برخان ها، یکی از مشهورترین تپه های ماسه ای هستند که حاصل تراکم رسوبات بادی در مناطقی با وضعیت ضعیف تا متوسط از نظر میزان رسوب و بادهای غالب یک جهته می باشند. خصوصیات شکل-شناسی برخان، متأثر از عوامل مختلف زمانی و مکانی است. ارتباط بین مؤلفه های مورفومتری برخان پیوند نزدیکی با مورفولوژی سه بعدی آن دارد. شناسایی این روابط و ارائه مدل های آن ها در شناخت رفتار و نحوة عملکرد این چشم انداز در طبیعت مؤثر خواهد بود. هدف از این پژوهش مدل سازی روش های برآورد پارامترهای مسطحاتی برخان نظیر محیط و مساحت به کمک مؤلفه های مورفومتری آن در قالب مدل های آماری در منطقة جنوب کویر چاه جام است. در این زمینه، ابتدا مهم ترین پارامترهای مورفومتری 52 برخان به روش نمونه برداری طولی مورد اندازه گیری میدانی قرار گرفت. سپس با تحلیل و ارزیابی آن ها از طریق آزمون های آماری، رابطه سنجی و مدل سازی مؤلفه های محیط و مساحت برخان های مطالعاتی انجام شد. نتایج آنالیز رگرسیون غیرخطی چندگانه، حاکی از ارتباط معنی دار مساحت با حاصل ضرب طول و عرض با ضریب تبیین 936/0 و خطای برآورد 321/0 است. همچنین رابطة محیط با حاصل جمع طول و عرض با ضریب تبیین 904/0 و خطای برآورد 431/0 معنی دار می باشد. در مجموع نتایج تحقیق حاضر امکان محاسبة دقیق و سریع مؤلفه های مسطحاتی برخان را در قالب مدل های آماری فراهم می آورد.
«اصل» محوری ترین مکتوبه روایی در تاریخ حدیث امامیه است که نقشی بی بدیل در شکل دهی به جوامع رواییِ امامیه ایفا نموده است. از همین روی در طول تاریخ، عالمان امامی در مسیر دستیابی به تعریفی روشن از این مفهوم و شناسایی مصادیق آن تلاش کرده اند. در این میان، هرچند شیخ طوسی سعی بسیاری جهت معرفی اصول به نسل های بعد نموده است، اما جای خالی نظرگاه وی به عنوان شیخ طائفه امامیه پیرامون مفهوم «اصل» احساس می شود. این نوشتار تلاش دارد تا با دقت در گزارش های وی پیرامون اصول، این خلأ را جبران کند. این مطالعه نشان می دهد که شیخ طوسی با محوریت بخشی به عصر امام صادق(ع) در پیدایی اصول، «اصل» را در قبال «مصنَّف» تعریف کرده و آن را تنها مشتمل بر بیانات معصومان(ع) و عاری از باب بندی و آرای شخصی مؤلف می دانست. همچنین این مطالعه، منابع مورد استناد شیخ در اصل انگاری مکتوبات حدیثی متقدم را مورد بحث قرار داده است.
در متون جامعه شناسی غالبا از بی تفاوتی سیاسی به عنوان پدیده ای آسیب شناختی، مانعی در راه مشارکت سیاسی و از عوارض شهرنشینی در عصر مدرن یاد میشود. بی تفاوتی حالتی از نبود احساس درونی و عاطفه ، عدم علاقه و درگیری هیجانی نسبت به محیط خود است. پژوهش حاضر به بررسی علل بی تفاوتی سیاسی براساس نظزیه هومنز، در دانشگاه اصفهان و اولویت بندی آنها با استفاده از تکنیکAHP گروهی پرداخت. نتایج حاصل از رتبه بندی نظرات خبرگان، نشان دادکه معیار آگاهی سیاسی و زیر معیار مغایرت منافع شخصی با هزینه مشارکت، بیشترین تاثیر را در بی تفاوتی سیاسی دارد.
در این پژوهش، مدل مسأله اندازه انباشته چند سطحی [i] مورد استفاده برای تعیین اندازه انباشته تولید در محیط های صنعتی، توسعه داده شده و مسأله جدیدی با عنوان مسأله اندازه انباشته چند سطحی با موجودی تخریب شدنی و هزینه های دفع [ii] ارائه می گردد. در مسأله ارائه شده، فرض موجودی تخریب شدنی [iii] به منظور با پوشش قرار دادن محصولاتی از قبیل الکل، گازوئیل، مواد رادیو اکتیو، مواد غذایی و سایر کالاهای تخریب شدنی به مدل مسأله اندازه انباشته چند سطحی افزوده شده است. علاوه بر این، میزانی هزینه با عنوان هزینه های دفع که بیانگر هزینه دور کردن موجودی های فاسد شده از محیط انبار با مدل تعمیم یافته ترکیب شده و این مدل را کامل تر و به واقعیت نزدیکتر می نماید. این هزینه دفع، شامل هزینه هر واحد دفع و هزینه ثابت دفع (مستقل از میزان موجودی فاسدشده) است. در مسأله جدید علاوه بر تعیین میزان تولید و زمان تولید هر یک از محصولات در هر یک از سطوح تولید، دوره های زمانی که در آن موجودی های فاسد شده دفع می شوند نیز تعیین می شوند و در تابع هدف مسأله نیز مجموع هزینه های دفع اضافه می گردد. از آنجایی که مسأله اندازه انباشته چند سطحی یک مسأله NP -hard است، برای حل مسأله از دو الگوریتم فراابتکاری شامل الگوریتم ژنتیک [iv] و شبیه سازی تبرید [v] استفاده می شود. به منظور مقایسه کارایی الگوریتم های پیشنهادی با یکدیگر و همچنین، با روش های موجود در ادبیات موضوع، مسائل نمونه مطابق با پژوهش های پیشین ایجاد شده و به بررسی و تحلیل روش های حل پرداخته شده است.
السیمیائیة الأدبیة للشخصیة هی إحدى فروع السیمیائیة اللغویة والتی تمهد الطریق لتسلیط الضوء على الشخصیة بشکل أکثر عمقاً ودقة لکشف الستار عن الزوایا الکامنة فیها. والقرآن الکریم، کأبرز وأروع النصوص الأدبیة، یحمل کمیة هائلة من العلامات اللغویة فی طیاته. کما أنّ الشخصیات الکثیرة التی ذکرها القرآن الکریم مباشرة، تعتبر علامات مهمة من العلامات اللغویة. ومن الجدیر بالذکر أن یوسف (ع) من أهم الشخصیات التی وردت فی القرآن الکریم، ودراسة هذه الشخصیة من منظور سیمیائی تؤدّی إلى کشف ما تحمله هذه الشخصیة من المعانی والمفاهیم والدلالات الخفیة فیها.
لقد قامت هذه المقالة بدراسة شخصیة یوسف (ع) من منظور سیمیائی على أساس نظریة فیلیب هامون، السیمیائی الفرنسی، حیث درست شخصیة یوسف (ع) من ناحیة الدالّ (الاسم، والدور النحوی، والضمائر، والبعد البلاغی)، ومن ناحیة المدلول (الصفات، والأقوال، والأفعال). وأثبتت أنه یوجد هناک تناسق وتطابق بین اسم یوسف (ع) والألقاب والأوصاف التی یحملها وبین أدواره فی القصة القرآنیة، فهو لفظ أعجمی معناه (سیزید أو یزید أو زاد وجمع). وکان من أبرز الصفات المذکورة لهذه الشخصیة إیمان یوسف (ع) بالله تعالى وإحسانه وتقواه. ویُعتبر هذا هدفاً مهماً من أجل تصحیح الرمزیة الموجودة فی أذهان الناس حول یوسف (ع). فکأنّ القرآن کان یهدف إلى عرض هذه الشخصیة بصفتها أنموذجاً ورمزاً لکیفیة الإیمان بالله تعالى فی مختلف الظروف. وبذلک یمکن أن یذکّر البعد البلاغی لاسم یوسف (ع) المتلقی بذکر الله تعالى والإیمان به. وقد کان الفعل ""قال"" ومشتقاته من أکثر الأفعال تکراراً، وهذا یدلّ على أنّ العمل الکلامی لیوسف (ع) هو العنصر الفاعل فی القصة، وهو ما یناسب دوره فی الدعوة إلى الله باعتباره نبیاً.
سازمان ثبت اسناد و املاک کشور نیز به عنوان یکی از سازمان های تابعه قوه قضاییه ،در زمره نهادهای مهم حاکمیتی است که بر پایه قانونی مدون ایفای وظایف و ماموریت های مهم و اساسی را در چارچوب نظام اداری کشور بر عهده دارد ، به گونه ای که مهم ترین هدف حقوق ثبت و این سازمان ، تثبیت حقوق مالکیت افراد در جامعه است و همواره می کوشد تا حقوق افراد در تعارض با حقوق دیگران قرار نگیرد ، چرا که یکی از دغدغه های اصلی انسان ها در طول زندگی مدنی شان ،بحث تعارض ،تداخل و تعرض به مالکیت است .تردیدی وجود ندارد که با ثبت املاک و تثبیت مالکیت ،از وقوع بسیاری از منازعات بومی و قومی و نیز معاملات معارض جلوگیری شده و یا به این اختلافات پایان داده می شود و این مهم به سهم خود عامل پدید آمدن امنیت قضایی در جامعه به شمار می رود.
پاره ای از احادیث امام رضا(ع) به رغم فرازمندی، محل اختلاف محدّثان اهل سنت واقع شده است. از زمره این احادیث، حدیث «الإیمان معرفه بالقلب و إقرار باللسان وعمل بالأرکان» است که توسط إبن ابی داوود سجستانی نقل و مورد قبول قرار گرفته، اما ابن حبّان بُستی، آن را بی پایه شمرده است. ارزیابی رجالی سند حدیث مذکور و دستیابی به پیام آن، موضوع مقاله حاضر است. رهاوردِ محققان این جُستار حاکی است گرچه این حدیث، فاقد وثوق سندی است، اما از وثاقت صدوری و محتوایی برخوردار است؛ زیرا متن آن به سبب برخورداری از انواع متابعات و شواهد در اوج صحّت و بلکه در سطح متواتر معنوی قرار دارد. این حدیث مبیِّن ارکان سه گانه ایمانی است که حیات طیبه را تضمین و باور مرجئه که عمل به فرایض را خارج از حقیقت ایمان تلقی کرده اند، دستخوش چالش می سازد.
مثل، جمله ای مختصر و مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه است که بین عموم مشهور شده، در محاورات ایشان به کار می رود و بازنمود افکار و عقاید، شیوة تفکر، صفات و روحیات پیشینیان است. بی تردید حقایق دینی و مذهبی نیز در آینة ضرب المثل ها بازتاب یافته است، اما از آنجا که مثل ها ریشه در دانش عامه دارند، بازنمایی حقایق به ویژه آموزه های دینی، در بسیاری مواضع با واقع مطابقت نداشته و از طرفی موجب تحریف حقایق دینی گردیده و از سوی دیگر دامن ادب بلند پارسی را در بیان، آلوده ناصوابی نموده است. لذا شایسته می نمود ضوابطی به دست آوریم تا در مواجهه با مثل ها و در موضع بازتاب حقایق دینی –به ویژه حوزة مربوط به اصناف انسانی مانند زنان و مردان که بیشتر مورد توجه و ابتلای مردم است- متوجه نواقص یا نواقض بیانی آنها بشویم. بدین جهت ضمن تقسیم بندی استقرایی مثل ها، بدین نتیجه رسیده ایم که ضرب المثل های فارسی در بازنمود آموزه های دینی در بسیاری موارد و به دلایل مختلف –از قبیل انگیزه مثل نگار و یا محدودیت در ساختار بیانی- در بازتاب آموزه های دینی موفق نبوده، بلکه موجب سوء برداشت هایی گردیده اند که ساحت دین از آن مفاهیم کاملاً مبرّا و به دور می باشد.