یکی از شیوه های ادامه حیات اسطوره ها، تغییر یافتن آن ها به صورت قصه و داستان، به ویژه قصه های عامیانه است؛ یکی ازاین گونه داستان ها که می توان بازتاب اساطیر و افسانه های کهن را در آن مشاهده کرد گل و نوروز خواجوی کرمانی است. در این مقاله، ژرف ساخت اساطیری این داستان با تکیه بر آیین ها و نمادهای آشناسازی (پاگشایی) بررسی شده است. فرض نگارندگان بر این بوده است که در ژرف ساخت این داستان می توان ردّ پای مراسم و مناسک آشناسازی را مشاهده کرد. بر اساس این پیش فرض و با تحلیل محتوای داستان، قابل تطبیق بودن این داستان با مراسم آشناسازی اثبات شده است. بسیاری از عناصر و مراحل مراسم آشناسازی از قبیل انزوا، جداسازی، مرگ و تولّد مجدّد، اشراق در پای درخت، آزمون های سخت (شکنجه)، پیر دانا (راهنما) و ... را می توان در داستان مذکور مشاهده کرد. علاوه بر این، عناصر نمادین و کهن الگویی دیگری نیز در متن وجود دارد که در ارتباط با مضمون اصلی (آشناسازی) هستند و بر این اساس تحلیل شده اند.
نظیر سایر کسب و کارها فناوری اطلاعات و ارتباطات تغییر از گردشگری سنتی به هوشمند را ضروری ساخته است. مبتنی بر مبانی نظری پژوهش تحول دیجیتال و شهر هوشمند عوامل اثرگذار بر گردشگری هوشمند فرض شدند. جامعه آماری پژوهش گردشگران مجتمع های گردشگری و هتل ها لحاظ شد. تعداد حجم نمونه 120 به دست آمد. جهت تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از مطلوب بودن عامل تحول دیجیتال و درسطح متوسط قرار داشتن عامل شهر هوشمند و گردشگری هوشمند است. شاخص RMSEA با جذر برآورد واریانس خطای تقریبی برابر با 079/0 و مقادیر سایر شاخص ها و مقایسه آن با دامنه قابل قبول مبین تایید مدل است. نتایج مفروضه تحول دیجیتال ضرورت توسعه گردشگری هوشمند، مبین رد این فرضیه است. نتایج فرضیه ایجاد شهر هوشمند ضرورت توسعه گردشگری هوشمند و رابطه تحول دیجیتال و شهر هوشمند حاکی از تایید این فرضیات است.
تحقیق حاضر درصدد است آثار طرح های اسکان مجدد را در روستاهای سیل زدة شرق استان گلستان ارزیابی کند و میزان هماهنگی یا ناهماهنگی این طرح ها را با اهداف توسعة پایدار روستایی برسنجد. جامعة آماری تحقیق حاضر، ساکنان شهر جدید پیشکمر (تجمیع 11 روستا) و ساکنان سه روستای جابه جاشده به صورت محدود هستند. برای تعیین تعداد پرسشنامه های مورد نیاز تحقیق از فرمول کوکران استفاده شد و 279 خانوار برای تکمیل پرسشنامه به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای مقایسة دو الگوی جابه جایی محدود و تجمیع، از آزمون t نمونه های مستقل استفاده شد. مقایسة دو الگوی جابه جایی محدود و جابه جایی توأم با تجمیع روستاها در منطقة مطالعه شده نشان داد که هریک از الگوهای پیشنهادی دارای مزایا و معایبی هستند. بررسی ها نشان دهندة عملکرد ضعیف دو الگوی بررسی شده در بعد اقتصادی توسعة پایدار و عملکرد مثبت در ابعاد اجتماعی و کالبدی هستند. با توجه به رویکرد توسعة پایدار که در آن رسیدن به پایداری منوط به پایداری در هر سه بعد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی است، به نظر می رسد که جوامع مطالعه شده در پژوهش حاضر فاقد پایداری کافی هستند. دستیابی به پایداری نیازمند بهبود شاخص های اقتصادی ازطریق توانمندسازی جوامع محلی و بهبود شاخص های اقتصادی است.
«مؤسسه اطلاعات علمی و فنی چین» (ایستیک)1 سازمانی است که با تکیه بر توان سازماندهی اطلاعاتی خود، خدمات اطلاعاتی به جامعه عرضه میکند. خدمات اطلاعاتی یکی از حوزههایی است که در حال حاضر پیشرفت سریعی دارد و این روند در قرن 21 نیز ادامه خواهد داشت. کارکنان بخشهای اطلاعات علمی و فنی باید مبنای کار خود را بر اطلاعات علمی و فنی بگذارند، با نیازهای جامعه هماهنگ باشند، و رفع نیازهای اطلاعاتی کاربران را وظیفة خود بدانند و تنها در این صورت است که میتوانند سهمی در قرن جدید داشته باشند. وظیفة اصلی مرکز تحلیل اطلاعات ـ یکی از بخشهای کاری اصلی «ایستک» ـ عبارت از تأمین اطلاعات عمیقا سازماندهی شده ـ اطلاعاتی که از بررسی و تحلیل دقیق برگرفته شده ـ برای تصمیمگیران تمام سطوح اجتماعی، و نیز ارائة پیشنهادهایی در امر تصمیمگیری است. اینگونه مشاورة اطلاعاتی، خدمات اطلاعاتیِ با ارزش افزودة بالایی محسوب میشود. امروزه با ورود فناوری اطلاعات به عرصة زندگی روزمرة اجتماعی، رایانهای کردن سازماندهی و تحلیل اطلاعات به ابزاری ضروری در امر بهبود کارآیی و اثربخشی بدل شده است. سیستم اطلاعرسانی رایانهای که در خدمت تصمیمگیری است در واقع پیچیدهترین، کارآمدترین، و مؤثرترین بخش در سازمانهای اطلاعرسانی و نیز نشانة جهتگیری تازه برای توسعه محسوب میشود. در دو سال گذشته، این مرکز که زیرنظر «ادارة برنامهریزی کمیسیون دولتی علوم و فناوری» قرار داشت، ایجاد «ایساتپ» را بهعنوان پروژهای مهم در چارچوب هشتمین برنامة پنج سالة کشور آغاز کرد. این پروژه تلاشی است که به همت مرکز تحلیل اطلاعات «ایستیک» برای راهاندازی «سیستم پشتیبان تصمیمگیری» در برنامهریزی بلندمدت و راهبردهای علمی و فنی به مرحلة اجرا گذاشته شده است. در ادامه، معرفی مختصری از ایدة اولیه، شیوهها و نتایج ایجاد این سیستم آمده است.
هدف پژوهش حاضر، یافتن دوره های ایجاد و فروپاشی حباب های قیمتی در بازار مسکن شهر تهران است. برای این منظور، داده های قیمت اجاره واحد مسکونی و قیمت خرید زمین برای بازه زمانی 1374:1-1393:1 به کار گرفته شده است. همچنین در این پژوهش، با توجه به انتقاد به روش های مرسوم بررسی حباب های قیمتی و با توجه امکان بروز بیش از یک حباب قیمتی در بازه زمانی مورد بررسی، روش سوپریمم عمومی دیکی- فولر تعمیم یافته به کار گرفته شد. با استفاده از این روش، علاوه بر آزمون وجود حباب های چندگانه، امکان شناسایی دوره های ایجاد و فروپاشی آنها نیز وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که در دوره مورد بررسی، نسبت قیمت - اجاره به عنوان شاخصی از بازده دارایی، دارای حباب قیمتی عقلایی نبوده است. با این حال با تغییر تعریف حباب قیمتی به صورت افزایش ناگهانی و انفجاری در قیمت ها، آن گاه طی سه بازه زمانی 1380:1-1381:1، 1383:1-1383:2 و 1385:2-1386:2 قیمت های واحدهای مسکونی و طی سه بازه زمانی 1379:2-1380:2، 1385:2-1386:2 و 1391:1-1392:2 قیمت حقیقی زمین دارای حباب قیمتی بوده است.
کتاب بیان منازل سفر عراقین سلطان سلیمان خان نسخه خطی مصوری است که توسط نصوح مطراقچی در قرن10ق/16م به جهت اهداف سیاسی- نظامی تألیف شده و به روایت مسیر لشکرکشی دولت عثمانی از استانبول به شهرهای غربی ایران و بالعکس می پردازد. این ترسیمات توجه محققان زیادی را از حیطه های مختلف هنر، معماری و شهرسازی به خود جلب نموده و اعتقاد برآن است که نگاره های این کتاب را می توان به عنوان مرجعی تصویری جهت شناخت ساختار و سازمان فضائی شهرهای مختلف در 500 سال گذشته به شمار آورد. یکی از ترسیمات مهم این کتاب به سال 944ق/1537م مربوط به شهر تبریز، پایتخت صفوی در زمان شاه طهماسب است. بنابر ادعای نگارندگان، نگارهٔ شهر تبریز به سبب اهمیت آن برای شاه سلیمان عثمانی براساس دقیق ترین اطلاعات وضع موجود ترسیم شده است. بنابراین هدف مقاله حاضر در گام اول بررسی ویژگیهای بصری نگاره های ترسیم شده از کتاب بیان منازل و در گام بعدی تبدیل یافته های بصری به زبان ترسیمی قابل درکی برای شناسایی عناصر ساختاری تبریز در قرن 10 ه.ق است. در این راستا مقاله حاضر در پی پاسخ به این 2 سوال اساسی است که؛ در نگاره های بیان منازل از چه ویژگی های بصری جهت ترسیم عناصر ساختاری شهرها استفاده شده است؟ و اینکه آیا با تحلیل این ویژگی ها می توان اقدام به گونه شناسی عناصر ساختاری شهر تبریز در دوره صفوی نمود؟ روش این تحقیق در گردآوری اطلاعات تاریخی-تفسیری با رویکرد پدیدارشناسانه و تحلیلی– تطبیقی در تجزیه و تحلیل و تفسیر داده هاست. سرانجام بر اساس معیارهایی همچون الهام از مکاتب هنری مختلف، مکمل بودن متن و تصویر، زاویه دید، پایه هندسی ترسیمی، واقعی بودن عناصر، دید سه وجهی، مقیاس و نیز ویژگیهای شکلی، تمامی عناصر مصنوع ترسیم شده در نگاره تبریز به دو دسته عناصر معماری شامل؛ مذهبی، خدماتی، حکومتی و عناصر شهری شامل تجاری، محلات مسکونی و ارتباطی تقسیم گردیدند.