با توجه به مشکلات اقتصادی و به ویژه تجاری هژمونی ایالات متحده در جهان پس از جنگ سرد، شاهد موجی نوین از تلاش این کشور برای تقویت و تثبیت شرایط اقتصادی هژمونی اش هستیم. هژمونی اقتصادی یک دولت از یک سو، مستلزم برخورداری از بالاترین قابلیتهای اقتصادی، و از سوی دیگر، مستلزم اراده و توانایی آن دولت برای رهبری امور اقتصادی جهان میباشد که در اینجا نقش قدرت (به مفهم کلی آن) اهمیت مییابد. دولت آمریکا در جهانِ پس از جنگ سرد به پشتوانه قدرت ویژهاش، مجدداً در راستای احاطه بر فرصتهای تجاری و در عین حال مدیریت امور تجاری جهان فعال شده است. گرایش به هژمونی تجاری آمریکا در این دوره، دو مجموعه از سیاست های به هم وابسته داشته است: 1. سیاست های چندجانبه جهانی که در چارچوب آن تقویت سازوکارهای نهادیِ جهانی در قالب گات / سازمان تجارت جهانی تحت رهبری آمریکا پی گیری قرار می شود؛ و 2. سیاست های منطقهای و دوجانبه که به تبع آن آمریکا به توسعه موافقتهای ترجیحی منطقهای و دوجانبه تجارت آزاد میپردازد.
این مقاله پس از مروری بر تحول مفهوم ملت باوری و هویت ملی در اروپا به چگونگی انتقال این مفهوم به آسیای مرکزی و بسط و ترویج آن توسط اتحاد شوروی می پردازد و معضل امروز مردم این منطقه را در دست یافتن به تعریفی از هویت ملی خود پس از استقلال از اتحاد شوروی و در عصر جهانی شدن مورد بررسی قرار می دهد. کوشش دارد نشان دهد که ماهیت تصنعی جمهوری های قومیت محورِ ایجاد شده در دوران اتحاد شوروی نه با پیشینه تاریخی و فرهنگی منطقه سازگار است و نه با روند جهانی شدن و تأکید رهبران فعلی کشورهای نواستقلال آسیای مرکزی بر ملت باوری رمانتیک و ملت سازی دیرهنگام نتیجه ای جز جدایی بیشتر و اختلاف و احیاناً جنگ و منازعه در منطقه نخواهد داشت.
دولت در ایران در دهه اول انقلاب به سمت سیاست های اقتصادی حرکت کرد که می توان از آنها به سیاست های بازتوزیعی تعبیر کرد. بخشی از استدلالات کلی ادبیات انقلاب این است که حرکت دولت های انقلابی به سمت سیاست های بازتوزیعی از خصلت های عمومی و تا حدی ساختاری آنها محسوب می شود. همچنین آنگونه که برخی جامعه شناسان سیاسی استدلال می کند دخالت دولت در ساخت اقتصادی و در اینجا حرکت دولت به سمت سیاست های بازتوزیعی، می تواند موجد برخی تحولات در ساخت دولت شود. بنابراین تا آنجا که به ایران پس از انقلاب مربوط می شود می توان بحث کرد که اولاً حرکت این دولت به سمت سیاست های باز توزیعی در دهه اول انقلاب از خصلت های عمومی و تا حدی ساختاری دولت های پس از انقلاب محسوب می شود. ثانیاً و در مرحله بعد اجرای این سیاست ها هم به نوبه خود باید بر ساخت این دولت موثر ظاهر شده باشد. بر همین اساس، مقاله ابتدا بر سیاست های بازتوزیعی پس از انقلاب در ایران متمرکز شده آنها را توضیح می دهد سپس استدلال می کند که اجرای سیاست های بازتوزیعی حداقل به دو شیوه باعث غیر یکپارچه شدن ساخت دولت در ایران پس از انقلاب شده است.
در عصر جهانی شدن، علیرغم پیشرفت های چشمگیر اقتصادی و رفاهی و تأثیرات سازنده جهانی شدن بر شیوه زندگی بخشی از جامعه بشری، همچنان بخش عظیمی از جمعیت جهان در منتهای فقر و تنگدستی به سر می برند. جهانی شدن از یک سو باعث ارتقاء روزافزون سطح زندگی در کشورهای پیشرفته صنعتی شده است و از سوی دیگر موجبات رکود و عقب ماندگی هر چه بیشتر بسیاری از کشورهای فقیر، به ویژه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین را فراهم کرده است. این که امروزه بخش زیادی از مردم این مناطق در فقر و فلاکت به سر می برند، نتیجه مستقیم عملکرد نظام اقتصادی و تولیدی جهان امروز می باشد. ارائه پاسخ به این سئوال که آیا جهانی شدن اقتصاد موجب پیشرفت اقتصاد و توسعه اقتصادی کشورهای جهان خواهد شد یا فقر و عقب ماندگی را در بسیاری از کشورهای فقیر دامن زده است، تا حدودی پیچیده است و نیاز به دقت و امعان نظر فراوان دارد. واقعیت این است که جهاوش شناسی مطالعات امنیتی کمک نماید. این نقد و ارزیابی به طور کلی به مقالات انتقادی علیه روش غیر صوری ـ تجربی والت اشاره میکند و سپس پاسخهای والت در این باب را نشان می دهد و در نهایت به ارزیابی و نقد کلی کتاب و دفاع از روششناسی متکثر در حوزه مطالعات امنیتی روابط بین الملل میپردازد.
هدف از این تحقیق بررسی و رتبه بندی عوامل مؤثر در انتخاب مدیران زن در فدراسیون ها و هیات های ورزشی استان های کشور است تا از این راه به ویژگی های فردی، سازمانی، راهبردها و راهکارهای مدیران زنی که موفق شده اند به سطوح بالای تصمیم گیری (ریاست فدراسیون ها و هیات ها) در سطح کشور برسند، دست یابد و راهکارهایی را برای دستیابی دختران و زنان شایسته ای که می توانند در حال یا آینده به جایگاهی در مدیریت ورزش برسند، ارائه دهد. به منظور حصول نتایج، پرسشنامه ای در دو بخش تهیه و تنظیم شد که پایایی سؤالات آن از طریق آلفای کرونباخ 86/0 محاسبه و اعتبار محتوایی آن مورد تایید 17 نفر از استادان گرایش مدیریت در تربیت بدنی قرار گرفت. پرسشنامه در بین تمامی جامعه آماری (30 نفر از رؤسای زن در فدراسیون ها و هیات های ورزشی کشور) توزیع و 25 پرسشنامه به محقق برگشت داده شد. برای بررسی و تجزیه و تحلیل نتایج از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون کالموگروف اسمیرنوف، آزمون t یک نمونه ای و آزمون رتبه ای فریدمن استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیران زن بر اساس اولویت درتمامی مؤلفه هـا شامل تعهد و احساس مسئولیت، توانایی به کارگیری مهارت های مدیریتی، عوامل روانی شخصیتی ، حمایت و مشارکت خانواده، مهارت های سیاسی، آشنایی با فناوری های جدید و به روز بودن اطلاعات مدیریتی در حد بالای متوسط قرار دارند و تمامی این مؤلفه هـا بر اساس آزمون t یک طرفه در نزد مدیران زن معنی دار بوده است (01/0 P<)، ولی حمایت جو و فرهنگ سازمانی از این زنان کمتر از حد متوسط است، همچنین بیشتر این زنان با حفظ ویژگی هـای زنانه خود به مدیریت پرداخته اند. بنابراین پیشنهاد می شود مسئولان ورزش کشور برای حمایت بیشتر از مدیران زن تغییراتی را در سازمان های ورزشی به وجود آورند.
هدف از تحقیق حاضر، مقایسه تراکم استخوان ستون فقرات کمری و استخوان ران فوتبالیست های حرفه ای و افراد غیرورزشکار است. بدین منظور پانزده نفر از فوتبالیست های حرفه ای (میانگین ± انحراف استاندارد، سن 2/0 ±2/23 سال، وزن 8/1 3±/70 کیلوگرم، قد 1 ± 3/174 سانتیمتر) و 14 نفر از افراد سالم غیرورزشکار (میانگین ± انحراف استاندارد، سن 4/0± 22 سال، وزن 4/2 ±6/61 کیلوگرم و قد 2/1 ±9/173 سانتیمتر) در این تحقیق شرکت کردند. داده ها به وسیله دستگاه سنجش تراکم مواد معدنی استخوان (DEXA) و پرسشنامه سابقه پزشکی جمع آوری شد. تراکم مواد معدنی استخوان گردن و تروکانتر ران پای راست و چپ و همچنین مهره های دوم تا چهارم کمری اندازه گیری شد و با استفاده از آزمون t وابسته و t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. تراکم مواد معدنی استخوان ران و مهره های کمر فوتبالیست ها به طور معناداری بیشتر از استخوان ران و مهره های کمر افراد غیرورزشکار (000/0 = P، 19/7 = t، 49/8 = t) بود (5/1311 و 1/1332 در برابر 3/941 و 1/1054 میلی گرم بر سانتیمتر مربع) . تراکم مواد معدنی استخوان مهره های کمر افراد غیرورزشکار (001/0 = p ، 4 = t) به طور معناداری بیشتر از استخوان ران آنها بود (در 1/1054 برابر 3/941 میلی گرم بر سانتیمتر مربع)، اما بین تراکم مواد معدنی استخوان مهره های کمر و استخوان ران فوتبالیست ها تفاوت معناداری مشاهده نشد (51/0 = P، 66/0 = t) (5/1311 در برابر 1/1332 میلی گرم بر سانتیمتر مربع) . نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تراکم مواد معدنی مهره های کمر و استخوان ران فوتبالیست های حرفه ای به طور معناداری بیشتر از تراکم مواد معدنی استخوان مهره های کمر و استخوان ران افراد غیرورزشکار است که این تراکم بالا ممکن است در به تاخیر انداخن بیماری های استخوانی و کاهش شکستگی استخوان در سال های پیری نقش داشته باشد.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر یک جلسه دو استقامتی تا حد واماندگی در محیط با دمای متفاوت بر پاسخ HSP72 در دختران جوان فعال بوده است. به این منظور، 27 دانشجوی دختر رشته تربیت بدنی که حایز شرایط شرکت در تحقیق بودند، انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه تمرین در محیط با دمای طبیعی (NTG) ، تمرین در محیط با استرس گرمایی ملایم (HTG) و گروهی که بدون انجام تمرین فقط در معرض محیط گرم قرار داشتند (HG)، تقسیم شدند. پروتکل آزمون گیری شامل دویدن فزاینده تا حد واماندگی بود که با شدت 65 تا 75 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی روی نوارگردان بدون شیب اجرا شد. خونگیری در سه مرحله (پایه، میان آزمون و 30 دقیقه پس از اتمام فعالیت) و با شرایط کاملاً مشابه و پس از 12 تا 14 ساعت ناشتایی شبانه از ورید پیش بازویی انجام شد. نمونه ها به سرعت به آزمایشگاه منتقل شده و پس از سانتریفوژ و تهیه سرم، برای آنالیز متغیرهای اصلی و کنترلی تحقیق استفاده شدند. برای تعیین مقادیر HSP72 سرمی از تست ساندویچ الایزا با حساسیت زیاد و برای تعیین کراتین کیناز نیز از روش آنزیماتیک استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری مناسب شامل آزمون اندازه گیری مکرر، آنالیز واریانس و T مستقل و آزمون های تعقیبیLSD و شفه در سطح 05/0 P? تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که هر یک از متغیرهای گرما، ورزش و ترکیب این دو موجب افزایش HSP72 شده و این تغییرات در مرحله میان آزمون نسبت به سطوح پایه فقط در گروه HTG معنادار بوده است (03/0 = P). به علاوه تغییرات بین گروهی مقادیر این شاخص در حین فعالیت در گروه هایNTG و HTG نیز معنادار بوده است (02/0 = P) . براساس این یافته هـای می توان گفت که انجام فعالیت بدنی در محیط گرم در مقایسه با محیط با دمای طبیعی به افزایش بیشتر مقادیر HSP72 منجر می شود.