هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه هوش معنوی با راهبردهای برخورد با تعارضات و رضایتمندی زناشویی در جامعه آماری دانشجویان متأهل شهر تهران می باشد. روش: برای انجام تحقیق حاضر نمونه ای به حجم 300 نفر از 5 دانشگاه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. از پرسشنامه های هوش معنوی ناصری، رضایتمندی زناشویی انریچ و راهبردهای حل تعارضات اشتراوس برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. داده های به دست آمده توسط آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد بین هوش معنوی و رضایتمندی زناشویی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. بین هوش معنوی با راهبردهای غفلت، خروج، سوءرفتار همبستگی منفی معنادار و نیز بین راهبرد کلامی و گذشت همبستگی مثبت معنادار وجود دارد و همچنین، بین رضایتمندی زناشویی و راهبردهای غفلت، خروج، سوء رفتار همبستگی منفی معنادار وجود داشت و بین راهبردهای کلامی همسران (غالباً مردان) با رضایت زناشویی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مؤلفه های غفلت خود (به صورتی منفی)، شکیبایی، خودآگاهی، راهبرد کلامی همسر و خروج خود (به صورتی منفی) قادر به پیش بینی رضایتمندی زناشویی می باشند. نتیجه گیری: یافته ها همبستگی هوش معنوی را با رضایتمندی زناشویی و راهبردهای حل تعارضات زناشویی مورد تأیید قراردادند، به طوری که این یافته ها می توانند زمینه ساز پژوهش های آزمایشی باشند و سپس بر آموزش های خانواده و سلامت روان آنان اثرگذار باشند.
هدف: اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجان دانشجویان انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل نابرابر بود. نمونه شامل 30 نفر از دانشجویان مبتلا به نشانگان بالینی اضطراب بود که با شکایت از نشانه های اضطراب، جهت دریافت مداخلات درمانی به کلینیک روانشناسی مراجعه کرده بودند. از این میان، 15 نفر در گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر در گروه گواه گمارش شدند. اعضای گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، تعداد 8 جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت گروهی را دریافت کردند، اما برای اعضای گروه گواه، مداخله خاصی ارائه نشد. قبل و بعد از اجرای مداخله، پرسشنامه حساسیت اضطرابی تجدید نظر شده (ASI-R) و پرسشنامه تنظیم هیجانی گراتز و رومر (2004) توسط گروه نمونه تکمیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که در پس آزمون، نمرات حساسیت اضطرابی و دشواری های تنظیم هیجان در آزمودنی های گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به آزمودنی های گروه گواه، کاهش معناداری داشته است.
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل تأثیر کیفیت خدمات ادراک شده بر هویت اجتماعی برند از دیدگاه هواداران باشگاه پرسپولیس بود. روش تحقیق حاضر همبستگی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش هواداران تیم فوتبال پرسپولیس بود که برای تماشای مسابقه این تیم و النصر عربستان در چارچوب مسابقات جام قهرمانی باشگاه های آسیا در ورزشگاه آزادی حضور یافتند. تعداد این افراد حدود 100 هزار نفر بود، که حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 384 نفر به دست آمد. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه کیفیت خدمات کو و کوان (2006) و پرسشنامه هویت اجتماعی برند دهدشتی و همکاران (1391) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد بین کیفیت خدمات و مؤلفه های آن با هویت اجتماعی برند رابطه معنادار وجود دارد. خروجی های نرم افزارAMOS نشان دهنده مناسب بودن مدل ساختاری بود (میزان شاخص های 97/0=GFI،94/0=NFI، 98/0=IFI، 98/0=CFI و 60/0= RMSEA نشان دهنده برازش مدل ساختاری بودند). با توجه به نتایج تحقیق به نظر می رسد که کیفیت خدمات و ابعاد آن یکی از مهم ترین عوامل تشکیل دهنده هویت اجتماعی برند است.
عمومی شدن فضاهای تجاری، یکی از روندهای وابسته به خصوصی سازی فضای عمومی است که در طی آن، فضاهای تجاری مدرن مانند مراکز خرید و مال ها، با ایجاد کارکردهای چندمنظوره، امکان دسترس پذیری بیشتری برای عموم فراهم می کنند و بیش ازپیش در جایگاه فضای عمومی قرار می گیرند. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر، تحلیل و ارزیابی جایگاه مال ها به عنوان نوعی از فضای عمومی است که بامطالعه موردی مرکز خرید پالادیوم در منطقه 1 تهران انجام شده است. روش تحقیق، از نوع کیفی بر مبنای مطالعه کتابخانه ای، مصاحبه و گفتگو با 32 نفر از کاربران مجتمع پالادیوم بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. معیار توقف نمونه گیری، اشباع نظری و تکراری شدن پاسخ ها بود. سنجه های تحقیق نیز در قالب یک پرسشنامه کیفی نیمه ساختاریافته با 7 مؤلفه اصلی و 34 سؤال پیاده سازی شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و کدگذاری مرحله ای استفاده شد. نتایج نشان می دهد که مجتمع پالادیوم علیرغم ناکارآمدی در برخی مؤلفه های فضای عمومی، ویژگی هایی دارد که کاربران، آن را به سایر مراکز خرید در تهران ترجیح می دهند. چند کارکردی بودن، آسایش اقلیمی، کیفیت محیطی و امنیت بالا، مهم ترین دلایل استقبال از پالادیوم بود. همچنین استفاده جوانان و زنان از این فضا، به مثابه نوعی منزلت یابی و تمایز زدایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مال ها علیرغم ترویج فرهنگ مصرف و محدودیت هایی که بر کاربران خود اعمال می کنند، به دلیل «سبک زندگی طبقه متوسط» و «وجود محدودیت های ساختاری حاکم بر فضاهای عمومی کشور»، به عنوان نوعی از «فضاهای عمومی جایگزین» عمل می کنند.
بررسی فرسایش بادی در مناطق بیابانی و کاهش ارزش زیستگاه های واقع در آنها، موضوعی است کهکمتر بررسی شده است؛ ازاین رو،توجه به اهمیت گونه های جانوری و تشریح رابطه علمی بین میزان فرسایش بادی و وضعیت زیستگاه های مناطق بیابانی از اهداف اصلی پژوهش حاضر هستند. به این منظور، ابتدا منطقه بیابانی قهاوند در شرقی ترین بخش استان همدان انتخاب و با بررسی عوامل نه گانه مؤثر بر فرسایش بادی شامل سنگ شناسی، شکل اراضی و میزان پستی و بلندی، سرعت و وضعیت باد، بافت خاک و پوشش غیرزنده سطح خاک، نوع و پراکنش نهشته های بادی و مدیریت اراضی بر اساس الگوی IRIFR.E.A، هفت واحد کاری شامل دشت ریگی دانه متوسط (مخروط افکنه)، تپه های تثبیت شده، دشت رسی، پهنه های نمکی دانه ریز یا پف کرده، تپه های فعال، اراضی تغییر کاربری یافته و روستایی تعیین و نقشه واحدهای کاری ژئومورفولوژی تهیه شد. برای ارزیابی شدت فرسایش بادی در هر یک از واحدهای کاری، عوامل نه گانه مؤثر در فرسایش بادی امتیازدهی شدند و نقشه هم فرسای منطقه تهیه شد. گونه های جانوری منطقه بر اساس مشاهده های میدانی و بررسی گزارش های موجود مشخص شدند و ارزش تقریبی هر یک از زیستگاه های منطقه بر اساس سه عامل متغیر غذا، آب و امنیت (تأثیرهای انسانی) و با استفاده از پرسش نامه و نظرهای کارشناسان شناسایی و با روش دلفی ارزش گذاری شد. سپس بررسی ها با تعیین همبستگی ارزش هر یک از زیستگاه های جانوری با میزان متوسط فرسایش بادی در آن زیستگاه انجام شدند. نتایج نشان دادند بیشترین امتیاز به تغییر کاربری اراضی و پهنه های نمکی دانه ریز یا پف و کمترین امتیاز به اراضی روستایی مربوط است. همچنین مشخص شد 04/7 درصد منطقه در کلاس فرسایشی کم، 59/23 درصد در کلاس فرسایش متوسط و 35/69 درصد در کلاس فرسایشی شدید و بسیار شدید قرار دارد. نتایج بررسی ها نشان می دهند همبستگی خطی معکوس و همبستگی لگاریتمی (ln) معکوس بین میزان فرسایش بادی (wes) و ارزش زیستگاه (WH) وجود دارد؛ به این معنا که عوامل مؤثر در افزایش میزان فرسایش بادی بر کیفیت زیستگاه دارای تاثیر همبستگی معنادار و معکوس هستند و متناسب با اندازه خود از ارزش زیستگاه می کاهند؛ به طوری که با افزایش میزان فرسایش بادی در منطقه، منابع آب، غذا، پوشش گیاهی و امنیت از بین می روند یا محدود و موجب مهاجرت و کاهش تنوع گونه و تخریب زیستگاه می شوند.
پژوهش حاضر به تحلیل محرومیت های سیاسی و اجتماعی کلانی می پردازد که به لحاظ عینی، بستر رشد اندیشه ی خشونت گرا در جهان عرب معاصر را فراهم آورده و موجب جذب بخشی از جامعه به سمت افراط گرایی شده است. بدین منظور برمبنای ظرفیت نظریه های محرومیت نسبی، بدین نتیجه دست یافته ایم که محرومیت از ارزش های معطوف به قدرت (وضعیت مشارکت سیاسی)، ارزش های بین الاشخاصی (وضعیت جامعه ی مدنی) و ارزش های مادی (وضعیت فقر، آموزش و حاشیه نشینی) منجر به ایجاد شکاف بین انتظارات ارزشی و توانایی های ارزشی بخشی از جامعه می شود و محیط مناسبی را برای جریان های افراط گرا می آفریند. وضعیت اجتماعی جهان عرب به لحاظ ارزش های مادی نشان گر فاصله ی معنادار میان وضع موجود و انتظارات ارزشی شهروندان است. تحلیل جریان های خشونت گرای معاصر در جهان عرب - مانند داعش و القاعده - صرفاً زمانی صائب است که علاوه بر تحلیل مؤلفه های فکری، به بسترهای اجتماعی-سیاسی این جریان-ها نیز توجه شود.
با توجه به اهمیت اسلام به رعایت حقوق زندانی و نظر به اینکه حقوق ایران متأثر از فقه شیعه می باشد، و نیز لزوم رعایت کنوانسیون های بین المللی در زمینه جبران خسارت ناشی از حبس یا بازداشت غیرقانونی، بررسی این موضوع از منظر فقهی ضروری می نماید. برای پرداختن به این موضوع باید به مسئله ای که در فقه با عنوان ضمان «منافع فائته» حر معروف است بپردازیم زیرا بر اساس یک نظریه در فقه، منافعی که از انسان حر تلف می شود ضمان ندارد و بر اساس دیدگاه دیگر اتلاف منافع و عمل حرّ در شرایطی موجب ضمان است. بنابراین پس از پرداختن به این موضوع، بر اساس قواعد فقهی مرتبط با آن از جلمه قاعده احترام، قاعده اتلاف و قاعده لاضرر، حکم مسئله جبران خسارت های ناشی از حبس یا بازداشت غیرقانونی نیز روشن خواهد شد. بنابراین، هر یک از قواعد حاکم بر این مسئله را در این تحقیق مورد بررسی قرار داده ایم تا انطباق هر یک از این قواعد را در راستای ضمان منافع فائته حر مشخص نموده و از این طریق، خسارات ناشی از حبس یا بازداشت غیرقانونی را به اثبات رسانیم.