"هدف این پژوهش بررسی و مقایسه عملکرد کودکان دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی و کودکان دارای اختلالات یادگیری کلامی در زیرآزمونهای مقیاس تجدید نظر شده هوشی وکسلر کودکان، آزمون دیداری ـ حرکتی بندرگشتالت و مقیاس ریاضیات ایران کیمت بود. پس از ارزیابیهای متعدد بر اساس تفاوت معنادار بین هوشبهر کلامی و عملی و نمرات مقیاس درجهبندی دانشآموزان: تشخیص اولیه کودکان دارای اختلالات یادگیری (مایکل باست، 1971) دو گروه دارای اختلالات یادگیری کلامی و غیرکلامی از میان مراجعهکنندگان به مراکز اختلالات یادگیری سازمان کودکان استثنایی شهر شیراز شناسایی شدند. اطلاعات لازم بهمنظور انجام این پژوهش با استفاده از مقیاس تجدید نظر شده هوشی وکسلر کودکان، آزمون دیداری ـ حرکتی بندرگشتالت و مقیاس ریاضیات ایران کیمت از 52 آزمودنی دختر و پسر 6 تا 11 ساله دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی (23 نفر) و دارای اختلالات یادگیری کلامی (29 نفر) جمعآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و آزمون T مستقل با روش تصحیح بونفرنی استفاده شد. نتایج نشان داد که:
1ـ میانگین نمرات گروه دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی در خردهآزمونهای اطلاعات، شباهتها، حساب و واژهها از میانگین نمرات گروه دارای اختلالات یادگیری کلامی بهطور معنادار بالاتر است. و در خردهآزمون حساب برخلاف سایر زیرآزمونها میانگین نمرات گروه دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی از میانگین نمرات گروه اختلالات یادگیری کلامی پایینتر است.
2ـ تفاوت معناداری در تمام خردهآزمونهای عملی مقیاس تجدیدنظرشده هوشی وکسلر بجز تطبیق علایم در دو گروه دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی و دارای اختلالات یادگیری کلامی وجود دارد. میانگین نمرات گروه دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی از میانگین نمرات گروه دارای اختلالات یادگیری کلامی بهطور معناداری کمتر است.
3ـ میانگین گروه دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی در آزمون دیداری ـ حرکتی بندرگشتالت بهطور معنادار پایینتر از میانگین گروه دارای اختلالات یادگیری کلامی است.
4ـ میانگین گروه دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی در تمام بخشهای مقیاس ریاضیات ایران کیمت بهطور معنادار پایینتر از میانگین گروه دارای اختلالات یادگیری کلامی است.
با استفاده از نتایج فوق تشخیص اختلالات یادگیری کلامی و غیرکلامی با استفاده از نیمرخ نمرات در زیرآزمونهای مقیاس تجدید نظرشده هوشی وکسلرکودکان، آزمون دیداری ـ حرکتی بندر گشتالت و مقیاس ریاضیات ایران کی مت امکانپذیر بوده و استفاده از هر سه مقیاس توصیه میشود.
"
"اساس مقاله حاضر پژوهشی است که در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام شده است. هدف این پژوهش دستیابی به نظر والدین درباره تأثیر آگهیهای تبلیغاتی تلویزیون بر فرزندانشان بوده است. از نتایج جالب توجه پژوهش میتوان به این موارد اشاره کرد:
ـ با بالا رفتن تحصیلات والدین از میزان اعتماد به آگهیهای تبلیغاتی کاسته میشود.
ـ کودکان به آگهیهای آموزشی تلویزیون بیش از آگهیهای بازرگانی علاقه دارند.
ـ در حدود کودکان کالاهای تبلیغشده در آگهیها را از والدین خود درخواست میکنند.
ـ تنقلات عمدهترین کالای تبلیغشده درخواستی کودکان است.
ـ توضیح دادن به کودک درباره اهداف سازندگان آگهیها از بهترین شیوههای نظارتی است
"
در این مقاله مزیت صنعت چرم ایران ارزیابی شده است. به این منظور شاخص های مزیت شامل DRC ،RCA ، TMو CMS برای پوست، چرم و محصولات چرمی (کفش و سایر پوشاک چرمی) محاسبه شده اند. نتایج حاصل از محاسبه شاخص ها نشان می دهد که ایران در صدور پوست (ماده اولیه اصلی صنعت چرم) دارای مزیت است البته چون سیاست کشور جایگزینی صدور این ماده با محصولات دارای ارزش افزوده بالاتر است، شاخص های مبتنی بر اطلاعات تجاری بیانگر خروج تدریجی کشور از بازار پوست است.بر حسب شاخص DRC (هزینه منابع داخلی)، کشور در زمینه چرم دارای مزیت بالقوه است و شاخص RCA (مزیت نسبی آشکار شده) نشان می دهد که در سال های اخیر این مزیت به فعل در آمده و ایران در صدور چرم دارای مزیت نسبی شده است. شاخص TM (نقشه ریزی تجاری) نشان می دهد اگر چه کشور در گروه برندگان بازار چرم قرار گرفته است ولی بازار چرم در جهان در سال های اخیر رو به افول است. در این صورت شناخت بازارهای صادراتی و اعتلای عوامل تعیین کننده مزیت رقابتی اهمیت مضاعف می یابند. تحلیل شاخص CMS (سهم بازار پایدار) نشان می دهد که مزیت کشور در بازار چرم پایدار نیست، این امر علاوه بر رو به افول بودن بازار این محصول در سال های اخیر به انتخاب نامناسب بازارها و اثر رقابتی منفی بر می گردد.در زمینه محصولات چرمی اگرچه شاهد رشد صادرات هستیم، اما هنوز RCA کوچکتر از یک است، لذا کشور فاقد مزیت نسبی است. شاخص TM نشان می دهد که بازار این نوع محصولات روبه افول و در نتیجه رقابت در آن دشوار است. شاخصCMS نیز برای بیشتر بازارهای صادراتی منفی است.در مجموع اگرچه صادرات صنعت چرم کشور دارای رشد است اما تا رسیدن به مزیت پایدار و رقابتی به ویژه در محصولات با ارزش افزوده بالاتر فاصله دارد. پیمودن این فاصله مستلزم توجه به عوامل تعیین کننده مزیت رقابتی چون فناوری، تحقیق و بازاریابی است.
شهرستان داراب که در زمان های گذشته «دارابگرد» یا «دارابجرد» نامیده شده است، از کهن ترین شهرهای ایران و جهان محسوب می گردد. سابقه تمدن در ناحیه دارابگرد بر مبنای اکتشافات باستان شناسی، به هزاره های ششم و پنجم قبل از میلاد، مقارن با عصر سفال نخودی و همزمان با تمدن های سیالک دوکاشان و تپـه شهداد کرمان می رسـد. بنای شهـر قدیم دارابگـرد بر مبنای تاریخ اساطیری ایران به داراب شاه هشتمین پادشاه سلسله کیانی ایران که در ادبیات پهلوی و اسلامی از او به نام داریوش بزرگ یاد شده، نسبت داده اند. این شهر در عصر هخامنشی بزرگترین ناحیه آبادان شرق پارس بوده است. در دوران اشکانی دارای حکومت نیمه مستقل بوده که امرای آن از شاهان پارس اطاعت می کردند. دارابگرد در اوایل سده سوم میلادی به عنوان مقر و اولین پایتخت سرسلسله ساسانیان اهمیت ویژه ای کسب نمود. پس از آن در تمام دوران ساسانیان این شهر مورد توجه این خاندان بوده و حکومت آن پیوسته در اختیار شاهزادگان و درباریان ساسانی قرار داشته است. ضرابخانه بزرگ شهر دارابگرد تا چند قرن پس از سقوط ساسانیان فعالیت داشته است. شهر دارابگرد در سال23 ﻫ.ق بر اثر تهاجم سپاهیان اسلام به کنترل سرداران عرب درآمد.
اعلان بی طرفی در جنگ جهانی اول و مقید نبودن قدرت های درگیر در جنگ نسبت به آن، موقعیتی ضعیف از ایران به نمایش گذاشت که به اقتضای منافع قدرت های استعماری می توانست آماج حملات قرار گیرد، اما امروز زمینه های داخلی آن تجاوزات از بین رفته است و ایران امروز موقعیتی در خور محاسبه و ملاحظه نزد قدرت های بزرگ یافته که مانع از تکرار تجاوزات پیشین گردیده است. مقاله حاضر با این نگرش موضع بی طرفی ایران را در جنگ جهانی اول بررسی کرده است.
نهضت تنباکو، نهضتی است که تامل در آن، از حقایق الگوهای تحول در جامعه ایرانی پرده برمی دارد، بازیگران اصلی و اهداف غایی حرکت های خودجوش مردمی در سطحی ملی شناخته می شوند و داعیه های دروغین دراین باره آشکار می گردند. نهضت تنباکو به لحاظ ابعاد، ملی و از نظر ماهیت دینی بود و به قصد اصلاح روابط حکومت با جامعه، از یک سو و سایر حکومت ها با ایران، از سوی دیگر، بود. بررسی نهضت تنباکو از آن رو حائز اهمیت فراوان است که بر کنار از هیاهوهای روشنفکری، تحرک و پویایی اجتماعی در ایران معاصر را با محوریت مردم و دین آشکار می سازد؛ واقعیتی که در انقلاب اسلامی ایران با کمیت و کیفیت بیشتری بروز نمود و به تاسیس نظام جمهوری اسلامی، نظامی دین مدار و مردم گرا انجامید. این مقاله تبیین این واقعیت ها را مدنظر قرار داده است.
در جهان کنونی، «پژوهش» سهمی محوری در کلیه مراحل و فرایندهای طرح و شناسایی نیازها تا رفع آن ها عهده دار شده است. امروزه، نهادهای مولد اندیشه و اتاق های فکر، متکفل پشتیبانی پژوهشی در عرصه های مختلف حیات انسانی هستند. ازاین رو، طرح نقشه مهندسی فرهنگی کشور به مثابه یک نیاز و ضرورت نیز در سایه پژوهش فراگیر به لحاظ وسعت مکانی، مستمر از نظر پیگیری و دامنه زمانی و متمرکز به جهت موضوع می باشد. تجزیه و ترکیب متعادل مفاهیم و راهکارها که مبتنی بر شناخت فکری و احساسی محیط بر وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است، در گرو پذیرش و تحقق پژوهش می باشد. در مقاله حاضر، ضمن تاکید بر این واقعیت، پیش نویسی برای تدارک ساختار یک نقشه برای مهندسی فرهنگی کشور ارائه شده است.
فراز و فرود نیروهای هوادار هر جریان را شاید بتوان امری عادی تلقی نمود که همواره وجود داشته است، لیکن این تلقی تا جایی پاسخگوی تبیین وضعیت آن جریان می باشد که متوجه مهره های کلیدی و محوری نگردد، در غیر این صورت موضوع بحث از فراز و فرود نیروهای هوادار به فقدان اقناع کنندگی فرقه و بازگشت نخبگان (راهبران و مدعیان پیشین) تغییر می یابد؛ امری که در مورد بابیت و بهائیت بارها اتفاق افتاده و مقاله حاضر به بررسی شواهد آن برآمده است.
برای رسیدن به پایه بلند و مستحکمی در علم «خاطره شناسی»، بدون شک نیازمند اصول و روش تحقیق سنجیده و دقیقی خواهیم بود که براساس آن روش و اصول، به شناخت رویکردها، راهبردها و دیدگاه های لازم در حوزه «خاطره شناسی» نایل شویم. هرچند که نگرش های تازه در حوزه علوم انسانی به این مهم کمک فراوانی خواهد کرد، برای رسیدن به بنیادهای اصیل و مستقل معرفتی برای «خاطره پژوهی» بایسته های زیادی در پیش است. مقاله زیر دریچه ای می گشاید بر این بایسته ها.
شخصیت(character) عبارتست از مجموعه غرایز و تمایلات و صفات و عادات فردی، یعنی مجموعه کیفیات مادی و معنوی و اخلاقی که فرآیند عمل مشترک طبیعت اساسی، اختصاصات موروثی و طبیعت اکتسابی است و در کردار و رفتار و گفتار و افکار فرد جلوه می کنند و وی را از دیگر افراد متمایز می سازند (یونسی،1382: 289). اثر ادبی آیینه ایست که شخصیت درونی نویسنده در آن متجلی می شود و بدین وسیله خواننده به جهان درونی او راه می یابد. شخصیت ها را به انواع گوناگونی از جمله: اصلی و فرعی، ایستا و پویا، جامع و ساده و ... تقسیم بندی کرده اند؛ به عنوان مثال، شخصیت ها در داستان "جای خالی سلوچ"راکد و ایستا نیستند و متناسب با سن و محیط اجتماعیشان متفــاوت عمل می کنند. نگارنده در این مقاله کوشیده است از یک سو جوانب مختلف شخصیت هــای رمان "جــای خالی سلوچ"را تحلیل کند و از سویی دیگر رابطه دیگر عناصر داستان از جمله،گفتگو، زمان، مکان، صحنه و... را با شخصیت نمایان سازد.
استبداد ستیزی و شوریدن بر خودکامگان تاریخی همچون سلطان و شاه، کارگزاران و عاملان، و وزیران و وابستگان آنها که به مدد زور و تزویر، غاصبانه بر مردم مظلوم فرمانروایی می کرده و موجب استضعاف توده های مردم و ستمکاری های فراون شده اند، از مضامین ارزنده شعر فارسی است. سنایی نیز این مضمون را یکی از محورهای عمده شعر خود قرار داده و نگرش ها و نظرات خود را در مورد شاهان و وزیرانی که به عنوان رجال سیاسی و تکیه دهندگان بر مسند قدرت مطرح بوده اند بیان کرده است. این نوشته به بررسی دیدگاههای او می پردازد.
سعدی در سخن ، داستان پردازی و اندیشه، ذهنی قرینه ساز و قرینه پرداز دارد و همین موضوع باعث می شود کلام او شفاف، منطقی، مستدل و دلنشین گردد. این مقاله می کوشد ابعاد موضوع را در گلستان سعدی بررسی نماید. تقارنهای مورد بررسی ما شامل تقارن در نام بابها، ساخت حکایتها، تقارنهای معنوی و لفظی، تقارن در شخصیت پردازی، آرایه های متقارن چون عکس، تضاد، قلب تشبیه می گردد. بر اساس یافته های این تحقیق سعدی از انواع تقارنهای لفظی و معنوی در سطوح زبانی، مضمونی، داستانی و سبکی خود بهره می گیرد؛ بی آن که این تقارنها به تکلف انجامد. توجه سعدی به سجع پردازی و آهنگ کلام نیز بی ارتباط با ذهن قرینه ساز و قرینه پرداز وی نیست. این تناسب سازی ها و تقارن اندیشی های سعدی سخن او را شفاف، منطقی و آموزشی می سازد. سعی شده است به شکل کمی و با ارایه مثالهای فراوان، موضوع تبیین و تشریح گردد. گفتنی است جز اشاراتی پراکنده تاکنون موضوع به طور منسجم و یکجا بررسی نشده است و جا دارد در باب قرینه سازی و قرینه پردازی به عنوان یکی از شاخصهای سبکی در آثار سعدی بیشتر تحقیق شود
از روزگار باستان تاکنون، نمایشنامه نویسان اسطوره مده آ را دستمایه آفرینش نمایشنامه های خود قرار داده اند. پی رفت زنجیره کنش ها در اغلب نمایشنامه ها همسان است، اما نمایشنامه نویسان توانسته اند در بیان مضمون و آفرینش تفاوتی تاثیرگذار، رهیافت هایی متفاوت داشته باشند. چگونگی به کارگیری عنصر شخصیت، به لحاظ کمی و کیفی، و مقایسه شبکه ارتباطی میان شخصیت ها پرسش اصلی این پژوهش است. بررسی ابعاد گوناگون عنصر شخصیت در دو نمایشنامه مده آی اوریپید و مده کرنی شیوه مناسبی برای یافتن پاسخ در حوزه دو نمایشنامه مورد بررسی این پژوهش بود . در این مقایسه نشان داده شدکه اوریپید با آفرینش شخصیت مده آیی چند وجهی، توانست موقعیت وی را به عنوان یک زن تعمیم دهد و به بیدادی که در جامعه یونان برزنان روا می شد، اشاره کند و بعدی اجتماعی به اثر خود ببخشد. در برابر کرنی با طرح روابط چند سویه میان مده و دیگر شخصیت ها نتوانست وجه والای شخصیت تراژیک مده را به خوبی بنمایاند و این اثر به بیان آشفتگی های روحی یک زن نامتعارف و خیانت دیده محدود شد.
از نظر فیلسوفان، حرکت مولد ایجاد دو عنصر زمان و مکان است. ریشه و شالوده اولیه نگاه به زمان و مکان در هنر ایران باستان و هنر ایران اسلامی، یکسان بوده است. عرفای اسلامی اعتقاد دارند که عوالم وجود به ترتیب به سه دسته کلیِ «محسوس، مثالی و معقول» تقسیم می شود. عالم مثال به این جهت که بین دو عالم مجرد (معقول) و مادی (محسوس) قرار دارد، دارای هر دو خواص مادی (از جهت قابل رؤیت بودن) وغیر مادی (از جهت غیر قابل لمس بودن) است. عالم مثال از این جهت که علت عالم مادی است، همواره از نظر فیلسوفان، حرکت مولد ایجاد دو عنصر زمان و مکان است. ریشه و شالوده اولیه نگاه به زمان و مکان در هنر ایران باستان و هنر ایران اسلامی، یکسان بوده است. عرفای اسلامی اعتقاد دارند که عوالم وجود به ترتیب به سه دسته کلیِ «محسوس، مثالی و معقول» تقسیم می شود. عالم مثال به این جهت که بین دو عالم مجرد (معقول) و مادی (محسوس) قرار دارد، دارای هر دو خواص مادی (از جهت قابل رؤیت بودن) وغیر مادی (از جهت غیر قابل لمس بودن) است. عالم مثال از این جهت که علت عالم مادی است، همواره مورد توجه هنرمند ایرانی بوده است. فضای نگارگری ایرانی، فضای عالم مثال است. در ترسیم این فضای مثالی، محدود نبودن به زمان و مکان مادی سبب می شود نگارگر قادر باشد در یک زمان، اشیاء و اماکن را از چند زاویه مختلف رؤیت کند. مطلق بودن زمان در این فضا، سبب ترسیم تمامی اوقات (حتی صحنه های شب) در نوری یکدست، یکنواخت و منتشره شده است. عدم محدودیت به زمان و مکان فیزیکی در نگار گری ایرانی، امکانات بیان بصری بیشتری در اختیار هنرمند نگارگر قرار می دهد.