نیاز به برنامه های اصلاحی در ایران از عرصه نظامی و احساس ضعف در توانمندیهای مورد نیاز آن، نمایان گردید و نخبگان کشور را متوجه آسیبها و چالشهای ناشی از عقب ماندگی ایران و قدرتمندی بیگانگان ــ خصوصاً در عرصه نظامی ــ کرد. اقدامات اصلاحی در زمینه سامان دهی قوای نظامی با موانع متعددی روبرو شد که مهم ترین آنها، فقدان ظرفیت حکومت برای اصلاح و ارتقای قابلیتهای کشور در قلمروهای مختلف و از جمله کسب توان دفاعی بود. تصمیمات اصلاحی عمدتاً مبتنی بر درکی سطحی و ظاهربینانه از تحولات پیرامونی بودند. نویسنده در این مقاله، موانع اصلاحات نظامی را در دوره ناصرالدین شاه قاجار بررسی کرده است.
" هدف: تحقیق حاضر شیوه های موجود پیشگیری از اعتیاد را مورد مطالعه قرار داده و نگرش افراد مختلف را نسبت به روش های پیشگیری بررسی کرده است.
روش بررسی: در این تحقیق از روش توصیفی و پیمایشی (survey) استفاده شد، یعنی با استفاده از پرسشنامه نسبت به سنجش آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه در مورد روش های پیشگیری پیشنهادی و موجود و مقبولیت آنها اقدام گردید. برای طراحی پرسش نامه ابتدا با متخصصان و صاحب نظران این حوزه مصاحبه های باز صورت گرفت و با توجه به نظرات آنان پرسش نامه نهایی با 60 سوال بسته و 2 سوال باز طراحی شد. نمونه های تحقیق 2500 نفر از افراد 13 تا 35 ساله کل کشور می باشند که با نمونه گیری تصادفی از 15 استان که استان ها هم تصادفی انتخاب شده بودند گزینش شدند.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که نگرش کلی افراد نسبت به روش های پیشگیری مطرح شده در پژوهش و مقبولیت آنها مثبت است، هر چند بین میزان مقبولیت روش ها تفاوت هایی وجود دارد که بنا بر نظر آزمودنی ها روش های رشد و توسعه فرهنگی، آموزش مهارت های زندگی و ارایه مشاوره به مردم از مقبولیت بیشتری برخوردارند.
نتیجه گیری: آزمودنی ها مقبولیت روش های موجود و پیشنهادی پیشگیری از اعتیاد را تعاملی می دانند که بر یکدیگر تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم دارند که با توجه به این یافته ها الگوی مطلوب الگویی تلفیقی است.
"
امروزه سهم دانش و تحقیق و توسعه در تولید کالاها و خدمات به سرعت درحال افزایش است و تنها طریق حقوقی برای حمایت از دانش و نوآوریهای حاصل از تحقیق و توسعه که در کالاها و خدمات گوناگون، اعم از صنعتی، کشاورزی، معدنی و حتی کالاهای هنری و فرهنگی نیز متبلور میشود، حقوق مالکیت فکری است. این مالکیتها خود سرمایهای جدای از سرمایههای مادی بنگاه است و ارزش آنها در برخی موارد حتی از سرمایههای مادی بنگاه بیشتر است. بنابراین لازمه تصمیمگیری موفقیتآمیز در صادرات بهعنوان یکی از حلقههای زنجیره تأمین آن است که صادرکننده، وضعیت حقوق مالکیت فکری در محصولات صادراتی را در قالب زنجیره تأمین بهطور دقیق بررسی کند، چه در غیر اینصورت هزینههای سنگینی، توأم با جبران خسارت مدنی و کیفری، هم در کشور مبدأ و هم در کشور یا کشورهای هدف متوجه او خواهد بود. بر این اساس در این مقاله نخست، دلایل و شیوههای حمایت از مالکیت فکری در صادرات با توجه به اهمیت داراییهای فکری بررسی میشود و در این راستا نحوه حمایت از این داراییها و چگونگی انتخاب و اولویتبندی داراییهایی از این نوع که باید در بازارهای بینالمللی مورد حمایت قرار گیرند تشریح میشود. دوم، اهمیت مالکیتهای فکری در فعالیتهای صادراتی از لحاظ قیمتگذاری، تأمین مالی صادرات، تطبیق محصول با سلیقه بازار صادراتی، بازاریابی و حضور در نمایشگاههای بینالمللی بررسی میشود و سوم، چارچوبها و الزامات حقوقی حمایت از مالکیتهای فکری در داخل و در سطح بینالمللی با توجه به قوانین و مقررات داخلی و نیز مفاد معاهدات چندجانبهای که جمهوری اسلامی ایران به آنها ملحق شده است، بهطور خلاصه ارزیابی میگردد.
این پژوهش با هدف تعیین وضعیت هویت جوانان استان گلستان انجام شده است. در این مطالعه نمونه ای به حجم 400 نفر (226 مونث و 174 مذکر) از بین جوانان گروه سنی 24-20 ساله استان گلستان به روش خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های پایگاه اقتصادی – اجتماعی، بحران هویت، سبک های هویت یابی و سلامت عمومی بودند. نتایج حاصل از پرسشنامه بحران هویت نشان داد که 94.3 درصد از افراد در حال حاضر بحران هویت را تجربه نمی کنند و 5.7 درصد بحران هویت را تجربه می کنند. بر اساس اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه سبک هویت یابی 33.8 درصد از افراد از سبک هویتی سر در گم، 22.8 درصد از سبک هویتی هنجاری و 19.5 درصد از سبک هویتی اطلاعاتی استفاده می کنند. نتایج مقایسه ای نشان داد که بین دختران و پسران در سبک های هویتی تفاوت معنی داری وجود ندارند. در حالی که بین گروههای مختلف سنی تفاوت معنی دار وجود دارد. بدین معنی که بین گروه 20 ساله با 24 ساله در سبک هویتی سردرگم تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج همبستگی نشان داد که بین بحران هویت با سبک هویتی سردرگم رابطه معنی دار وجود دارد. یعنی کسانی که بحران هویت را تجربه می کنند بیشتر به سبک هویتی سردرگم گرایش دارند. همچنین بین سبک هویتی سردرگم و پایگاه اقتصادی- اجتماعی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. بدین معنی که با بالا رفتن وضعیت اقتصادی و اجتماعی سبک هویتی سردرگم کمتر تجربه می شود. علاوه بر آن نتایج نشان داد که بین بحران هویت و سلامت روانی در دختران همبستگی معنی داری وجود دارد. یعنی دخترانی که بحران هویت را تجربه می کنند از میزان سلامات روانی پایین تری برخوردارند. در حالی که در گروه پسران برعکس است بدین معنی پسرانی که بحران هویت را تجربه می کنند از میزان سلامت بالاتری برخوردارند.
جستجو در معانی عمیق تر دانش، ویژگی های ذاتی داده شده به «دانش» اما رویت نشده آن را مریی ساخته است. آنچه به واسطه تلاش فکری عده ای از اندیشمندان حاصل شده است، حکایت از آن دارد که می بایست خود را از دایره تنگ و محدود نگرش حاکم بر «دانش» در عصر اطلاعات خارج ساخته، بیش از پیش به عناصر به حاشیه رانده شده و از حقوق خود ساقط شده «دانش» و «آگاهی» خود توجه نشان دهیم و گستره وسیع تری را با تامل در معانی ژرف تر «دانش» جستجو کنیم؛ گستره ای که احتمالا در آن، انسان به داوری متواضعانه تری از نقش «دانش نظری» و «دانش فنی» در دانایی خود دست خواهد یافت و بسیاری از جنبه های مغفول، مطرود و چه بسا اسرارآمیز آن را آشکار خواهد ساخت. با اتخاذ این رویکرد ، کانون توجه خود را به بررسی نظریه هایی معطوف می کنیم که به این روشن اندیشی درباره «دانش» یاری رسانده اند تا از رهگذر آن اهداف تحقیق را در قلمرو تعلیم و تربیت تحقق بخشیم. با اهمیت یافتن نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در تعلیم و تربیت، و جدی شدن مباحث مرتبط با آن، سودمند است اگر تدقیق و تامل محسوس تری در خصوص وجوه فراموش شده دانایی صورت پذیرد . بر این اساس، تعلیم و تربیت برای مواجهه آگاهانه با چالش های پیش رو، نیازمند آن است که ضمن رهایی از نگاه کاهش گرایانه به دانش، طلب دانایی را در دستور کار قرار دهد بدون آن که خود را به دانش نظری و دانش مهارتی اطلاعاتی محدود سازد.
هدف از مقاله حاضر آن است که با زیر ذره بین قراردادن اطلاعات مربوط به بیمه گذاران بیمه عمر و پس انداز شرکت سهامی بیمه ایران طی سالهای 82-1375 ویژگیهای بیمه گذاران را تشخیص دهد و ضمن بررسی طرحهای مطرح موجود در دنیا و یا ارائه طرحهای جدید و متناسب با فرهنگ و سنت خودمان بتوان از مزایای بی بدیل و کم نظیر بیمههای عمر و پس انداز بهره مند شد ...
مقاله حاضر تلاش می کند تا با تحلیل گروه های خاصی از زنان ایرانی، بازاندیشانه بودن زندگی مدرن و بازاندیش بودن کنشگران آن را با نگاه ویژه به بازاندیشی خویشتن به مثابه مصداق بازاندیشی زندگی مدرن و کنشگران آن به تصویر کشد. در این مقاله گروه های خاصی از زنان نیز از جمله اقشاری در نظر گرفته شده اند که در سطوح مختلف عملکردهای بازاندیشانه داشته اند. از نظر ما نمود بازاندیشی در خویشتن در مواردی همچون رابطه با خود و اطرافیان، مراسم، بدن، ازدواج، اشتغال و مواردی دیگر در حوزه خصوصی و عمومی مرتبط با گروه های خاص زنان متبلور می شود. برای ترسیم بازاندیشی و تغییرات در خویشتن زنانه، از متون زن نوشته این گروه های خاص، همچون خاطرات و زندگینامه های زنانه و رمان های زن نوشته در باب زنان، استفاده کردیم تا روایت در باب این گروه های خاص زنان با توجه به آموزه های دی والت (1999) به زبان خود زنان باشد نه زبان دیگری آنان (مردان). در واقع، مساله اصلی این مقاله با این پرسش ها روشن تر می شود: چگونه این گروه های خاص زنان به روایت خودشان در فرآیند بازاندیشی قرار گرفته اند؟ در چه وضعیت هایی اقدام به بازاندیشی کرده اند؟ نمودهای این بازاندیشی را در کجا می توان دید؟ برای رسیدن به پاسخ با انتخاب نوشته هایی از این زنان، ابتدا تصویری از روند تغییرات بازاندیشانه در طی زمان ترسیم خواهد شد. از نظر ما در میان نوشته های فوق روندی از بازاندیشی در این گروه های خاص دیده می شود که در عرصه های مختلف زندگی آنان نمود پیدا کرده است. ما برای پرداختن به آنها، چهار تیپولوژی از بازاندیشی این زنان ارایه کرده ایم که عبارتند از: "فقدان بازاندیشی"، "بازاندیشی در مناسک"، "بازاندیشی در حوزه خصوصی" و در نهایت، "بازاندیشی در حوزه عمومی". این تحلیل احتمالا از اولین تحلیل های روایت گونه از بازاندیشی موارد خاص از زنان در تاریخ ایران است که امیدواریم به درک بهتر برخی از روابط اجتماعی ایران در ظرف تاریخ کمک کند و شناختی هر چند کم اما بدیع از این روابط فراهم کند.
این مقاله در پی آن است تا اهمیت سرمایه اجتماعی در حکمرانی خوب و شکنندگی و آسیب پذیری آن در برابر رفتار و اقدامات دولت را برجسته کند. سرمایه اجتماعی سنگ بنای جامعه مرفه و دولت کارآمد است و در سایه حفظ، تقویت و انباشت این منبع ارزشمند است که جامعه می تواند از دستاوردهای توسعه و حکمرانی خوب بهره مند شود. از این رو، دولت نه فقط باید پیامدهای اقداماتش بر سرمایه اجتماعی را ارزیابی کند، بلکه لازم است همواره محیط اجتماعی اعتمادآوری را فراهم آورد که اعتمادپذیری، تمایل به حفظ قول و قرارها، تمایل به همکاری و همیاری و واردشدن در شبکه های اجتماعی را برای اعضای جامعه سودمند و معنادار سازد. نگارنده معتقد است که سرمایه اجتماعی با تعدیل یا از مطلوبیت انداختن نارسایی هایی چون ناکارایی تخصیصی، کسادی سازمانی، مشکل کارگزاری و فساد در بخش عمومی و نیز تنش و تعارض های احتمالی بین سیاستمداران و بوروکرات ها، و در عین حال تقویت نظارت درونی، امکان عرضه کالای مدیریت عمومی بهتری را فراهم می کند. دولت از یک سو می تواند از طریق بهسازی فردی، اجتماعی و نهادی و نیز تدارک محیط اجتماعی اعتمادزا، زمینه تولید سرمایه اجتماعی را فراهم آورد و از سوی دیگر، با تضعیف منابع سازنده سرمایه اجتماعی به تخریب آن کمک کند.