در این جستار، کوشش ما بر آن است که به دو پرسش پاسخ دهیم. پرسش نخست این است که غیبت یا به عبارت دیگر، اختفای احوال باطنی در آثار مولانا چه معنا، اهمیت و پیامدهایی دارد؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا مقصودمان را از غیبت احوال باطنی روشن می کنیم. در وهل? بعد و پس از بررسی اجمالی غیبت احوال باطنی در آثار عارفان مسیحی و مسلمان، در سده های میان میلادی، نگاه مولانا به احوال باطنی را بررسی می کنیم و پس از آن پیامدهای این نگاه و واکنش های مولانا را بر می شماریم. این واکنش ها عبارت اند از خوارداشت کرامات و احوال باطنی، سکوت در برابر احوال باطنی و سرانجام پذیرش وقوع احوال باطنی و بیان احوال باطنی در لفافه و از زبان دیگران. در بخش پایانی این مقاله، به این بحث می پردازیم که با وجود سکوت مولانا و امتناع وی از سخن گفتن در باب احوال باطنی اش بر اساس کدام تعریف، تعاریف از عرفان او را در شمار عارفان می توان دانست. در این بخش، دیدگاه و تعریف پنج عرفان پژوه طرح و بررسی شده است. از میان این پنج تن، بر اساس معیارهای ترنر، مک گین، آندرهیل و راسل مولانا عارف شناخته می شود.
این پژوهش به بررسی رابطه دانش مدیریتی مدیران با اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس متوسطه شهر مشهد پرداخته است. برای انجام این امر دو نمونه از دو جامعه مستقل از یکدیگر مدنظر قرار گرفته اند. در این پژوهش برای سنجش میزان دانش مدیریتی مدیران، 40 مورد نمونه از بین جامعه مربوط به مدیران مدارس و برای سنجش میزان اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس 200 مورد نمونه از بین جامعه مربوط به دبیران مورد مطالعه قرار گرفتند. در تحقیق حاضر که با روش پیمایشی انجام گرفته است برای سنجش هر کدام از متغیرهای فوق از سه پرسشنامه جداگانه استفاده شده است. نتایج به دست آمده گویای این امر است که رابطه ای معنادار بین دانش مدیریتی مدیران با اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس وجود ندارد.
توسعه فن آوری اطلاعات تأثیر جدی بر مؤسسات آموزش عالی در قرن بیست و یکم گذاشته است. روند توسعه این فن آوری در مؤسسات آموزش عالی جهان قابل ملاحظه بوده است. در ایران نیز با درک چنین ضرورتی گام های مثبتی در این زمینه برداشته شده است. با این وجود، آموزش عالی کشور در راستای گسترش هر چه بیشتر این فن آوری با چالش هایی مواجه است. این پژوهش، ضمن بررسی وضعیت توسعه فن آوری اطلاعات در نظام های آموزش عالی جهان، هدف اصلی خود را تشریح این چالش ها در دو بعد فرهنگی-اجتماعی و منابع انسانی قرار داده است. جامعه آماری، اساتید شاغل در دانشگاههای دولتی کشور بود. شش دانشگاه کردستان، شیراز، علامه طباطبائی، تهران، صنعتی شریف و اصفهان به صورت تصادفی عنوان نمونه آماری برگزیده شد. از این میان، 150 نفر به صورت تصادفی طبقه ای نسبی جهت جوابگویی به سؤالات پرسشنامه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده نیز پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی محتوایی پرسشنامه مورد تایید چند تن از اساتید صاحب نظر دانشگاه قرار گرفت و پایایی آن نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، 97/0 به دست آمد. از نرم افزار آماری SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که در بعد فرهنگی- اجتماعی بالا بودن نسبت دانشجو به رایانه های موجود، ضعف روحیه جستجوگری دانشجویان، و ضعف زبان انگلیسی دانشجویان و اساتید از جمله چالش های مهم در این زمینه بود. در بعد منابع انسانی نیز ناتوانی دانشجویان و تا اندازه ای اساتید در چگونگی دسترسی به اطلاعات موجود در پایگاه های اطلاعاتی یک چالش مهم عنوان شد.
این پژوهش به منظور بررسی دیدگاه های دبیران دوره متوسطه نظری شهر تهران در مورد کاربرد کامپیوتر در آموزش و رابطة آن با اضطراب کامپیوتر انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دبیران دوره متوسطه شهر تهران است که تعداد آن ها 14356 نفر میباشد و از میان آن ها 548 نفر شامل 282 مرد و 266 زن به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. داده های جمع آوری شده از اجرای آزمون اضطراب کامپیوتر، و پرسشنامه محقق ساختة تجربة کار با کامپیوتر و کاربرد کامپیوتر در آموزش با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در کاربرد کامپیوتر برای آموزش براساس میزان تحصیلات، جنسیت و سابقه تدریس در بین دبیران متوسطه شهر تهران تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین میزان اضطراب کامپیوتر و کاربرد کامپیوتر در آموزش (مهارت های پیش از آموزش، مهارت های ضمن آموزش، مهارت های بعد از آموزش) در بین دبیران رابطه معنیدار و معکوس وجود دارد. اما بین میزان اضطراب کامپیوتر و جنسیت تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد شد که دبیران با دوره های آموزشی کامپیوتر و زبان انگلیسی تخصصی کامپیوتر آشنا شوند تا از طریق افزایش تجربة کار با کامپیوتر، شاهد کاهش اضطراب کامپیوتر و کاربرد کامپیوتر در مهارت های آموزشی پیش از آموزش، ضمن آموزش و بعد از آموزش باشیم.
میشل فوکو، در خصوص مفهوم و چیستی قدرت، درک سلسله مراتبی ساده را رد می کند و معتقد است قدرت یک مفهوم ساده ابلاغی از بالا به پایین و دستوری نیست، بلکه در شبکه ای از روابط در هم پیچیده، ساری و جاری است. همان چیزی که ساختار جامعه را تعیین و آن را مشروع می کند. قدرت در این مفهوم ریشه در لایه های مختلف تعاملات اجتماعی و زبانی (مفاهیم) دارد. به عبارت دیگر اعمال قدرت به شکل یک بردار خطی رو به پایین اجرا نمی شود بلکه به اصطلاح در یک ظرف گفتمانی شکل می پذیرد و معنی می یابد.
در اندیشه فوکو «مساله قدرت» در همه جا جاری است، در نسبت ها و اهمیت یافتن مناسبت ها، در روابط و تعاملات زبانی و کلامی میان افراد، طبقات و گروه های اجتماعی که به روش ها و منش های گوناگون ابراز می شود. و آن چه باعث باز تولید نظم موجود می شود، گره خورده با آن نظمی است که مجموعه مفاهیم را در خرد جمعی جامعه تولید می کند و مشروعیت می بخشد.
تعریف میشل فوکو از قدرت به لحاظ نظری کمک وافری به جامعه شناسی جدید نموده است و این نکته ای است که نوشتار حاضر به طور مبسوط بدان پرداخته است.
نوشتار حاضر با بررسی ابعاد نظری و مفهومی جهانی شدن، به بررسی برخی از مهم ترین نتایج و پیامدهای این روند، به ویژه، مساله فقر و نابرابری هم در داخل کشورها و هم در میان کشورها می پردازد. هر چند جهانی شدن تا حدودی در افزایش بی عدالتی اجتماعی و نابرابری میان کشورها نقش داشته است اما استدلال اصلی مقاله حاضر آن است که این نابرابری ها و بی عدالتی ها از یک سو پیامد سیاست هایی (به ویژه خط مشی های نولیبرالی) است که برای جهانی شدن به کار بسته می شوند، و از سوی دیگر، حاصل ضعف های درونی کشورهای جهان سوم می باشد.
مساله: عوامل متعدد و متنوعی در برقراری نظم و امنیت اجتماعی تاثیر گذارند. از آن جمله می توان به عوامل جغرافیایی یا مکانی اشاره کرد که متاسفانه در تجزیه و تحلیل جرایم و ناامنی ها کمتر به آن توجه می شود.اهمیت این دسته از عوامل از آن جایی ناشی می شود که بپذیریم همه جرایم و ناامنی ها در بستر مکان و زمان مشخصی رخ می دهند.هدف و روش: در تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل مذکور با مقوله نظم و امنیت و ارزیابی اهمیت آنها، با استفاده از روش توصیفی – پیمایشی و از طریق پرسشنامه محقق ساخته نسبت به سنجش متغیرها در دو بعد عوامل جغرافیایی انسانی و عوامل جغرافیایی طبیعی اقدام شد. جامعه آماری تحقیق را اعضای هیات علمی و مدرسان گروه های آموزش انتظامی، علوم اجتماعی و جغرافیا در دانشگاه علوم انتظامی تشکیل می دهد و روش نمونه گیری آن سرشماری است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد: اول آنکه، رابطه معنا داری بین عوامل جغرافیایی و نظم وامنیت برقرار است؛ دوم آنکه، در بین عوامل (متغیرهای) جغرافیایی، عوامل جغرافیایی انسانی اهمیت بیشتری دارند؛ سوم آنکه، در میان عوامل جغرافیایی انسانی که بیانگر رابطه تراکم جمعیت با جرم است، بیشترین رابطه را با مقوله نظم و امنیت دارد و از میان عوامل جغرافیایی طبیعی که بیانگر ارتباط خصوصیات مکان استقرار اماکن انتظامی است، دارای بیشترین اهمیت است.نتایج: در مورد فرضیه اول یعنی وجود رابطه بین عوامل جغرافیای انسانی و نظم و امنیت با توجه به مقدار آزمون t محاسبه شده (7.3) و سطح معنا داری صفر، فرضیه H1 با احتمال 99 درصد مورد تایید قرار گرفت. اما در خصوص فرضیه دوم با توجه به مقدار آزمونt (0.036) و سطح معنا داری (0.971) فرضیه H1 رد شد.
بیان مساله: در سال های اخیر متخصصان علوم پلیسی و جرم شناسی بر متمرکز کردن اقدامات پیشگیری از جرایم بر نقاط جرم خیز تاکید کرده اند. مطالعات نشان داده است که جرایم الزاما در خارج از شهرها و اماکن باز شهری که ظاهری مناسب برای ارتکاب اعمال مجرمانه دارند رخ نمی دهند، بلکه قسمت عمده ای از جرایم در اماکن به دور از چشم پلیس و نقاط جرم خیز درون شهری رخ می دهند. بنابراین اگر پلیس تمرکز خود را بر این گونه نقاط معطوف سازد، جرایم و مشکلات ناشی از آنها ممکن است کاهش چشم گیری یابد. ضمنا منطقی به نظر می رسد که پلیس برای پیشگیری و مهار روند رو به رشد جرایم، منابع و امکانات محدود خود را بر چند نقطه ای که بیشترین جرایم در آنها رخ می دهد، متمرکز کند.اهداف: بدین منظور، هدف بررسی اهمیت مکان وقوع جرم و شناسایی نقاط جرم خیز و نقش گشت های پلیس در آن می باشد و همچنین بررسی عملکرد گشت های سنتی پلیس ایران در نقاط جرم خیز و چالش های موجود با هدف به دست آوردن راهکارهای نوین و جایگزین است.روش: در این مقاله سعی شده است با به کارگیری روش های اسنادی - توصیفی و از طریق مراجعه به آثار مکتوب اعم از کتب، مقاله های علمی و سایت های مرتبط ضرورت شناسایی نقاط جرم خیز و نقش گشت های پلیس در پیشگیری از وقوع جرایم بیان شود.نتایج: نتایج به دست آمده نشان می دهد که پلیس با استفاده از راهکارهای مدرن و جایگزین، مانند گشت های هدایت شده، استفاده از فناوری های GIS و GPS، ایست و بازرسی های هدفمند، گروه بندی نیروها، می تواند عملکرد موثری در پیشگیری از وقوع جرایم در نقاط جرم خیز داشته باشد. کلید واژه: پیشگیری از جرایم، نقاط جرم خیز، گشت های سنتی پلیس، گشت های هدایت شده، گشت های پیشگیرانه، ایست و بازرسی های هدفمند
امروزه، بحث رفتارشناسی در سیاست خارجی، یک پایه و اساس در تحلیل و تحقیق مسایل روابط خارجی کشورها محسوب می شود. در واقع در بحث رفتارشناسی به جای آنکه تنها بر گفتار و نوشتار بازیگر تکیه شود باید بر زبان رفتاری او نیز تکیه گردد، در این راستا لحن گفتار و نوشتار نیز در زمره رفتار بازیگر محسوب می شود. بدین روی، رفتار شناسی که مفهوم شناخت منافع بازیگران است، یعنی طی کردن دقیق فاصله و مسیر بین گفتار و رفتار و در این مسیر باید مبانی رفتاری بازیگران سیاسی به خوبی شناسایی شود. حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 (20شهریور، 1380) در نیویورک و واشنگتن بی تردید، نقطه عطفی در تحولات امریکا و در سطح بین المللی بعد از پایان جنگ سرد محسوب می شود. پی ،آمدهای عمیق این حوادث در داخل امریکا و در سطح بین المللی، همه بازیگران سیاسی را به صور و اشکال مختلف، متاثر ساخته است و همچنین مباحث گوناگونی در تمامی مراکز علمی، تحقیقاتی و سیاست گذاری دنیا در مورد ماهیت نظام بین المللی، کارکردهای سیاست خارجی و وضعیت جدید و آرایش نیروها در مناطق مختلف به همراه آورده است. جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف از جمله هم جواری با افغانستان و ایران که کانون های بعدی عملیات گسترده نظامی امریکا شدند، از پی آمدهای حادثه 11 سپتامبر اثرات مختلفی پذیرفت. در این نوشتار تلاش خواهد شد تا با توجه به تحولات و تغییرات پیش آمده پس از این حوادث رفتار خارجی جمهوری اسلامی ایران با توجه به یک چارچوب نظری متقن نظیر سازه انگاری مورد بررسی قرار گیرد .