این پژوهش با هدف بررسی تجارب مادران درباره آسیب های اخلاقی و خانوادگی استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در میان فرزندان پسر شهر اصفهان انجام شده است. روش این پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی است و مشارکت کنندگان، دوازده نفر از مادرانی بودند که فرزندان پسر آن ها از شبکه های اجتماعی بسیار استفاده می کردند. مشارکت کنندگان با نمونه گیری هدف مند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند و اطلاعات آن ها از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری و به روش کلایزی، تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش عبارت است از: «تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی»، «کم اهمیت شدن مفهوم حُجب و حیاء»، «بی اعتنایی به رعایت حدود ادب و احترام»، «تسهیل ارتباط با جنس مخالف»، «دسترسی به تصاویر و مطالب مستهجن و غیراخلاقی»، «ترویج دروغ و پنهان کاری»، «افزایش خشونت»، «قانون گریزی»، «انزواطلبی و کاهش تعاملات اجتماعی»، «تهدید سنّت ها و آداب و رسوم»، «تنوع طلبی و رشد مصرف گرایی»، «دورشدن از زندگی واقعی»، «تغییر در ظاهر و پوشش»، «علاقه مندی به فرهنگ غربی و زندگی در غرب» و «به وجود آمدن شکاف نسلی». یافته ها نشان داد پسران نوجوان و جوان به دلیل استفاده بی رویه از شبکه های اجتماعی مجازی با آسیب هایی مواجه می شوند که در صورت بی توجهی به این آسیب ها و تهدیدها، بنیان خانواده و نهادهای اجتماعی نیز به خطرخواهد افتاد
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی الگوی مصرف بر اساس مؤلفه های سبک زندگی بود. در پژوهش حاضر از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. جامعه آماری 17108 نفر ساکنان شهر دهاقان بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 378 نفر و با روش نمونه گیری خوشه ای تعیین شد. گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه سبک زندگی لعلی، عابدی و کجباف با آلفای کرونباخ 76/0 و پرسشنامه الگوی مصرف انصاری و طیبی با آلفای کرونباخ 74/0 صورت گرفت. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل گردید. بین سبک زندگی مبتنی بر پیشگیری از بیماریها و سبک زندگی مبتنی بر کنترل وزن و تغذیه با اصلاح الگوی مصرف(01/0p<)، سبک زندگی مبتنی بر کنترل وزن و تغذیه با الگوی مصرف مدگرایانه(05/0p<) و سبک زندگی مبتنی بر معنویت و سلامت جسمی و روانی با الگوی مصرف مبتنی بر تبلیغات(01/0p<)، رابطه وجود دارد. اصلاح الگوی مصرف مستلزم ارتقاء سبک زندگی در ابعاد مختلف (بعد معنوی، روانشناختی و تندرستی و...) می باشد.
وب یکی از کانال های اصلی کسب اطلاعات است و استفاده از موتورهای کاوش به عنوان متداول ترین روش دستیابی به این اطلاعات محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر تعیین سطح کمال مدل ذهنی دانشجویان از موتور کاوش گوگل است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی- پیمایشی است. ابزارهای مورد استفاده برای گردآوری داده ها عبارت اند از: مصاحبه نیمه ساختاریافته (با استفاده از مقیاس کمال مدل ذهنی «لی»، و سؤالات طراحی شده) و مشاهده مستقیم (فیلم ضبط شده از رفتار اطلاع یابی کاربر). جامعه پژوهش نیز شامل دانشجویان در حال تحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی در گروه فنی- مهندسی و علوم انسانی/ اجتماعی بودند که از هر گروه 15 نفر (جمعاً 30 نفر) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.
یافته های پژوهش نشان داد که 80 درصد دانشجویان مدل های ذهنی ناقص و 20 درصد مدل های ذهنی خوبی داشتند و البته، هیچ کدام از دانشجویان مدل های ذهنی کاملی نداشتند. آگاهی بیشتر دانشجویان از مؤلفه های اطلاعات تخصصی/ عمومی، پایگاه های اطلاعاتی چندگانه، مطابقت دادن، کاوش کلیدواژه ای، و اعتبار و سندیت نتایج در سطح خوبی بود. در مورد مؤلفه های محدودسازی/ بسط نتایج و الگوریتم رتبه بندی و مرتب سازی نتایج آگاهی بیشتر دانشجویان در سطح متوسط بود و در مورد مؤلفه های اطلاعات محدود، صفحات/ وب سایت های نمایه شده، راهنمای کاوش، عملگرهای بولی، و سایر عملگرهای کاوش و پیشوندها، نشان ها و علائم نقطه گذاری، کاوش پیشرفته، و تنظیمات کاوش آگاهی آن ها در سطح ضعیفی قرار داشت. همچنین، بین سطح کمال مدل ذهنی و سطح تعامل تفاوت معناداری مشاهده شد و دانشجویانی که سطح کمال مدل ذهنی کامل تری داشتند، سطح تعامل مطلوب تری از خود نشان دادند.
با توجه به یافته های پژوهش ضروری است مقوله مدل های ذهنی به عنوان عامل تأثیرگذار بر رفتار اطلاع یابی کاربران در طراحی نظام های اطلاعاتی و نیز آموزش کاربران مورد توجه قرار گیرد. شناخت مدل های ذهنی کاربران، خطاها و نواقص و شکاف های دانشی آن ها از نظام اطلاعاتی را آشکار می سازد که با این آسیب شناسی می توان در رفع آن اقدام کرد و اثربخشی نظام و آموزش ها را افزایش داد.
یکی از مسائل چالش انگیز در مطالعات قرآنی و حدیثی، روایاتی هستند که بر تحریف آیات قرآن اشاره دارند. از معروف ترین آن ها، روایاتی هستند که از قرآنی بودن آیه موسوم به «رجم» سخن می گویند. بسیاری از مفسران اهل سنت، ضمن گزارش و پذیرش این روایات، نظریه نسخ التلاوه را مطرح نمودند. یافته های پژوهش حاضر حکایت از آن دارند: 1. از مجموع 58 تفسیر اهل سنت که روایات را گزارش کرده اند، سه رویکرد وجود دارد: الف) نسخ تلاوت و عدم نسخ حکم: 40 تفسیر، ب) گزارش روایات بدون بیان نظر: 12 تفسیر؛ ج) تشکیک در صحت روایات: 6 تفسیر؛ 2. وجه مشترک اسناد همه روایات، ختم آن ها به صحابی است و احتمال اعمال نظر صحابه وجود دارد؛ 3. محتوای روایات آیه رجم با ادله قرآنی، روایی، فقهی، عقلی و ادبی در معرض نقد هستند؛ 4. به نظر می رسد روایات آیه رجم ریشه در تورات داشته و به مصادر اسلامی راه یافته است.
مقدمه: هدف این پژوهش، تعیین تأثیر استفاده از سناریوهای مجازی مبتنی بر بازخورد عصبی در قالب بازی رایانه ای بر افزایش تمرکز افراد سالم است. روش: طرح پژوهش حاضر تجربی است و جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان پسر دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال 1397 بودند. به منظور برآورد حجم نمونه از جدول کوهن استفاد شد که حجم نمونه معادل 24 نفر به شکل داوطلبانه وارد پژوهش شدند و در سه گروه تقویت منفی(اعمال جریمه)، تقویت مثبت(اعمال پاداش) و تقویت رقابتی(تأثیر بر عملکرد حریف) مورد آزمون قرار گرفتند. داده های مربوط به میزان تمرکز هر فرد و عملکرد وی در طول بازی از طریق دستگاه مغزنگار الکتریکی و ساختار چندنخی بازی ضبط و ثبت می گردید. در سناریوهای طراحی شده، از آستانه تمرکز هر فرد برای تنظیم جریان بازی استفاده می شد تا از این طریق فرآیند آموزش تمرکز، نسبت به فعالیت مغزی همان شخص تنظیم گردد. به منظور آزمودن فرضیات این پژوهش یک مطالعه کاربری صورت پذیرفت و نتایج حاصل با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس مختلط و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد روش تقویت رقابتی، تقویت منفی و تقویت مثبت در افزایش تمرکز مؤثر است. همچنین تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه تجربه کاربری نشان داد که سناریوهای طراحی شده توانسته اند بازیکنان را در جریان بازی غوطه ور ساخته و جذابیت و تعامل لازم را به وجود آورند. نتیجه گیری: استفاده از بازی رایانه ای مبتنی بر رابط مغز- رایانه و بازخورد عصبی منجر به بالا بردن بازده آموزش تمرکز می شود.