نویسنده محترم مقاله « قضیه معدوله و محصله » ( مقالات و بررسیها ، 61 ، ص 81-103 ) « درصدد اثبات این مدعا است که در کتب منطقی – از ترجمه کتاب ارسطو گرفته تا کتب منطقی اخیر در سه مورد [ تقسیم قضیه به معدوله و محصله ، تقسیم لفظ به معدول و محصل و گفتگو درباره ملکه و عدم ] ، در هر سه مورد اشتباه رخ داده است (ص 81 ). نوشتار حاضر ابتدا با تفکیک شناخت امر واقع از تبیین آن ، خطای « اخذ مالیس بعلة علة » را در مقاله یاد شده نشان می دهد ، آنگاه با طرح ملاحظات انتقادی گزارش تاریخی نویسنده محترم را ارزیابی کرده و در پایان با ارائه فرضیه ای فرامنطقی ابهام موجود در کتب تاریخی در خصوص مسائل سه گانه یاد شده را تبیین می کند.
از جمله واقعیت های تاریخی پس از رحلت رسول گرامی اسلام (ص) ظهور جریانی در رویگردانی از تفسیر قرآن است. این جریان با اقدام برخی از صحابه رسول خدا (ص) آغاز شد و سپس در بین تابعان وسعت بیشتری یافت که در نتیجه مسلمانان به جای تأمل در قرآن کریم صرفاً به تلاوت آیات روی آوردند و از شناخت بسیاری از حقایق نورانی بازماندند . در این مقاله تلاش شده است که با توجه به شواهد تاریخی ابتدا در مورد این جریان و پیشگامان آن اظلاعاتی ارائه شود و سپس انگیزه ها و نیز نتایج حاصل از این جریان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
رساله در چهار مجله تنظیم گشته است. جلد اول در 8 فصل شامل تحقیق درباره کاتب نسخه مختار « ابن شد قم » کیفیت تألیف ، خصائص نهج البلاغه از نظر صورت ، محتوی و معنی ، شرح حال سید شریف ، اوضاع بغداد در قرون چهارم و پنجم ، سیره امیرالمؤمنین ، جدول مقارنه خطب و کلمات و مصادر مقدمه تحقیق ، تدوین یافته است . در جلد دوم از مقدمه سید شریف تا خطبه 96 بحث شده ، جلد سوم به ادامه خطب از 97 تا 183 اختصاص یافته و جلد چهارم به تصحیح خطب 184 تا 240 می پردازد در پایان فهرست خطبه ها ، کلمات ، اقوال و ادعیه و نیز فهرست آیات قرآنی و احادیث و فهرست ابیات و مثل نهج البلاغه آورده شده است.