پژوهش حاضر به بررسی عوامل مدیریتی مؤثر بر عملکرد چهار تن از سرداران دفاع مقدس (شهیدان خرازی، زین الدین، همت و باکری) در فاصله زمانی 65-1360 پرداخته است. برای شناسایی این عوامل و میزان تاثیر هر کدام، طرح تحقیق به تبیین 6 عامل مدیریتی در قالب فرضیات تحقیق پرداخته است که این عوامل عبارتند از: سبک مدیریتی بر مبنای پیش فرض های X ،Y و Z - اصل «پیشتازی و پیشقدمی»-اصل «اشتراک فرهنگی»- اصل «ویژگی های فردی». جامعه آماری در این طرح کلیه فرماندهان لشکرهای 14،17، 27 و 31 نیروی زمینی سپاه هستند که از بین آن ها تعداد 130 نفر به عنوان نمونه، انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه ای است که اعتبار آن براساس آلفای کرونباخ، برابر 79/0 بوده است. پس از تجزیه و تحلیل، نتایج نشان داد که: فرماندهان مورد مطالعه از عوامل مدیریتی بیش از سطح متوسط استفاده می کرده اند. به عبارت دبگر تاثیر عوامل ششگانه مدیریتی تاببد گردبد اما ابن تاثبر یکسان نبوده، به طوری که میزان تاثیر عوامل مذکور از بیش ترین به کم ترین عبارتند از: اصل «پیشتازی و پیشقدمی»، «سبک Z»،«سبک Y»،«ویژگی های فردی»،«اشتراک فرهنگی»و «سبک X».
از رویکردهای نوین و مورد توجه نظام های مدیریت در دنیای امروز رویکرد مدیریت دانش است. این رویکرد با توجه به فرایند کنونی تغییر سازمان ها به سوی سیستم های یادگیرنده و استفاده از فنون فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی اهمیت فوق العاده یافته است. تاکید فراوان حوزه های مدیریتی در نظام مدیریت دانش نیز در این راستا شکل گرفته است، ولی آنچه در غالب تحلیل های مدیریتی مورد غفلت واقع شده، استفاده از ابزارهایی است که به واسطه آن ها بتوان این رویکرد نوین را عملیاتی کرد. از جمله این ابزارها و شاید مهم ترین آن ها سیستم های خبره است. از طرف دیگر، در حوزه های مختلف مدیریت منابع انسانی، رویکرد برنامه ریزی کارراهه شغلی، امروزه بسیار مورد توجه است و تحلیل های آن به طور گسترده در برنامه ریزی نیروی انسانی قابل استناد است. در این بررسی، مرور کلی سیستم های خبره و اجزایش و به کارگیری آن در طراحی نظام مسیر شغلی (کارراهه شغلی) مورد تاکید قرار گرفته است. در حوزه کارراهه شغلی، تعاریف و مفاهیم برنامه ریزی مسیر شغلی مورد توجه قرارگرفته و با بیان یک افته کاربردی، متدولوژی طراحی سیستم خبره در برنامه ریزی کارراهه شغلی سیستم بانکی مورد بحث واقع شده است. مؤلفه های اثرگذار کارراهه شغلی مواردی مانند تجربه، تحصیلات، دوره های آموزشی، پست های سازمانی قبله، مهارتهای کارکنان، آزمون و زمان هستند که این مؤلفه ها با برگزاری جلسات کارشناسی و با استناد به روش های کار گروهی شناسایی شده اند. متغیرهای اصلی مسیر شغلی ارتقا، تثبیت و چرخش مورد بررسی قرار گرفته اند. پایگاه داده های مشاغل و پایگاه داده های کارکنان طراحی شده و به پایگاه دانش متصل شده اند. بنابراین سیستم خبره برنامه ریزی شغلی طراحی گردیده است که این سیستم هوشمند می تواند به تصمیم گیرندگان درباره مسیر شغلی کارکنان مشاوره دهد.
پژوهش حاضر میزان اثر بخشی اجرای دوره های عمومی آموزش کارکنان بنیاد شهید انقلاب اسلامی، ارتقای دانش، نگرش و مهارت کارکنان آموزش دیده را در چهار مقوله مورد ارزیابی قرار داده است : «دانش اعتقادی، اجتماعی و اداری»، «رضایت شغلی»، «شاخص های رفتاری» و «نگرش نسبت به آموزش». برای تعیین آثار دوره در مقوله های یاد شده از دو گروه از کارکنان استفاده شد: گروه آزمایشی که در دوره ها شرکت کرده بودند و گروه گواه که دوره های مربوط را نگذرانده بودند. روش تحقیق علی- مقایسه ای و نحوه گرد آوری داده ها، دانش سنجی و نظرسنجی بوده است. بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، به جز برخی از مؤلفه های شاخص های رفتاری، شامل تعهد و مسئولیت پذیری، در سایر مقوله ها تفاوتی بین کارکنان آموزش دیده و آموزش ندیده مشاهده نشده است.