کِرکگور رنج را یکى از ویژگى هاى فردى انسان مى داند. او در سپهر دینى رنج را نه تنها کیفر گناه یا مانع رشد انسان تلقّى نمى کند, بلکه آن را لازمه وجود انسانى, نشانه عمل مذهبى, عامل تعالى و مکتبى آموزنده مى داند که فرد در آن حقیقت مسیحیت را ـ که همان اقتدا به مسیح است ـ فرا مى گیرد, مسئولیت رنج و تسلاّ ى خود را بر عهده مى گیرد, رنج خویش را در مقایسه با ابدیت و شادى ابدى على رغم سنگینى و سختى اش سبک بارانه تحمّل مى کند, آن را راه تعالى خویش مى داند و در طریق رنج به وادى ابدیت و عشق الاهى پاى مى گذارد.
افت تحصیلی هنوز هم یک چالش جدی برای نظام های آموزشی دنیا است . شاید به همین دلیل با وجود پژوهش ها و بررسی های فراوان ، باب مطالعه و گفتگو درباره آن بسته نیست . این مقاله با یک نگاه فلسفی به افت تحصیلی ، قصد معرفی و تحلیل ریشه های نظری این پدیده ناخاسته در شرایط آموزش و پرورش مدرن را دارد. به عبارت دیگر در این جا ادعا می شود که علتهای افت تحصیلی در بنیادهای فکری و آرای تربیتی مدرنیته قرار دارد ، پس مادامی که آموزش و پرورش نظام خود را بر چنین بنیادهایی استوار سازد امکان پیش گیری از افت تحصیلی کمتر وجود دارد . به این منظور شش عامل اصلی متاثر از آموزشهای مدرن انتخاب ، و رابطه آن با آموزش و پرورش و افت تحصیلی در نظر گرفته می شود. کوشش به عمل خواهد آمد با طی مسیر یک مقاله پژوهشی به استناد منابع دست اول ، یافته ها ارایه و سپس تحلیل شود .
در حوزه شناخت، حاصل عصر روشنگری را به اعتباری می توان در دو امر خلاصه کرد: 1ـ نقادی بر بنیاد عقل 2ـ تلقی مکانیکی از طبیعت. در سایه دو نگاه مذکور، روشنگری دچار بحران شد. در کمین نقادی شکاکیت نشسته بود و در کمین تلقی مکانیکی از طبیعت، اصالت ماده. شکاکیت باورهای متعارف انسان را در خصوص واقعیت مستقل از خویش سست می کرد و اصالت ماده باور به آزادی، خلود نفس و مانند آن را تهدید می کرد. لذا مسأله این بود که نقادی از شکاکیت و اصالت طبیعت از اصالت ماده نجات یابد. کانت با ایده آلیسم استعلایی، یعنی با ایجاد نسبتی بین عینیت و علیت، درصدد گذشت از این مسأله بود. تقلا و تمنای کانت با همه سترگی آن در زمان خویش، مورد پرسش قرار گرفت. مقاله حاضر بعد از مقدمه و طرح مسأله به بررسی این امر پرداخته است.
در باب اندیشه و شخصیت سقراط نویسندگان یونان باستان آراء مختلفی عرضه کردهاند. در عصر حاضر نیز مورخان فلسفه باستان یونان کوشیدهاند از آثار اندیشمندان یونانی، بخصوص از آثار افلاطون، سقراط تاریخی را بیابند. سعی ما بر یافتن و تبیین آراء سقراط تاریخی نیست، بلکه در نظر داریم تا اثبات کنیم برخلاف آنچه مشهور است، نزد افلاطون افکار و شخصیت واحدی را برای سقراط نمیتوان یافت. سقراط دوره جوانی افلاطون دیالکتیکی با زبان تکمعنایی، مردمی و طرفدار تربیت شهروندان، سیاسی و بدون فلسفه سیاست خاص، خردمندترین فیلسوف اخلاق بدون نظریهپردازی در این باب، متعهد به ساختار دین مدنی یونان و سلبی و نقاد است. در آثار دوره میانسالی به سقراطهایی به عنوان فیلسوف مجنون، فیلسوف عاشق، شهودگرا که از روش دیالکتیکی میگذرد، ایجابی و نظریهپرداز، با زبان اسطورهای، گاهی نقاد سقراط دوره نخست، تابع و مرید راهنمای روحانی، در مقابل مردم و برگزیدهگرا، آرمانگرا با فلسفه سیاسی خاص و با برداشتی باطنی و اسرارآمیز از دین برمیخوریم. نقش سقراط در آثار اواخر دوران میانسالی و کهنسالی افلاطون کاهش مییابد، تا جایی که در جامعه «قوانین» جایگاهی ندارد؛ چنانکه اگر میداشت شاید سرنوشت سقراط رساله «آپولوژی» در انتظارش میبود.
برخی از مورخان یونانی و رومی معاصر سلسله های اشکانی و ساسانی و نیز بعضی از مورخان اسلامی تصریح می کنند، که منطقه دیلمان واقع در جنوب غرب ایالت گیلان، پیش از اسلام مستقل بوده است. آنان دو دلیل اصلی برای اثبات مدعای خود آورده اند، یکی وجود سربازان مزدور دیلمی در سپاه ایران، و دیگر، موقعیت جغرافیایی صعب العبور منطقه. گرچه در بدو امر هر دو دلیل غیر محتمل نمی نماید، لیکن با بررسی دقیق منابع به شیوه انتقادی معلوم می شود، عقیده استقلال دیلمان با واقعیت های تاریخ موافقت ندارد. شواهد و قراین متعددی وجود دارد که بوضوح معلوم می کند، که تعصب و احساسات مخالف مورخان یونانی نسبت به مملکت ایران همراه با اطلاعات ناکافی منجر به تحریف واقعیتهای تاریخی شده است. چنانکه کمبود اطلاعات راویان مسلمان در درک نادرست مسایل تاثیر داشته است. بررسی حاضر برای شناخت علت پیدایش عقیده استقلال دیلمان و چگونگی موقعیت سیاسی آن در دوران پیش از اسلام بر مطالعه انتقادی منابع تاکید دارد.