باتوجه به رایج شدن پدیده غیراخلاقی ریاکاری کارکنان در سازمان های دولتی، این پژوهش، با هدف بررسی نقش نظام ارزیابی عملکرد اثربخش در بروز این پدیده، در شرکت پتروشیمی استان ایلام انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات تحقیق، توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان شرکت پتروشیمی استان ایلام است که تعداد آنها 600 نفر هستند. باتوجه به جدول مورگان تعداد 234 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری در این تحقیق نمونه گیری تصادفی ساده و ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه است. درنهایت نتیجه ای که از تجزیه و تحلیل داده ها به دست آمد، این بود که نظام ارزیابی عملکرد اثربخش بر ریاکاری سازمانی، تأثیر مستقیم و منفی دارد، درحقیقت هرچه نظام ارزیابی، اثربخش تر باشد ریاکاری در سازمان کمتر می شود و جو حاکم بر سازمان، جو همکارانه یا نوآورانه، نیز این اثر را تعدیل می کند، به این صورت که جو همکارانه و نوآورانه تأثیری مثبت بر رابطه نظام ارزیابی عملکرد و ریاکاری دارد و اثر آن را شدت می بخشد، اینگونه که باعث افزایش تأثیر نظام ارزیابی عملکرد بر ریاکاری سازمانی و درنتیجه کاهش بیشتر ریاکاری می شود.
مقدمه: حل مسئله به عنوان یک عامل مهم در بیماری افسردگی اساسی شناخته می شود. چند بررسی اخیر نشان می دهد که نشخوار ذهنی و نقص در کارکرد اجرایی ممکن است یک متغیر تأثیر گذار در حل مسئله ناکارآمد در افراد افسرده باشد. اما مطالعات کمی درباره سازوکارهای درگیر در این رابطه انجام شده است. پژوهش حاضر با تأکید بر مدل ویلیامز، در قالب یک مدل علّی به بررسی نقش واسطه ای حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا در رابطه بین نشخوار ذهنی و نقص در کارکردهای اجرایی با حل مسأله ناکارآمد در افراد افسرده می پردازد. روش: بدین منظور 50 فرد مبتلا به افسردگی اساسی به روش نمونه گیری در دسترس در فاصله زمانی اردیبهشت 96 تا مهر96 انتخاب به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. همگی آزمودنی ها به مرکز مشاوره دانشگاه پیام نور، مرکز مشاوره آفرینش و بیمارستان شریعتی شهر فسا مراجعه کرده بودند. جهت گردآوری داده ها، پس از تشخیص افسردگی اساسی توسط روانشناس، از آزمون حافظه سرگذشتی، آزمون حل مسئله وسیله- غایت، پرسشنامه نشخوار ذهنی و دسته بندی کارت های ویسکانسین استفاده شد. جهت تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نشخوار ذهنی بصورت مستقیم (471/0 - ) و غیرمستقیم (103/0-) بر حل مسئله تأثیر دارد. اثر کل نشخوار بر حل مسئله ( 573/ 0- )می باشدکه در سطح 95 درصد معنی دار می باشد. بنابراین با توجه به معناداری اثر مستقیم و غیر مستقیم، حافظه سرگذشتی بعنوان متغیر میانجی جزئی در تأثیر بین نشخوار بر حل مسئله عمل می کند. همچنین اثر مستقیم ( 309/0) و اثر غیرمستقیم کارکرد اجرایی (057/0 - ) بر حل مسئله معنی دار می باشد. بنابراین، حافظه سرگذشتی بعنوان متغیر میانجی جزئی در تأثیر بین کارکرد اجرایی بر حل مسئله عمل می کند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر به قسمی مدل سه عاملی ویلیامز را تایید می کند. نتایج نشان داد که افراد افسرده به دلیل خلق منفی، نشخوار ذهنی و نقص در کارکردهای اجرایی، در بازیابی خاطرات سرگذشتی به طور اختصاصی دچار مشکل می شوند و این مشکل در بازیابی، حل مسائل و مشکلات آنها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد و باعث می شود که راه حل های کمتر مؤثری را تولید کنند.
حمام عمومی از جمله فضاهای مهم در ساختار شهر محسوب می شد. این فضا در دهه های اخیر نقشی مهم در فضای فرهنگی اجتماعی ایران ایفا کرده است. مکانی با خصوصیات معماری منحصر به فرد که کارکردهای متفاوتی را در زندگی ایرانیان داشته است. به گونه ای که در بررسی آن نمی توان صرفاً به فضای کالبدی فارغ از معنا و مفهوم آن فضاها نگاه کرد و این درواقع ضرورت نگاه منظرین به حمام عمومی را آشکار می سازد. حمام به عنوان یکی از عناصر شهر، علاوه بر کارکردهای طبیعی خود در بهداشت و نظافت، کارکردهای متفاوتی در ساختار جامعه و نقش مهمی در ارتباطات اجتماعی داشته است. در این مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی ارائه شده و ابزار جمع آوری اطلاعات آن، کتابخانه ای بوده است، به اجزاء مختلف حمام و کارکردهای اجتماعی آن پرداخته شده است. سعی بر آن است که با نگاهی منظرین، برخی دیگر از دلایل رونق حمام در ایران مورد بررسی قرار گیرد.
مقاله حاضر کوشیده است تا به این پرسش پاسخ دهد که فلسفه سیاسی از ابتدای شکل گیری تا کنون، چگونه ازحیث مضامین دستخوش تحول و تطور شده است؟ فرضیه این مقاله آن است که تحول در بینش موردپذیرش درباب هستی، معرفت و انسان، سبب تحول و تطور مضمونی فلسفه سیاسی و سرانجام انحلال آن گردیده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فلسفه سیاسی با گذر از حقیقت مداری، فضیلت گرایی و سعادت گرایی شکل گرفته درچارچوب بینش سلسله مراتبی کیهان /خدامحور و مبانی معرفت شناسی قیاسی و انسان شناسی نخبه گرای متناظر با آن در پارادایم پیشامدرن، از یک سو به نوعی تلقی درزمانی و افقی برپایه مفاهیم حق، تاریخ و آزادی در پارادایم مدرن انسان محور و ازسوی دیگر، بنابر عنصرشکاکیت نهفته در عقل مدرن به طیفی از جریان های انتقادی و یا خواهان احیای فلسفه سیاسی کلاسیک می انجامد و سرانجام فلسفه سیاسی در پارادایم جوهرستیز، خردگریز و انسان ستیز پسامدرن به روایت تبدیل می شود. این نوشتار از رویکرد پارادایمی سود جسته و گونه شناسی از فلسفه سیاسی در سه پارادایم پیشامدرن، مدرن و پسامدرن ارائه کرده و درخلال آن، سیر تحول مضامین فلسفه سیاسی را نشان داده است.
The present study chiefly aimed to compare two forms of dynamic assessment and standard assessment of EFL learners’ listening comprehension. 59 Iranian EFL learners were randomly assigned to three test administration groups and assessed on listening for main and supporting information in listening tasks. In the first group, dynamic assessment in a form of scaffolding in which for any incorrect answer graded prompts were progressively presented to learners until they answered correctly was implemented. In the second group, dynamic assessment in a form of direct instruction of listening tasks was implemented. The third group was in a form of standard assessment; learners completed the task independently without mediation. The results revealed statistically significant listening improvement in favor of dynamic-supported and dynamicinstructed assessment groups rather than standard assessment one. The findings of the study indicate that dynamic assessment can gain better insights into learners’ level of comprehension and their potential for future development and provide better learning effectiveness than those in statistic assessment group.
(التجذیف فی الوحل) روایه تستمد أحداثها من الواقع التاریخی المعاصر وتعیش الشخصیات فیها وضعا مأساویا فهی متصادمه مع الآخر وقد صار حالها بعد الانتصار ضیاعا فی الوحل وهذه هی الثیمه التی سعت الروایه إلى توکیدها. وفی قراءه نقدیه لهذه الروایه نجد أن الآخر بوصفه عنصرا سردیا شکل ثیمه موضوعیه لمقاومه الذات للمحتل ورفض وجوده وقد اتخذ الآخر فی تعالقه مع الذات صورتین توضحان أوصافه : الآخر ندا متقاطعا والآخر وسیطا تواصلیا. وقد کشفت الدراسه أن حضور الذات کان فی صیغه تعادلیه مع الآخر کون الذات لا تتحدد إلا بتعالقها معه وأن مکابدات الواقع منحت الذات تکاملها فی احتوائها للآخر معادیا وصدیقا وهذا ما جعل المتن الروائی یوحی بتحدِّ مستمر للذات ومقاومه لا تقهر واستمراریه لا تعرف المهادنه أو الکلل تجاه الآخر .. ومن صور التقاطع مع الآخر صوره الثوار فی نضالهم ضد الاحتلال ومن صور التواصل علاقه عساف مع زهیره وعلاقه فرنجیه الطفله بعساف و تعاطف هذا الأخیر مع غریمه مولیه. وقد تضمنت الدراسه أربعه محاور هی: 1) فی الخطاب السردی 2) فی سردیه الآخر 3) الآخر ندا متقاطعا 4) والآخر وسیطا تواصلیا، مع مقدمه وخاتمه بأهم النتائج وفهرس للمصادر.
یکی از روش های اعتبار یابی متن احادیث، عرضه آنها به قرآن مجید است. این روند که به «قاعده عرضه حدیث به قرآن» نام برده شده بر دلیل های گوناگون عقلی و نقلی استوار است. معروفترین این دلایل دسته ای از روایاتی به عنوان «اخبار عرض» می باشند. با این وجود، اشکالاتی به درستی این قاعده از سوی جریان ظاهر گرایی عامه و برخی از ظاهر گرایان خاصه، وارد شده است. پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای و بهره از روش توصیفی تحلیلی در پی بازخوانی این دلایل، میزان دلالت آنها بر مقصود و پاسخ گویی به آنهاست. در این جستار، اشکالات مخالفان قاعده در چهار رده: رویکردهای معرفت شناختی، اشکالات سندی، اشکالات مبتنی بر ادله نقلی و لازمه های نادرست اجرای قاعده عرضه تقسیم شده اند. در یک ارزیابی کلی، ریشه دلایل معرفتی و محتوایی پیش گفته به آسیب هایی چون فهم یک سویه از پاره ای اخبار، عدم درک استوار از مفهوم مخالفت در محتوای اخبار عرض و نیز یکسان انگاری مفهوم سنّت با حدیث باز می گردد. پاسخ های فراهم آمده به اشکالات پیش گفته نیز بر درک این آسیب ها استوار است. اشکالات سندی نیز به سبب تمرکز بر شمار محدودی از خانواده اخبار عرض رخ نموده اند که با مراجعه به سایر احادیث و حصول تواتر معنوی یا استفاضه پاسخ داده می شوند. نتیجه اینکه هیچ یک از دلایل را نمی توان در جهت خدشه به اخبار عرض به کار برد.
منادا، واحد زبانیِ کوچک، ولی مهم، در پیوند با معنایِ پاره گفتارهای زبانی است و آن را ابزاری برای فراخواندن و جلبِ توجه مخاطب تعریف کرده اند. از آن جایی که ندا و منادا هیچ یک از نقش های معنایی یا نحوی را در جمله برعهده نمی گیرند و در میان موضوع های فعل جمله نیستند، همواره در نحو از موارد حاشیه ای به شمار آمده اند؛ از این رو، درباره جایگاه نحوی آن ها پژوهش های اندکی ارائه شده است. با این وجود، در دهه های اخیر بررسی ها در زمینه مفاهیم کاربردشناختی نشان داده که در نحو، فراتر از لایه گروه متمم ساز می توان فرافکنی نقشی را در نظر گرفت که رابطِ میانِ مرز نحو و کاربردشناسی است. در این لایه، امکان بررسی مفاهیم کاربردشناختی همچون منادا فراهم می شود. جستار حاضر بر آن است ندا و منادا را در مرز نحو و کاربردشناسی بر پایه پژوهش های هیل (Hill, 2007; Hill, 2013) در زبان فارسی بررسی کند. برتری این بررسی این است که می توان از همه مواردی که در یک پاره گفتار نمود می یابد مانند عامل های نحوی و کاربردشناسی، تحلیل جامعی ارائه داد. یافته های پژوهش نشان می دهد فرافکن گروه ندا در لایه گروه کارگفت در زبان فارسی، شامل حرف ندا در هسته و منادا در جایگاه متمم هسته است. همچنین مشخصه های نقشی گروه ندا در هسته شامل دو مشخصه [دوم شخص] و [بین فردی] است. با توجه به ویژگی کاربردشناختی منادا در زبان فارسی، سه مشخصه [+/- اشاری، +/- رسمی، +/- آشنایی] را می توان ازجمله مشخصه های بین فردی هسته گروه ندا در زبان فارسی دانست؛ همچنین، منادا در جایگاه متمم هسته می تواند به شکل اسم، صفت یا ضمیر قرار گیرد. از سویی، در یک گروه ندا باید بین مشخصه های نشانه ندا و مشخصه های منادا مطابقه وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، گروه ندا پذیرفتنی نخواهد بود.
مقدمه: سبک زندگی از متغیرهای مشترک در حوزه جامعه شناسی و روانشناسی است که مرتبط با مفاهیم سلامت روان است. هدف: این پژوهش به بررسی مقایسه ی سبک زندگی و میزان سرسختی زنان بعد از طلاق در ایران (تبریز) و زنان ایرانی مقیم فنلاند (هیلسینکی) می پردازد. روش: نمونه مورد بررسی شامل 100 نفر از زنان مطلقه 50 زن واقع در ایران (تبریز) و 50 زن واقع در فنلاند (هیلسینکی) انتخاب گردیدند. در این مطالعه با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس نسبت جمعیت زنان مطلقه انتخاب شدند. این پژوهش از نوع توصیفی-مقایسه ای بود. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی کوباسا و پرسشنامه سبک زندگی ( LSQ ) استفاده شد. برای تجزیه تحلیل داده ها از آزمون T (برای فرضیه هایی که فقط با یک مؤلفه مقایسه شده اند) و آزمون MANOVA (برای فرضیه هایی که بیش از یک مؤلفه مقایسه شده اند) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج آزمون T و آزمون MANOVA نشان داد که متغیرهای سبک زندگی ( F=3/17, Sig =0/03 ) و سرسختی ( F=3/04, Sig =0/04 ) تفاوت معنی داری با هم دارند. نتیجه گیری : از نتیجه گیری پژوهش چنین برمی آید که سبک زندگی پذیرنده احساسات توأم با سرسختی می تواند به عنوان یک عامل حمایتی در برابر استرس ها و به ویژه استرس طلاق عمل کند.
یکی از دلایل اصلی توسعه در کشورهای توسعه یافته صنعتی توجه به فرایند انتقال آموخته ها به محیط کار و استفاده و بهره گیری از آموزش های فراگرفته شده توسط کارکنان سازمان ها است. پژوهش حاضر با هدف ترکیب کیفی نتایج مطالعات صورت گرفته در حوزه انتقال یادگیری و تحلیل جامع آن انجام شده است. در این پژوهش با بررسی های صورت گرفته درباره عوامل مؤثر در انتقال یادگیری به محیط کار در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، از کل مقالات انتقال یادگیری به عنوان جامعه تحقیق، 56 مقاله به عنوان نمونه در این زمینه شناسایی شد. معیار انتخاب مقالات، داشتن عنوان انتقال یادگیری به محیط کار در آموزش های سازمانی بود. در ادامه، ضمن به کارگیری رویکرد فراترکیب و شیوه تحلیل زمینه، به تجزیه وتحلیل نتایج و یافته های محققان قبلی پرداخته شد. در پایان، عوامل مؤثر بر انتقال یادگیری در 4 بُعد (فردی، آموزشی، سازمانی و فراسازمانی)، 34 مؤلفه شامل 8 مؤلفه در عوامل فردی، 10 مؤلفه در عوامل آموزشی، 13 مؤلفه در عوامل سازمانی و 3 مؤلفه در عوامل فراسازمانی و 136 شاخص شناسایی و طبقه بندی گردیدند. برای رسیدن به اثربخشی آموزش ها در ارتقای عملکرد کلی سازمان ها، مسئولان آموزشی باید به عوامل فردی، آموزشی، سازمانی و فراسازمانی که در انتقال یادگیری تأثیر دارند، توجه ویژه کنند و آموزش های ضمن خدمت کارکنان با توجه به عوامل شناسایی شده تدوین و طراحی شود.
مجموعه مطالعات انجام شده در حوزه اخلاق اجتماعی، حکایت از وجود مسأله پیرامون این حوزه در جامعه ایرانی دارد. اکثر اندیشمندان اجتماعی با وجود دیدگاه های سیاسی مختلف، در این گزاره که مبانی اخلاق اجتماعی در جامعه متزلزل شده، اشتراک نظر دارند. این تحقیق با هدف بررسی سطح اخلاق اجتماعی در میان شهروندان کرمانی به روش پیمایشی و نمونه ای با حجم 384 نفر افراد بالای 18 سال انجام شده است. نتیجه بررسی شاخص های اخلاق اجتماعی، حاکی از آن است که از مجموع نمره 5، میانگین شاخص های تعهد اجتماعی (51/4)، مسئولیت پذیری اجتماعی (43/4) و نوع دوستی (07/4) نسبت به سایر شاخص ها در وضعیت مناسب تری قرار دارد. میانگین شاخص های قانون گرایی (82/3)، اعتماد اجتماعی (67/3)، عام گرایی (62/3) و مدارای اجتماعی (23/3) به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند. نتایج تفکیکی اعتماد اجتماعی نشانگر آن است که سطح اعتماد تعمیم یافته (38/3) پایین تر است. در زمینه اعتماد نهادی، میانگین بیشترین اعتماد مربوط به معلمان (57/3) و کمترین مربوط به شهرداری (74/2) می باشد. از نظر نوع دوستی، میانگین نوع دوستی عادی 59/4 و نوع دوستی اضطراری 47/3 می باشد. نتایج نشان می دهد که بیشترین تعهد به خانواده (میانگین 50/4) و کمترین پای بندی به جامعه کل (میانگین 92/3) وجود دارد. یعنی تعهد اجتماعی در بین شهروندان کرمانی تعمیم یافته نیست. در مجموع سطح بعضی از شاخص در حد متوسط و بعضا رو به پایین است. در هیچکدام از شاخص های فوق، تفاوت معناداری بین زنان و مردان وجود ندارد. توسعه جامعه در گرو ارتقاء سطح این شاخص ها می باشد.
نیازمندی های دو سویه ایران و هند و سیاست شاهان صفوی برای توسعه تجارت از عوامل اصلیِ برقراری مناسبات دوستانه تجاری و سیاسی بین ایران و هند در دوره صفویه بوده است. از این رو مناطق مختلف ایران به ویژه اصفهان، به بازارِمناسبی برای کالاهای هندی و فعالیت بازرگانان آن سرزمین تبدیل شد و هزاران نفر از هندیان از جمله بانیان، مولتانیان و صِدّیقیان در کنار بازرگانان دیگر چون ارامنه، به فعالیت تجاری در این شهر مشغول شدند. اگرچه این بازرگانان هندی در تجارت ایران نقش بسزائی داشتند، اما به سبب اشتغال به فعالیت هایی چون صرافی، رباخواری و خارج کردن پول و مسکوکات، آسیب هایی از جانب آنان به اقتصاد ایران وارد گردید. از یررسی این اقدامات، گاه چنین برمی آید که آسیب های فعالیت بازرگانان هندی برای اقتصاد ایران، بیش از منافع آن بوده است، اما نتیجه این پژوهش نشان می دهد که این نگاه، چندان واقع بینانه نیست و منافع حضور این بازرگانان از آسیب های آن بیشتر بوده است. در این مقاله ضمن بررسی تأثیربازرگانان هندیِ مقیم اصفهان بر تجارتِ دوره صفوی، دلایل حمایت پادشاهان صفوی از آنها، به رغم پرداختن به برخی اقدامات غیر سالم بازرگانی، بررسی شده است.
حفظ کرامت انسان به عنوان حق طبیعی، مبنای اصلی آموزه های دینی است. نادیده گرفتن این حق، مانع کمال انسان است. بسیاری از احادیث و سیره عملی امام رضا(ع) بیانگر مولفه های کرامت انسانی است که در کمال بخشی انسان نقش دارند. پرسش اصلی این است که از منظر امام رضا(ع) چگونه کرامت انسانی، در کمال انسان تاثیر دارد؟ بررسی ها نشانمی دهد؛ از دیدگاه امام رضا(ع) مولفه های کرامت انسانی مانند عبودیت، عقلانیت، آزادی خواهی، عدالت محوری و شاکربودن، نقش زیربنایی در کمال وجودی انسان دارد؛ زیرا هرکدام از این مولفه ها، دربردارنده آثار ومراتب کمالی است؛اولین مرتبه عبادت، شناخت خداست و مبنای خداشناسی توحیدمحوری است. عقل گرایی نظری و عملی، سبب کسب معرفت نسبت به حقایق و عمل به آن ها می شود. آزادی خواهی مانع رکود در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی و.. می شود. عدالت محوری از رفتارهای غیرکمالی مانند فساد و رشوه جلوگیری می کند. شکرگرایی حقیقی نیز با طی مراحلی مانند باورتوحیدی، ادای حق و خدمت به خلق ممکن می شود. در این مقاله، قائل به حصر مولفه های متعدد کرامت انسانی نیستیم. اما این نوشتار برخی از مولفه های کرامت انسانی را به روش تحلیلی-توصیفی در اندیشه اسلامی بررسی کرده و تاثیرات این مولفه ها را در تکامل انسان از دیدگاه امام رضا(ع) بازشناسی و تبیین می کند.