در پارادایم مدرن فلسفه سیاسی، ما با یک موقعیت فرضی با عنوان «قرارداد اجتماعی» مواجه ایم که از سوی هابز، لاک و روسو برای ترسیم منشأ مشروعیت جامعه سیاسی و مقوله های مختلف فلسفه سیاسی مانند امنیت و مالکیت به کار گرفته شده است. «جان راولز»، قرارداد اجتماعی را که تقریباً موضوعی منسوخ شده بود، بار دیگر در اواخر قرن بیستم احیا کرد. به نظر می رسد هدف از کاربست این موقعیت فرضی از سوی فلاسفه سیاسی، فراهم آوردن شیوه ای از «شناخت» درباره سیاست است. از این رو قرارداد اجتماعی را باید در مقام «توافقی فرضی» درک نمود. بنابراین مقاله حاضر در تلاش است تا به صورت تطبیقی جایگاه موقعیت فرضی قرارداد اجتماعی را در اندیشه سیاسی «هابز» و «لاک» با اندیشه «جان راولز» در دوره معاصر - که خوانشی نوین از این موقعیت فرضی ارائه نموده - بررسی کند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که هر چند هر سه اندیشمند مورد نظر را می توان از حیث روش شناسی، متفکرانی قراردادگرا (مدرن و معاصر) دانست، به کارگیری موقعیت فرضی قرارداد اجتماعی در دستگاه فکری متفکران مدرن، جایگاه عمیق تری دارد، در حالی که این موقعیت برای جان راولز فقط یک ابزار بازنمایی است؛ زیرا راولز تلاش نکرده تا از این موقعیت همچون هابز و لاک برای توضیح چگونگی شکل گیری جامعه سیاسی و مشروعیت آن استفاده کند و تنها به دنبال توجیه عدالت بوده است. در ادامه، ضمن توجه به اهمیت موقعیت های فرضی در پارادایم فلسفه سیاسی غرب، تلاش می شود تا طرح فکری اندیشمندان مورد نظر را درباره شیوه و هدف آنها از کاربست قرارداد اجتماعی درباره مقوله هایی مانند امنیت، مالکیت و عدالت بیان نماییم. بدین منظور از روش پژوهش مقایسه ای در تطبیق اندیشه های مورد نظر بهره جسته ایم و ابزار گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی پدیدارشناسی شیوه های آموزش های مذهبی والدین به کودکان پیش دبستانی در شهرستان ارومیه در سال تحصیلی97 1396بود. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش کیفی از نوع پدیدار شناسی (توصیفی) بود. جامعه پژوهشی را والدین کودکان پیش دبستانی در شهرستان ارومیه تشکیل دادند که به روش هدفمند و بر مبنای اشباع داده تعداد 14 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای به دست آوردن اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش « کلایزی» صورت گرفت. یافته های تحقیق (شیوه های آموزش های مذهبی والدین) در 4 عامل اصلی و 16 عامل فرعی به شرح ذیل دسته بندی شدند: الگوسازی (شامل اعتقاد و التزام عملی والدین به اصول دین، رعایت فروع دین، رعایت آموزه های اسلامی در خانواده)؛ سبک زندگی (موقعیت سازی، میزگردهای مذهبی خانوادگی، رعایت فرهنگ اسلامی، روش های تربیت دینی)؛ رسانه های آموزشی (شامل استفاده از فیلم های آموزشی، نرم افزارهای مذهبی و قرآنی، انتخاب برنامه های مناسب رادیو و تلویزیون، کتاب و تلفن همراه)؛ حضور در اماکن و مناسبت های مذهبی ( شامل حضور در مساجد و شرکت در اعیاد و سوگواری های دینی به همراه فرزندان، شرکت در اعیاد و جشن های مذهبی، حضور در مراسم دینی و مذهبی(سوگواری پیامبران و ائمه و برنامه های رحلت و سفرهای زیارتی) ) بود. نتایج این پژوهش بیانگر لزوم توجه هرچه بیشتر والدین به مقوله آموزش های دینی و مذهبی با توجه به شکاف نسلی و تغییراتِ جدید جامعه در حوزه فرهنگی است.
امروزه افزایش مزمن کسری تراز بازرگانی یکی از دلایل مهم بی ثبات تر شدن کل اقتصاد کلان یک کشور در کنار سایر شاخص های مؤثر بر این امر است. روشن است، کسری تراز تجاری می تواند ریشه در عدم ثبات در صادرات کالاها و خدمات داشته باشد. براساس این، در این تحقیق برآن شدیم تا در دوره 1387-1350، ضمن بررسی مفهوم بی ثباتی صادرات غیرنفتی، مهم ترین عوامل شکل دهنده آن را مورد بررسی قرار دهیم. برای انجام این امر، ابتدا بهترین شاخص از شاخص های مختلف نشان دهنده بی ثباتی انتخاب و شاخص های تمرکز کالایی و جغرافیایی محاسبه و سپس، با استفاده از روش آزمون کرانه های پسران (2001)، روابط بلندمدت بین متغیرها بررسی شده است. در مرحله بعد، با استفاده از روش تفکیک واریانس زینو لی (2008)، به تحلیل تأثیر صادرات گروه های کالایی مختلف و همچنین گروه کشورهای مختلف بر بی ثباتی صادرات پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد، عواملی مانند تمرکز کالایی، تمرکز جغرافیایی و بی ثباتی صادرات نفتی و صادرات گروه کالاهای صنعتی بیشترین نقش را در بی ثباتی صادرات غیر نفتی در ایران در دوره یاد شده، داشته اند. همچنین عمده بی ثباتی صادرات از بازار گروه کشورهای عضو اوپک است.
استقلال فراگیر همواره یک مسئله بحث برانگیز میان زبان شناسان کاربردی بوده است. مطالعات متعددی به منظور بررسی برداشت معلمان و یادگیرندگان از استقلال فراگیر و همچنین امکان استقلال فراگیر انجام شده است. با وجود اهمیت استقلال فراگیر و وجود چندین مطالعه مرتبط، چالش در ترویج استقلال فراگیر در موسسات ایرانی به زعم محقق انجام نشده است. هدف اصلی این مطالعه بررسی چالش ها در ترویج استقلال یادگیرنده از دیدگاه معلمان زبان انگلیسی ایران بود. برای این کار، یک طرح تحقیق کیفی استفاده شده است. برای انجام این تحقیق ، 23 معلم زبان انگلیسی ایرانی در دانشگاه های مختلف در تهران به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری شده و از طریق تحلیل محتوا بر اساس مدل رندر تحلیل شده است. بر اساس تحلیل محتوای مصاحبه ها، سه موضوع مختلف استخراج شد. اولین موضوع مشاهده شده، چالش های مربوط به موسسه، شامل اهداف تجویزشده ، مواد و روش های ارزیابی می باشد. دومین موضوع، چالش های مربوط به فراگیر می باشد که از هفت زیرمجموعه تشکیل شده است. سومین موضوع به دست آمده، چالش های مربوط به معلم می باشد که از چهار زیرمجموعه تشکیل شده است. این یافته ها می تواند توسط معلمان، تربیت کنندگان معلمان و همچنین زبان آموزان استفاده شود. می توان نتیجه گرفت که معلمان زبان انگلیسی باید آموزش لازم دراستقلال یادگیرنده را از طریق دوره های آموزشی قبل از خدمت و ضمن خدمت ببینند.
خرده فروشی در ایران به شدت در حال گسترش است. این را خبرهای جسته و گریخته ی روزنامه ها و جراید رسمی کشور می گویند.
کدام خرده فروشان می توانند سهم بیشتری از بازار را به سود خود جذب کنند، این پرسش مدیران و بنیانگذاران فروشگاههای خرده فروشی است که هم در آغاز و هم در تداوم فعالیتهای کسب و کار همواره از خود می پرسند تا بتوانند درکنار رقبا درآمدزایی داشته باشند.
متن حاضر به رغم سادگی، این پرسش را پاسخ می دهد. ویژگی این پاسخها در آن است که در قالبی کلیشه ای در 7 سی (7c) تدوین و برای فروشگاههای خرده فروشی همچنان ایده های مبتکرانه ای دارد.
مؤلف این اثر در جایی نیز به ابتکار شخصی اش سرواژه ای را با عنوان شارپ (Sharp) معرفی می کند که خود در انتقال و به خاطرماندن مفاهیم پایه ای سهم بسزایی دارد. شارپ دربرگیرنده ی عناصری نظیر آماده به خدمت بودن / لبخند بر لب داشتن، گوش دادن، توجه و مراقبت کردن، پاسخگویی و مسئولیت پذیری و درنهایت حل مسائل مشتری است. هر یک از این عنوانها در کوتاهترین توضیحات، راهکارهای عملی برای مدیران و فروشگاههای خرده فروشی دارد، افزون برآن وظایف کارکنان خرده فروشی را نیز مشخص می کند.
رشد کیفری یکی از عناوین نسبتاً جدید در ادبیّات حقوق کیفری به شمار می رود. پر رنگ شدن این بحث در جامعه ی حقوقی بیش از آن که ناشی از یک چالشِ نظری صِرف میان صاحب نظرانِ عرصه ی فقه و حقوق باشد، برخاسته از تنگنایی است که در عمل، از متوجّه ساختن مسؤولیّت کیفری به افرادی به وجود آمده است که وجدان عرفی، هم چنان آنان را کودک می شمرد در حالی که دیدگاه مشهور، مقتضیِ واکنشی برابر با واکنشی است که علیه پدران آنان صورت می پذیرد.
در این نوشتار سعی بر آن است تا مبانی دیدگاه مشهور مبنی بر کفایت بلوغ در مسؤولیّت کیفری مورد بازخوانی مجدّد قرار گیرد. این بازخوانی ما را بدین نتیجه رهنمون می شود که در میان نصوص قرآنی و به خصوص روایی که ستون فقرات نظام حقوقی اسلام را تشکیل داده اند و نیز در کلمات فقهای عظام، شواهد بسیاری بر اعتبار رشد عقلانی به عنوان شرط مسؤولیّت کیفری وجود دارد