این پژوهش با روش ترکیبی اکتشافی و با هدف شناسایی و بررسی شایستگی های پایه ای دانش آموختگان رشته ی مدیریت آموزشی انجام شد. در بخش کیفی، جامعه شامل کلیه خبرگان مدیریت آموزشی بود که با کاربست روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، 15 نفر از دانش آموختگان و اساتید مدیریت آموزشی مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق گردآوری شدند. نتایج تحلیل محتوا و کدگذاری مصاحبه ها 40 نشانگر را شناسایی نمود. نشانگرها در قالب 5 بعد شامل «ویژگی های روان شناختی»، «اخلاق حرفه ای»، «روابط انسانی»، «زبان انگلیسی» و «سواد فاوا» طبقه بندی شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل کلیه دانش آموختگان رشته مدیریت آموزشی دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که تعداد 126 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بر اساس نشانگان و ابعاد شناسایی شده، پرسشنامه شایستگی های پایه با رعایت روایی و پایایی مناسب تدوین شد. در بخش کمی با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی اکتشافی، تی تک نمونه ای، فریدمن، تحلیل واریانس یک راهه و تی برای دو گروه مستقل به تجزیه وتحلیل داده های پژوهش پرداخته شد. ابتدا، از طریق تحلیل عاملی اکتشافی، شایستگی ها به 37 شایستگی تقلیل پیدا کرد و تعداد 5 عامل شامل «ویژگی های روان شناختی»، «اخلاق حرفه ای»، «روابط انسانی»، «زبان انگلیسی» و «سواد فاوا» شناسایی شد.در گام بعد، نتایج نشان داد که وضعیت مهارت زبان انگلیسی در حد کمتر از میانگین و شایستگی های اخلاق حرفه ای، سواد فاوا، نگرشی، ویژگی های روان شناختی و روابط انسانی بالاتر از میانگین بودند. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که در بین دانش آموختگان دانشگاه های دولتی شهر تهران تفاوت معناداری از نظر وضعیت شایستگی های پایه وجود نداشت. همچنین، سطح شایستگی های پایه دانش آموختگان مرد و زن در ابعاد پنج گانه با هم برابر بود.
دولت ها هر یک به نوعی در امر فرهنگ مداخله و خط مشی های خاصی را تنظیم می کنند. در زمینه شیوه طراحی خط مشی ها از بالا به پایین یا بالعکس نظرات مختلفی بیان شده است. در این مقاله سعی شده است با استناد به مطالعات و بررسیها و ضمن استفاده از نظر نخبگان فرهنگی با استفاده از مصاحبه و روش تحلیل مضمون، الگویی ارائه شود تا بر اساس آن خط مشی های فرهنگی به شکلی بومی تنظیم و تدوین شود؛ با توجه به گستردگی موضوع در طراحی الگوی خط مشی گذاری در این مقاله تنها سطح شهر مورد توجه قرار گرفته است. در این الگو مسجد جامع به عنوان محور تصمیم گیری شهر و امام جمعه، که نماینده ولی فقیه در شهر است، منشأ خط مشی گذاری در نظر گرفته شده است و بقیه عوامل در ارتباط با این محور در تدقیق و عینی شدن نظام مسائل و رسیدن به خط مشی مطلوب، مؤثر دانسته شده اند. در نهایت برای اجرایی شدن این الگو پیشنهادهایی ارائه شده است.
مکیندر از صاحبنظران علم ژئوپلیتیک نوشته است که هر کس بر اروپای شرقی تسلط یابد بر هارتلند مسلط می شود و کسی که بر هارتلند مسلط شود بر جزیره دنیا مسلط شده است و کسی که به این مرحله برسد می تواند دنیا را کنترل نماید. اوکراین یکی از اجزای اصلی هارتلندی بود که او اظهار می داشت. اکنون بحران اوکراین به یکی محورهای رویارویی و رقابت ژئوپلیتیک بین روسیه و امریکا و ناتو تبدیل شده است. بحران اوکراین از جمله منازعات بین المللی است که دامنه آن به سرعت از قلمرو ملی خارج شده و به مسأله مهم در تعاملات بین المللی به خصوص بین قدرت های موثر آن تبدیل شده است تا جایی که به اعتقاد برخی از استراتژیست ها، بستری را برای احیای جلوه هایی از جنگ سرد فراهم کرده است. البته اگر چه به کار بردن اصطلاح جنگ سرد با مؤلفه های شناخته شده آن چندان واقع بینانه نیست، اما نتیجه این بحران بر مناسبات بین المللی و قواعد بازی آن تأثیر عمیق و تعیین کننده خواهد گذاشت. در پژوهش حاضر که ماهیتی توصیفی دارد، داده ها و اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانه ای گرد آوری شده و ضمن پرداختن به جایگاه و اهمیت ژئوپلیتیک اوکراین برای روسیه و آمریکا، دو بازیگر مؤثر در این جریان و ترسیم وضعیت مورد انتظار، بیان شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که دلیل اصلی منازعه اوکراین، بعد مهم و کلیدی ژئوپلیتیک این کشور برای دو قدرت بزرگ روسیه و آمریکا می باشد. در انجام پژوهش حاضر از روش كیفی از نوع تبیینی و منابع الكترونیك و نوشتاری استفاده شده است.
امروزه به دلیل تغییرات پیچیده و سریع در ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی و فرهنگی؛ دانش آموزان در دوره های سنی و تحصیلی مختلف از یک سو، دارای نیازها و مشکلات خاصی هستند و از سوی دیگر با تصمیم ها و چالش های متفاوت و متعددی مواجه اند و مشاوران به عنوان کارشناسانی که در حوزه ی خدمات یاورانه تربیت شده اند می توانند هم به دانش آموزان در این امور و هم به همکاران خود (معلمان و مربیان) در تسهیل و بهبود فرآیند آموزشی و پرورشی، کمک نمایند. از این رو، بررسی و بازاندیشی آنچه طرح ریزی شده و آنچه به انجام رسیده در پویایی و شکوفایی حرفه ای در این حوزه تسهیل کننده و راه گشا خواهد بود. لذا پژوهش حاضر که از نوع پژوهش های مروری است به بررسی روند و سیر تحول نظام راهنمایی و مشاوره در آموزش وپرورش می پردازد.گذشت بیش از دو دهه ارائه خدمات مستمر مشاوره ای در سطح مدارس، وجود برخی چالش ها و تداخل وظایف در سطح مدرسه، بازنگری و تعیین استراتژی های نوین در شیوه و نحوه ارائه خدمات مشاوره ای را هم در بعد کیفی و هم کمی ضروری می سازد. در بررسی سیر تحول راهنمایی و مشاوره در کشور شش دوره مجزا که هر کدام بیانگر فراز و فرودهای خاصی است قابل درک و اثبات می باشد. این دوره ها عبارتند از: دوره ایده پردازی و برنامه ریزی مقدماتی؛ دوره اجرای ناقص برنامه؛ دوره رکود و تعطیلی؛ دوره برنامه ریزی زیرساختی، احیا و بازسازی برنامه مشاوره؛ دوره توسعه، رشد و بلوغ کاری و دوره ی سکون، فرسایش و جا به جایی مشاوران. می توان نتیجه گرفت که برنامه راهنمایی و مشاوره علیرغم ضرورت و اثربخشی از ابتدای اجرا تاکنون با چالش های متعدد و مختلفی مواجه بوده است. انتظار می رفت با توجه به سلامت نگری و اثربخشی آن، خیلی زودتر به سامان می رسید که این امر نیازمند توجه، حمایت و برنامه ریزی علمی هم در تربیت نیروی انسانی و هم در حوزه اجرا می باشد.