تصویر مورد بحث در این مقاله متعلق به کتابی است با نام فالنامه ( Falnameh ) که در دروه ی صفویه - تحریر شده است و بر طبق روایتهای گوناگون « به حدود سال 1550 » یا « اواخر قرن 16 میلادی » باز می گردد . این نسخه ی با ارزش بر طبق اطلاعاتی که کتابخانه ساکسون استیت ( Saxon State Libarary ) در دسترس قرار داده است ، حدود « 74 صفحه نوشته بدون تصویر و 73 نگاره ی آبرنگ دارد و حدس زده می شود که به طور کلی از 182 صفحه تشکیل شده باشد . » صفحات و نگاره های این نسخه در نقاط مختلف دنیا از ...
"عتیاد به مواد موخدر امروزه یکی از معضلات اساسی زندگی بشری به شمار می رود. نزدیک به یک قرن است که جامعه بشری در سطحی گسترده مصمم به چاره اندیشی اساسی در مورد این معضل شده است. می توان گفت که در طی این مدت، در غالب کشورها، مصرف سوء مصرف و اعتیاد به مواد مخدر جرم شناخته شده و برای مرتکبان این جرایم مجازاتهایی تعیین و اعمال شده است. ولی، به رغم اعمال مجازاتهای سنگین، هنوز هم این مشکل، از جمله در کشور ما ایران، رو به گسترش است.
تصور غالب، حداقل در ایران و مستفاد از قوانین تصویب شده در مورد اعتیاد و مصرف و سو مصرف مواد مخدر، آن بوده است که باید با معضل مصرف مواد مخدر و بخصوص اعتیاد به شکلی قهرآمیز برخورد کرد. به عبارت دیگر، دیدگاه غالب در برخورد به مصرف و اعتیاد به مواد مخدر دیدگاهی سرکوبگرانه بوده است. ولی آنچه مسلم است این است که علم پزشکی فرد معتاد را بیمار می داند. بدیهی است که باید با بیمار مطابق اصول درمان بیماری برخورد کرد و نه سرکوبگرانه.
بررسی جرم انگاری یا جرم زدایی از مصرف مواد مخدر یا اعتیاد به مواد مزبور از این جهت واجد اهمیت است که، بر اساس آمار رسمی، در ایران تعداد 1.200.000 نفر معتاد و تعداد 800.000 نفر مصرف کننده تفننی مواد مخدر وجود دارد. بنابراین جرم زدایی با سرنوشت عده زیادی معتاد ارتباط مستقیم دارد.
برای توجیه اتخاذ یکی از نظریه های جرم شناختی و حقوقی در مورد جرم انگاری یا جرم زدایی، لازم است ابتدا مبانی نظری نظریه های مزبور بررسی شود، زیرا سوال در این مقاله این است که آیا باید از سو مصرف و اعتیاد به مواد مخدر جرم زدایی شود یا می بایستی همچنان جرم تلقی شوند؟
"
مسیر توسعه و تکامل سازمانها همزاد با تکامل خواستها، نیازها و علایق و آمالهای بشر است. در گذشته دور، فلسفه ایجاد و شکل گیری سازمانها بر ایده کاهش «هزینه مبادله» استوار بوده است. لیکن در دوره معاصر، سازمانها مفهومی کاملا متفاوت با گذشته را به خود اختصاص داده اند. کارکردهای آنها بسیار گسترده و انتظارات جامعه نسبت به سازمانها دائما رو به تزاید است، و برای پاسخگویی به این انتظارات و همگام شدن با تغییرات محیطی، نیاز دارند که ساختار، فرایند و مرزهای خود را دائما در حال تغییر و بهبود قرار دهند.
با توجه به نقش اساسی بخش کشاورزی در اقتصاد ایران، بررسی عوامل موثر بر رشد این بخش و تاثیر این بخش بر رشد عمومی اقتصاد از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین منظور مطالعه حاضر در چارچوب الگوی تحلیل مسیر انجام گرفته است.نتایج این مطالعه نشان می دهد که ارزش افزوده بخش خدمات، سرمایه گذاری بخش خصوصی در کشاورزی، سرمایه گذاری دولت درکشاورزی، ارزش افزوده بخش نفت و گسترش فناوری دارای اثر مثبت و معنی دار، و رابطه مبادله یا نسبت شاخص قیمت محصولات کشاورزی به شاخص قیمت کل اثر منفی و معنی دار بر ارزش افزوده بخش کشاورزی داشته است. همچنین ارزش افزوده بخش کشاورزی دارای بیشترین اثر مثبت بر ارزش افزوده کل بوده است
یکی از راههای شناخت ابعاد هنری مثنوی ورود به دنیای ساختار قصههای این کتاب و شناخت شگردهای اصلی قصهپردازی مولاناست. یکی از این شگردها، به کار بستن عنصر تعلیق و انتظار است. تلاش عمده این مقاله آن است تا از راه مقایسه ساختاری چند حکایت، نشان دهد که کمیت و کیفیت حضور این عنصر در داستانهای مولانا چگونه است. در این مقاله به این نتیجه میرسیم که تعلیق در قصههای مولانا از چهار راه حاصل میشود: 1. از راه پرداختن به معنایو مفاهیمی که روایت مستقیم قصه را قطع میکند. 2. از راه درج تلمیحات فراوان 3. از راه درج حکایتهای میان پیوندی که حضور آنها در میانه قصه، به هیچ وجه از پیش سنجیده نبوده است و صرفا به واسطه تداعیهای آزاد مولانا و به منوظر ایجاد شگفتی و تنوع و تغییر ذائقه خواننده، در میانه قصه اصلی راه یافتهآند. 4. از راه حذف حضور خود، به عنوان راوی و سپردن جریان روایت به دست اشخاص قصه. باری، عنصر تعلیق در قصههای مولانا، آنچنان هنری دارد که به هیچ وجه حالت انفعال را در وجود خواننده بر نمیتابد و او را به لطایفالحیل وا میدارد تا قصه را تا پایان آن ادامه دهد.
"صورت شعر نوشته ای فشرده و مختصر است و معنی شعر بیشتر احساسی و اشاره ضمنی است تا لفظی و اشاره عینی. در این نوع نوشته و گفته، صورت و معنی چنان پیوندی ناگسستنی دارند که اگر در فرایند ترجمه از هم جدا شوند بسیاری از آن معانی احساسی غیرقابل بیان و زیباییها و ظرافتهای صوری متن اصلی از بین می روند، چرا که خیلی از ویژگیهای شعر ترجمه ناپذیر و غیر قابل انتقال به زبان دیگرند. هیچ مترجمی نمی تواند صدای خوش آهنگ، وزن و قافیه، اشارات ضمنی، و سایر ویژگیهای اساسی شعر را ترجمه کند مگر با شبیه سازی ها و بدل سازی های کلی که در این صورت نیز تقریبا هیچکدام از محسنات ادبی و زیباییهای طبیعی متن اصلی به ترجمه منتقل نمی شود.
حدود ترجمه ناپذیری شعر از مباحث عمده در مطالعات ترجمه است. رابرت فراست معتقد است آنچه در ترجمه شعر از بین می رود خود شعر است. اعتقاد راسخ رومن یا کوبسن بر این است که شعر صراحتا قابل ترجمه نیست، و شلی نیز اساسا به ناممکن بودن ترجمه شعر عقیده دارد. از طرف دیگر، برخی از دانشمندان نیز استدلال می کنند که تمام معانی همیشه قابل ترجمه است و هر چه در یک زبان قابل بیان باشد به زبان دیگری نیز قابل انتقال خواهد بود.
ما در این مقاله نظریه های مختلفی را در مورد ترجمه پذیری و یا ترجمه ناپذیری شعر بررسی کرده، به این نتیجه می رسیم که ممکن بودن و یا غیر ممکن بودن ترجمه شعر هیچکدام نباید به معنی مطلق آن در نظر گرفته شود. یک پیام را می توان به هر زبان طبیعی انتقال داد، تنها صورت این پیام است که در زبانهای مختلف و نیز در نظم و نثر متفاوت می باشد. بنابر این گر چه این امکان وجود دارد که بتوان یک شعر را به نحوی ترجمه کرد که در زبان مقصد قابل قبول باشد، اما انتقال تمام ویژگیها و زیباییهای متن اصلی شعر زبان ترجمه امکان پذیر نیست."