در عصر حاضر با گسترش دامنه های استفاده از وسایل جدید مانند آسانسور و پله برقی، ابزارهای فناوری اطلاعات (کامپیوتر، اینترنت و...)، تغییر سبک زندگی و نحوه ی اشتغال افراد و نیز گسترش زندگی آپارتمان نشینی در شهرهای بزرگ، تحرک شهروندان بشدت کاهش یافته است که در حقیقت کم تحرکی افراد عامل موثری برای افزایش میزان مرگ و میر، بیماریها و ناتوانی ها می باشد. ضمناً بدلیل مشغله بیش از حد شهروندان، نبود فرصت کافی جهت انجام تمام کارهای روزمره و نیز فاصله زیاد بین مراکز خدمات رسانی شهری، شهروندان به اتومبیل و سایر وسایل مدرن به شدت وابسته شده اند و فعالیتهای اوقات فراغت نیز به نوعی تنظیم شده که کمترین تحرک و فعالیت بدنی را به همراه دارد. در این راستا نقش مدیریت شهرداری با طیف وسیعی از وظایف عمرانی و خدماتی در زمینه توسعه فضاهای ورزشی با هدف تامین فضاهای لازم برای گذران اوقات فراغت شهروندان بسیار حائز اهمیت است.
هدف این مقاله بررسی نقش شهرداری در توسعه فضاهای ورزشی در سطح منطقه 6 شهرداری تهران می باشد تا با بررسی اقدامات و فعالیتهای اخیر شهرداری در تامین فضاهای ورزشی برای گذران اوقات فراغت شهروندان، برنامه ها و راهبردهای مؤثری جهت تحقق یکی از عملکردهای زندگی شهروندان یعنی گذران اوقات فراغت شهروندان ارائه گردد. نوع تحقیق ((کاربردی)) و روش بررسی بصورت کتابخانه ای، پیمایشی و روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا می باشد. بطورکلی بر اساس یافته های این پژوهش و نتایج مطالعات میدانی محقق در محدوده مورد مطالعه مشخص گردید که شهرداری منطقه 6 تهران بعد از بخش خصوصی دومین جایگاه را در زمینه ی توسعه ورزش برای پرکردن اوقات فراغت شهروندان دارد. البته بعضاً فقدان تامین بودجه -های کافی و کمبودهای مالی شهرداری منطقه 6 و نیز عدم تثبیت جایگاه تشکیلاتی شهرداری در ورزش و فقدان ارتباط مستمر و نتیجه بخش بین شهرداری و سایر بخشها در حوزه ورزش از جمله نقاط ضعف این بخش در توسعه فضاهای ورزشی می باشد. لذا ارائه راهکارها و پیشنهادهای مؤثر با توجه به وضعیت موجود منطقه برای منسجم و پیوسته عمل کردن شهرداری در این مهم از دستاوردهای این پژوهش می باشد.
مبحث تفکیک و افراز اراضی از اهم مسایل شهری و پایه و اساس رشد موزون شهرها و اجرای طرح های جامع و تفصیلی و ضوابط مقرر در طرحهای مذکور می باشد. در حقیقت می توان با به کاربردن ضوابط اصولی، از طریق کنترل و نظارت بر تفکیک اراضی به بسیاری از اهداف طرحهای جامع و تفصیلی دست پیدا کرد. تفکیک اراضی شهری در واقع زمینه شکل گیری توده و فضای ساختمانی و فرم شهری تا مقیاس محله و ناحیه محسوب می شود؛ زیرا فضاها و ساختمانها بر اساس نوع تفکیک اراضی پدید می آید. بنابراین در صورتیکه تفکیک اراضی بر اساس اصول و ضوابط شهرسازی صورت گیرد، کیفیت محیط کالبدی شهر از نظر شکل و ساختار ارتقاء می یابد. نگارش این مقاله بر اساس مطالعات اسنادی بوده است. در این مقاله تفکیک و افراز اراضی در شهرها بررسی و مشکلات حقوقی که قوانین تفکیک دارند موردکنکاش قرار گرفته است.
در حالی که نخستین بررسیها در باره تفاوتهای زنان و مردان در جغرافیا به جوامع منفرد باز می گردد، از دهه 1970م به بعد، مسائل جنسیتی با تاکید بر تفاوت و نابرابری جنسیتی به نحوی بارز مطرح گردید. از آن زمان به بعد، مجموعه ای از اندیشه های نظری زمینه ساز طیفی از مطالعات و اندیشه ورزیهای علمی شد. بدینسان، طی اواخر دهه 1980 و اوائل دهه 1990م، مطالعات جنسیت مورد توجه ویژه دانشمندان جغرافیای روستایی قرار گرفت. بدین ترتیب، تحلیل جنسیتی جوامع روستایی جایگاهی ارزنده در مطالعات روستایی یافت. علاوه بر این، اقدامات مرتبط با راهبری همگانی که به نحوی موثر مشوق تعامل بیشتر دولت، حکومتهای محلی و جامعه مدنی هستند، عنصری پراهمیت در سیاستگزاریهای مبتنی بر فقرزدایی و تامین معیشت بهتر برای کم چیزان بشمار می رود. دراین راستا، تبیین نابرابریهای محلی و تقویت اقتصاد روستایی، جوامع محلی و خدمات عمومی در دسترس، نیازمند فضای همگانی است که به نحوی ایده آل طوری طراحی شود که تمام آحاد جامعه روستایی را در برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، اداره امور جاری، مدیریت و نظارت بر فعالیتهای عمومی شریک سازد. هدف کلی این مقاله، تلفیق مباحث جنسیت، راهبری همگانی و توسعه روستایی در قالب رویکردی کاربردی برای تحلیل مناسب جوامع روستایی است.
در ژئومورفولوژی شهری عامل مهم توسعه مناطق شهری ، تغییر و تبدیل مصنوعی پوسته زمین و تاثیر فعالیتهای انسانی بر پوسته ، افزون بر عوامل طبیعی در نظر گرفته می شود . بنابراین رشد روزافزون شهرها متاثر از رشد جمعیت و مهاجرت منجر به ساخت و سازهای بدون برنامه ریزی و تغییرات زیاد در ساختار فضایی به خصوص توسعه فیزیکی شهر در مکانهای نامساعد طبیعی گشته است که لزوم هدایت آگاهانه و سازماندهی اساسی را می طلبد . توسعه بی رویه و ناهماهنگ شهری به علت فعالیت های انسانی در راستای شهرها به صورت مستقیم اراضی بسیاری از پوسته زمین را در مدت زمان بسیار کوتاهی تغییر می دهد که افزون بر تاثیر درازمدت ژئومورفولوژیکی و روندهای طبیعی آن می باشد و از این رهگذر مخاطراتی ایجاد می شود که تجربه نشان داده است که گاهی وقوع آنها غیر قابل پیش بینی بوده و توام با ضررهای جانی و مالی می باشد . لذا در این مقاله به منظور نشان دادن کاستی ها و مخاطرات طبیعی ، با علم ژئومورفولوژی شهری در شهر هشترود تشریح شده است .
دیدگاه های استفاده کنندگان درباره فضای فراغتی، در زمره مهم ترین معیارهای نیاز سنجی و مکان یابی این فضاها است. برنامه ریزی برای این نیاز شهروندان در شهر تهران تنها با بررسی امکانات و محدودیت ها میسر نیست و نظر شهروندان – که برنامه ریزی برای آنها صورت می گیرد – نقشی اساسی در آن ایفا می کند. شرایط متفاوت مردم و گروه های اجتماعی ساکن در شهر خواسته های متفاوتی را به وجود می آورد که باید در هر برنامه ریزی مد نظر قرار گیرد. شناخت دیدگاه ها، ویژگی ها و نیازهای شهروندان می تواند در برنامه ریزی فضاهای فراغتی و تفریحی به برنامه ریزان شهری کمک کند. به نظر می رسد در برنامه ریزی برای ایجاد فضای گذران اوقات فراغت در شهر تهران، به عوامل مؤثر بر دیدگاه ها و نگرش های شهروندان در این باره توجه نمی شود. این عدم توجه را می توان بعد پنهان و یاحلقه مفقوده برنامه ریزی، طراحی و اجرای فضای فراغتی نامید که یا کاملا به فراموشی سپرده می شود و یا به شکلی صوری به آن پرداخته می شود. در مقاله پیوست، دیدگاه های گروهی از شهروندان تهرانی درباره نوع، توزیع، تنوع، نحوه دسترسی و مشکلات استفاده از فضای فراغتی در مناطق نمونه شهر ارزیابی شده است. شایان ذکر است که الگوها و مدل های پیچیده فراوانی برای ارزیابی دیدگاه های شهروندان وجود دارد که پرداختن به آنها هدف این پژوهش نبوده است. مدل ورودی این بررسی مدل رابرتز است. با استفاده از این مدل، در این ارزیابی تاثیر سن، تحصیلات، جنس، میانگین اوقات فراغت و کیفیت خدمات ارائه شده در فضاهای فراغتی در میزان نیاز به این فضاها سنجیده و تلاش شده است نقش «تمایل شهروندان به برقراری ارتباطات اجتماعی » از طریق حضور در این فضاها را در« میزان نیاز به این فضاها» ارزیابی نماید. در پایان نیز مدل جدیدی بر اساس یافته های پژوهش ازائه شده است. پژوهش از نوع پیمایشی است که در سه منطقه شهر تهران انجام شده و در آن از روش ها و پارامترهای متداول ریاضی استفاده برای سنجش عوامل تاثیر گذار بر دیدگاه های شهر وندان در باره فضاهای فراغتی استفاده شده است. همچنین، از پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری دیدگاه های شهروندان بهره گرفته شده است. نتایج و یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که فضاهای فراغتی مناطق نمونه در سطح نسبتا قابل قبولی قرار ندارند و شهروندان تهرانی، صرف نظر از پایگاه اقتصادی و اجتماعی، برای بهره برداری از امکانات موجود فراغتی شهر با مشکلاتی (از قبیل دشواری دسترسی، گرانی و ...)مواجه هستند. بر این اساس، به نظر می رسد مسؤولان شهری باید برای ارتقا، توزیع مناسب و ایجاد فضاهای جدید اقدامات مؤثری را در برنامه کار خود قرار دهند.
هدف تحقیق حاضر، استفاده از تصاویر ماهواره ای مربوط به زمان خشکسالی و ترسالی در دوسال متفاوت و حتی الامکان نزدیک به هم می باشد تا با استفاده از شاخص های مربوط به خشکسالی کشاورزی بتوان وضعیت پوشش گیاهی را در برابر نوسان بارندگی مشخص کرد. بدین منظور ابتدا با بررسی داده های باران سنجی و سینوپتیک ایستگاه های موجود در دشت سراب و با استفاده از مدل شاخص SPI خشک ترین سال و نیز یک سال مرطوب به عنوان نمونه انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از تصاویر ماهواره ای ETM+ (خشکسالی-1380) و SPOT (ترسالی-1383) شاخص خشکسالی کشاورزی برای منطقه محاسبه شد. در این تحقیق از شاخص سلامت پوشش گیاهی (VHI)استفاده شد. ابتدا NDVI هرکدام ازتصاویر به دست آمد، سپس با محاسبه VCI وTCI اقدام به تعیین وضعیت سلامت پوشش گیاهی در دو سال متفاوت شد. با استفاده از مدل آشکارسازی تغییرات (آشکارسازی تغییرات طیفی) با استفاده از نرم افزار ERDAS نتایج حاصله در دو دوره متفاوت مقایسه شد. نتایج نشانگر بالابودن تغییرات وضعیت سلامت پوشش گیاهی به ویژه در مناطق تحت کشت دیم می باشند.همچنین خطر آسیب پذیری در برابر خشکسالی های احتمالی در منطقه غرب دشت سراب بسیار زیاد می باشد به طوریکه تفاوت دو دوره خشکسالی و ترسالی در قسمت های غربی بالای 60 درصد تغییر تاج پوشش گیاهی می باشد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر اینترنت بر رفتار اطلاع یابی آموزشی و پژوهشی دانشجویان دانشگاه شیراز انجام شده است. این تحقیق درصدد پاسخگویی به سئوالاتی در مورد رفتار اطلاع یابی در دو گروه کاربر و غیر کاربر و عوامل موثر برآن ،نحوه دستیابی دانشجویان به اطلاعات و بررسی و مقایسه میزان استفاده از اینترنت و بانکهای اطلاعاتی به تفکیک جنسیت و مقطع تحصیلی ، ،هدف و مشکلات استفاده ،مقایسه میزان فعالیتهای پژوهشی در دو گروه کاربر و غیر کاربر .بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بوده است که در این پژوهش500 دانشجو به روش نمونه گیری طبقه ای از بین 10 دانشکده مورد بررسی دانشگاه شیراز در دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد انتخاب شد.ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه کتبی بود بدین منظور پرسشنامه حاوی 30سوال بسته شامل دو بخش تنظیم شد بخش اول پرسشهای مربوط به رفتار اطلاع یابی و بخش دوم پرسشهای مربوط به اینترنت را دربر می گیرد. بدین ترتیب دانشجویان کاربر اینترنت موظف به پاسخگویی هر دو بخش و غیر کابرها تنها به بخش اول آن پاسخ دادند. پرسشنامه های دریافتی متعلق به 430 کاربر و 70 غیر کاربر بود. یافته ها نشان داد که تعداد کاربران اینترنت بیش از غیرکاربران است. جنسیت و سطح تحصیلات کاربران در میزان استفاده از اینترنت تاًثیر نداشته است. هدف کاربران از انتخاب و استفاده اینترنت « سرعت و سهولت بازیابی اطلاعات » عنوان شده است.
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه تیپ های شخصیتی و بهداشت روانی آموزگاران با جو سازمانی مدارس ابتدایی ناحیه یک شیراز بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود ه است . جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه آموزگاران ناحیه یک شیراز(1119 زن و 301 مرد) بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و با مراجعه به جدول مورگان 310(210 زن و 100 مرد) نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه شخصیت آیزنک، پرسشنامه بهداشت روانی کلدبرگ و پرسشنامه جو سازمانی هاپلین و کرافت بوده است. داده های جمع آوری شده با ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t و رگرسیون چند گانه مورد تحلیل قرار گرفته اند که مهم ترین نتایج عبارت بوده اند از این که،بین تیپ های شخصیتی (درونگرا و برونگرا) و جو سازمانی رابطه معنی دار ی وجود ندارد. بین تیپ های شخصیتی (درونگرا و برونگرا) با بهداشت روانی رابطه معنی دار ی وجود ندارد. بین ابعاد بهداشت روانی (علائم جسمانی و افسردگی) با جو سازمانی مدارس رابطه معنی داری وجود دارد. بین تیپ های شخصیتی آموزگاران زن و مرد تفاوت معنی داری وجود دارد.
این تحقیق به منظور بررسی چگونگی ویژگی های کار افرینی دانشحویان دانشگاه آزاد اسلامی داراب انجام شد.روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی و همبستگی بوده است. به همین منظور نمونه آماری410 نفری از بین کلیه ی دانشجویان با روش نمونه گیری طبقه بندی شده ازگروه های آموزشی علوم پایه، علوم انسانی، فنی و مهندسی وکشاورزی و علوم پزشکی انتخاب شد. ابزار تحقیق پرسشنامه 30 سوالی محقق ساخته در مقیاس لیکرت بود که با توجه به ویژگی های نیاز به موفقیت، مرکز کنترل درونی، خلاقیت، تمایل به مخاطره پذیری و نیاز به استقلال تهیه شد. روایی، پرسشنامه با استفاده از نظر صاحب نظران وتحلیل گویه ها و پایایی آن با روش باز آزمایی و نیز آلفای کرنباخ تعیین گردید وداده ها با استفاده از آزمون t تک نمونه ای، آزمون رتبه ای فریدمن، تحلیل واریانس یک طرفه. ،آزمونt برای گروه های مستقل وضریب همبستگی پبرسون تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین روحیه ی کارآفرینی به طور کلی و نیز همه ی مولفه ها به جز مولفه مخا طره پذیری بالاتر ازحد متوسط است. نتایج تحقیق همچنین مشخص کرد که بین میانگین گروه های آموزشی در همه ی مولفه ها به جز خلاقیت تفاوت وجود دارد و میانگین های دانشحویان زن و مرد اگر چه درروحیه کارآفرینی، نیاز به موفقیت ونیاز به استقلال تفاوت نشان داد، اما در مولفه های مرکز کنترل درونی،خلاقیت و تمایل به مخاطره پذیری تفاوت معنی دار نداشتند.. علاوه بر این، بین پیشرفت تحصیلی وروحیه کارآفرینی و مولفه های آن به جز خلاقیت همبستگی مثبت به دست آمد ولی بین میانگین دانشجویان مقطع کارشناسی وکاردانی به جز درمولفه های نیاز به استقلال،تمایل به مخاطره پذیری ونیاز به موفقیت در سایر مولفه ها تفاوتی مشاهده نشد.
هدف از این تحقیق، تعیین رابطه بین مهارتهای سه گانه (فنی، انسانی و ادراکی) مدیران با میزان اثربخشی دبیرستانهای پسرانه،دخترانه ناحیه یک شهر شیراز بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده است ، جامعه آماری تحقیق، تمامی مدیران و دبیران دبیرستانهای پسرانه،دخترانه عادی دولتی آموزش و پرورش ناحیه1 شهر شیراز در سال تحصیلی 87-1388بوده اند.نمونه آماری شامل 150 نفر از مدیران و دبیران بوده اند که به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای از جامعه آماری تحقیق انتخاب گردید. ابزار سنجشی در این تحقیق شامل دو پرسشنامه: مهارتهای مدیریتی و اثربخشی بوده است.برای اندازه گیری و تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید ، در سطح آمار توصیفی ( محاسبه ی فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد) و در سطح آمار استنباطی از آزمون تی تست مستقل ، همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. که پس از تجزیه و تحلیل با استفاده از نرم افزار spss ،mos5 A نتایج زیر حاصل گردید: - بین مهارت فنی مدیران و اثربخشی سازمان رابطه معنادار وجود ندارد. - با افزایش میزان مهارت های انسانی مدیران، اثربخشی سازمان نیز افزایش می یابد. - با افزایش میزان مهارت های ادراکی مدیران، اثربخشی سازمان نیز افزایش می یابد. - بین میزان ادراک مدیران و معلمان از مهارتهای سه گانه مدیریتی، تفاوت معنادار وجود ندارد.
هدف این پژوهش بررسی مقایسه ای نارسایی های آموزش و تربیت شهروندی در برنامه ی درسی دوره ی راهنمایی تحصیلی از دیدگاه کارشناسان و معلمان شهر قزوین است. این پژوهش از نظر مقصد و هدف، از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر شیوه ی اجرا، روش پژوهش زمینه ای را بکار برده است. جامعه و نمونه ی آماری پژوهش شامل دو گروه آزمودنی با جزئیات زیر می باشد: کارشناسان برنامه ریزی و آموزش مقطع راهنمایی آموزش و پرورش شهر قزوین و اساتیدی که در سطح دانشگاههای قزوین دروس تحلیل محتوا، ارزیابی کتاب ها و برنامه ریزی درسی را تدریس می کنند که مجموع این دو گروه با عنوان کارشناس 30 نفر بوده است.
-معلمان مقطع راهنمایی تحصیلی شهرستان قزوین (اعم از زن یا مرد) که تعداد آن ها در مدارس مقطع راهنمایی بر اساس آمار ارایه شده، 2727 نفر بوده و با بهره گیری از فرمول نمونه گیری تعداد 241 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس از معلمان دوره ی راهنمایی تحصیلی به روش تصادفی طبقه ای، حجم نمونه ی مورد نظر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ی محقق ساخته ای حاوی 80 سؤال بود که پس از احراز روایی و پایایی مورد قبول، به وسیله ی پژوهشگر تهیه و بین اعضای گروه نمونه توزیع گردید، داده های گردآوری شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی ( خی دو) و به کمک نرم افزار SPSS (ویرایش17) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه ی کلی پژوهش نشان داد که: بین دیدگاه معلمان و کارشناسان، به لحاظ نارسایی ابعاد تربیت شهروندی (اجتماعی، فردی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) در برنامه ی درسی دوره ی راهنمایی تحصیلی، تفاوت معنادار آماری وجود دارد. اگر چه بر اساس نتایج بدست آمده، هر دو گروه آزمودنی بر این باور بودند که برنامه ی درسی فعلی دوره ی راهنمایی تحصیلی پیرامون آموزش ابعاد تربیت شهروندی دارای کمبودها و نارسایی هایی است و از این رو آسیب پذیر است، اما از دیدگاه کارشناسان، این نارسایی بسیار بیش تر بوده است.
این پژوهش با هدف بررسی مولفه های فرهنگ شهروندی در حیطه ی ارزش ها و هنجارها به روش توصیفی – پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش مشتمل بر کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی منطقه ی 4 و دانشگاههای دولتی یزد، اصفهان، تهران، مشهد و شیراز در رشته-های علوم تربیتی، جامعه شناسی و روان شناسی بالغ بر 283 نفر بوده است . از بین جامعه ی آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، متناسب با حجم نمونه، در نرم افزار اکسل تعداد 103 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ی محقق ساخته ی تدوین مولفه های فرهنگ شهروندی در دو حیطه ی ارزش ها و هنجارها با مقیاس 5 درجه ای لیکرت بوده است. برای تعیین روایی ابزار پژوهش از روایی صوری، محتوایی و سازه (تحلیل عامل) استفاده شد. اعتبار ابزار اندازه گیری با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ معادل 92/0 برآورد گردید که حاکی از اعتبار بالای ابزار اندازه گیری است. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی شامل (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی شامل تحلیل عاملی، آزمونT تک متغیره و آزمون خی دو برآورد شد. نتایج بدست آمده از پژوهش نشان داد که بعد ارزش ها دارای 17 زیر مولفه است که از این میان، « ترجیح مصالح جمعی بر مصالح فردی » با بار عاملی77/0 بیش ترین ضریب و مولفه ی « حفظ محیط زیست » با بار عاملی4/0 کم ترین مقدار را به خود اختصاص داده است. در بعد هنجارها بیش ترین بار عاملی مربوط به مولفه های« قدرت حل تعارض در مواجهه با دیگران » و « توانایی اظهار نظر در میان جمع » با بار عاملی72/0 و کم ترین بار عاملی مربوط به مولفه ی « مسئولیت پذیری »با بار عاملی 31/0 بوده است. در ابعاد جمعیت شناختی بین نظرات پاسخگویان تفاوتی مشاهده نگردید.