Cet article a pour objectif de vérifier l’un des éléments fondamentaux de la structure romanesque, le personnage, et sa présence dans l’environnement. En fait, le personnage est la représentation d’une personne dans une atmosphère romanesque. Donc, pour introduire son personnage dans le monde fictif, l’écrivain a recours aux procédés qui donnent aux personnages les traits propres à tout individu dans la vie réelle. Tenant compte du fait que dans le concept sémiologique, le personnage peut être perçu comme un signifiant discontinu qui a un rapport étroit avec un signifié discontinu (le sens et la valeur d'un personnage), le nom attribué au personnage et son portrait décrit par l’auteur jouent un rôle primordial dans le processus du récit pour que ce dernier soit admis par le lecteur comme une histoire réelle
اهداف سه شخصیت ماکیاولیایی، خودشیفتگی و ضداجتماعی، مثلث تاریک شخصیتی شناخته می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه آن ها با الگوی پنج عاملی شخصیت انجام گرفت. این پژوهش از نوع همبستگی بود. مواد و روش ها جامعه آماری تحقیق حاضر عبارت بود از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور تبریز. از بین آن ها نمونه ای به حجم 203 نفر و با در نظر گرفتن توزیع جمعیتی به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسش نامه های شخصیت ماکیاولیایی، پرسش نامه شخصیت چندمحوری بالینی میلون-2 و شخصیت آیزنک پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها شخصیت ماکیاولیایی با روان آزرده گرایی (64/0 r =، 01/0 P< ) و روان پریشی گرایی (23/0 r =، 01/0 P< )، شخصیت خودشیفته با روان پریشی گرایی (71/0 r =، 01/0 P< ) و برون گرایی (17/0 r =، 01/0 P< ) و شخصیت ضداجتماعی با روان پریشی گرایی (43/0 r =، 01/0 P< ) و روان آزرده گرایی (43/0 r =، 01/0 P< ) رابطه مثبت نشان داد. نتیجه گیری وجه مشترک شخصیتی مطابق الگوی سه عاملی در مثلث تاریک شخصیتی روان پریشی گرایی است.
تشخیص و طبقه بندی زمین لغزش ها یک نیاز حیاتی در تجزیه و تحلیل خطر قبل و بعد از وقوع فاجعه است. و دردرجه اول از طریق نقشه برداری زمینی یا تفسیر سنتی تصاویر انجام می گردد. در این مقاله به شناسایی و طبقه بندی انواع زمینلغزش با رویکرد روش شیءگرا، پرداخته شده است. داده های مورد استفاده در این پژوهش شامل تصاویر رنگی کاذب مستخرج از داده های ماهواره Resourcesat-1 با قدرت تفکیک مکانی 5.8 متر و مدل ارتفاع رقومی با قدرت تفکیک 10 متری حاصل از تصاویر 2.5 متری ماهواره Cartosat-1استفاده گردیده است. این روش برای قسمت شمال غرب حوضه آبریز به کار گرفته شد و پس از آن بدون اصلاحات بیشتر در قسمت های شرقی حوضه مورد استفاده واقع شداز این بین 70 درصد زمین لغزش ها برای اجرای مدل و 30 درصد دیگر برای اعتبارسنجی به کار رفته است. با توجه به نتایج بدست آمده 02/34 درصد از اراضی محدوده مورد مطالعه به عنوان منطقه ای با پتانسیل خیلی زیاد و زیاد برای وقوع زمین لغزش در نظر گرفته شده اند. همچنین، درصد قابل توجهی از زمین لغزش ها در طبقه با حساسیت زیاد و خیلی زیاد(05/57) قرار دارند. در مجموع سه نوع لغزش با استفاده از این روش با دقت شناسایی71.11٪ و دقت کلاس بندی91.4٪ تشخیص داده شده است. لذا می توان گفت دقت مدل های بکار رفته در پهنه بندی حساسیت وقوع زمین لغزش قابل قبول و خوب است.
از آنجا که ارتباط سازمان یافته بخشهای پژوهش ، ترویج و اجرا ضامن افزایش بهره وری منابع تولید و رشد روز افزون تولیدات کشاورزی است ، لذا شناخت چگونگی این ارتباط دارای اهمیت است که در این تحقیق با مطالعه موردی سازمان جهاد کشاورزی اتان فارس ، برای شناخت چگونگی این ارتباط تلاش می شود .