"روان شناسان امروزه به این نکته علاقه مند هستند که چگونه فرهنگ بر افراد تاثیر میگذارد و هویت فردی آنها را شکل میدهد.
این پژوهش، پژوهشی توصیفی – تحلیلی است که به بررسی جنسیت و ویژگیهای جنسیتی دو گروه از دانشجویان پرداخته است. هدف از این مطالعه بررسی ویژگی های نقش جنسیتی در میان این دو فرهنگ است و این که چگونه عوامل قومیت و جنسیت با یکدیگر در شکل بخشیدن به طرحوارههای نقش جنسیتی تاثیرمی گذارد. بدین منظور ،156 دانشجوی دختر و پسر فارس و کرد سال اول با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردید.
در این پژوهش، پرسش نام نقش جنسی بم و پرسشنامه اطلاعات فردی به کار گرفته شد. نتایج نشان میدهد که طرحوارههای نقش جنسیتی زنانه و مردانه در دو گروه از دانشجویان دختر فارس و کرد تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ درحالی که بین دانشجویان پسر فارس و کرد از لحاظ کلیشههای زنانگی تفاوت معنیدار است (2.5 t = )، ولی از لحاظ طرحوارههای ذهنی مردانه و نقشهای مردانگی، تفاوت معنیدار نیست. همچنین نتایج نشان میدهد که در بین دانشجویان دختر فارس و کرد از لحاظ نقشهای جنسیتی چهارگانه ،تفاوت معنیدار نیست، ولی در میان دانشجویان پسرفارس و کرد، از این لحاظ تفاوت معنیدار است ( 1. 72= ). به علاوه هر دو گروه قومی صفات مردانه را مثبتتر و صفات زنانه را منفیتر ارزیابی کردهاند. نتایج براساس نظریههای موجود درباره طرحوارههای نقش جنسیتی،مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
"
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه رشد نظریه ذهن در کودکان ناشنوا و بررسی تاثیر روش ارتباطی بر این رشد انجام شد. علاوه بر آن، تاثیر استفاده از ابزار کمتر کلامی بر عملکرد کودکان ناشنوا در تکالیف باور کاذب مورد بررسی قرار گرفت. روش: با ترتیب دادن یک طرح پژوهشی تحولی از نوع مقطعی و همچنین یک طرح پژوهشی علّی مقایسه ای و با انتخاب 200 کودک در سه گروه ناشنوای دارای والدین شنوا، ناشنوای دارای والدین ناشنوا و شنوا که 18-3 سال سن داشتند، به بررسی رشد نظریه ذهن پرداخته شد. از تکالیف باور کاذب رایج (کلامی) و تکلیف تغییر مکان (کمتر کلامی) برای ارزیابی توانایی آزمودنیها در نظریه ذهن استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که کودکان ناشنوای نسل اول؛ یعنی آنهایی که دارای والدین شنوا هستند، در مقایسه با کودکان شنوا تاخیر شدیدی در رسیدن به نظریه ذهن دارند، اما تاخیرکودکان ناشنوای نسل دوم؛ یعنی ناشنوایانی که دارای والدین ناشنوا هستند و زبان اشاره را به صورت طبیعی از والدین خود فرا گرفته اند، در رسیدن به نظریه ذهن از تاخیر کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا به مراتب کمتر است. کودکان ناشنوای دارای والدین ناشنوا، بر خلاف کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا، با افزایش سن تاخیر در نظریه ذهن را به صورت کامل جبران می کردند. سن میانگین رسیدن به نظریه ذهن در کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا، کودکان ناشنوای دارای والدین ناشنوا و کودکان شنوا، به ترتیب 7;6, 11;0 و 4;6 (سال؛ ماه) بود. همچنین کمتر کلامی بودن تکلیف باور کاذب نیز تاثیر معنی داری بر پاسخهای کودکان، اعم از شنوا و ناشنوا نداشت. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد ناشنوایی، تاخیری جدی در رشد نظریه ذهن ایجاد می کند، عدم فراگیری زبان اشاره در سن طبیعی زبان آموزی، می تواند به وجود آورنده این نقص باشد. زبان اشاره با فراهم کردن امکان تعامل کودک با والدینش، شناخت وی را از حالات ذهنی و بازنمایی ذهنی که از پیش نیازهای نظریه سازی ذهنی هستند، امکان پذیر می سازد.
توجه به میزان و کیفیت رضایت از زندگی مشترک زوجین از دیرباز مورد توجه بسیاری از متخصصان و درمانگران خانواده بوده است. بنابراین هنجاریابی پرسشنامه رضایت ازدواج (MSI) هدف اصلی این پژوهش بود. این پرسشنامه یکی از کاربردیترین آزمونهایی است که به این منظور ساخته شده است. برای هنجاریابی این آزمون، نسخه اصلی آن به فارسی ترجمه شد و 250 زوج ناراضی و250 زوج راضی از زندگی زناشویی آن را تکمیل کردند. بررسی اعتبار پرسشنامه رضایت ازدواج از طریق آلفای کرونباخ ضریب 95/0 را نشان میدهد که ضریب بسیار بالایی محسوب میشود. از روش همبستگی درونی برای تعیین میزان روایی مقیاسها استفاده شد و حداکثر آن ضریب 86/0 بهدست آمد. روایی تفکیکی با مقایسه دو گروه راضی و ناراضی از ازدواج بهدست آمد و با 95/0 اطمینان میتوان گفت که بین دو گروه راضی و ناراضی از ازدواج تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که پرسشنامه رضایت از ازدواج به عنوان یک ابزار تشخیصی معتبر، پایا و روا قابلیت استفاده در موقعیتهای تشخیص، درمان و پژوهشهای بالینی در زمینه مشکلات مربوط به نارضایتی از زندگی مشترک دارد
"زمینه: برای ارائه خدمات سلامت به توده های مردم و برخورداری عادلانه از امکانات و خدمات سلامت بررسی و تحول در ساختار مدیریت نظام سلامت کشور ضروری است.
هدف: مطالعه ساختار مدیریت نظام سلامت ایران از نگاه عدالت و ارائه رهنمود های لازم.
روش پژوهش: مطالعه توصیفی ـ تطبیقی با بهره جویی از امکانات کتابخانه.
یافته ها: نمودار سازمانی، رسمیت، تمرکز، سیاستگذاری و برنامه ریزی، استراتژی ها، اعتبارات، اولویت های بهداشتی و درمانی کشورهای ژاپن، انگلستان، استرالیا، سوئد، ترکیه، و ایران مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها طیف گسترده ای در هر یک از موازین مورد مطالعه کشورهای منتخب نشان داد و حاکی از این واقعیت بود که تلاش گسترده نظام بهداشت و درمان این کشورها اعم از دارندگان سیستم های کاملاً متمرکز یا غیرمتمرکز بر ارائه خدمات برابر به منظور رعایت عدالت بیشتر قرار داد. تخصیص اعتبارات بیشتر و سهیم ساختن هرچه بیشتر مردم در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها و تدوین واستقرار ساختار نظام بهداشت و درمان بر این مبنا، آشکارا به تعمیم عدالت بیشتر در ارائه خدمات بهداشتی درمانی در کشورهای مورد مطالعه منجر شده است.
نتیجه گیری: با تحول در ساختار مدیریت نظام سلامت مبتنی بر برخورداری هر چه بیشتر مردم از امکانات و خدمات سلامت، می توان اصل عدالت را در جامعه گسترش داد.
"
هدف این مقاله، بررسی اثر برخی متغیرهای کلان اقتصادی بر تعیین رفتار شاخص قیمت مسکن در ایران است. در این راستا، از مدل اقتصاد کلانی استفاده شد که دارای پایه های اقتصاد خردی است و در آن از متغیرهای درآمد سرانه خانوار، شاخص قیمت سهام، شاخص قیمت خدمات ساختمانی، تعداد ساختمان های تکمیل شده، حجم پول و نرخ تورم، به عنوان متغیرهای توضیحی برای متغیر وابسته شاخص قیمت مسکن استفاده گردید. برآورد مدل با استفاده از داده های فصلی سال های 1384-1373 اقتصاد ایران و با به کارگیری مدل خودتوضیح با وقفه های گسترده انجام شد. همچنین به منظور بررسی سرعت تعدیل مدل پویا به مدل بلندمدت، الگوی تصحیح خطا نیز برآورد گردید. نتایج حاصل از تخمین بیانگر این واقعیت است که متغیرهای کلان اقتصادی از قدرت توضیح دهندگی خوبی برای تعیین رفتار شاخص قیمت مسکن در ایران برخوردارند. علاوه بر این، علامت ضرایب برآورد شده، مطابق انتظار تئوری است.
هدف این مقاله بررسی اثرهای زیرساخت و کاربری فاوا بر رشد اقتصادی در کشور های در حال توسعه و ایران است. بدین منظور با استفاده از روش اربیکام، اثرهای تراکم اطلاعاتی (شاخص زیرساخت) و کاربری اطلاعاتی (شاخص کاربری) بر رشد اقتصادی در حالت پایدار با استفاده از داده های تلفیقی برای 28 کشور و دوره زمانی 1995-2003 مطالعه شده است.یافته ها نشان می دهد سرمایه فیزیکی بیشترین تاثیر را بر رشد این کشور ها دارد. کشش تولید سرانه نسبت به سرمایه گذاری سرانه در فاصله 10/0 تا 13/0 قرار دارد. تراکم اطلاعاتی و کاربری اطلاعاتی تاثیر چشمگیری بر رشد دارند. نتایج نشان می دهد کشش تولید سرانه نسبت به تراکم و کاربری اطلاعاتی به ترتیب 05/0 و 06/0 است. اثرگذاری تراکم و کاربری اطلاعاتی بر رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه طی دوره 1995- 2003 افزایشی بوده است. کشش تولیدی تراکم اطلاعاتی و کاربری اطلاعاتی در ایران به ترتیب 09/0 و 08/0 است.