در این مقاله موقوفات شهر تهران از نظر نحوه و چگونگی پراکندگی در سطح شهر تهران و نوع و تعداد آنها بررسی می شود. برای این هدف سه شیت نقشه : 1. موقوفات مذهبی 2. موقوفات تجاری‘ مسکونی‘ زمین باغ و 3. موقوفات آموزشی‘ درمانی‘ منابع آب و پرورشگاه تهیه شده است. این نقشه ها علاوه بر آنکه توزیع فضایی موقوفات را بر سطح شهر تهران نشان می دهند‘ تعداد و نوع آنها را نیز به تفکیک مشخص می کنند. اطلاعات این نقشه ها توسط نگارنده از پرونده های موقوفات شهر تهران موجود در ادارات اوقاف و امور خیریه شمیران‘ شمال غرب‘ شرق‘ جنوب‘ کنو و شهر ری استخراج شده است. مبحث بعدی نیت وقف و درآمدها و هزینه هاست.
درجه صحیحی از تمرکز یا تفویض اختیار در سازمان های بزرگ از قدیم الایام سوالی بحث انگیز بوده است. به هر حال ، به طوری که در اغلب موارد قاعده بر این بوده ، تنها قدمت طرح مسأله ، بیانگر این نیست که پاسخ هایی که داده شده رضایتبخش می باشند. بتدریج که سازمان ها رشد یافته اند، الگوهایی از عدم تمرکز معرفی و مورد آزمون قرار گرفته اند. الگوهای اثر بخش دوام یافته ، اما فرآیند تکاملی پر هزینه بوده است . طی سال ها ، تجربیات اتفاقی و مبتنی بر قضاوت های شخصی ، اولین پاسخ های تقریبی را در اختیار گذاشته و در دهه های اخیر ارزیابی سیستماتیک این پاسخ ها توسط کشورهای غربی آغاز گردیده است. اما در سازمان های بومی کشورمان نظیر مجتمع ماشین سازی اراک، شرکت های آب و فاضلاب و برق ظهور سازمان هایی که به نظر می رسد میان درجات نسبتاً بالایی از تمرکز و عدم تمرکز به دور خود می چرخند ، یادآور تکرار تجربیات غیر سیستماتیک و پر هزینه ایام گذشته باشد.
اولین اصل برگسونی در باب طنز آن است که طنز صرفا در مورد انسان معنا پیدا می کند و مین اصل ساده شاید منجب ره موفقیت های بی شماری برای بسیاری از کمدین ها شده است نوروتروپ فرای می نویسد : به دو شکل می توان موقعیت کمیک را در داستان یا فیلم به وجود آورد : 1- تاکید ویژه بر روی اشخاص منفی داستان یا فیلم 2- تاکید ویژه بر موقعیت های تعقیب و گریز در داستان یا فیلم. در صدا و سیما باید برنامه مناسبی که دارای پیش زمینه های نظری باشد ، ساخته شود و گرنه تعریف کردن لطیفه در سیما و جازدن آن به عنوان نمایش طنز نه تنها جامعه اسلامی ما را خدشه دار می کند بلکه به ابتذال و حتب فساد اجتماعی منجر خواهد شد.
ازنظر «معنیشناسی»، طنز واژهای است دارای بار ارزشی و اجتماعی. از آنجا که هدف اصلی مقاله حاضر روشنی بخشیدن به «نقش اجتماعی هنر طنز» است، در ابتدا باید آشنایی مختصری با محتوای این «بار» پیدا کنیم تا داوری بعدی ما درباره موضوع، مقرون به صواب باشد.
معانی واژه طنز درزبان فارسی عبارتند از: «مسخرهکردن»-«طعنهزدن»-«سرزنش کردن»-«عیب کردن»-«برکسی خندیدن»-«ریشخندکردن»-«سخن به رموز گفتن»-«لقب کردن»-و«نازکردن».
سالن نمایشهای طنزگونه، برای تماشاچی، محل تخلیه تنشهایی است که زندگی اجتماعی خارج از سالن براو وارد آوردهاست.
هر امرخندهآوری را نمیتوان طنز نامید زیرا طنز امر نشاطآور بلند مرتبهای است که اعتبار و ارزش آن به دلیل جنبه هنری آن است.
هنر طنز، عزت نفس استفادهکنندگان از آن را تقویت میکند و این همان چیزی است که برای تسلای روان آحاد جامعه افسرده، مفید است.
طنز نیز مثل هر امر دیگری نسبی است، یعنی در زمانهای مختلف و شرایط گوناگون تغییر میکند. امکان دارد در برههای طنز ازبین برود و جایش را به انواع دیگر هنر دهد. بررسی علتهای بروز این تغییرات لایههای زیرین خاستگاه اجتماعی طنز را تشکیل میدهد.
میتوان شوخی و کمددی را ابزاری دانست که در راستای ایجاد تعادل روانی اجتماع نیز دارای اهمیت و کارکرد ویژهآی است که افراد با توسل و تمسک به آن خود را از زیرفشار مشکلات و رفتارهای جدی و خشن اخلاق گرایانه اجتماعی که در آن زندگی میکنند، میرهانند.
با درنظر گرفتن این مساله که خنده از یکی به دیگری سرایت میکند، باید این خصوصیت را برای کارهای کمیک به عنوان یک امتیاز تلقی کرد، امتیازی که تلویزیون فاقد آن است