جملات و ساختارهاى غیر شخصی در زبان روسى، از مسائل مهم دستور به شمار مى آید. زبانشناسان توجه زیادى به این پدیده نحوى داشته اند. جملات غیر شخصی، جملاتى اند که در ساختار نحوى آن ها، فاعل دستوری و کنندهء کار که در حالت فاعلى قرار مى گیرد، وجود ندارد. این ساختارها در ارتباط با پدیده هاى دستورى و عوامل متعددى که گفتار انسان به آن ها نیاز دارد، ساخته شده و بکار مى روند. این جملات در وحله اول بیان کننده وضع جسمانى شخص اوضاع زیست محیطى و طبیعى اند،اما این گونه ساختارها به لحاظ معناشناسى. به معانى دیگرى (بایستن، ضرورت داشتن یا نداشتن عمل و غیره) اشاره مى کنند که به حالت و شکل کلمات (فعل، اسم و غیره) در جمله بستگى پیدا خواهند کرد. این جملات به لحاظ کمیت گسترش مى یابند. تحقیقات انجام شده بیان کننده این مسئله است که این ساختارها به لحاظ انواع و معانى از تنوع زیادى برخوردارند.
در هر متن ادبی ما شاهد نگرشی نو از متن هستیم، نگرشی که علاوه بر انتقال بینش نویسنده بیانگر نگاهی تازه به متن است، نگاه مترجم. بهمین دلیل هر ترجمه مجدد از یک متن می تواند افقهای تازه ای از آن متن را برای ما بگشاید اما در این خلاقیت مجدد نباید سه اصل مهم را فراموش کرد که هر مترجم خوب باید آن را مد نظر داشته باشد: ارائه مفهوم دقیق و صحیح از متن، لمس احساس نویسنده در متن و هنر مترجم در بیان این احساس. چنانچه این سه اصل رعایت شود هر ترجمه ای از یک متن می تواند در نوع خود یک اثر ادبی باشد.
«ساماندهی» رسانه در کشور ما ، به دلیل حوادث و وقایعی که سیر طبیعی گذار را مختل کرده اند ، جهتی غیر طبیعی یافته است . انقلاب ، جنگ و تحولات عمیق اجتماعی سهم عمده ای در به زدن «نظم تغییر» در تمامی زیر ساخت های فرهنگی ، من جمله رسانه ها داشتند . همچنین از نگاه تاریخی ، جغرافیایی سیاسی و اقتصادی ، ایران همواره متضمن بحران ها و کنش های اجتماعی ، فرهنگی بوده است . از این رو ، مطالعه ساماندهی رسانه نیز متضمن رویکردی «بحران جو» است . در این راستا ، مصاحبه با دکتر محمدرضا تاجیک ، با اشاره به مفاهیم و تعاریف بحران و مدیریت بحران و ابعاد مختلف آن ، ضرورت های این رویکرد را در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها یادآور می شود .
مفاهیم جدید کلامی که از غرب نشات می گرفت، تقریبا از دوره امیرکبیر و سپهسالار، توسط منورالفکران در ایران مطرح شد و رفته رفته واکنش متکلمان را برانگیخت. نخستین مباحث در حوزه علوم اجتماعی و سیاسی مطرح شد، که عبارت بود از آزادی، مساوات، قانون عرفی و منشا مردمی حکومت. این مفاهیم از دوره مشروطه به بعد مورد دفاع متکلمان قرار گرفت.پس از مشروطه نیز مباحثی چون علم و دین، ماتریالیسم دیالکتیکی و مارکسیسم به مسائل جدید کلامی افزوده شد. بررسی آسیب شناسانه مواضع متکلمان نشان می دهد که غالب آنها به مسائل جدید آشنایی زیادی ندارند و به ندرت متکلمی در یک مسأله مورد بحث تخصص دارد. آنها با همان ابزار و معارف سنتی به نقد مسائل جدید می پردازند به کارکردهای مثبت این مسائل توجه نداشته، در برخی موارد به دلیل ناآشنایی با مساله کلامی، مواضع متنقاضی اتخاذ می کنند.