نیاز سازمانها برای تبدیل شدن به سازمانهای یادگیرنده، فزونی یافته است.سازمان یادگیرنده به مدیریت دانش نیازمند است و به عکس.این موضوع به مثال مرغ و تخم مرغ شبیه است.پاسخ به این پرسش که کدامیک زودتر مطرح شده ،غیر ممکن است.زیرا برای نیل به موفقیت، هر دو به هم نیازمندند. هرسازمان برای تبدیل شدن به یک سازمان یادگیرنده، نیازمند توجه به مفاهیم مرتبط به سازمان یادگیرنده و مدیریت دانش است.بنابراین در اینجا بر هر دو مورد تاکید می شود.این مقاله به دنبال ارتباط این دو موضوع است و در یک رویکرد کلی نگر، مدلی ادراکی را ارائه می دهد.
سیاست نگاه به شرق که در بیان دولتمردان اسلام گرای ترکیه به عثمانی گری تعبیر می شود، راهبردی است نوظهور که اساساً در پیوند با پیشینه و هویت عصر عثمانی و نقش جدید منطقه ای و فرامنطقه ای ترکیه قابل فهم است. اندیشه عثمانی گری از یک سو بر گسترش دامنه نفوذ ترکیه در مناطقی دلالت دارد که روزگاری بخشی از امپراتوری عثمانی بود، و از سوی دیگر مبین این نکته است که غالب ممالک تحت سلطه عثمانی، کشورهای اسلامی (ممالک عربی خاورمیانه، شمال افریقا و بالکان) بودند؛ به گونه ای که عثمانی گری عملاً خلافت اسلامی آل عثمان را به ذهن متبادر می کند. از این نظرگاه، خلافت اسلامی یا به تعبیر بهتر نوخلافت اسلامی با سیاست عثمانی گری قرین و هم سرشت است و نوخلافت اسلامی کُنه عثمانی گری است که با احیای هویت مذهبی- تاریخی ترکیه بازیافت و تقویت می شود.
باوجوداینکه امروزه صنایع کوچک و متوسط یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه محسوب می شود و نقش به سزایی را در رشد اقتصادی، اشتغال و صادرات این کشورها ایفا می نماید، متأسفانه جایگاه این صنایع در کشور ایران از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. به طور قطع یکی از عواملی که زمینه این ضعف را فراهم نموده است، ناکارآمدی سیاست ها و برنامه هایی است که برای حمایت و توسعه این صنایع طراحی شده است. در این پژوهش با نظرسنجی از خبرگان و صاحب نظران حوزه صنایع کوچک و متوسط و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تأثیر ناکارآمدی سیاست ها بر عدم توسعه یافتگی صنایع کوچک و متوسط کشور مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است. بر اساس یافته های تحقیق، با عنایت به اینکه بین کارکرد و کیفیت سیاست های طراحی شده در حوزه صنایع کوچک و متوسط از یک طرف و شاخص های قابلیتی و عملکردی توسعه صنایع کوچک و متوسط نیز رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، استنباط می شود که کیفیت و کارکرد نامناسب و به عبارت دیگر کارآمدی پایین سیاست های طراحی شده در حوزه صنایع کوچک و متوسط از دلایل اصلی ضعف شاخص های قابلیتی و کارکردی توسعه صنایع کوچک و متوسط است.
موفقیت محصول در بازار هدف از طریق ترکیب اثربخش آمیخته بازاریابی ممکن است. آمیخته بازاریابی، جزء لاینفک استراتژی بازاریابی است. استراتژی بازاریابی موفق، حول دو عنصر اصلی محصولات و بازارها می گردد. آمیخته بازاریابی، مجموعه متغیرهای قابل کنترل و ابزاری کارآمد و مؤثر جهت تصمیم گیری مطلوب درباره ویژگیهای محصول، قیمت، توزیع و ترفیع است. عامل محصول ناظر بر میزان تطابق بین محصول و ویژگیهایش با نیازها و خواسته های مشتری است. اتخاذ تصمیم مناسب درباره آمیخته محصول از طریق ایجاد ارزش و رضایت در خریدار هدف، باعث موفقیت محصول در بازار میشود. استراتژی محصول، با تصمیم گیریهای مربوط به آمیخته محصول، خط محصول، و کالاهای تولیدی، مرتبط است. محصول، ترکیبی از کالا و خدمت، و زیر مجموعه آن شامل توسعه و تنوع محصول، کیفیت، طرح، اندازه، مشخصات، نشان تجاری، بسته بندی و خدمات پس از فروش است. محصول در بازاریابی فرش دستباف، تنها یک تخته فرش نیست، بلکه شامل کیفیت مواد اولیه و بافت، نوع طرح و نقشه، رنگ بندی و نام تجاری است. فرش دستباف ایرانی، کالایی فیزیکی با قابلیت تولید انبوه، سفارشی و هنری برای مصرف نهایی یا تجاری است. هدف مقاله، تبیین ابعاد استراتژی توسعه محصول طبق آمیخته کالایی فرش دستباف ایرانی است. روش پژوهش،توصیفی تحلیلی ومبتنی برمطالعات کتابخانه ای،دستاوردهای پژوهشی و نظر خبرگان است. نتیجه تحقیق، مؤید آنست که مطلوبیت حاصل از آمیخته محصول فرش دستباف ایرانی با اتخاذ استراتژیهای مناسب درباره تغییر مشخصات کالا، از طریق بهبود کیفیت، ویژگیها و شکل کالا، با هدف جذب مشتریان جدید و افزایش میزان مصرف، بدست می یابد.
مارک جفری، نویسنده ی کتاب ارزشمندی است با نام ""بازاریابی داده محور."" او بر این باور است که اختلالی بزرگ در بازاریابی وجود دارد که اگر شرکتهابتوانند این اختلال را درمان کنند، ""رهبر بازار"" خواهند شد.
مارک جفری با زبانی ساده، 15 چارچوب تقدیم مدیران کرده است تا شرکت خود را از این اختلال بزرگ رهایی بخشند. اگر علاقه مند شدید با این اختلال بزرگ آشنا شوید، و اگر تمایل پیدا کردید شرکت خود را از این اختلال بزرگ برهانید، تا زمان ترجمه ی این کتاب به زبان فارسی، مطالعه ی این دو صفحه پیشنهاد می شود.
دولتها معمولاً از راهکار برقراری یارانه و مالیات جهت تنظیم مسائل اقتصادی استفاده میکنند. ادامه سیاست پرداخت یارانه انرژی، میتواند یکی از عوامل موثر در بهره وری پایین انرژی و به تبع آن جلوگیری از توسعه کشور باشد. در این پژوهش با هدف ارزیابی اثرات مختلف آزادسازی یارانه حاملهای انرژی بر میزان تولید بهره برداران گلهای زینتی شهرستان محلات، در قالب سناریوهای سیاستی با استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی مثبت( PMP) است. اطلاعات مورد نیازباجمع آوری80 پرسشنامه ازبهره برداران گلهای زینتی، طی دوره تولیدی93-1392 بدست آمده است. نتایج این پژوهش نشان داد؛ بااعمال سیاست افزایش قیمت آب، بیشترین کاهش در تولید به ترتیب مربوط به انواع گلهای شب بو، لیلیوم و ژروراوبااتخاذ سیاست افزایش قیمت نهاده برق شاهد کاهش درتولیدگلهای شب بو، ژرورا و میخک و همچنین اعمال سیاست افزایش قیمت نهاده گاز؛ کاهش در تولید شب بوومیخک میاشد. لازم به ذکر است آزاد سازی بهای مصرفی حامل های انرژی علاوه بر کاهش تولید، کاهش بازده خالص و میزان مصرف نهاده های انرژی را نیز به دنبال دارد. بنابراین از آنجا که حذف یکباره یارانه انرژی می تواند منجر به خسارت کشاورزان شود، پیشنهاد می شود افزایش قیمت این نهاده ها به تدریج صورت گیرد و با ترویج استفاده از فن آوری های با صرفه جویی بیشتر، زمینه کاهش مصرف نهاده های انرژی را فراهم نماید. همچنین در جهت کاهش ریسک بازده بهره برداران پیشنهاد استفاده از الگوی تولیدی، شامل گل های ژرورا و لیلیوم به بهره برداران در دوره های تولیدی خود می شود.
هدف پژوهش حاضر، یافتن پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا کیفیت سود بر سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد؟ در پاسخ به این پرسش به دلیل کیفی بودن متغیرکیفیت سود برای اندازه گیری آن از دو معیار کیفیت اقلام تعهدی و مدیریت سود استفاده شده است. به منظور اندازه گیری کیفیت اقلام تعهدی از الگوی مک نیکولز و برای اندازه گیری مدیریت سود در گزارشگری سالیانه، از الگوی تعدیل شده جونز استفاده گردید. همچنین از نرخ پرداخت سود تقسیمی برای اندازه گیری سیاست تقسیم سود استفاده شده است. بدین منظور برای آزمون فرضیه های پژوهش، تعداد 105 شرکت، در بازه زمانی پنج ساله 1390 تا 1394، شامل 525 سال-شرکت انتخاب شده است. آزمون فرضیه های پژوهش از طریق مدل رگرسیون چند متغیره انجام گردید. نتایج حاصل بیانگر آن است بین کیفیت اقلام تعهدی و سیاست تقسیم سود رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد که این نشان از قابلیت اعتماد اقلام تعهدی دارد، درحالی-که رابطه بین مدیریت سود و سیاست تقسیم سود از لحاظ آماری معنی دار نیست. درواقع می توان گفت در شرکتهای ایرانی روند پرداخت سود تقسیمی تابعی از مدیریت سود نیست و این خبر خوبی برای سهامداران بازار سرمایه کشور به شمار می رود.