طبق تئوری نمایندگی، «مالکان نهادی» ممکن است تضاد نمایندگی را از طریق نظارت بر اقدامات مدیریت کاهش دهند و عملکرد شرکت را بهبود بخشند. مالکان نهادی نه تنها انگیزه، بلکه تخصص و منابع لازم برای نظارت بر شرکت را نیز دارند. از این رو، هدف از این مقاله بررسی رابطه بین مالکیت نهادی و عملکرد مالی جاری و آتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره زمانی مورد مطالعه سال های 1383 تا 1385 و نمونه انتخابی شامل 72 شرکت است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های این پژوهش با استفاده از «روش حداقل مربعات جزیی مربوط به رگرسیون جزیی»، حاکی از این است که بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت رابطه معنی داری وجود دارد. تجزیه و تحلیل بیشتر این یافته ها نشاندهنده رابطه مثبت معنی دار بین عملکرد و مالکیت نهادی است. بررسی فرضیات پژوهش در سطح صنایع بیانگر وجود رابطه معنی دار بین عملکرد شرکت و مالکیت نهادی است. شدت این رابطه در مورد عمکرد جاری در صنعت دارویی و شیمیایی و در مورد عملکرد آتی در صنعت خودرو و ماشین آلات بیشتر از سایر صنایع انتخابی است. اما، نوع رابطه در سطح صنایع مشخص نیست.
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه رضایت جنسی با سلامت عمومی و رضایت زناشویی زوجین بود. روش پژوهش از نوع همبستگی چند متغیری بود که 50 زوج به روش نمونه گیری در دسترس از میان تمام زوجین ساکن شهرستان یزد در سال 1387 انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (اولسون، 1989) و پرسشنامه 28 سؤالی سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (سال1979) بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی شفه تحلیل شد. یافته ها نشان دادند همبستگی بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی مثبت است، اما این دو متغیر با سلامت عمومی رابطه ندارند. همچنین تفاوت زنان و مردان (زن و شوهرها) از لحاظ این متغیرها معنادار نبود. رابطه میزان تحصیلات با رضایت جنسی معنادار بود، ولی با رضایت زناشویی و سلامت عمومی معنادار نبود. رابطه مدت زمان ازدواج با رضایت زناشویی و سلامت عمومی زوجین معنادار نبود، اما با رضایت جنسی رابطه معنادار و معکوس داشت، به طوری که افراد با مدت زمان ازدواج کمتر، رضایت جنسی بالاتری را گزارش کردند.
نتیجه گیری: چون همبستگی بین مدت زمان ازدواج و رضایت از روابط جنسی منفی است، ممکن است بالارفتن سن آزمودنی ها باعث کاهش توانایی و میل آن ها به روابط جنسی شود. علاوه بر آن از بین رفتن تازگی طرفین برای یکدیگر نیز می تواند یک عامل مهم و تاثیرگذار در این زمینه باشد.
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش شناختی ارتقاء امید بر نیمرخ و میزان توانمندیهای شخصیتی افراد مبتلا به افسرده خویی بود.
روش: آزمودنیهای پژوهش 40 نفر از مراجعین مبتلا به اختلال افسرده خویی بودند، که پس از انتخاب، به طریق واگذاری تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابتدا آزمون ارزشهای فعال در عمل (VIA-IS) به عنوان پیش آزمون در هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش، 6 جلسه آموزش شناختی ارتقاء امید دریافت نمود. گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در پایان آزمون ارزشهای فعال در عمل مجدداً به عنوان یک پس آزمون اجرا گردید.
یافته ها: این پژوهش نشان داد که اثر آموزش شناختی ارتقاء امید در توانمندیهای شخصیتی گروه آموزش گیرنده به شکل معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که آموزش شناختی ارتقاء امید مداخله ی مؤثری برای ایجاد بهبود در توانمندیهای مربوط به فضائل خرد، شجاعت، انسانیت، عدالت، خویشتن داری و تعالی مراجعین می باشد.
از محورهای مهم تعامل در مفهوم هم گرایی و واگرایی فرقه ها در بغداد، تعامل فکری سیاسی است. دو فرقه عمده ای که در بغداد در دوران آل بویه در سده های چهارم و پنجم در تعامل با یکدیگر بودند، امامیه و حنابله هستند. مسائل قابل طرح در تعامل فکری سیاسی امامیه و حنابله بسیار است. مهم ترین مسائل مطرح شده در این زمینه، همکاری با سلطان جائر، تقیه، خروج علیه حاکم مسلمانان و جهاد می باشد.
در موفقیت حنابله در این تعامل، عواملی همچون همراهی با محدثان، توجه به سلف، اهمیت به کتاب و سنت، مبارزه با افراط عقلگرایان، تندروی رقیبان، همراهی رقیبان با اندیشه های غیرمسلمانان، پیروان بسیار، همراهی خلافت عباسی و عرب گرایی حنابله نقش داشته است.
واگرایی حنابله و امامیه در بغداد نسبت به هم گرایی بیشتر بوده است از جمله زمینه ها و عوامل اثربخش در فرایند شکل گیری و گسترش این واگرایی، می توان به: عوامل رفتاری و برخاسته از عملکرد پیروان و رفتارهای فردی و گروهی و رفتارهای اندیشه ای شامل اندیشه های سیاسی و اجتماعی و دینی و مذهبی اشاره کرد.
پیامدهای تقابل و واگرایی این دو فرقه، تشدید بحران مذهبی، تضعیف حکومت آل بویه، تضعیف موقعیت عالمان دینی، قدرت گیری اشاعره و برهم خوردن انسجام اسلامی است
مبانى تفسیر قرآن یکى از مهم ترین مباحث در حوزه علوم قرآنى به شمار مى آید و پیوسته مورد توجه و اهتمام قرآن پژوهان و علاقه مندان به قرآن کریم بهویژه مفسران بزرگ شیعه بوده است. مقاله حاضر با هدف بررسى اهم مبانى و پیش فرض هاى مفسران قرآن در تفسیر تدوین شده است. در این پژوهش، سعى شده است که کامل ترین و اهم مبانى از منظر مفسران شیعه برگزیده شود و مورد تحلیل قرار گیرد. انواع مبانى تفسیر قرآن از منظر مفسران شیعه عبارتند از: قدسى بودن قرآن، نص و قرائت واحد قرآن، امکان و جواز تفسیر، حجیت ظهور قرآن، نیاز مخاطبان قرآن به تفسیر، ساختار چندمعنایى قرآن، زبان قرآن، منابع تفسیر قرآن، انسجام و پیوستگى آیات، و جامعیت قرآن; که در این مقاله به اهم آنها که قدسى بودن قرآن، امکان و جواز تفسیر، ساختار چندمعنایى قرآن، زبان قرآن و انسجام و پیوستگى آیات مى باشند، پرداخته مى شود.
این مقاله با بررسى زمینه هاى تاریخى، سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و ادبىِ شعر حماسى ـ آیینى عاشورایى، دوره شکل گیرى و تحول آغازین و ساختار آن را تبیین مى کند و ارزش هاى دینى نهفته در قیام کربلا، همچون استمرار غدیر و ولایت، تولى و تبرى، جهاد و شهادت و انتظار را منعکس مى سازد. در ادامه، شیوه هاى تبلیغ و ترویج آرمان هاى انسانى و اسلامى همانند ظلم ستیزى و عدالت محورى و اندیشه هاى انقلابى تشیع را مطرح مى نماید. مقاله حاضر، در موضوعات یادشده، نمونه هاى تامل برانگیز و آموزنده را از گستره ادبیات عربى ارائه مى دهد و در پایان به بررسى پیامدهاى ارزشى و ادبى این شعر مى پردازد.
برای شناخت شخصیت امام مهدی به مقتضای شیوه تطبیقی، میتوان بر نقاط مشترک شیعه و اهل تسنن تکیه کرد و در پی آن، با تحلیل اوصاف امام در مدارک فریقین و نیز تبیین رسالت امام، از برخی ابعاد وجودی ایشان آگاه شد. از جمله نقاط مشترک فریقین در این باره این آموزه هاست: امام مهدی از «اهل بیت» رسول خداست و رسالت ایشان «احیاگری» دین حق است.
این مقاله با تحلیل و تبیین این دو آموزه، کوشیده است شخصیت امام را بازشناساند و بر عنوان موعود موجود تاکید ورزد.
کلمه شیعه در عربی، در اصل به معنای یک، دو و یا گروهی از پیروان است. در قرآن مجید، این لفظ چندین بار به این معنا به کار رفته است. برای مثال، در آیه پانزدهم سوره قصص، خدای متعال درباره یکی از پیروان حضرت موسی به عنوان «شیعه موسی» سخن می گوید. در جایی دیگر، حضرت ابراهیم به عنوان «شیعه نوح» معرفی شده است.
در آغاز تاریخ اسلام، لفظ «شیعه» به معنای اصلی یا لغوی اش، برای پیروان افراد مختلفی به کار می رفت. برای مثال، در برخی از روایات، از شیعه علی بن ابی طالب و در برخی روایات دیگر از شیعه معاویه بن ابی سفیان سخن به میان آمده است. اما این لفظ به تدریج معنایی ثانوی یا اصطلاحی پیدا کرد و بر اساس این معنا فقط بر پیروان امام علی(ع) اطلاق می گردد که به امامت او معتقدند.
شهرستانی در کتاب خویش که از منابع برجسته مربوط به «فرق و مذاهب اسلامی» است، چنین می نویسد: شیعه، کسانی هستند که از امام علی(ع) به طور خاص پیروی کردند و به امامت و خلافت او بنابر اراده و تعالیم صریح حضرت محمد(ص) ایمان آوردند. این تعریف، بسیار دقیق است، زیرا شیعیان، خود معتقدند که دلیل پیروی ایشان از علی(ع) خواست پیامبر(ص) است و نه تصمیم شخصی ایشان در انتخاب رهبر. برخلاف غیر شیعه که پنداشتند پیامبر(ص) مسئله تعیین جانشین خود را به مردم واگذار کرده است، و پس از ارتحال ایشان، از کسی پیروی کردند که در سقیفه، انتخاب شد.
یکی از مسائلی که همواره در زندگی انسان مطرح بوده، حق و حقیقت است. همه گروه ها و افراد به منظور دفاع از ادعاها و عملکردهایشان به مفهوم حق و عدل متوسل می شوند. این مقوله ارزش مند بر همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان، سایه افکنده است. هر کس خود را بر حق می داند و برای موجه جلوه دادن خود، موضع خویش را حق و موضع طرف مقابل را باطل معرفی می کند. حتی شرورترین افراد نیز، در ناشایست ترین اعمال، خود را صاحب حق می دانند، زیرا بر این باورند که انسان به حکم فطرت، حق گرا و باطل ستیز است. پس ناگزیر لازم است در حد توان، از حیث نظری، تصویری روشن و شفاف از حق و باطل در ذهن داشته باشیم تا در ارزیابی کار خود و دیگران، دچار اشتباه نشویم. ضرورت دارد حق و ویژگی های آن را باز شناسیم تا سره را از ناسره جدا کنیم.
فراموش نکنیم که با حق بودن و حقیقت را باور داشتن و با آن زندگی کردن، ما را در راه، نگاه می دارد و یک چرخش باطل در این مدار، ما را با نیروی گریز از حق، به فرسنگ ها دورتر از مسیر، پرتاب می کند. به سخن حقِ امام علی(ع) بیندیشیم که فرمود: در همراهی حق، خوش بختی به وجود می آید. به منظور آشنایی بیش تر شما عزیزان، این شماره از مجله را به بررسی این موضوع مهم، اختصاص داده ایم.
تاریخِ غنی و افتخار آفرین اسلام، آکنده از انسان های والایی است که سرمشق ایمان و ایثار و جهاد و شهادت اند. نسل معاصر نیز، در پی الگو و قهرمان و اسوه گیری از چهره های اثرگذار و ماندگار است. «زید بن علی»، شهیدی بزرگوار از نسل امامان پاک، اسوه ای است که در خور شناخت و سرمشق گیری است. در این شماره، با چهره تابنده این قهرمان عرصه ایمان و صداقت و رشادت، آشنا می شویم.
پراگماتیسم پیش از هر چیز، روش است- روشی جهتِ روی آوردن به تجربه؛ چه به معنای فرایندی آن و چه به معنای فرآورده ای آن. از این منظر، مفهوم تجربه در اندیشه پراگماتیکی جیمز جایگاهی ویژه می یابد. به گونه ای که می توان کل اندیشه او را در هر زمینه به آن برگرداند و بر مبنای آن فهمید. این نکته در مورد نگاه او به ""دین"" نیز صادق است. جیمز در پی بررسی دین در حدود زندگی آدمی، کنشها و تجارب اوست و برای این منظور، اصطلاح تجربه دینی را به کار می گیرد، اما چون منظور جیمز از این اصطلاح به روشنی بیان نگردیده، می کوشد منظور او را در سه گام متمایز اما به هم پیوسته ( خلوت فرد با امر قدسی، احساس حضور آن و واکنش متاثر از آن در برابر جهان و انسان) دریابد. سپس بسترهای وقوع این تجربه را، که در نگاه جیمز منجر به ""انواع تجربه دینی"" خواهد شد، کاویده و مهمترین بستر آن، یعنی بستر روانی- عاطفی را که منظور نظر جیمز است، شرح خواهد داد. در نهایت مقاله به بررسی کاربردهای اندیشه جیمز و نقدهای وارد شده بر آن پرداخته و مهمترین نقد را بی توجهی او به مولفه اجتماعی و سنت دینی می داند.
اهمیت و ضرورت بحث از این که آیا رفتار پیامبر(ص) با مخالفان با مدارا و ملایمت بود یا با نابردباری و خشونت، بر همگان تقریباً مبین است. به ویژه این که دشمنان با بهره گیری از همه ابزارهای ارتباطی و راه کارهای گوناگون، می کوشند وانمود کنند اسلام دین خشونت و رسول خدا(ص) خشونت گرا می باشد. در حالی که این امر بر خلاف آموزه های دین و گفتار و سیره آن حضرت است، زیرا پیامبر(ص) اصل اولیه برخورد خویش را با مخالفان، ملایمت قرار داده است.