هدف از نگارش این مقاله توصیفی - تحلیلی، ارتباط ایده ها و عقاید کاسیرر با نورتروپ فرای در زمینه اسطوره است. فرای کوشید تا نظریات خود را درباره تاثیر اسطوره بر ادبیات، با کمک نظریه پردازان قبل از خود بیان کند. با توجه به آرای نظریه پردازان معروف اسطوره، نظیر فریزر، فروید، یونگ، اشپنگلر و کاسیرر، به نظر می رسد که فلسفه، آرا و باورهای کاسیرر، تاثیرات بیشتری بر اندیشه هـای فرای داشته اند. ساختار فکری کاسیـرر درباره قالب های نمادین و چندین قانون او در ارتباط با اسطوره که در این مقاله مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته اند، باعث تجلی اندیشه های فرای در مهم ترین اثر او «تشریح نقد» شد. هر چند وی با نظریه پردازان اسطوره سر و کار دارد، اما تلاش می کند تا به نظریات بنیادین موروثی رونقی دوباره ببخشد، فرض این مقاله بر این است که یکی از جدیدترین قالب های نمادین در صحنه ادبیات، نقد ادبی است که با بررسی مجدد نقش اطلاع رسانی اسطوره، نقد جدید ظهور می یابد.
"در روش تدریس معاصر، این اصل به طور کلی و عمومی پذیرفته شده است که کتاب درسی با جهت گیری ملی مهم ترین وسیله بهبود روند آموزش در شرایط فقدان محیط زبانی و فرهنگی زبان آموزان به شمار می رود. نویسنده مقاله با توجه به تحقیقات وسیع در زمینه کتاب آموزشی زبان روسی برای خارجیان، و نیز تجربه تدریس در دانشگاه تهران، به برخی نتایج درباره مسایل و دشواری های تدریس زبان روسی در ایران و اصول تالیف کتاب درسی با جهت گیری ملی برای دانشجویان زبان آموز ایرانی دست یافته است.
به نظر نویسنده مقاله، کتاب های موجود در زمینه تدریس زبان روسی، امروزه به عنوان ابزاری کارامد در بهبود آموزش، پاسخگوی اهداف عملی آموزش نیست و راه حل برای رفع این مشکل تالیف کتاب آموزشی با ویژگی های ذیل می باشد:
- آداب مذهبی مرتبط با دانشجویان مسلمان، در آن مد نظر قرار گرفته باشد.
- دربرگیرنده محیط های ارتباطی مطابق با شرایط ایران باشد.
- نیازهای ارتباطی دانشجویان زبان روسی را منعکس نماید.
- موضوعات متون کتاب درسی نسبت به دیگر اجزای تشکیل دهنده کتاب مانند قواعد و نکات دستوری از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.
کتاب آموزشی زبان روسی که در آن موارد فوق لحاظ گردد، می تواند تا حدودی فقدان زبانی و فرهنگی سخنگویان زبان دوم را جبران کند."
مقاله حاضر تلاشی است برای بررسی رابطه بین خلاقیت، راهبردهای یادگیری زبان و توانایی زبانی. به منظور اندازه گیری این سه متغیر، از آزمودنی ها یک تست "نلسون" برای سنجش توانایی زبانی، یک پرسشنامه "راهبردهای یادگیری زبان" برای سنجش میزان و نوع راهبردهای بکار رفته و یک پرسشنامه "سنجش شخصیت خلاق" برای سنجش خلاقیت گرفته شد. نتایج نشان داد که خلاقیت با میزان استفاده از راهبردها و همچنین با توانایی زبانی همبستگی مثبت معنی دار دارد. اما میزان استفاده از راهبردها، رابطه معنی داری با توانایی زبانی نشان نمی دهد. در این تحقیق، آزمودنی ها به دو گروه دارای خلاقیت بالا و خلاقیت پایین تقسیم شدند. با توجه به میزان استفاده از راهبردها، تفاوت معنی داری بین این دو گروه مشاهده نشد. اما بر اساس توانایی زبانی، بین آنها تفاوت معنی داری وجود داشت. هر دو گروه دارای خلاقیت بالا و خلاقیت پایین از راهبردهای فراشناختی بیش از سایر راهبردها و از راهبردهای احساسی کمتر از سایر راهبردها استفاده می کردند. آزمودنی ها همچنین به دو گروه دارای توانایی زبانی بالا و توانایی زبانی پایین تقسیم شدند. گروه دارای توانایی زبانی بالا از راهبردهای جبرانی و گروه دارای توانایی زبانی پایین از راهبردهای فراشناختی بیش از سایر راهبردها استفاده می نمودند. در حالیکه هر دو گروه، حداقل بهره را از راهبردهای احساسی می بردند.
همگان گالیله را دانشمند علوم تجربی می شناسند. اگر چه آنچه که گالیله را شهره آفاق کرد، همین وجهه علمی اوست، ولی باید دانست که او قبل از هر چیز، یک ادیب بود. شناخت ادبی او باعث شده بود که وی برای انتقال یافته های خود به مردم، زبانی را برای بیان کردن برگزیند که تا آن زمان مورد توجه قرار نگرفته بود. آنچه که در پی می آید، در واقع تلاشی است برای کشف زبان علمی گالیله و ارتباط آن با حقیقتی علمی که گالیله در پی اشاعه آن بود. افزون بر این، چون روشنگران قرن هجدهم (نظریه پردازان خرد گرایی) در بسیاری از موارد اندیشه های گالیله را سرمشق خود قرار داده بودند در اینجا به ارتباط آنان با فرهنگ علمی قرن هفدهم نیز مورد می شود.
جایگاه نواندیشی در تمدن جدید رفیع و بلند است؛ به گونهای که اگر آن را از دین بستانیم با بدنی بدون روح مواجه خواهیم شد. از این رو نواندیشی از عناصر کلیدی، در دنیای معاصر، شمرده میشود.
این مقاله نگاهی است به نواندیشی یکی از متفکران معاصر جهان اسلام، استاد شهید مرتضی مطهری. هدف نگارنده در این مقاله استخراج پاسخ شهید مطهری به سؤال "انتظار بشر از دین" میباشد.
وی بحثی تحت عنوان وجه نیاز بشر به دین مطرح نکرده است، اما مسلما دین و نیازهای بشر به دین یکی از دغدغههای فکری او بوده است.
سؤال اصلی این است که در عصر کنونی، که دورهی مدرنیته و پست مدرن است و تمدن جدید دستاوردهای فراوانی به بار آورده است، دین چه کاراییهایی دارد؟
آیا میتوان هم متدین بود و هم از دستاوردهای تمدن بشری برخوردار شد؟
نگارنده کوشیده است با تبیین و تحلیل دیدگاه شهید مطهری پاسخ این سؤالات را به دست آورد.
در نگاه ژرف و دقیق شهید مطهری، دین، انکار ناپذیرترین جریان و کارامدترین عامل در حیات فردی و اجتماعی است. از آنجا که دین بر مبنا و اساس فطرت انسان شکل یافته نمیتواند با پویایی و نوآوری انسان در تضاد باشد. زیرا از خصوصیات ذاتی بشر این است که آفرینش او به گونهای است که در پی تحول، پویایی و نوآوری است.
بیتردید، خرد و دانش ابزار و عامل اصلی توسعه و پیشرفت به شمار میآید. از آنجا که در بینش و نگرش اسلامی میان عقل و علم و دین پیوند ناگسستنی وجود دارد، دین خود بهترین محرک و مهمترین عامل برانگیزانندهی توسعه است.
لذا به اعتقاد شهید مطهری برای افزایش کارامدی هر چه بیشتر اسلام در فرایند توسعه، هرگز نیازی به «اصلاح دینی» نیست، بلکه تنها با «اصلاح دینداری»، در بستر درک و فهم صحیح آموزههای دینی و انطباق رفتارها و روابط اجتماعی با حقایق دین اسلام، میسر است.
تحولات علمی در سده های اخیر دستاوردهای متعددی برای بشر امروز داشته است. کاربرد آمار در رشته های مختلف تجربی، صنعتی و علوم انسانی اعم از سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی یکی از این ثمرات است. جمهوری اسلامی ایران در سند چشم انداز بیست ساله و برنامه چهارم توسعه بر توجه علمی به روند تحولات سیاسی- اقتصادی با جهان خارج تاکید دارد. با توجه به ماهیت انقلاب اسلامی و نگاه متفاوت به جهان از یک سو و ویژگیهای قاره افریقا از سوی دیگر ، در سیاست های اعلامی خود به قاره...
کتاب «زن در نهج البلاغه» تألیف دکتر نجوی صالح الجواد و ترجمه ورود سلامی و مقدمه دکتر سید محمد بحر العلوم که توسط انتشارات زمزمه زندگی و در تیراژ 3000 نسخه در تابستان 1384 منتشر شده است از جمله آثاری محسوب میشود که به غرض دفاع از حریم نهج البلاغه و در توجیه و تبیین دیدگاههای امام علی (ع) درباره زنان به رشته تحریر درآمده است. در این شماره ضمن معرفی این کتاب به نقد آن می پردازیم.
طبیعی است ورود دختران به مقطع آموزش عالی و اکثریت یافتن نسبی آنان مانند بسیاری از پدیدههای دیگر اجتماعی، خود معلول و برآمده از علل و عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دیگری است که توجه به این دسته از عوامل در تحلیل چیستی و چرایی این پدیده اجتماعی راهگشا خواهد بود. از سوی دیگر در مقابل این رویداد مهم موافقان و منتقدانی نیز وجود دارند که هر کدام از منظر و جایگاه متفاوتی به تحلیل، تفسیر، توجیه و بیان بایستههای آن میپردازند. در این میان میتوان میان پدیده افزایش ورود دختران به دانشگاهها و اکثریت یافتن نسبی آنها نسبت به پسران با بسیاری از پدیدههای اجتماعی دیگرتفاوت معناداری را مشاهده نمود و آن، غفلت از لزوم انجام پژوهشهای جدی و به چالش کشیدن این پدیده اجتماعی از منظرهای متفاوت است. در این مقاله نگاهی می اندازیم به به ترکیب جنسیتی دانشگاه های ایران و تحلیل افزایش دختران در دانشگاه ها.
گفتمان غالب فرهنگ فرانسه در مورد اسلام و مسلمانان در نشان دادن تصویر منفی از مسلمانان سازمان یافته و نظامند مینماید و همانطوری که خواهیم دید در سیاست گذاریها منعکس شده است. هیچ موضوعی درباره اسلام و مسلمانان نتوانسه است به اندازه حجاب باعث جلب توجهات، آزردن افکار، ایجاد ترس و خشم و ازدیاد شکاف بین فرانسه و پنچ میلیون ساکن مسلمان آن شود. در این مقاله به پوشش زنان به مثابه مرزی متعین برای اسلام با ادیان دیگر می نگریم.