شهرها نظام های اجتماعی- فضایی هستند که از ابعاد مختلف طبیعی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، و نهادی تشکیل شده اند. در این بین، بعد سیاسی و نهادی به دلیل داشتن قدرت و سازوکار کنترل دیگر ابعاد حیاتی شهر، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین دلیل، مناسبات سیاسی و قدرت و تاثیر آن در توسعه فضایی شهر، همیشه مورد توجه جغرافیدانان بوده است. در همین راستا، مسایل شهری در قالب انگاره های حاکم بر جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک نیز مورد توجه قرار گرفته است. جغرافیای سیاسی با رویکرد غالباً درون شهری، نقش رویکردها و تصمیم گیری های سیاسی را در پیدایش و حل مشکلات شهری عمدتاً در قالب مدیریت سیاسی شهر بررسی می کند. جغرافیای سیاسی شهر پدیده های سیاسی- فضایی شهر را در کانون مطالعات خود قرار داده و نقش فرایندهای سیاسی اداره امور شهر را در هدایت، کنترل و شکل دهی فضا و سازمان فضایی شهر مورد توجه قرار می دهد. همچنین در ژئوپلیتیک، تاثیر و تاثرات ناشی از تعاملات، ارتباطات و کارکردهای فراشهری از جنبه اثرگذاری بر جریان قدرت سیاسی مورد مطالعه قرار می گیرد. البته این امر به معنی کم توجهی به نقش تعیین کننده پدیده ها و عوامل درون شهری در قدرت سیاسی در سطوح ملی و شهری نیست. در ژئوپلیتیک، شهر به عنوان یک کانون قدرت با قابلیت اثرگذاری گسترده در سطوح مختلف سرزمینی، مورد توجه است. بازیگران سیاسی همواره در راستای کسب قدرت سیاسی به شهر نظر ویژه دارند. از این رو مدیران شهری به عنوان بخشی از بازیگران سیاسی شهر، بدون آشنایی و یا توجه کافی به جغرافیای سیاسی و عوامل ژئوپلیتیکی شهر نمی توانند موجبات توسعه و اداره مطلوب شهر را فراهم نمایند. هدف مقاله حاضر تبیین فلسفی – مفهومی جغرافیای سیاسی شهر و فراهم نمودن چارچوب مناسبی برای مطالعه مدیریت شهر با قرار دادن هنر عمومی در مباحث جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک و نقش آن در توسعه مدیریت شهری است. از این رو در این مقاله شکل گیری فضاهای شهری تحت تاثیر ساختار و تصمیم گیری های سیاسی و عوامل مختلف طبیعی و انسانی درون و برون شهری در تولید قدرت سیاسی مورد توجه واقع شده است.
توجه به بعد جهانی مسائل محیط زیستی از یک سو و آگاهی پیدا کردن در مورد این مسائل از سوی دیگر، تقاضا برای پاسخگویی سازمان ها در مورد مسائل محیط زیستی را افزایش داده است. ارائه افشای اطلاعات محیط زیستی، یک روش برای توضیح سیاست های مربوط به مسئولیت سازمان برای اعمال فعالیت های اخلاقی، اجتماعی و محیط زیستی است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه حوزه های افشاگری و شناسایی عوامل مؤثر برافزایش انگیزه برای افشاگری اطلاعات محیط زیستی، انجام گرفته است. بدین منظور با استفاده از مدلی در حوزه افشاگری و با استفاده از مصاحبه از خبرگان (کارشناسان، سرپرستان و اعضای هیات علمی دانشگاه های سراسر کشور)، عوامل مهم انگیزشی در سطح افشاگری اطلاعات محیط زیستی و با استفاده از فن دلفی، 64 عامل مؤثر برافزایش انگیزش افراد در 6 بخش؛ رسانه ها، قوه قضاییه، کارکنان، نهادها و سایر ارگان ها، مصرف کنندگان و سرمایه داران شناسایی شدند. عوامل حمایت دولت از این افراد، عضویت در سازمان های نظارتی، ترس از مجازات دولتی، امنیت شغلی، عوامل مذهب، وجدان کاری، فرهنگ جامعه، توجه به آینده و دیگران، پاداش مادی، ویژگی تأهل افراد و اهمیت به کار، از مهم ترین عوامل در 6 کانال موردنظر هستند.
دیپلماسی فرهنگی در ارتباط با ایجاد ذهنیت مناسب در مخاطبان فرهنگی است، اگر بخواهیم که یک دیپلماسی فرهنگی مؤثری داشته باشیم باید که تلاش کنیم اول خودمان را خوب بشناسیم و موفق شویم که ذهنیت مناسبی را در مخاطبان دیپلماسی فرهنگی ایجاد کنیم، اما اگر این ذهنیت، خدشه دار باشد قطعاً ارتقای دیپلماسی فرهنگی بسیار مشکل و پر چالش خواهد بود. استفاده از فرهنگ و به خدمت گرفتن ابزارهای فرهنگی در دیپلماسی در مقایسه با ابزارها و اهرم های رایج دیگر در روابط بین الملل دارای مزایایی است که مهم ترین آن ها عبارت اند از مواجه شدن با مقاومت کمتر در جوامع و کشورهای مقصد، عاری بودن دیپلماسی فرهنگی از لحنی خصمانه در کنار جذابیت، حضور جدی تر بازیگران غیررسمی، نهادهای مدنی و اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی. دیپلماسی فرهنگی بیشتر به دنبال کشف، تعریف و ترویج ارزش ها و منافع مشترک و جهان شمول و سپس، تأمین منافع ملی در چارچوب این ارزش ها و منافع مشترک است. دیپلماسی فرهنگی می تواند خلاقانه تر، انعطاف پذیرتر و حتی فرصت طلبانه تر از دیپلماسی کلاسیک و سنتی در بسیاری از حوزه ها طراحی و اجرا گردد. در این باره می توان گفت دیپلماسی فرهنگی با سهولت بیشتری در همه لایه های جامعه رسوخ می کند و کمک می کند تا نوعی اعتمادسازی در میان مردم و دیگر کشورها ایجاد نماید و در این صورت قدرت آفرین نیز خواهد بود؛ اما همه این ها زمانی متحقق می شود که کشور صادرکننده فرهنگ خود از پیش نیازهای اولیه و لازم در توانایی های درونی کشور خود برخوردار باشد مقاله حاضر ضمن معناسازی دیپلماسی فرهنگی، درصدد است تا به شاخصه های دیپلماسی فرهنگی ایران بپردازد. جمهوری اسلامی ایران توانایی های زیادی در این خصوص دارد که به شرط توانمندی های درونی و استفاده بهینه از مؤلفه های فرهنگی می تواند به ارتقای پارامترهای قدرت نرم در دیپلماسی ایرانی و نهایتاً منافع ملی کمک کند.
مطالعه حاضر با هدف آزمون مدل روابط علی پیشایندها و پسایندهای جهت گیری های هدفی انجام شد. 300 دانشجو (150 پسر و 150 دختر) به پرسشنامه هدف پیشرفت ( AGQ-R ) (الیوت و مورایاما، 2008)، مقیاس ارزیابی استرس ( SAM-R ) (رویلی، رویسچ، جاریکا و واگن، 2005)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی ( ASEQ ) (زاژاکووا، لینچ و اسپنشادی، 2005)، نسخه کوتاه پرسشنامه هیجان های پیشرفت ( AEQ-R ) (عبدالله پور، 1394) و ادراک از تأکیدات هدف پیشرفت والدین ( PPGE ) (فریدل، کارتینا، ترنر و میدگلی، 2007) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی تسلطی والد با اهداف تسلطیِ فراگیران و رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی عملکردیِ والد با اهداف عملکردی فراگیران مثبت و معنادار بود. همچنین، نتایج نشان داد که رابطه جهت گیری هدفی تسلط محور با ارزیابی شناختی انطباقی مثبت و معنادار و با ارزیابی شناختی غیرانطباقی منفی و معنادار و رابطه بین هدف عملکردی با ارزیابی شناختی غیرانطباقی مثبت و معنادار و با ارزیابی شناختی انطباقی منفی و معنادار بود. علاوه بر این، نتایج نشان داد که رابطه بین ارزیابی شناختی انطباقی با هیجان های پیشرفت مثبت، مثبت و معنادار و با هیجان های پیشرفت منفی، منفی و معنادار و رابطه بین ارزیابی شناختی غیرانطباقی با هیجان های پیشرفت منفی، مثبت و معنادار و با هیجان های پیشرفت مثبت، منفی و معنادار بود. درنهایت، از یک سوی، نتایج پژوهش حاضر از نقش تعیین کننده باورهای خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی والدین در پیش بینی جهت گیری های هدفی فراگیران و از دیگر سوی، از نقش تبیینی جهت گیری های هدفی فراگیران در پیش بینی ارزیابی های شناختی و هیجان های پیشرفت آن ها حمایت می کند.
تأثیرپذیری هنرمند از تحولات اجتماعی موجب تحول در هنر اوست. یکی از دوره های تاریخی اجتماعی خاص ایران که هنر و هنرمندان تحت تأثیر آن قرار گرفتند، زمان وقوع جنگ های جهانی اول و دوم است. همزمانی قحطی و فقر ناشی از این جنگ ها با کودکی و نوجوانی حسین بهزاد، نگارگر معاصر، سبب شد این هنرمند از اوضاع اجتماعی زمان خود به شدت متأثر شود. این مقاله با هدف شناخت چگونگی بازتاب وقایع اجتماعی در آثار بهزاد، به شیوه توصیفی -تحلیلی و با مطالعات کتابخانه ای، ضمن تحلیل و تفسیر مضمون و ساختار بصری آثار هنرمند، این پرسش را دارد که تحولات اجتماعی مؤثر بر زندگی بهزاد چگونه در آثار وی بازتاب یافته است؟ در این مقاله سعی شده زندگی و آثار وی در مضمون و ساختار بر مبنای رویکرد بازتاب تحلیل شود. یافته ها نشان دادند که وقایع اجتماعی در مضمون و با نوآوری فنّی هنرمند در ساختار بصری آثار، به روشنی بازتاب یافته اند.
تحریف، عاملی است که اصالت و اعتبار هر کتاب و کلام معتبری را با آسیب همراه می کند. نسبت تحریف به قرآن مجید، خواسته و یا ناخواسته در همین راستاست، اگر مسئله تحریف ناپذیری قرآن به اثبات نرسد اعتبار قرآن به چالش کشیده می شود و هر گونه استناد به آن با مشکل اساسی روبه رو می شود. دسته ای از شبهه های وارده از سوی شرق شناسان، در تحریف قرآن است که این شبهه ها، با رویکرد بی- اعتبار ساختن مطرح می شود. استاد و بزرگ آنان نولدکه آلمانی است که سامان دهنده مستندها و نظر- های شرق شناسان پیش از خود، تأثیر گذار بر افراد پس از خود در طرح این موارد است. شبهه های مربوط به تحریف به زیادت، 4 شبهه است، شامل آیات(بخشی از آیه 23/ سجده؛ 15/ احقاف؛ 20/ مزمل؛ 44/ آل عمران؛ 40/ احزاب؛ 2/ محمد؛ 2/ فتح) است. نولدکه و دیگر شرق شناسان با پیش فرض های نادرست از جمله اعتقاد به نگارش قرآن بعد از وفات محمد(ص)، عدم درک تناسب برخی آیات قرآن، معیار اشتباه در تقسیم بندی آیات به مکی و مدنی، مطالب برخی از منابع روایی، تفسیری، تاریخی و عدم توجه به اسناد معتبر تاریخی به طرح این آراء مبادرت ورزیده اند؛ در این پژوهش که گردآوری به روش کتابخانه ای و استنادی؛ تجزیه و تحلیل به صورت تحلیل محتوایی کیفی(توصیفی-تحلیلی) انجام شد، اثبات گردید آیات مورد ادعا در کمال تناسب اعجازین با آیات قبل و بعد قرار دارند و تمام این شبهه ها به دلیل مبنای غلط و در نتیجه بی اساس می باشد.