در سال های اخیر، کاربرد گونه نوشتاری غیررسمی زبان فارسی به دلیل گسترش روزافزون فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و تمایل کاربران به نزدیک کردن زبان نوشتار به گفتار رشد چشمگیری داشته است. با وجود این، ابزارهای پردازش این گونه زبانی به میزان لازم توسعه داده نشده است. تحلیلگرهای تصریفی از جمله ابزارهایی است که در پردازش زبانی کاربرد وسیعی دارد و تاکنون برای گونه غیررسمی طراحی و پیاده سازی نشده است. با توجه به این که گونه نوشتاری غیررسمی در کنار واژگان و قواعد صرفی و نحوی مختص به خود، در بخشی از واژه ها و ساختارها با گونه رسمی مشترک است، در این پژوهش با پوشش فارسی رسمی و غیررسمی اولین ابزار تحلیل تصریفی فارسی معاصر برای همه اقسام واژه توسعه داده شده و تلاش شده همه ساختارهای تصریفی واژه های فارسی غیررسمی پوشش داده شود. این ابزار به صورت قاعده مند و مستقل از بافت و با بهره گیری از مبدل حالت محدود، پی بست ها و وندهای تصریفی رسمی و غیر رسمی را در واژه های زبان شناسایی و تحلیل کرده، ستاک های رسمی و غیررسمی را نیز استخراج می کند. به منظور پوشش دادن تمام ساخت ها و حالت های تصریفی، با توجه به رویکرد مستقل از بافت، الگوریتم برای هر واژه، تمام خوانش ها و معانی گوناگونی را که می تواند بسته به قرارگیری در بافت های گوناگون داشته باشد، تحلیل و ارائه می کند. به منظور استخراج و بررسی واژگان و قواعد تصریفی و نگارشی گونه غیر رسمی، پیکره فارسی معاصر از سیاق ها و زیرسیاق های گوناگون این گونه زبانی تهیه شده و در طراحی و آزمون تحلیلگر مورد استفاده قرار گرفت. آزمون تحلیلگر با استفاده از 1786 واژه یکتای استخراج شده از پیکره، نتیجه 67/96 درصد را در معیار اف به دست داده است. از این ابزار می توان در انواع تحلیل ها و کاربردهای پردازش رایانه ای زبان فارسی و همچنین در آموزش فارسی، به ویژه محاوره فارسی به غیر فارسی زبانان استفاده کرد.
این مقاله به بررسی اهمیت تحقق آستانه ی سود سال قبل از دیدگاه سرمایه گذاران در زمان اعلام سود می پردازد. هدف اصلی این مقاله پاسخ به این پرسش است که آیا بر مبنای نظریه ی انتظارات، می توان آستانه ی سود سال قبل را به عنوان یکی از نقاط مرجع سرمایه گذاران در نظر گرفت. برای آزمون فرضیه ها، نمونه ای متشکل از 75 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1386 تا 1389 انتخاب و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل رگرسیون چندگانه به روش داده های ترکیبی استفاده شد. نتایج آزمون فرضیه ی اول پژوهش نشان داد آستانه ی سود پیش بینی شده با بازده غیرعادی سهام رابطه ی مستقیم دارد. نتایج آزمون فرضیه ی دوم پژوهش نشان داد با کنترل سود پیش بینی شده، آستانه ی سود سال قبل به عنوان یکی از نقاط مرجع سرمایه گذاران در تصمیم های سرمایه گذاری مطرح نیست. به عبارت دیگر این پژوهش انگیزه های مبتنی بر بازار سرمایه، به عنوان محرک مدیریت سود پیرامون دستیابی به سود سال قبل را تأیید نمی کند.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر دو نوع پروتکل نوروفیدبک بر یادگیری مهارت حرکتی تعقیبی انجام شد. بدین منظور 42 نفر در قالب سه گروه ""کاهش آلفا""، ""افزایش تتا"" و کنترل قرار گرفتند. در گروه "" کاهش آلفا""، هدف کاهش دامنة آلفا در منطقه قشر حرکتی قبل از شروع تمرین مهارت و در گروه "" افزایش تتا"" هدف افزایش دامنة تتا در منطقه آهیانه ای بلافاصله بعد از اتمام تمرین مهارت بود. سپس افراد در آزمون های یادداری با وقفه های 90 دقیقه، 24 ساعت و یک هفته بعد شرکت نمودند. نتایج نشان داد در آزمون یادداری اول گروه ""کاهش آلفا"" عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشت. هرچند این برتری در آزمون های یادداری دوم و سوم معنادار نبود. یافته های حاضر نشان می دهند با بازداری آلفا و متعاقب آن افزایش تحریک پذیری در منطقه قشر حرکتی می توان آثار مفیدی در یادگیری یک مهارت حرکتی ایجاد نمود هر چند پایداری این اثر در طول زمان نیاز به مطالعات بیشتری دارد.
نلسون گودمن، در 1956، یک نظریه ی نومینالیسم مرئولوژیکی وضع می کند، که طبق آن وجود چیزی جز فردهای انضمامی تصدیق نمی شود. این مقاله، که به بررسی رابطه ی زیبایی شناسی با نومینالیسم در فلسفه ی گودمن می پردازد، نشان می دهد که زیبایی شناسی گودمن یک زیبایی شناسی نومینالیستی است. این ادعا از طریق بررسی نظریه های گودمن در مسائلِ تعریف هنر، محتوای هنر، و ارزش هنر توجیه می شود: (1) در مسئله ی تعریف، هنر ازطریق بعضی ویژگی های نحوی و معنایی آثار هنری تعریف می شود، اما چنین نیست که این ویژگی ها، ذاتی یا فصل ممیز هنر باشند؛ (2) در مسئله ی محتوا، در خصوص بازنمایی کلیات و ناموجودها و نیز در خصوص بیان، به جای فرض قلمروی وجودشناسانه ای غیر از جهان فردها به منزله ی مرجع آثار هنری، ارجاع این آثار از طریق دلالت و تمثل همچنان به فردهای انضمامی است؛ (3) در مسئله ی ارزش، اگرچه شناخت به منزله ی ارزش هنری مشترک میان همه ی آثار هنری دانسته می شود و رابطه ای درونی با آنها دارد، خاصِ آثار هنری نیست. از این رو، نمی تواند یک کارکرد ذاتی هنر باشد. این عدم تخطی زیبایی شناسی گودمن از نومینالیسم، خود، نتیجه ی رعایت الزامات نومینالیسم در نظریه ی نظام های نمادی است، نظریه ای که گودمن مسائل زیبایی شناسی را در چارچوب آن پاسخ می دهد
در سالیان اخیر چهرة جدیدی از قدرت در عرصه تعامل میان کشورها پدیدار شده که اندیشه و تفکر جامعه را مورد تهاجم خود قرار داده است، با توجه به اینکه جبهة اصلی جنگ نرم در داخل کشور، فضای دانشگاه می باشد، نقش اساتید و دانشجویان به عنوان فرماندهان جنگ و افسران جوان حایز اهمیت می باشد. اساتید دانشگاه می توانند ادراک مناسب از وضعیت موجود را به دانشجویان منتقل و اتکا به بصیرت، ایمان و تقوای دینی و صیانت از جوهرة ایمانی و بنیان های فکری و روحی را از الزامات مقابله با دشمن معرفی نمایند. بنابراین هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی و الویت بندی مؤلفه های قدرت نرم در دانشگاه می باشد. برای دستیابی به این هدف از از روش مدل فازی VIKOR استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که «رعایت اخلاق حرفه ای در دانشگاه» نسبت به سایر مؤلفه های قدرت نرم در دانشگاه ها از اهمیت بیشتری برخوردار هست و «طرح کاروان راهیان نور دانشگاهی» نسبت به یازده مؤلفه ی قدرت نرم از اهمیت پایین تری برخوردار هست. همچنین دانشگاه آزاد اسلامی در معیار؛ «تولید علم و دانش»، دانشگاه تبریز نیز در معیار؛ «الگوسازی در دانشگاه بر اساس آموزه های دینی»، و دانشگاه پیام نور در معیارهای؛ «خدامحوری» و «ولایت مداری اساتید» نسبت به سایر مؤلفه های 11گانه ی قدرت نرم وضعیت خوبی دارد. در نهایت «دانشگاه آزاد اسلامی» از لحاظ دارا بودن مؤلفه های یازده گانه قدرت نرم در جایگاه نخست و «دانشگاه تبریز»، «پیام نور» و «علمی کاربردی» به ترتیب در جایگاه های بعدی قرار دارند.
در این نوشتار، اصطلاحات خویشاوندی گویش کُردی میانی که سورانی هم خوانده می شود، در چارچوب نظریات انسان شناسان جهانی گرا - که معتقد به وجود نظام جهانی یکپارچه ای در زیر تنوّعات ظاهری موجود در نظام های خویشاوندی هستند - به صورت مقایسه ای با فارسی و انگلیسی، مورد بررسی قرار می گیرد. انسان شناسان جهانی گرا، اساس همه روابط خویشاوندی، از ساده ترین تا پیچیده ترین آنها را مبتنی بر خانواده هسته ای و گسترش آن را از طریق خویشاوندی که میان دو خانواده هسته ای ارتباط برقرار می کند، می دانند. در این دیدگاه، مجموعه ای از معیارهای جهانی برای دسته بندی خویشاوندان وجود دارد که بر اساس آنها، می توان همه نظام های خویشاوندی را توصیف و بررسی نمود. هر زبانی با توجّه به ویژگی های فرهنگی خاصّ خود، تعدادی از آنها را به کار می برد. نتیجه این پژوهش، مشخّص کرد که در کردی میانی، از پنج ملاک سببی - نسبی، جنسیت، نسل، سوی خویشاوندی و سنّ نِسبی؛ در فارسی از چهار ملاک سببی - نسبی، جنسیت، نسل، سوی خویشاوندی و در انگلیسی هم از سه ملاک سببی - نسبی، جنسیت و نسل برای دسته بندی خویشاوندان استفاده می کنند؛ افزون بر این، نظام خویشاوندی انگلیسی متعلّق به نظام اسکیمو است در حالی که نظام خویشاوندی کُردی و فارسی در دسته نظام سودانی قرار می گیرند.
هدف این پژوهش، کاوش در فرآیند درون فردی مشارکت کارکنان در تسهیم دانش می باشد. در این تحقیق روش پژوهش ترکیبی استفاده شد. در ابتدا داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با تعداد 30 نفر از مدیران ارشد، میانی و کارمندان یکی از سازمان های دولتی و سازمان های خصوصی وابسته به آن که در صنعت برق استان یزد فعال اند، به دست آمد و از طریق کدگذاری باز و محوری، یافته ها در قالب مدل نظری تدوین شد. سپس بر اساس نتایج حاصله از کدگذاری، پرسشنامه تهیه و در اختیار 248 نفر از اعضای سازمان های مذکور قرار گرفت. داده های به دست آمده از 164 پرسشنامه برگشتی جهت آزمون فرضیات تحقیق از طریق آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و نیز پایایی و روایی مدل با استفاده از نرم افزار SMART PLS استفاده شد. یافته ها حاکی از روایی و پایایی مدل بوده و محاسبه شاخص های برازش نیز انطباق چارچوب مفهومی با واقعیت را تائید کرد. بر اساس یافته ها نشان داده شد که نگرش مثبت فرد در مورد تسهیم دانش، باورهای کلی فرد، امیال و علاقه ها و روحیات فرد، شخصیت، مشخصات ژنتیکی، خانوادگی و تحصیلی، رفتار گیرنده دانش در ایجاد حس خوب مؤثر است و منجر به میل به تسهیم دانش می گردد. از طریق آزمون رگرسیون، نقش مداخله گرایانه واحد سازمانی، مکان سازمان، نوع کار و زمان تسهیم دانش در ایجاد میل به تسهیم دانش نیز مورد تائید واقع شد. به طور کلی در این مطالعه با رویکردی اکتشافی ترکیبی، مشخص شد که عوامل درون فردی در میل به تسهیم دانش مؤثر بوده و لذا سازمان می تواند با تقویت این عوامل، مشارکت در تسهیم دانش را افزایش دهد.
انصاف در قلمرو حقوق، که توسط قاضی یا داور در حل وفصل اختلافات در نظر گرفته می شود، به طور کلی، بر یکی از دو مفهوم «اصل انصاف» یا «اصول عدل و انصاف» اشاره دارد. انصاف در مفهوم نخست، که یکی از اصول کلی حقوقی است، خود شامل سه نوع با کارکردهای متفاوت است که هر سه جزئی از هنجار قانونی است و در مقام تصمیم گیری بخشی از حقوق تلقی می شود و توسل به آن ها نیازمند رضایت طرفین اختلاف نیست. حسب نوع نقص موجود در هنجارها، انصاف در چارچوب حقوق، با ارائه تفسیری مطابق واقعیت های موجود، دارای کارکرد تعدیلی است؛ انصاف فراحقوق، با پر کردن خلأهای حقوقی به هنگام مواجه با سکوت قواعد حقوقی، دارای کارکرد تکمیلی است و انصاف مغایر با حقوق، با کنار گذاشتن قانون حاکم به هنگام تضاد بین قوانین، نقش جایگزینی قواعد حقوقی را ایفا می کند. با وجود نقش مهم اصل انصاف در حل وفصل اختلافات و توسل به انواع آن در مراجع بین المللی، این اصل در حقوق های داخلی مورد توجه و اهتمام لازم قرار نگرفته است.
هدف این پژوهش بررسی تحولات رشته مدیریت آموزشی بود. میدان تحقیق اعضای هیات علمی رشته مدیریت آموزشیست که پس از مصاحبه با 10 نفر اشباع نظری حاصل گردید. روش تحقیق کیفی و از نوع پدیدار شناسی و ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و روش تحلیل داده ها تحلیل مضمون می باشد. حاصل آن شناسایی 227 مفهوم اولیه، 45 مضمون و 25 کد اصلی است. یافته های تحقیق در حوزه ضعف ها و چالش ها بر نبود سند چشم انداز و بیانیه ماموریت جامع و یکپارچه رشته مدیریت آموزشی در آموزش عالی ، ضعف در ساختار، محتوا و روشهای این رشته، آینده شغلی نامعلوم دانش آموختگان در حوزه آموزش و پرورش، رشته های جدید و مشابه به عنوان رقیب و نبود تعامل و مشارکت فعالانه بین وزارت علوم و آموزش و پرورش و وزارت علوم برای بهره گیری از ظرفیتهای رشته مدیریت آموزشی اشاره دارد. نقاط قوت و فرصتها نیز بر ماهیت میان رشته ای ،کاربردی بودن و جامعیت این رشته و فرصتهای کار آفرینی و مطالعاتی فراوان در این حوزه دلالت می نماید. لذا تعداد 18 راهبرد شامل راهبرد های SO (تهاجمی) راهبردهای WO ( انطباقی)، راهبردهای ST (اقتضایی) و راهبردهای WT(دفاعی) تعیین گردید .
اصل جبران خسارت یکی از ضروری ترین و بنیادی ترین اصول در تملک قانونی دولت و شهرداری ها، نقش عمده ای در تأمین حق مالکیت خصوصی دارد. بدیهی است سلب مالکیت برای اجرای برنامه های عمومی از یک طرف، بایستی کمترین هزینه را به بودجه عمومی وارد نماید و از طرف دیگر با کمترین ضرر به افراد جامعه صورت پذیرد. ضعف و نارسایی قوانین، نظام اجرایی و گاه قضایی، مسائل و مشکلات عملی بسیاری را در این زمینه موجب شده که شناسایی اصول جبران خسارت در نظام سلب مالکیت و التزام به آن در چارچوب قوانین، مقررات و رویه های اجرایی و قضایی مربوطه ضروری و راهگشا است. نخست، اصل مشارکت که با شرکت دادن ذی نفعان در تعیین میزان غرامت، بر اولویت توسل به روش توافقی تأکید دارد. دوم، اصل تسریع که پرداخت غرامت قبل از تملک و همچنین پرداخت آن در مهلت معقول و مناسب را لازم می داند. سوم، اصل تعادل که در جهت بهینه سازی محاسبه غرامت است. و درنهایت اصل دادرسی ویژه که در صورت عدم توافق، احتساب غرامت را در صلاحیت مراجع قضایی تخصصی وا می نهد. ارائه معیارهای مطلوبِ اصل جبران خسارت و روش های کارآمد آن گامی به سوی بهبود نظام جبران خسارت در سلب مالکیت ها شمرده می شود که کمتر به آن ها توجه شده است و می توان از این اصول در تقنین، تفسیر و اجرای مربوط به حوزه سلب مالکیت بهره گرفت.
برندها در دنیا برای خود غوغایی به پا کرده اند؛ اینکه چرا تا این اندازه برندها میتوانند نافذ و اثرگذار بر زندگی اجتماعی و شخصی باشند، موضوع این اثر نیست، اما میتوان به مقالهی ""از فرمول انرژی انیشتین تا ارزش ویژهی نام تجاری کاپفرر"" مراجعه کرد که در همین شمارهی نشریه آمده است.
در مقالهی مزبور - از فرمول انرژی انیشتین تا ارزش ویژهی نام تجاری کاپفرر - درمییابیم طبق فرمول 2E=mc، در یک کیلوگرم ماده، نیرویی برابر با حدوداً 250 میلیون تن مادهی منفجرهی تیان تی (TNT) چنبره زده است که قبل از انیشتین، جهان از آن بیخبر بود. این قیاس در مورد برند برعکس است. اکنون که به ابعاد و ارزش نام و نشان تجاری میپردازیم، از وسعت و عمق نیرویی که در آن نهفته است دچار همان حیرتها میشویم!
این اثر - روایت مرسدس بنز گردنده و بیام دبیلیو چرخنده - بر آن است که از منظری خاص، لوگوی دو برند - یعنی یکی از اجزای فیزیکی و قابل مشاهده در برند - را مورد بررسی قرار میدهد. ""روایت"" همان منظر خاصی است که این اثر در پی آن است.
روایت تصاویر تبلیغاتی دو برند معروف اتومبیل سازی دنیا دربارهی تحلیل قصهی راننده و فرمان است و یا به عبارتی تبلیغ و جامعه.
پیش از این، مؤلف این اثر در شماره های پیشین دیدگاه خود را با جسارت اعلام کرد که ""انسانها با برندها درمان میشوند."" همچنین تصریح کرد که میتوان شخصیت انسانها را بر اساس برندها پیش بینی کرده و تشخیص داد؛ چرا که این یا آن برند را برمیگزینند. انتخاب برندها حکایتی ژرف از تحلیل آدمها در بر دارد.
در اینجا میتوانیم دریابیم چرا برخی از لوگوی بنز خوششان میآید و دیگرانی از لوگوی بیام دبیلیو. چرا مشتریان بیام دبیلیو کمتر حاضرند بنز را خریداری کنند و بالعکس.
خوشبختانه با نگاه ""روایت"" میتوانیم تا حدودی از قابلیتهای شگرف برندها در زندگی معاصر آگاه شویم و کافی است با چارچوب ""روایت"" به برندها بنگریم؛ موضوعی که این اثر در پرتو روایت به وارسی لوگوی بنز و بیام دبیلیو پرداخته است.
طنز هم مانند دیگر مقولات «ادبیات» هنوز تعریفی جامع و مانع نیافتهاست. تعریفهای متعددی هم که عرضه شدهاند هریک با اصرار برجنبهای سعی در تبیین دیدگاهی ویژه دارند اما آنچه درمیان همه تعاریف مشترک است، وجه انتقادی آن است که رویکردی اجتماعی دارد. نقطع اشتراک دیگر نیز ریشخندی است که لازمه طنز است تا از دیگر قالبهای انتقادی متمایز شود. طنز گونهای موثرتر و کاراتر از صریح گویی و حتی کنایهاست گرچه خود از کنایه بهره میجوید. در تناسب اجتماعی بودن کارکرد صداوسیما و کاربرد طنز بحثی نیست. پس محور سخن حول محتوای آن یعنی نقد اجتماعی و واکنش ریشخند در مخاطب خواهد بود.
جون شنیدن نقاط ضعفو انتقاد بر بنیآدم تلخ میآید، لازم است انتقاد با پوششی شیرین همچون خنده ارایه شود.این خنده دراثر تضاد میان حکم عقل و رفتار نمایشی شخصیت کمیک پیش میآید و ازخنده ناشی از هزل و هجوبه خوبی قابل تمیز است.
مقاله ذیل این دو موضوع را در برنامه های طنز صداوسیما بررسی میکند.