از نظر اسلام انسان کامل که در همه فضایل به طور متعادل و هماهنگ رشد کرده است، مورد عنایت خاص خدا می باشد. چهره هایی تابناک هم چون پیامبر اسلام(ص)، سایر انبیای الهی، ائمه هدی و صالحین از این دسته اند. قرآن از این محبوبین حق، تمجید می کند و صفات آن ها را بیان می فرماید. در روایات و دعاها نیز این بزرگواران به عنوان اسوه و راه هدایت معرفی شده اند: «اَنتُمُ الصِراطُ الاَقوَمُ وَ السَبیلُ الاَعظَمُ وَ شُهَداءُ دار الفناءِ و شُفَعاءُ دارِ البَقاءِ؛ شما راست ترین راه ها و بزرگ ترین شاهراه ها هستید و شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.»
توانگری II فراتر از آن است که تنها یک پروژه مطلوب نامیده شود؛ توانگری II یک نیروی محرکه مهم در چشم انداز جهانی بیمه خواهد بود. بیمه گرانی که در حال حاضر مشغول شکل دادن به راهبردهای خود هستند انتظار دارند که تغییرات احتمالی در مقررات، ارزش های قابل توجهی را ایجاد خواهد کرد. به ویژه بیمه گران زندگی و سلامت باید به این موضوع توجه داشته باشند که چگونه بیمه اتکایی به مدیریت ریسک کمک کرده و الزامات سرمایه ای را تأمین می کند؟
در این مطالعه، به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی- عاطفی بر مؤلفه های عملکرد تحصیلی یعنی خودکارآمدی، برنامه ریزی، تأثیرات هیجانی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش در دانش آموزان پرداخته شده است. روش پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر منطقه 1 تهران بودند که در سال تحصیلی 97-1396 در پایه هشتم تحصیل می کردند و با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به روش تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در پیش آزمون و پس آزمون آزمودنی ها، با استفاده از سیاهه ی مهارت اجتماعی ایندربیتزن و فوستر (1992)، و پرسشنامه ی عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به گروه آزمایشی در یازده جلسه مهارت های اجتماعی- عاطفی با روش YCDI آموزش داده شد. در حالی که، در این مدت، گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. نتایج پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله آموزشی بر روی همه مؤلفه های عملکرد تحصیلی (خودکارآمدی، برنامه ریزی، تأثیرات هیجانی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش) مؤثر است. از بین مؤلفه های عملکرد تحصیلی، آموزش مهارت های اجتماعی - عاطفی بر روی مؤلفه انگیزش بیشترین اثر و بر روی مؤلفه های اثر هیجانی و فقدان کنترل پیامد کمترین اثر را داشته است. توصیه می شود معلمان در کنار آموزش مهارت های شناختی به دانش آموزان به آموزش مهارت های عاطفی-اجتماعی نیز اقدام نمایند
زمینه و هدف: گسترش رسانه های نوین در دهه های اخیر که فرهنگ جدیدی را برای جوانان به همراه آورده است، موجب تغییر و دگرگونی در فرهنگ و زمینه های پایبندی به ارزش ها، نهادها، سبک زندگی و نظایر آن گردیده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر گرایش به ناهنجاری های اخلاقی با تأکید بر شبکه های اجتماعی مجازی می باشد. روش شناسی: روش انجام این پژوهش پیمایشی و تکنیک مورد استفاده پرسشنامه می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه جوانان شهر تهران می باشند که از بین آن ها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و مطالعه بر روی آن ها انجام شد. یافته ها: گرایش به ناهنجاری های اخلاقی بر حسب مؤلفه هایی همچون پایگاه اجتماعی- اقتصادی، جنسیت، وضعیت تأهل و میزان تحصیلات متفاوت می باشد. همچنین یافته های حاصل از رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیرهای مستقل پژوهش (عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی، میزان فعالیت در شبکه های اجتماعی مجازی، نوع استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی) به میزان (32/0) گرایش به ناهنجاری های اخلاقی جوانان شهر تهران را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که گرایش به ناهنجاری های اخلاقی در بین جوانان شهر تهران متوسط رو به بالا می باشد. جوانانی که در شبکه های اجتماعی مجازی عضویت دارند و استفاده صحیحی از این فضا نمی کنند بیش تر در معرض گرایش به ناهنجاری های اخلاقی قرار دارند.
استیس در جایگاه یک فیلسوف انگلیسی تحلیل زبانی، دین را همسان با عرفان دانسته و گوهر آن را تجربه عرفانی می داند. وی تجربه عرفانی و به تبع آن، گزاره های دینی را در قالب زبان بشری و عقل مفهوم ساز، غیرقابل بیان و توصیف ناپذیر می داند. استیس هستی را دارای دو ساحت طولی زمانی و لازمانی می داند که هر مرتبه دارای زبان خاص خویش است. عالم زمانی را قلمروی عقل مفهوم ساز متناهی می داند اما دین را متعلق به مرتبه لازمانی دانسته که صرفا با شهود قابل ادراک می باشد. از منظر استیس، زبان دینی، نمادین است. قضایای نمادین برای گزارش واقعیت نمی باشند، بلکه کارکرد آنها، برانگیختن عواطف دینی در مخاطبان و انگیزش تجربه دینی است. در این نوشتار نخست با ایضاح مفاهیم کلیدی، مقصود استیس از دین، عقل و عرفان را بیان کرده ایم. سپس تحلیل استیس از مسأله نمادین بودن زبان دینی با تأکید بر کارکرد اصلی اش که انگیزش تجربه و احساسات دینی در دینداران است را تقریر نموده ایم. در پایان، مبانی معرفت شناختی نظریه وی، بررسی شده است.