بیشتر تاریخ معاصر ایران از دو سده پیش تا کنون، به دلایلی با خامه روشنفکران رقم خورده است. آنان به گونهای تاریخ سیاسی معاصر را تبیین کردهاند که تأثیر روشنفکری در آن، کلیدی و محوری بنماید و پدیده رقیب؛ یعنی اصولگرایی که در حقیقت جریان محوری تاریخ معاصر بوده است، به بهترین شیوه به حاشیه برود.
یکی از مهمترین موضوعهایی که با آن، تأثیرگذاری این دو جریان را میتوان اندازه گرفت، چگونگی رویارویی آنها با غرب است؛ پدیدهای که بزرگترین مشکل قرنهای اخیر ایران به شمار میرود و روشنفکرانی مانند دکتر فریدون آدمیت، دکتر علی شریعتی، دکتر عبدالهادی حائری و پروفسور حامد الگار، در حل آن کوشیده و به بررسیاش پرداختهاند. البته آنان هیچگاه دیدگاه عالمان شیعه را در اینباره به صورت مسئله محوری و پرسش اصلی مطرح نکردند و از اینرو، درباره آنان به سختی میتوان داوری کرد. مسئله مشترک آثار روشنفکران، رویارویی نادرست عالمان دینی با پدیده غرب است؛ چیزی که اسناد و رویدادهای تاریخ معاصر آن را تأیید نمیکند.
"برخلاف بسیاری از شاعران ادب فارسی به ویژه مشهورترین آنان، شناخت اندیشه و جهان بینی حافظ عمدتا منوط به اشعار اوست که بخش اصلی آن غزلیات است.
شرح تک بیت هایی از غزلیات حافظ سابقه دیرین دارد و در سال های اخیر سرمایه تحریر مقاله های فراوانی شده است.
در این مقاله ها به شرح تفسیری، یا تاویلی تمام بیت پرداخته شده، یا درباره کلمات و نکاتی از بیت اظهار نظر و بحث شده یا در درستی و اصالت صورت ضبط شده بعضی از مفردات و ترکیب های آنها تردیده شده است که بیشتر از نوع شرح و تاویل بیت است.
یکی از ابیات «بحث برانگیز» که تاکنون بیشترین شرح و اظهارنظر درباره آن انجام گرفته، این بیت است:
عبوس زهد به وجه خمار ننشیند مرید خرقه دردی کشان خوشخویم
بخش مهمی از شرح و تفسیرهای درباره این بیت، پس از انتشار تصحیح حافظ به دست مرحوم خانلری نوشته شده است. وی برخلاف تمام نسخه های پیشین، در مصرع اول، فعل «بنشیند» را بر «ننشیند» ترجیح داده و همین نکته بحث های فراوانی را در شرح بیت، برانگیخته است. در این مقاله با مراجعه به آرا و نظریات نویسندگان و شارحان درباره بیت، این نظریات، بررسی، مقایسه و تحلیل شده است.
با توجه به بررسی و تحلیل این نظریات در مجموع می توان نتیجه گرفت که حافظ در این بیت میان «عبوسی» و گرفتگی ناشی از زهد (که در چهره زاهد نمودار است) با گرفتگی و عبوسی ناشی از می زدگی و خماری دردنوشان مقایسه ای کرده، این را بر آن ترجیح می نهد و در تایید و تاکید این رجحان در مصرع دوم خود را مرید خرقه دردی کشان خوشخو می خواند.
"