"از همان ابتدای ظهور رادیو و تلویزیون در غرب مخالفتهای بسیاری با این دو رسانه از سوی موسیقیدانان جدی صورت گرفت. خصلت فراگیر و تودهای این دو رسانه و گرایش آنها به پاسخگویی به خواستة توده مردم، آنها را بهسمت سادهپسندی و سطحینگری در موسیقی سوق داده و همین امر موجب دوری موسیقیدانان جدی از آنها شده است. گفتمان مردمسالاری پشتوانه و توجیهگر سیاستهای موسیقایی این رسانهها بوده و فاصلهگیری بیش از پیش موسیقیدانان جدی از ذوق عمومی بر استحکام این گفتمان افزوده است. اما بهنظر میرسد تعمق بیشتر در این مسئله، یکسویه یا خطیبودن رابطة میان خواست مردم و سیاستهای موسیقایی رسانهها را زیر سؤال میبرد: رسانهها پاسخگویانی منفعل به سلیقة موسیقایی مردم نیستند، بلکه تا حد زیادی در ایجاد این سلیقهها نقش فعال ایفا میکنند.
"
"آنچه در این مقاله به آن پرداخته میشود، زمینههایی است که سبب شد موسیقی به مثابه عاملی اساسی در بیان دراماتیک عمل کند. همچنانکه خواهیم دید، این زمینهها، از سرآغاز شکلگیری و تکوین نمایش، با آن همراه بودهاند و در واقع، هیچگاه نمایش بدون موسیقی معنا و مفهوم اصلی خود را نیافته است. موسیقی گاه عامل اصلی بوده و گاه همراهی کننده، اما در هر حال، همواره حضور داشته است. از اینرو، نخست زمینههای ارتباط موسیقی و درام در غرب و سپس در شرق و در نهایت، در ایران بررسی خواهد شد. اما نکتهی مهم آن است که موسیقی ایرانی درون مایههای بیانی منحصر به فردی را داراست که در کارکردهای دراماتیک موسیقی باید در نظر گرفته شود.
"
"در رسانههای دنیای امروز، زبان، نقشی بنیادین ایفا میکند و محوریترین و مهمترین ابزار برقراری ارتباط با مخاطب را شکل میدهد.
در یک نگاه کلی، میتوان از دو دیدگاه به مفهوم زبان در رسانه نگریست که یکی در دل آن دیگری جای میگیرد. در نگاه عام، زبان مجموعه رمزگانی است که در چارچوب قواعد و قراردادهایی ویژه از هر نظام نشانهشناختی، برقراری ارتباط میان فرستنده و گیرندة پیام را امکانپذیر میسازد. در این تلقی از مفهوم زبان، که زیربنای تمامی ارتباطات انسانی را تشکیل میدهد، هیچ گونه ارتباطی میان رسانه و مخاطبان، خارج از چارچوب جهان زبان پدید نمیآید.
از همین رهگذر است که زبان تصویر، زبان موسیقی، زبان علائم گوناگون، زبان گفتار و حتی زبان سکوت یا ترکیبی از اینها، همگی به تناسب موقعیت در رسانهها و به طور کلی در دنیای ارتباطات بشری کاربرد یافتهاند. در این معنی، زبان، مسلما قدمت بیشتری نسبت به مفهوم خاص زبان، یعنی گفتار و نوشتار دارد؛ اما در عرصة دانشهای بشری، رویکرد علمی به بررسی فرآیندهای این گونه نظامهای دلالتگری به عنوان مجموعهای قاعدهمند از نشانهها، سابقهای چندان طولانی ندارد.
اما زبان در مفهوم خاص (و رایج) خود، به عنوان ابزار سخن گفتن از طریق گفتار یا نوشتار، کهنترین و پیچیدهترین نظام قراردادی دلالتگری ایجاد شده توسط انسان است که در سطوح مختلف؛ از کلیتی متجانس به عنوان نظام کلی زبان (لانگ) گرفته تا کاربرد فردی آن در سطح گفتار (پارول)؛ در گونههای مختلف از جمله گونة فردی، سنی، شغلی، جنسیتی، جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی و ...؛ در سبکهای متفاوت همچون معیار و غیرمعیار، رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری و ... به کار میرود. همین مفهوم خاص زبان است که تحت تاثیر عوامل مختلف تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به مرور زمان، نزد هر قوم و ملتی به کلیت مستقل و دارای هویت منحصر به فردی تبدیل شده است که در کنار نمادهای اصیل بومی و ملی آن قوم، به عنوان زبان ملی شناخته میشود.
رسانه از زبان در هر دو مفهوم فوق، استفاده میکند. از سویی با بهرهگیری از فرآیندهای مختلف دلالت در نظامهای نشانهشناختی ویژه، به تولید و انتشار «متن» در مفهوم کلی و وسیع آن میپردازد و در این راستا امکانات گوناگون دیداری و شنیداری از جمله تصویر، گفتار، موسیقی، نوشتار، صداهای محیطی و ... را برای برقراری ارتباط با مخاطبان به خدمت میگیرد؛ و از دیگر سو، بخش عمدهای از «متن»های تحقق یافته در عرصة رسانه، چه در شکل دیداری و چه در شکل شنیداری، در قالب زبان به مفهوم خاص آن (و در رسانة صدا وسیما در قالب زبان فارسی) شکل میگیرد. این گونه است که در رسانههای شنیداری چون رادیو، به علت فقدان تصویر و نشانههای دیداری، وابستگی به زبان گفتار، وابستگی عمیقتری است چنان که رادیو، بدون زبان، ماهیت خود را تقریبا به طور کامل از دست میدهد. در تلویزیون نیز، همچنان که در بیشتر ارتباطات انسانی، زبان گفتار در غالب اوقات، نقش اصلی را ایفا میکند؛ مگر آن که در شرایط ویژه، اقتضای فرآیند ارتباطی، بهرهگیری فرستندة پیام از رمزگان یا زبانی متفاوت با زبان گفتار و نوشتار (همچون موسیقی، تصویر و ...) را ایجاب کند.
این شماره از فصلنامة پژوهش و سنجش به موضوع «رسانه و زبان فارسی» اختصاص یافته است. بنابراین محور اصلی مطالب این شماره را مفهوم خاص زبان یعنی زبان گفتار و نوشتار تشکیل میدهد. امروزه اهمیت و حساسیت جایگاه زبان فارسی در رسانة ملی بر کسی پوشیده نیست. پیش از این نیز صاحبنظران بسیاری با دیدگاههای انتقادی، توصیفی، تجویزگرایانه و ... از جنبههای مختلف به این مقوله پرداختهاند و برخی از جوانب آن را واکاوی کردهاند. با این حال در مقالات این شماره از فصلنامه سعی شده است مسائلی که تا کنون کمتر بدانها پرداخته شده یا چالشهای نوظهوری که در عرصة کاربرد زبان فارسی در رسانههای امروز و بویژه رسانة ملی پدید آمدهاند، مورد بحث قرار گیرند.
زبان فارسی به عنوان یکی از مهمترین نمادها و نمودهای اتحاد ملی، شایستة توجه ویژه است. حرکت به سوی دستیابی به جایگاه مناسب زبان فارسی در رسانة ملی و ایفای نقش رسانه به عنوان یکی از مهمترین متولیان برنامهریزی زبان در جامعه، دغدغهای اساسی است که فصلنامة پژوهش و سنجش میکوشد با طرح مباحثی در این باره، توجه جدیتر پژوهشگران و صاحبنظران را به موضوع جلب کند و زمینة انجام مطالعات گستردهتر و بنیادیتر در این حوزه را فراهم نماید.
"
"عصر حاضر را عصر «انفجار اطلاعات و ارتباطات» نامیدهاند. پیدایش ابزارها و فناوریهای پیشرفته، بویژه رایانههای هوشمند، تغییرات جدی و بنیادی در شاخههای گوناگون دانش و کیفیت مطالعه و تحقیق در هر یک از آنها پدید آورده و به این ترتیب، امروزه دانش و دانشگاه به درون هر خانهای راه یافته و روشهای تحقیق را دچار تحولات اساسی کرده است. از مطالعه سیر تکامل کشورهای پیشرفته در مییابیم آن دسته از جوامعی که ابتدا زمینه و بستر لازم را برای تحقیق و پژوهش مهیا ساخته و آن را خمیرمایة طرحهای خود قرار دادهاند، مدارج ترقی و بالندگی را هر چه مطلوبتر و در زمانی کوتاهتر پیمودهاند. فصلنامه پژوهش و سنجش نیز طی سالها فعالیت خود، همواره کوشیده است با طرح موضوعات موردنیاز رسانه ملی و درج مقالات علمی و پژوهشی، به بومیسازی در این حوزه کمک کند.
طبق سیاست فصلنامه، سه شماره بهار، تابستان و پاییز هر سال، به موضوع ویژهای اختصاص دارد و شمارة زمستان در قالب «جُنگ» ارائه میشود که مجموعهای از مقالات مربوط به موضوعات مختلف در حوزة رسانههاست. بر همین اساس در سال 85، شماره بهار و تابستان با موضوع «رسانه و موسیقی»، شماره پاییز، با موضوع «رسانه و زبان فارسی» و شماره حاضر، در قالب «جُنگ» ارائه شده است.
همچنین به اطلاع همکاران، استادان، مدیران، دانشجویان و کلیه خوانندگان میرساند فصلنامه پژوهش و سنجش از شماره حاضر افتخار دارد از دیدگاهها و اندیشههای استادان بزرگوار آقایان جناب آقای دکتر کاظم معتمدنژاد (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی)، جناب آقای دکتر علیاکبر فرهنگی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)، جناب آقای دکتر علی رضائیان (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)، جناب آقای دکتر مهدی محسنیانراد (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) به عنوان هیئت تحریریه فصلنامه بهرهمند گردد. ضمن تشکر از پذیرش این همکاری امید است فصلنامه بیش از پیش برغنای علمی و پژوهشی خود بیفزاید و پاسخگوی نیازهای گوناگون مخاطبان و خوانندگان فهیم و علاقهمند خود باشد.
"
"در این مقاله سعی شده است تا عدم اطمینان موجود در فرایند تصمیمگیری چند معیاره بررسی و تحلیل شود.¬ در فرایند تصمیمگیری چند معیاره دو نوع عدم اطمینان، رتبهبندی گزینهها را تحت تأثیر قرار میدهد:
1ـ عدم اطمینان موجود در قضاوتها و عناصر ماتریس تصمیم )ماتریسبازده ( بهوسیله توزیع احتمال مربوط به آن بیان میشود، البته فرض اساسی این است که عدم اطمینان موجود در ماتریس تصمیم در نتیجه شک و تردید تصمیم گیرنده در مورد صحت قضاوتها بوده و در نتیجه عدم توافق تعدادی از تصمیم گیرندگان نمی¬باشد؛
2ـ عدم اطمینان مربوط به شرایط و خصوصیات آینده محیط تصمیمگیری که بهوسیله مجموعهای از سناریوها بیان می¬شود.
سناریوها در حقیقت تجزیه شرایط آینده محیط تصمیمگیری به تعدادی وضعیت مجزا میباشد. این نوع عدم اطمینان در فرایند تصمیمگیری چند معیاره کمتر توجه شده است.
هر دو منبع عدم اطمینان میتوانند منجر به نقض شدن رتبهبندیها و کاهش میزان اطمینان تصمیم¬گیرنده به نتایج به دست آمده شود. با استفاده از روش شبیهسازی میتوان تأثیر هر دو نوع عدم اطمینان را در تعیین وزن نسبی و رتبهبندی نهایی گزینه¬ها بررسی کرد. نتایج به دست آمده نشان میدهد که با افزایش میزان عدم اطمینان عناصر ماتریس تصمیم، احتمال نقض شدن رتبهبندیها و عدم اطمینان به آنها افزایش پیدا میکند. در این شرایط میتوان یک تعبیر احتمالی از رتبهبندی نهایی گزینه¬ها ارائه کرد."
هرچند تجربه تاریخى صدر اسلام ابعاد و سویه هاى مختلفى دارد که هر کدام مى تواند موضوع تحلیل متفاوتى قرار گیرد، اما تجربه مبارزه اسلام با اشکال گوناگون نابرابرى، که بر بنیاد نفى ارزش ها و سرشت مشترک انسانى استوار است، تجربه اى است که ویژگى متمایزى به اسلام نسبت به دیگر ادیان آسمانى داده است. این نوشتار با نگاهى به آموزه ها و ابعادى از حیات اجتماعى پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله)، زوایایى از این بحث، دست کم در حد طرح مسئله را مورد بررسى قرار مى دهد.
همیلتن گیب (Hamilton Gibb) در کتاب اسلام: بررسى تاریخى1 آورده: «تقریباً تعداد نظریاتى که درباره [حضرت] محمّد(صلى الله علیه وآله) به وجود آمده است با عده نویسندگان زندگى نامه او برابرى مى کند. فى المثل، زمانى مخالفان اسلام وى را مردى مصروع، زمانى یک سوسیالیست شورشگر2 و گاهى یک فرد مورمون (mormon = پایه گذار یکى از فرقه هاى مهم مسیحیت) توصیف کرده اند. به طور کلى، همه این آراء ذهنى افراطى را قاطبه محققان رد مى کنند. با این همه، تقریباً محال است که از نفوذ پاره اى از عوامل ذهنى و نفسانى در هر نوشته اى که موضوع آن شرح حال و اعمال پیغمبر باشد خوددارى کرد.» آیا آنچه گیپ درباره گفتار نویسندگان غربى درباره پیامبر اعظم(صلى الله علیه وآله) گفته صادق است؟ مقاله حاضر مى کوشد به این سؤال پاسخ دهد.
پل ریکور (Paul Ricoeur) ادیب و فیلسوف فرانسوى از دانشمندان شناخته شده عصر حاضر است. از او به عنوان یکى از ستون هاى هرمنوتیک مدرن نام مى برند. او به همراه موریس مرلوپونتى مهم ترین سخنگوى پدیدارشناسى در فرانسه، و در دهه اخیر برجسته ترین نظریه پرداز هرمنوتیک ادبى محسوب مى شود. او با طرح «هرمنوتیک یادآورى»2 به حساب مى آید، در صدد نقد و رفع کاستى هاى آن روش هرمنوتیکى برآمده است.
مقاله حاضر مقاله نخست از بخش اول کتاب «Figuring the Sacred» ریکور است که در سال 1995 م با ترجمه انگلیسى به چاپ رسیده است.
نویسنده در این اثر با رویکرد خاصى از نظریه تفسیر، یعنى هرمنوتیک فلسفى، پیرامون زبان دین به بحث مى پردازد. در حقیقت ریکور در صدد ایضاح سه فرض مربوط به فلسفه زبان دینى (1. ایمان دینى ممکن است از خلال زبان آن دین مشخص شود; 2. این نوع از گفتار بى معنى نیست; 3. این نوع از گفتار صادق هم هست.) بر اساس روش هرمنوتیکى است.
بى تردید یکى از مباحث مهمى که در عرصه فلسفه دین در مغرب زمین مطرح گردیده و سپس به حوزه مباحث اسلامى وارد شده است; مسئله «زبان دین و مکانیسم فهم و تحلیل آن» است. اینکه آیا زبان دین معنادار است یا بى معنا؟ با همان معیارهاى علمى و تجربى قابل اثبات، ابطال و تأیید است یا نه؟ و چه ارتباطى با زبان علم و اخلاق و فلسفه دارد؟ و...
بر خلاف بسیارى از نظریه هاى مطرح در عرصه زبان دین، این اثر کوششى است در جهت اثبات معنادارى زبان دین و صادق بودن آنکه به وسیله ریکور مطرح گردیده است. از این جهت اهمیت شایانى در عرصه مباحث مربوط به زبان دین دارد.