این تحقیق، به شرح و توضیحِ مبانی رمز های اساسی «هدهد» و «سیمرغ» در محتوای رمزی تمثیلی منطق الطیر عطار و «ملک مرغان» و «مرغ راوی روایت» در رسا له الطیر ابن سینا می پردازد . اهمیت این کار در رفع ابهاماتی است که در اثر تأویل سلیقه ای این رمز ها در محتوای این رسالات رمزی تمثیلی نهادینه شده است. حوزه تحقیق این گزارش، رمزی تمثیلی نگاری ناگزیر مفاهیم شناخت شناسانه، در دوران معارضه های فکری قرون پنجم تا هفتم و تعمیق ابهامات رموز در اثر تأویلات هم سو با پندار ها و باور های حاکم در قرن های گذشته است. این تحقیق کتابخانه ای مبتنی بر بررسی دقیق محتوای متون مرتبط با موضوع، هریک در بستر و چارچوب فکری مربوط به محتوای همان موضوع، و برهم سنجش مفاهیم مشابه و متباین و استنتاج مبتنی بر تحلیل و تفسیر مستدل است. یافته های این تحقیق، تناقض تفسیرهای حاکم بر مفاهیم رموز ذکرشده را نشان می دهد. علاوه براین، یافته های مطالعه نشان دهنده اهمیت تحقیقات بیشتر درباره مفاهیم رمزها و نکات کلیدی این تحقیق است. یافته های تحقیق تباین تأویلات رایج با مفاهیم رموز موصوف این تحقیق را نشان می دهد؛ و نیز مبین ضرورت بازنگری در مفاهیم محتوای رموز وفق پیشنهادهای این گزارش است.
وجود روایت در یکی از جوامع اولیه حدیثی از جمله قراین صحت آن نزد قدما دانسته شده است. اما در این میان بسیاری از بزرگان حدیث و رجال شیعه با پیروی از ابن ولید(م 343ق)، که روایت عده ای از راویان نوادر الحکمه یا مشایخ مؤلف آن، محمد بن احمد بن یحیی( م حدود 290ق ) را استثنا نموده، تمام روایات نوادر الحکمه جز آن ها را که از مستثنین نقل شده، معتبر دانسته اند. بر این اساس، وثاقت افراد استثنانشده از سوی غالب رجالیان متأخر پذیرفته شده است. با عنایت به آراء رجالیان درباره مشایخ محمد بن احمد و به طور کلی استثنای ابن ولید، می توان امکان عدم وثاقت غیرمستثنین و عدم ضعف مستثنین و نیز اختصاص این قاعده به نوادر الحکمه را ثابت کرد. نیز می توان درباره دیگر ابهامات راجع به استثنای مورد بحث به پاسخ هایی دست یافت.
در این مطالعه که بر روی سیمای سرزمین شهرستان شمیرانات انجام گرفت، برای اولین بار شبکه بندی هگزاگون برای دستیابی به واحدهای همگن در اجرای مدل تخریب به کار گرفته شد. در این راستا، با توجه به وسعت محدودة مورد مطالعه یک شبکة هگزاگون متشکل از 36 واحد (سلول) ایجاد و هر سلول شبکه به عنوان یک زیرسیما در نظر گرفته شد. در ادامه، آسیب پذیری اکولوژیک، عوامل تخریب و شدت آن ها برای هر سلول با به کارگیری متریک های سیمای سرزمین محاسبه و براساس منطق فازی استانداردسازی و طبقه بندی شد. در پایان، بر مبنای ضرایب تخریب به دست آمده، تحلیل و پهنه بندی سیمای سرزمین انجام گرفت. در مجموع، 73 درصد از مساحت شهرستان شمیرانات با وضعیت تخریب کم و مستعد توسعه شناسایی شد که با رعایت محدودیت های اکولوژیکی و حریم های (رود دره ها، فاصله از گسل های اصلی و مناطق حفاظت شده) قابل توسعه است. همچنین، 23 درصد نیازمند بازسازی و احیاء و 4 درصد نیازمند اقدامات حفاظتی شناسایی شد. در صورت به کارگیری شبکة هگزاگون به عنوان مبنای ارزیابی تخریب سیمای سرزمین، ضمن محاسبة دقیق تر متریک ها و در نهایت، برآورد ضریب تخریب به تفکیک سلول های همگن، وضعیت کل سیمای سرزمین مورد مطالعه نیز از لحاظ میزان تخریب صورت گرفته و پتانسیل توسعة آتی مشخص خواهد شد.
تاریخ معماری و شهرسازی ایران همواره در طول تاریخ خود شاهد تحولات و دگرگونی هایی در زمینه نگرش ها، عقاید، شیوه ها و سبک ها، در هر دو بعد محتوایی و بصری بوده است. تأثیر پذیری از سنت وجهان بینی برخاسته از فرهنگ وآداب بومی، در دوره هایی محور این تغییرات بوده وگاهی نیز با الگو برداری از تحولات معماری و شهرسازی جهان، دست خوش دگرگونی شده است. مکتب اصفهان با تأکید بر فرهنگ، هنر و اندیشه اسلامی- ایرانی، دوران پرفروغ و اثرگذاری در دوره صفویه داشته است و حتی این تأثیرات تا به امروز در برخی شهرهای سنتی نیز هنوز قابل روئیت است. در دوره قاجار نیز در ابتدا مکتب اصفهان ادامه می یابد؛ اما با ورود ایران به بازارهای جهانی و برقراری روابط با دیگر کشورها، زمینه برای تغییر فرم و محتوای شهرهای ایرانی فراهم می گردد که با تولد سبک تهران، تغییراتی اجرا می شود که به طور عمده بر پایه ی نگرش های مدرنیستی شکل می یابد. در این نوشتار تلاش شده ضمن تشریح خصوصیات و ویژگی های هر یک از شیوه های اصفهان و تهران- که تأثیرات شگرفی در معماری و شهرسازی ایران داشته اند- زمینه های اشتراک و افتراق فضاها و عناصر شهری در این شیوه ها مورد مقایسه قرار گیرد. نتایج این بررسی حاکی از چرخش آشکار و تغییر نقش فضای عمومی، فضاهای باز و بروز برون گرایی به جای درون گرایی در سبک تهران است؛ به گونه ای که پیوند معماری بومی ایران با معماری غرب و سرمشق گیری از بناهای اروپایی و از سوی دیگر دگرگونی کلی مفهوم «شار» در این سبک کاملا مشهود است.
زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای یکی از شایع ترین اختلال های رفتاری مخرب است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزشهای همدلی و مدیریت خشم بر شناخت اجتماعی و علائم اختلال دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابلهای انجام شد.
روش: طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه ای به حجم 54 نفر از میان دانشآموزان پسر پایههای هفتم و هشتم مبتلا به اختلال نافرمانی مقابلهای شهر ساری در سال تحصیلی 94-1393 به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و و یک گروه کنترل) جای دهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس درجهبندی اختلال نافرمانی مقابلهای دانش آموزان (هومرسن و همکاران، 2006)، مصاحبه بالینی ساختاریافته (فرست و همکاران، 1995)، و داستان های اجتماعی (تورکاسپا و برایان، 1994) استفاده شد. برای گروه های آزمایشی، آموزش همدلی و آموزش مدیریت خشم در 8 جلسه 60 دقیقه ای برگزار شد در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند.
یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک متغیری و چندمتغیری حاکی از اثربخشی روش های آموزشی همدلی و مدیریت خشم بر نمره کل و مؤلفه های شناخت اجتماعی بود. تفاضل میانگین تعدیل شده گروه های آموزش همدلی و مدیریت خشم نشان داد آموزش همدلی در مقایسه با آموزش مدیریت خشم با اطمینان 95 درصد سهم بیشتری در افزایش شناخت اجتماعی مرحله دوم و پنجم دارد. همچنین نتیجهآزمون تحلیل کوواریانس یک متغیری نشان داد دو روش آموزشی همدلی و مدیریت خشم بر بهبود علائم اختلال اثربخش است. مقایسه تفاضل میانگین ها نشان داد بین مقادیر میانگین تعدیل شده دو گروه در بهبود علائم اختلال تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجه گیری: بکارگیری آموزش های همدلی و مدیریت خشم در کنار دوره های آموزش تحصیلی برای دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای می تواند از بروز، تشدید و تبدیل علائم اختلال نافرمانی مقابله ای به سایر اختلال ها پیشگیری کند.
طبقه بندی موجودی یکی از تکنیک های مهم در حوزه مدیریت موجودی است. یک روش شناخته شده، روش طبقه بندی بر اساس آنالیزABC است که اقلام موجود در انبار را بر اساس ارزش و اهمیت آنها در طبقات مختلفی قرار می دهد. در این مقاله، یک شبکه زنجیره تامین سه سطحی برای یک مدل بهینه سازی دو هدفه به منظور بهبود کیفیت گروه بندی موجودی بر اساس آنالیزABC ارائه شده است. تابع هدف اول سود خالص اقلام موجود در انبار مرکزی (سطح 2) و تابع هدف دوم نیز سود خالص اقلام موجود در بخش های مختلف (سطح 3) را در شرایط عدم قطعیت بیشینه می کنند. مدل به طور همزمان تعداد گروه های موجودی، سطح خدمات مربوط به هر گروه و اقلام اختصاص داده شده به گروه ها را با توجه به محدودیت ها، کمبود موجودی، در نظر گرفتن هزینه های سفارش دهی و خرید بهینه می کند. به منظور حل مدل ارائه شده از روش های ابتکاری و دقیق از جملهLP-metric و ε-constraint اصلاح شده استفاده شده است. سپس به منظور مقایسه روش های ذکر شده از آزمون فرض آماری استفاده شده و نهایتا با استفاده از روش AHP برترین و کاراترین روش حل انتخاب شده است. نتایج نشان دهنده ی برتری روش ε-constraint بود؛ در ادامه به منظور اعتبارسنجی مدل از یک مجموعه مثال عددی استفاده شده که نشان دهنده ی بهبود و کارایی مدل ارائه شده در کنترل موجودی انبار بوده است.
طی سالیان اخیر موج استفاده و بهره گیری از سیستمهای اتوماسیون اداری کشور مار افراگرفته است و بسیاری از سازمانها، تمایل زیادی برای بهره گیری و استفاده از این سیستمها از خود نشان می دهند و حاضرند مبالغ کلانی را جهت استقرار و بکارگیری این سیستمها صرف نمایند اما باید بررسی نمود که چنین سیستم های اطلاعاتی تاچه اندازه توانسته به مدیران سازمانها در بهبود تصمیم گیری کمک نماید وآیا توانسته چنین سیستمهایی انتظارات مدیران را در تصمیم گیری ها براورده نماید. هدف اصلی ازاین تحقیق بررسی اثرات سیستم اتوماسیون اداری بر بهبود تصمیم گیری مدیران (استانداری آذربایجان غربی و حوزه ستادی) می باشد. روش تحقیق علی – مقایسه ای می باشد .ونتایج حاصل از تحقیق نشان داد که سیستم اتوماسیون بر افزایش صحت تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد . سیستم اتوماسیون بر افزایش دقت تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد . سیستم اتوماسیون بر بهنگام بودن تصمیم گیری مدیران تاثیر مثبت دارد . سیستم اتوماسیون بر اقتصادی بودن تصمیم گیری مدیران تاثیر دارد. و شواهدی بررد فرضیه های چهارگانه مذکور وجود نداشت.