روند جهانی شدن چالش های جدیدی را برای نظام آموزش و پرورش پدید آورده است که تغیر کارکرد آموزش و پرورش را طلب میکند مطالعات و بررسیها نشان میدهد همگام با تغییرات شگرفت اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژی، بویژه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و جهانی شدن آموزش و پرورش، نظام آموزش و پرورش کشور توسعه را نشان داده و به عنوان راهنمایی برای اقدام قرار گیرد. از این رو، هدف تحقیق حاضر تعیین ریشه های توسعه نیافتگی نظام آموزش کشور و ارائه چنان چارچوب و مدلی است که در صورت اقدام به آن بتواند آموزش و پرورش کشور را در مسیری که لازمه توسعه است قرار دهد. برای این منظور بر اساس مبانی نظری و مطالعات مقایسه ای و بررسیهای انجام شده شاخص های اصلی توسعه نیافتگی نظام آموزش و پرورش در هفت مؤلفه شامل توسعه برنامه ریزی و سیاستگذاری، توسعه جهانی، توسعه اقتصادی، کیفی، فرهنگی، اجتماعی و توسعه سیاسی شناسایی گردید. برای آزمون مؤلفه ها و پاسخگویی به سئوالات تحقیق، پرسشنامه ای حاوی 144 سؤال تهیه و پس از اطمینان از روایی و اعتبار آن برای اعضای نمونه شامل رؤسای آموزش و پرورش و رؤسای دانشگاه های آزاد و معاونان آنها (386 نفر) در کشور فرستاده شد و اطلاعات لازم از پرسشنامه عودت داده شده جمع آوری گردید. این داده ها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی چون تحلیل واریانس، ANOVA و آزمون F و تحلیل عامل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد برنامه ریزی و سیاست گذاری در ارزشهای علمی، پژوهشی، تکنولوژی، آموزش و پرورش، گسترش ارتباطات جهانی و پذیرا بودن نوآوریها، سرمایه گذاری در ارزشهای علمی، پژوهشی، تکنولوژی، آموزش و بهداشت و توجه به کیفیت آموزش، تمرکززدایی از نظام آموزش و پرورش و تولید فرهنگ و ارزشها متناسب با نیاز توسعه میباشد.
در آغاز قرن بیست و یکم، افراد و جوامع، با نیاز روزافزون خود به آموزش، مسئولیت فوق العاده سنگینی بر دوش مؤسسات آموزشی گذاشته اند. سرعت فزآینده علم و پیشرفت سریع فناوری، تلاش هر چه بیشتر دست اندکاران نظام آموزشی را برای آگاهی از فناوریهای جدید و قابلیتهای آنها ضروری میسازد. از این رو نظامهای آموزشی در مقابل موج عظیمی از تحولات قرار گرفته اند که در آن موقعیت سنتی مدرسه، روش آموزش، دانش آموزان، معلم و مدیر به چالش کشیده شده است. اگر چه ورود فاوا به مدارس میتواند باعث تحول نظام آموزشی شود ولی ترویج فناوریهای نوین با موانعی نیز همراه است.
به منظور بررسی موانع کاربرد فاوا در مدارس، پژوهش توصیفی-پیمایشی حاضر انجام شده است نمونه آماری این پژوهش شامل 180 نفر از دبیران و 37 نفر از مدیران مدارس متوسطه است. که دارای کارگاه فاوا بوده اند و از طریق تصادفی ساده هماهنگ با تعداد دبیران و مدیران نواحی آموزشی در سطح شهر اصفهان انتخاب شده اند. ابزار بکار رفته در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که برای بررسی روایی آن، از روایی محتوا و برای پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل پرسشنامه ها از طریق آماری توصیفی و استنباطی در محیط SPSS صورت گرفته است.
از جمله مهمترین موانع کاربست فاوا که در پژوهش حاضر مشخص شده میتوان به:
1- عدم تسلط دبیران به زبان انگلیسی
2- ضعف در دانش رایانه ای دبیران
3-عدم تلفیق رایانه در محتوای برنامه درسی
4- کمبود وقت کار عملی نسبت به تئوری در دبیرستانها اشاره کرد.
این تحقیق برای دسترسی به میزان بهره مندی دانشجویان دانشگاه آزاد منطقه 9 از مطبوعات و نقش عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. روش تحقیق فوق توصیفی، اکتشافی، کاربردی، مقطعی و پیمایشی بوده و بر روی 400 تن از دانشجویان منطقه 9 که از 6 واحد ابتدا به تصادف واحدها و سپس به روش نمونه گیری طبقه ای دانشجویان انتخاب و انجام شده است. در مجموع شاخص بهره مندی کلی از مطبوعات نشان داد که 26 درصد دانشجویان هرگز مطبوعات را مطالعه نمیکنند و 54 درصد آنان به ندرت یا گاهی مطبوعات را مطالعه میکنند و تنها 20 درصد آنها اغلب یا همیشه از مطبوعات بهره مند میباشند. از طرفی نتایج آزمون فرضیات (با توجه به نتایج آزمون ناپارامتری من ویت نی) نشان داد که بین ویژگیهای فردی دانشجویان نظیر جنس، وضعیت تأهل و رشته تحصیلی آنان و میزان بهره مندیشان به لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود ندارد.
این نوشتار، در پی گذری اجمالی بر تاریخچه سرداب مقدس، نظرات علمای عامه را برمی رسد و آن گاه دیدگاه علمای شیعه را تبیین می کند. از این طریق، به غیرواقعی بودن روایت داستان سرداب می پردازد که بزرگان عامه آن را نقل می کنند. سپس در ضمن مباحث مطرح شده درباره سرداب مقدس، به عدم اتحاد بزرگان عامه دراین باره اشاره می شود.
اختلاف نظر آنان در طرح مباحث سرداب به گونه ای است که هر شخص با اندک تاملی آن را در می یابد و به واهی بودن این گونه مطالب و نیز غرض ورزی مؤلفان آنها پی می برد. از جمله این مباحث محل وقوع سرداب است که مؤلفان عامه آن را به اختلاف در شهرهای سامراء، حله، بغداد و ... ذکر کرده اند. مطالبی که پیرامون آن امکنه بیان کرده اند، بیان گر ناآگاهی آنان از عقاید تشیع است؛ زیرا گفتار هیچ یک از آنان به منابع شیعی مستند نیست و در نوشته هایشان از نظرات بزرگان تشیع هیچ ذکری به میان نیامده است. آنان از این حقیقت به دورند که جامعه تشیع بر این باور است که خانه امام هادی در سامراء و سرداب واقع در آن، به جهت این که مسکن سه تن از امامان معصوم شیعه بوده و آن بزرگواران سال ها در آن زندگی کرده و به عبادت و راز و نیاز با خدای خویش پرداخته اند، در نزد شیعیان جایگاه والا و بالایی دارد و هیچ امتیازی دیگری بر مشاهد مطهر دیگر ائمه ندارد
این نوشتار، میزان اثر گذاری آموزه های مهدویت را بر تعلیم و تربیت بررسی می کند. به همین دلیل، پس از مقدمه و بیان مفهوم تعلیم و تربیت و رابطه آن دو و نیز تبیین جایگاه آن در میان آموزه های مهدویت که بخشی از آموزه های اسلام است، تنها به دو آموزه اساسی (معرفت امام عصر و انتظار ظهور) می پردازد و اثر گذاری آنها را بر تعلیم و تربیت بررسی می کند. آموزه های مربوط به معرفت و شناخت امام، ما را در شناخت خدا ، حفظ دین و خلافت الهی یاری می رساند و آموزه انتظار ظهور نیز مایه امیدآفرینی، خودسازی و دیگرسازی است. همه این آموزه ها در تعلیم و تربیت انسان ها نقش بسزایی دارند. این موارد در کنار روش های تربیتی هم چون الگوگرایی، الگوی عملی، پند و اندرز که قالب و سیاق آن آموزه ها را تشکیل می دهند، کمال و سعادت انسان ها را تضمین می کنند و آنها را به مقام قرب و عبودیت می رساند که هدف آفرینش انسان به شمار می رود.
تبیین روش های درست تعلیم و تربیت، در تعالیم دینی و اسلامی که بخشی از آن، به آموزه های مهدویت مربوط است، می تواند نیاز فطری و حقیقی انسان ها را برآورده سازد. بی شک، علم و آگاهی به تعالیم مهدویت و عمل به آنها، انسان را به سرمنزل مقصود می رساند و راه های دیگر، به سقوط و گم راهی منجر می شود
منابع تفسیری، روایی و کلامی، اصل امامت را به شرح بحث کرده اند و مباحث نقلی به گونه قطعی اصل این باور را اثبات نموده اند. از آن جا که مباحث و روش های عقلی در تثبیت عقیده و اصول دین و نیز همگانی شدن آن نقش محوری دارد، برخی از روایات و نیز همه متکلمان، موضوع امامت را در قالب عقل پی گیری کرده اند. در این باره، قاعده «لطف» مهم ترین دلیل عقلی به شمار می رود.
این نوشتار، اصل امامت را با نگاه شیعی و با توجه به بُعد وجودی امام، به صرف مقام اعتباری، در قالب دلیلی عقلی مطرح می کند. برخی از منابع به امامت و واسطه فیض پرداخته اند، اما به صورت مشروح و با نگاه تحلیلی و همه جانبه چنین بحثی انجام نشده است.
نویسنده با بهره گیری از منابع اصیل و با اشراف به مباحث جانبی، وجود امام (امامت عام) را به عنوان واسطه فیض الهی معرفی می کند؛ از آن جا که فیض الهی مداوم است، وجود امام نیز استمرار دارد