در دنیای امروز تغییرات به عنوان یک کلید محرک برای موفقیت سازمانی ضروری می باشد. هدف این پزوهش بررسی وتعیین نقش مدل های ذهنی در فرآیند تغییر سازمانی است. این تحقیق ازجهت هدف، کاربردی، ماهیت آن توصیفی وازحیث ارتباط بین متغیرها از نوع همبستگی بود. جامعه آماری ،کارکنان سازمان تأمین اجتماعی دفتر رسیدگی به اسناد پزشکی اصفهان به تعداد 340 نفر است. حجم نمونه با استفاد از فرمول کوکران محاسبه شد و 181 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار گرد آوری پرسشنامه های استاندارد مدل های ذهنی و سنجش پذیرش کارکنان به تغییرات استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که مدل ذهنی هدف گرایی، مدل ذهنی وحدت گرایی، مدل ذهنی تعادل گرایی، مدل ذهنی عملکرد گرایی و مدل ذهنی برنامه گرایی در فرآیند تغییر سازمانی تأثیر معنادار و مثبت دارد. در حالی که مدل ذهنی ثبات گرایی در فرآیند تغییر سازمانی تأثیر معناداری ندارد.
مسئله «این همانی شخصی» از مسائلی است که هم در حیات دنیوی کاربرد دارد و هم در حیات اخروی. زیرا بر اساس مفهوم این همانی شخصی و معیارهای آن از یک سو مشخص می شود که آیا فردی که اکنون، برای مثال، هفتاد سال دارد همان فردی است که پنجاه سال پیش بیست سال داشت، و از سوی دیگر معلوم می شود که فرد اخروی همان فرد دنیوی است یا نه. متفکران معیارهای گوناگونی برای این همانی شخصی ارائه داده اند که یکی از مهم ترین آن ها «روح» است. اما از آنجا که جان هیک به روح، به عنوان جوهری غیرمادی، معتقد نیست و انسان را واحدی روانی جسمی می داند، معیار این همانی را «بدن» در نظر می گیرد و با توجه به اینکه به معاد جسمانی و بازآفرینی بدن قائل است، برای اثبات این همانی میان فرد اخروی و فرد دنیوی باید نشان دهد که میان بدن اخروی و بدن دنیویِ آنان این همانی برقرار است. البته منظور از بدن هم جنبه های جسمی و هم جنبه های روانی انسان است که وحدتی را تشکیل می دهند. او بدین منظور سه وضعیت فرضی را مطرح می کند و بر مبنای آن ها نشان می دهد که گرچه بدن فرد در آخرت «بدل» بدن او در دنیا است، اما با این حال این همانی میان این دو بدن و، درنتیجه، میان این دو فرد برقرار است. دیدگاه هیک را متفکرانی مانند پِنِلِم، اُلدینگ، کلارک، آودی و فلو مورد انتقاد قرار داده اند و او به برخی از آنان پاسخ داده است.
تربیت اخلاقی یکی از مهم ترین مسائل آموزشی و تربیتی می باشد. دستیابی به این هدف، نیازمند نقشه ای است که در ادبیات علوم تربیتی، به آن «برنامه درسی» می گویند. این طرح و نقشه، زمانی می تواند آن نهاد را به اهداف مطلوب خود برساند که مبتنی بر رویکرد برآمده از اصول، شیوه ها و چشم اندازهای حاکم بر فرهنگ آن کشور باشد. این مقاله، به بررسی رویکرد حاکم بر برنامه درسی تربیت اخلاقی در چند کشور جهان و ایران پرداخته است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. به طورکلی در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی ایران، گرایش به اخلاق فضیلت وجود دارد.این رویکرد در چارچوب کتاب های درسی، تربیت اخلاقی را به یک جریان ضعیف و کم اثر تبدیل می کند. رویکرد مزبور یک نوع فروکاهش تربیت اخلاقی، به اطلاع رسانی اخلاقی است. درحالی که در کشورهای دیگر، تربیت اخلاقی ناظر بر اخلاق شهروندی است و بیشتر به آماده سازی جوانان برای نقش ها و مسئولیت خود به عنوان شهروندان می پردازد.
در زبان شناسی جدید شناخت بافت زبانی و فرازبانی در حوزه مطالعات قرآنی برای تشخیص مفهوم واژگان و متن مورد توجه قرار گرفته است. قرآن به لحاظ زبان شناسی از آرائه های ادبی، اصطلاحات و مفاهیم عرفانی استفاده کرده است. در این پژوهش از رویکردهای نظری کویرک و همکاران و مییر به منظور تجزیه و تحلیل ساختار نحوی و معنایی و کاربردشناختی پیروی شد. در هر دو رویکرد محدودیت های نحوی، معنایی و کاربردشناختی بدل مطرح شده اند. یافته های تحقیق ضمن ارائه طبقه بندی انواع بدل در قرآن کریم، حاکی از آن بود که بدل در قران کریم به عنوان یک آرایه ادبی به فراهم کردن اطلاعات معنایی مناسب برای خواننده می پردازد که می تواند بین جمله واره های همپایه و پیرو ارتباط نحوی و معنایی برقرار کند. با کاربرد صحیح بدل در جمله می توان گفتاری با سبک زبانی و ادبی مناسب داشت که برای همگان قابل فهم باشد. نتایج این پژوهش نشان داد که کاربرد بدل در قرآن کریم از لحاظ ساختاری می تواند تأثیر زیادی در ارتباط معنایی بین صورت بدل (دستوری یا ساختاری) و معنای آن ساختار (نقش معنایی) ایفا کند. این ارتباط به فهم خواننده از نقش کاربردشناختی بدل منجر می گردد. ساختارهای کاربردشناختی در این آیات عبارت بودند از تعهدی، اظهاری، ترغیبی و عاطفی که نشان از قاطعیت خداوند هنگام سخن گفتن از روز رستاخیز، هشدار و سعی در بیداری غافلان و کافران، تأکید خداوند بر حتمی بودن وقوع قیامت و اخطار به گناهکاران به ترس از آن است.
مکتب روان شناسی یونگ بر اساس مفهوم ناخودآگاه ذهن بشر بنا شده است. محتویات و ذخایر بخش ناخودآگاه جمعی ذهن انسان «کهن الگو» نام دارد که طبق نظر یونگ معمولاً به شکلی ناخواسته و با زبانی نمادین از طریق خودآگاه ذهن، در فرهنگ های اقوام مختلف جهان نمودار می گردد. اسطوره ها، رؤیاها، ادبیات، هنر، دین، کشف و شهودهای عرفانی، بستر مناسبی برای تجلی این تصاویر و مفاهیم کهن هستند. آثار عرفانی برخاسته از روح و ناخودآگاه ذهن صاحبان خود، به سبب دریافت کمالات و ادراکات باطنی عرفا، برای بررسی کهن الگوها از اهمیت ویژه ای برخوردارند. حدیقه سنایی یکی از آثار ارزشمندی است که موضوع آن توحید، عرفان و اخلاق است و پیام آن دعوت به درون بینی است. فضای عارفانه و رمزآمیز حاکم بر حدیقه ، تأثیرپذیری از اساطیر، وجود شعرهای روانی، به ویژه قلندریات و شطحیات و طامات، تعلیم مقاصد صوفیه از راه خیال انگیزی و شاعری، درآمیختن مضامین عارفانه و عاشقانه، برای اولین بار به وسیله سنایی به عنوان پیشرو شاعران عارف، این اثر را برای بررسی کهن الگویی حائز اهمیت می سازد. تحقیق حاضر با هدف تحلیل محتوایی و بررسی تطبیقی کهن الگوها بر اساس نظریه یونگ در حدیقه صورت گرفته است و رابطه آرا و عقاید یونگ را با عرفان و تصوف ایرانی در منبع موثقی چون حدیقه بیان می کند. همچنین وجوه شباهت و اختلاف دیدگاه یونگ و سنایی را یادآور می شود. در پایان، با بررسی کهن الگویی دو حکایت، نمود و تجلی مضامین کهن الگویی را در گونه های ادبی چون شعرهای غنایی و حکایت های عارفانه کوتاه، خاطرنشان می سازد. یافته ها نشان می دهد که سنایی در شعرهای روانی خود که حاوی مکاشفات عارفانه اوست، تحت تأثیر ناخودآگاه جمعی قرار گرفته و برای بیان مقاصد عرفانی از مفاهیم کهن الگویی بهره فراوانی برده است. در نهایت نتیجه می گیریم نمادها و مضامین کهن الگویی که گاه معنایی قدسی به خود می گیرند، علاوه بر تأثیرگذاری در درک این گونه اشعار، خواننده را به سوی تعالی و کمال رهنمون می سازند.
شیوه عبادت مریم (س) که آیه 43 سوره آل عمران از آن خبر می دهد، همواره در طول تاریخ تفسیر قرآن مورد بحث بوده است. طبق این آیه فرشتگان مریم را به قنوت، سجده و رکوع با رکوع کنندگان امر می کنند. دو پرسش مهم در مورد این آیه قابل طرح است: یک این که آیا انجام این عبادت تشریعی جدید است و دیگر آن که چنین عبادتی ریشه در تاریخ سنت یهود دارد یا نه. نوشته حاضر کوشیده است علاوه بر به نمایش گذاشتن تعارضات آرای مفسران در این باب، با رویکردی تحلیلی-تاریخی این نقطه مبهم در تاریخ تفسیر قرآن را بکاود و با رجوع به متن مقدس یهودیان و مهم ترین تفسیر آن ، یعنی تلمود، به پاسخی قانع کننده دست یابد. نتیجه حاصل از این کاوش عبارت است از این که به گواهی تاریخ یهود، عبادت مذکور در آیه نمازی متداول میان یهودیان و مختص به مردان بوده که به شکل جمعی برگزار می شده است. قرآن هم از آن عبادت گزارش تاریخی می دهد و بنابراین ، مریم امر شده تا همان نماز را به همراه دیگران برپای دارد. از این روی، همراهی مریم با مردان در این نماز تشریع جدیدی بوده است.
یکی از مشترکات بین ادبیات و روان شناسی بحث «رؤیا و خواب گزاری» است که مهم ترین یک سانی این دو در زبان نمادین شان است. در آثار متعدد ادبی و تاریخی ملل و اقوام مختلف، روایت رؤیاهایی را می بینیم که توسط خواب گزارانی تفسیر و تعبیر شده و به وقوع پیوسته اند. شاهنامه نیز به عنوان یک اثر ادبی، خالی از این مقوله نیست و امر خواب گزاری، یکی از موارد تکرار شونده در این کتاب است. تا جایی که می توان از آن به عنوان یک بن مایه یاد کرد. این رؤیاها گاهی عیناً به وقوع می پیوندد، گاهی نیمی نمادین و نیمی حقیقی و گاه تماماً نمادین است. در این جستار، تعبیر رؤیای سیاوش در شاهنامه، از دو منظر خواب گزاری سنتی و مباحث ناخوداگاه فردی و جمعی یونگ مورد بررسی قرار گرفته و با تعبیر مد نظر روایت داستانی مقایسه شده است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیل و مقایسه است یعنی در بخش خواب گزاری سنتی، تعبیر تک تک نمادهای آمده در رؤیا براساس کتاب های تعبیر خواب ایرانی و اسلامی گزارش می شود، اما در بخش تحلیل روان شناسی رؤیا، ابتدا با در نظر گرفتن زندگی، شخصیت و روحیات سیاوش و با نگاهی به روش تداعی آزاد یونگ، نمادهای رؤیای او تحلیل و در بخش پایانی نیز شباهت های ساختاری این رؤیا با اسطوره ای کهن بررسی شده است. نتیجه این که نمادها در این رؤیا به گونه ای کامل و بسامان پرداخته شده و کنار هم قرار گرفته اند که در هر دو روی کرد تعبیر سنتی و کاوش روان شناختی، به پاسخی منطبق با روند طبیعی این داستان در شاهنامه می رسیم.
هدف از انجام پژوهش حاضر، تبیین مبانی تربیت سیاسی و اجتماعی در اندیشه های جان دیویی و مطهری به منظور تدوین الگوی تربیت شهروندی بود. روش پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها، روش آمیخته اکتشافی بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش در بخش کیفی شامل متخصصان و صاحب نظران تعلیم و تربیت بود که از بین آن ها تعداد 17 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. همچنین، در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران دروس مطالعات اجتماعی و جامعه شناسی شهرستان بندرلنگه به تعداد 150 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص متناسب تعداد 108 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات موردنیاز در بخش کیفی با مصاحبه ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی ابزار پرسشنامه مذکور به ترتیب از روش های صوری و محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که بر این اساس روایی صوری و محتوایی تأیید و مقدار پایایی نیز برابر با 84/0 به دست آمد. مجموعه یافته های به دست آمده از بخش کیفی در 4 طبقه کلی مبنی بر اندیشه های سیاسی و اجتماعی مطهری و اندیشه های سیاسی و اجتماعی دیویی و 19 مؤلفه گزارش شد. بر این اساس، اندیشه های سیاسی مطهری شامل مؤلفه های ارزش ها، مشارکت، شایستگی های درونی و شایستگی های بیرونی و اندیشه های اجتماعی نیز شامل مؤلفه های قانون مداری، مسئولیت پذیری، شهروندگری، انسانیت، اخلاق مداری، درون سازی بودند. همچنین مؤلفه های اندیشه سیاسی دیویی شامل آزادی های عقاید، منابع، انسان و فردیت و مؤلفه های اندیشه های اجتماعی وی نیز شامل تعامل، تشریک مساعی، فرد محوری و اجتماع محوری بودند. داده های بخش کمی با تکنیک معادلات ساختاری تحلیل شد که نتایج نشان داد، مؤلفه های مذکور در سطح معناداری 95/0 بزرگ تر از مقدار 96/1 است، بنابراین، نتیجه حاصل از پژوهش حاکی از آن است که اندیشه های مطهری و جان دیویی دلالت های مهمی برای تربیت شهروندی دارد. بر این اساس می توان اندیشه های فلاسفه مذکور را به عنوان یک منبع و راهبری مطمئن در حوزه های تربیت شهروندی جهت بهتر زیستن و ایجاد مدینه فاضله به کار گرفت.
زمینه و هدف: امروزه در نظام کیفری دلایل موجهی برای توسعه جرم انگاری به خصوص در زمینه جرایم اقتصادی مورد نیاز است. علاوه بر این سیاست جنایی جرم شناسی پیشگیری را در قبال جرایم بسیار کارآمد توصیف کرده است. به دنبال تشویق به مشارکت حداکثری افراد جامعه در پیشگیری از جرایم اقتصادی، احتیاط در توسعه جرم انگاری در این حوزه لازم است. بر همین مبنا قوانین جدیدی در خصوص جرایم اقتصادی به تصویب رسیده اند. با این وجود ضرورت های جرم انگاری در حوزه جرایم اقتصادی همچنان به قوت خود باقی است. مواد و روش ها: در پژوهش حاضر به روش توصیفی و کتابخانه ای با ارائه تعریف جرایم اقتصادی سعی شده است جلوه های توسعه این جرایم در قالب فعل و ترک فعل نقد و بررسی شود. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: جرم انگاری و نوآوری بیشتر در حیطه قاچاق کالا و ارز، ضعف در بهبود جرم انگاری، پولشویی، نگرش نامناسب و تبعیض آمیز به بخش خصوصی، تشویق به گزارش دهی جرم اقتصادی، یافته های این تحقیق می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که قانون گذار جمهوری اسلامی ایران در پاره ای موارد ترک فعل هایی را جرم اقتصادی دانسته است و در موارد دیگر جرایمی با فعل مثبت ایجاد کرده است و در موارد دیگر با وجود نیاز و حتی الزامات بین المللی، جرایم اقتصادی را توسعه نداده است.
امام علی(ع) به عنوان جانشین منصوص رسول خدا پس از روی کار آمدن ابوبکر، به رغم همه اعتراضاتی که در این زمینه داشت، دست به قیام مسلحانه نزد و صبر کرد. آیا آن حضرت از همان ابتدا قصد قیام نداشت و رسول خدا ایشان را در هر حال مأمور به صبر کرده بود، یا آن حضرت با ارزیابی شرایط، به این نتیجه رسیده بود که اکنون وقت قیام مسلحانه نیست؟ این پژوهش با بررسی منابع متقدم تاریخی و حدیثی به ویژه نهج البلاغه و با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیلی نشان داده است که هرچند رسول خدا، امیرالمؤمنین(ع) را مأمور به صبر کرده بود، اما به طور مطلق آن حضرت را از قیام باز نداشته بود. در حقیقت امام علی(ع) مأمور بود در صورت داشتن قدرت و بدون اینکه خطری اسلام را تهدید کند، قیام کرده و حق خویش را پس بگیرد؛ اما وضع خاص جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر(ص)، نبود مقبولیت مردمی، نداشتن حامیان جدّی و کافی و خطرات گوناگونی که جامعه نوپای اسلامی را تهدید می کرد، امام(ع) را از قیام بازداشته بود.
برای سنجش و سطح بندی توسعه یافتگی مناطق، شاخص های بسیاری وجود دارد. هر یک از این شاخص ها دارای ارزش و اهمیت خاصی است که با توجه به نوع هدف و روش مطالعه، مورد استفاده قرار می گیرد. به کارگیری این شاخص ها زمینه مناسبی برای ارائه راهبردها و به کارگیری برنامه های مناسب توسعه ی نواحی و همچنین پی ریزی و ایجاد توسعه ی یکپارچه ناحیه ای و تحلیل وابستگی سکونتگاه های انسانی در سطوح نواحی می شود. پژوهش حاضر با استفاده از 13 شاخص زیربنایی، به دنبال سنجش سطح توسعه یافتگی دهستان های استان اردبیل و تعیین سطوح برخورداری آن ها بوده است. روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی بوده و داده های تحقیق به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است. پس از جمع آوری داده ها، وزن شاخص ها با استفاده از آنتروپی شانون تعیین و به وسیله روش هایTOPSIS ، VIKOR، SAW و HDI رتبه بندی شده است؛ همچنین برای رسیدن به یک اجماع کلی از یک تکنیک ادغامی تحت عنوان کپ لند استفاده گردید. یافته های حاصل از اجرای تکنیک کپ لند نشان داد که دهستان های پلنگا، محمود آباد و ویلکج جنوبی، به ترتیب در رتبه های نخست و دهستان های کلخوران، پایین برزند و انگوت شرقی به ترتیب در رتبه های آخر از لحاظ توسعه یافتگی زیربنایی قرار دارد.
زیست پذیری مفهومی است که بر قابلیت سکونت پذیری مکان تمرکز دارد. سکونتگاه های روستایی از جمله مکان هایی هستند که توجه به زیست پذیربودن آن ها ضروری است؛ زیرا سبب جلوگیری از مهاجرت های روستایی، خالی شدن روستاها، حفظ روستاها به عنوان لکه های حیات و نبض اقتصاد ملی و... می شوند؛ بنابراین آگاهی از شاخص های زیست پذیری و درک سطح زیست پذیری مکان های روستایی می تواند برنامه ریزان را در دستیابی به اهداف توسعه پایدار سوق دهد. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی-تحلیلی است که اطلاعات آن به صورت کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و برای این منظور از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری آن نیز 94 خانوار روستایی دهستان نظام آباد است. سطح تحلیل این پژوهش «روستا» است. اطلاعات استخراج شده از پرسشنامه به کمک روش های تجزیه و تحلیل آماری در دو نرم افزار SPSS و GIS و مدل ویکور بررسی شد. نتایج نشان می دهد از میان 16 شاخص مورد نظر براساس سطح معناداری آزمون T، تعداد 8 شاخص زیست پذیری از نظر نمونه های مورد مطالعه معنادار هستند و تفاوت معناداری میان زیست پذیری در بین نمونه های فوق را بیان می کنند. همچنین رتبه بندی روستاها براساس مدل ویکور نشان می دهد روستاهای قوری چای و حاجی نبی با توجه به شاخص های زیست پذیری در منطقه مورد مطالعه در پایین ترین رتبه و روستاهای اقچلی علیا و بهرام صوفی در بالاترین رتبه قرار دارند؛ بنابراین در شرایط کنونی، سطح زیست پذیری روستاهای بزرگ تر که جمعیت بیشتری دارند و به شهر و راه ارتباطی اصلی نزدیک هستند، بالاتر است. براین اساس می توان گفت دسترسی به خدمات بیشتر که عمدتاً در روستاهای نزدیک به شهرها و روستاها بزرگ تر فراهم می شود، زیست پذیری بالاتری دارد.
این پژوهش با هدف بررسی میزان، نحوه و انگیزه های کودکان در استفاده از رسانه های سنتی (سینما و تئاتر، رسانه های نوشتاری و ...) و رسانه های جدید (رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت و ...) و تعیین اثرات متغیرهای سن و جنس کودکان، میزان تحصیلات، شغل و میزان همراهی والدین در استفاده کودکان از این رسانه ها و همچنین تعیین رابطه بین رسانه های سنتی و جدید انجام گرفته و با بهره گیری از دو نظریه استفاده و رضامندی و جامعه پذیری رسانه، به تبیین موضوع مورد بررسی پرداخته است. این پژوهش، به شیوه پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه در بین تعداد 400 نفر از کودکان 5 تا10 ساله در مرکز استان کردستان، در تابستان 1390، انجام گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش، تلویزیون پرمخاطب ترین رسانه نزد کودکان است و تماشای آن مهم ترین فعالیت کودکان در زمان اوقات فراغت می باشد. چنان که بیش از نیمی از کودکان تمام روزهای هفته تلویزیون تماشا می کنند. میزان تحصیلات والدین با میزان استفاده از رسانه های جدید رابطه مستقیم دارد؛ همچنین با افزایش میزان همراهی پدر با فرزندان در تماشای برنامه های تلویزیون، میزان تماشای برنامه های تلویزیونی در کودکان بیشتر می شود.