارس ابتدایی پسرانه خوی بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای سنجش بازده های شناختی فراگیران از یک آزمون پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی ششم ابتدایی استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان می دهد استفاده از نرم افزار Mind Mapper که نماینده ارائه شبکه ای اطلاعات و آموزش به شیوه نقشه مفهومی در مقایسه با نرم افزار PowerPoint که نماینده شیوه خطی ارائه اطلاعات و شیوه سنتی است، تأثیر معناداری بر پیشرفت تحصیلی علوم تجربی (شاخص یادداری و درک گروه نقشه مفهومی) دارد.مقایسه زوجی سه گروه نشان داد که میانگین روش نقشه مفهومی نسبت به روش ارائه خطی و سنتی (96/ 1و 13/3) به لحاظ آماری معنی دار بوده است و تفاوت بین روش ها وجود دارد.
در سال های اخیر، ایران شاهد تغییرات اقلیمی است که بر بخش کشاورزی تأثیر زیادی گذاشته و به شکل خشکسالی نمایان شده است. یکی از استان های کشور که با این پدیده مواجه بوده، استان اصفهان است. بنابراین، در پژوهش حاضر، با استفاده از ماتریس سوات ( SWOT )، نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی سازگاری کشاورزان کوچک مقیاس با شرایط خشکسالی در استان اصفهان شناسایی و برای بهبود مدیریت آن، راهبردهای مناسب تدوین و پیشنهاد داده می شود. جامعه ی آماری این پژوهش 110 کارشناس کشاورزی صاحب نظر در حوزه ی مدیریت خشکسالی در استان اصفهان بود که ازبین آن ها، 88 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامه است که روایی محتوایی آن ازطریق استادان توسعه ی کشاورزی دانشگاه تهران و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ تأیید شد. در ابتدا، نقاط ضعف، قوت، فرصت و تهدید شناسایی شدند. در مرحله ی بعد، تحلیل فضای استراتژیک نتایج نشان داد که بیشترین وضعیت استقرارپذیری راهبردهای سازگاری با خشکسالی در ناحیه ی ST قرار می گیرد. با استفاده از ماتریس TOWS ، راهبردهای سازگاری کشاورزی در شرایط خشکسالی نیز تدوین و معرفی شدند.
امروزه در توسعه منابع انسانی یکی از نقش هایی که مدیریت منابع انسانی می تواند بر عهده بگیرد و سازمان ها می توانند به کمک آن توانایی و انگیزش و فرصت های کاری کارکنان را برانگیزانند الگوی مدیر در جایگاه کُوچ یا کوچینگ سازمانی است. بر این اساس، هدف از این پژوهش ارائه مدلی جامع برای کوچینگ سازمانی در سازمان های دولتی ایران بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش داده بنیاد در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کدگذاری انتخابی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۳ نفر از کوچ های بین المللی ICF دارای حداقل 5 سال سابقه در حوزه سازمان های دولتی ایران و از طریق نمونه گیری نظری تا رسیدن به نقطه اشباع جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان دهنده استخراج 132 کد و 66 مفهوم و 17 مقوله اصلی بود که در قالب الگویی شامل کوچینگ سازمانی به منزله پدیده محوری، شرایط علّی (شرایط و ویژگی های سازمان، شرایط و ویژگی های فرد)، عوامل زمینه ای (فرهنگ سازی کوچینگ، محیط و جوّ سازمان، حمایت سازمانی)، عوامل مداخله گر (ویژگی های کوچ، ویژگی های مُراجع، مدل های کوچینگ)، راهبردها (تغییر رفتاری، تغییر رویکرد، خودآگاهی، شفافیت نقش، چابکی سازمانی، اعتماد سازمانی، یادگیری سازمانی)، پیامدها (توسعه فردی و توسعه سازمانی) قرار گرفته اند.
با شکل گیری حکومت صفوی و آغاز جنگ های ایران و عثمانی در شمال غرب ایران، ناحیه ماکو به مرکزیت قلعه ماکو، به عنوان یکی از معابر ارتباطی ایران با شرق آناطولی در میانه و کانون این نبردها قرار گرفت و حاکمیت این قلعه بارها میان صفویان و عثمانی ها دست به دست شد. مسئله این است که قلعه ماکو چه موقعیتی در منازعات صفویان و عثمانی ها داشت؟ در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با رویکردی تحلیلی، جایگاه قلعه ماکو در منازعات حکومت صفوی و عثمانی بررسی شود. مدعای نویسنده این است که قلعه ماکو به خاطر استحکام و قرار گرفتن در گذرگاه مرزی ایران به آناطولی از جایگاه مهمی در سیاست نظامی صفویان و عثمانی ها برخوردار بود و همین مسئله عامل منازعات این دو قدرت بر سر این قلعه بود. نتیجه ای که به دست آمد این بود که عثمانی ها و صفویان با استقرار ایلات وابسته به خود در قلعه ماکو در تلاش بودند تا قدرت خود را در خطوط مرزی تثبیت کنند. شاه عباس اول با قلع و قمع ایلات وابسته به حکومت عثمانی در شمال غرب ایران و تصرف قلعه ماکو و مسکن دادن ایل بیات در پادگان این قلعه برتری نظامی خود بر عثمانی ها را در این رقابت نشان داد. در دوره شاه صفی عثمانی ها قلعه ماکو را تصرف کردند و طبق معاهده صلح زهاب این قلعه تخریب شد، اما صفویان با نقض معاهده صلح این قلعه را تصرف کردند و با وقفه هایی اندک تا سقوط اصفهان آن را در دست خود نگه داشتند.
قضاوت در مکتب قضایی اسلام دارای جایگاهی رفیع بوده و قاضی، به عنوان رکن مهم این مکتب، علاوه بر این که دارای شأن و منزلتی قابل توجه است، در معرض خطرات درونی و بیرونی نیز هست. گسترش عدالت، به عنوان غایت نهایی سیستم قضایی، می طلبد که افرادی شایسته و متقن از باب اراده و ایمان در مسند این جایگاه، به صدور حکم و استیفای حق مبادرت نمایند، لکن با توجه به وجود نفس اماره در وجود بشری، که در گمراهی انسان قسم یاد کرده و در آیه 82 سوره مبارکه ̏ص̋ می فرماید: «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ»، مبرهن است که نظارت بر رفتار و عملکرد قاضی، از ضروریات یک نظام قضایی سالم و کارآمد می باشد. در این پژوهش اثبات شده است که هر چند بتوان از سلامت دستگاه قضاوت و قاضی مطمئن بود، لکن نافی نقش نظارت نخواهد شد و نهاد ناظر با تبیین شاخص هایی متفاوت در این نظارت، نقش آفرینی خواهد کرد.
مناطق آزاد تجاری و صنعتی یکی از استراتژی های نسبتا موفق توسعه فناوری و رشد فعالیت های نوآورانه به منظور دستیابی به رشد اقتصادی سرزمین اصلی در بسیاری از کشورهای دنیا بوده است. بررسی های مختلف نشان می دهد که شکل گیری اکوسیستم نوآوری در این مناطق به دلیل داشتن نهادهایی از قبیل قوانین حمایتی، دسترسی راحت تر به شبکه بازیگران بین المللی، زیرساخت های مجهز، و فضای مناسب کسب و کار به راحتی قابل انجام است. تجربیات جهانی نیز موید این نکته است که بسیاری از دولت ها با شکل دهی اکوسیستم خلق ارزش ناشی از انجام فعالیت های نوآورانه در این مناطق، به توسعه فناوری و در نتیجه رشد اقتصادی در سرزمین اصلی کمک کرده اند. در ایران نیز علی رغم سابقه بیش از نیم قرن در حوزه تاسیس و مدیریت مناطق آزاد تجاری و صنعتی، اما متاسفانه نه تنها اکوسیستم نوآوری در این مناطق در شکل نگرفته بلکه ماموریت های ابتدایی این مناطق نیز مانند صادرات مجدد و جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی نیز مورد بی توجهی قرار گرفته است. مطالعات انجام شده در میان مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران و درس های آموخته شده از تجارب موفق جهانی در این زمینه، نشان دهنده این امر است که برای شکل گیری اکوسیستم نوآوری در مناطق آزاد تجاری و صنعتی در راستای انجام فعالیت های نوآورانه، توسعه فناوری، رشد اقتصادی و در نتیجه اثرگذاری بر اقتصاد سرزمین اصلی، نیاز به ایجاد نهادهای جدید و یا اصلاح و حذف نهادهای فعلی می باشد. این پژوهش به دنبال ارائه الگوی نهادی شکل گیری اکوسیستم نوآوری در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران می باشد.
Truth and knowledge are essentially the dictates of some rationality or metaphysical ordainment. By sense experience man is capable of accounting for his past, contemplate his life and predict his future and all of reality, for traditional Africa, however (as is the case with most native societies), there is another mode of knowing beyond man’s immediate capacity in search of truth and reality. An analysis of this perception indicates that there is some metaphysical tinge to epistemology or knowledge claims—whether in the spheres of justice, morality/ethics, religion, political authority, prosperity, law, or ontology/world-view. Put on a plain pedestal: Isn’t there an African mode of knowing? By the study among the Afemai-Etsako of Southern Nigeria, this article tersely adumbrates the scope and nature of knowledge and discovers that, beside the common routes to it (experience and reason), the gamut of knowledge among the traditional Africans also have several metaphysical strands reducible to creative determinism, reactive interference, and representativeness in timing and naming.
رشد جمعیت جهان و رشد اقتصادی از یک طرف و منابع طبیعی محدود به ویژه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از طرف دیگر، باعث توجه جدی به مسأله پایداری محیط زیست شده است. در این راستا، تخریب و بهره برداری بیش از حدِ منابع طبیعی از مهم ترین محدویت های توسعه پایدار در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. هدف کلی این تحقیق توصیفی همبستگی، تعیین ادراک کشاورزان از مدیریت خاک زراعی و عوامل تأثیرگذار بر آن بود. جامعه آماری تحقیق، کشاورزان سرپرست خانوار روستاهای شهرستان کرمانشاه بودند (24391N=) که تعداد 350 نفر از آنان با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که برای سنجش پایایی و روایی آن، به ترتیب از آلفای کرونباخ و پانل متخصصان استفاده شد. بر اساس یافته ها، ادراک کشاورزان از مدیریت خاک زراعی در حد متوسط بود.از سوی دیگر، وضعیت تماس های ترویجی کشاورزان و میزان استفاده آنان از منابع اطلاعاتی درباره مدیریت خاک زراعی پایین تر از حد متوسط بود. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای میزان تحصیلات، تماس های ترویجی، سابقه کشاورزی، منابع اطلاعاتی و اندازه زمین زراعی کشاورزان بر ادراک آنان از مدیریت خاک زراعی تأثیر معناداری دارند و در کل 51 درصد از تغییرات ادراک کشاورزان از مدیریت خاک زراعی را تبیین می کنند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی روند تغییرات روزهای همراه با طوفان تندری در گستره ایران است؛ بدین منظور تعداد 50 ایستگاه همدید در دوره آماری 35 ساله (2013-1979) انتخاب گردید. ابتدا داده ها کنترل کیفی شدند و مقادیر ناهمگون از سری زمانی داده ها حذف شد. سپس، با هدف بررسی شرایط کلی پدیده طوفان تندری در ایستگاه های مورد مطالعه، نمودار توزیع روزهای همراه با طوفان تندری ترسیم گردید. مطالعه روند و معناداری آن با استفاده از آزمون پارامتریک تی – تست و آزمون ناپارامتریک من-کندال صورت گرفته است. برای کشف نقاط جهش در فراوانی وقوع طوفان تندری از آزمون من کندال دنباله ای و آزمون پتیت بهره گرفته شد؛ سپس معناداری نقاط با استفاده از آزمون های من ویتنی ( تک جهشی) ، کروسکال والیس( چندجهشی) بررسی شده است. نمودار توزیع سالانه طوفان تندری در گستره ایران نشان دهنده تمرکز حداکثر فراوانی وقوع طوفان تندری در قسمت های غربی و شمال غربی کشور می باشد. نتایج حاصل از تحلیل روند موید روند افزایشی در 39 ایستگاه و روندکاهشی در11 ایستگاه است. همچنین برای محاسبه مقدار روند از روش خطی حداقل مربعات استفاده و سپس مقدار کل روند سالانه بر حسب درصدی از میانگین سالانه بیان شده است. نتایج نشان می دهد بیشترین مقدار روند مربوط به ایستگاه های یزد و کاشان می باشد که هر دو در حاشیه کویر مرکزی ایران واقع شده اند. به عبارت دیگر، بیشترین میزان تغییر پذیری مثبت نسبت به میانگین بلند مدت در این دو شهر رخ داده است. با توجه به وجود جهش در داده های طوفان تندری همچنین وضعیت روند در نمودارها مشخص می شود که وجود روند برای پارامتر مذکور در اکثر ایستگاه ها از تغییرات ناگهانی ناشی شده است. برای تعیین تغییرات زمان وقوع اولین جهش در امتداد طول و عرض جغرافیایی، زمان اولین وقوع جهش با استفاده از روش کریجینگ در مناطقی که جهش معنی دار داشته اند، پهنه بندی گردید . نتایج نشان میدهد روند تغییرات در امتداد عرض جغرافیایی شدیدتر از طول جغرافیایی است.
مقدمه: هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی مصاحبه ی انگیزشی بر کاهش خوردن هیجانی و اضطراب، با توجه به نقش تعدیل گر تکانش گری در افراد چاق، بود. روش: پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. 20 فرد چاق از مراجعان کلینیک جویندگان سلامت، کلینیک سبحانی، و کلینیک روشا در مشهد، به صورت داوطلبانه و مطابق معیارهای ورود، انتخاب شدند. یافته ها: تحلیل کوواریانس نشان داد که میزان خوردن هیجانیF(1,15)=5/89, P≤ 0/05)) و سطح اضطراب F(1,17)=6/87, P≤0/05)) افراد گروه آزمایش، نسبت به گروه کنترل، کاهش یافته بود همچنین مشخص شد که تکانش گری، در تأثیر مصاحبه انگیزشی بر خوردن هیجانی، نقش تعدیل گر ندارد. نتیجه گیری: مصاحبه ی انگیزشی روشی مؤثر بر کاهش خوردن هیجانی و کاهش اضطراب است، و لذا شیوه ای برای کمک به کنترل وزن می باشد.