نویسنده این مقاله می کوشد تا نسبت های سه گانه اخلاق و سیاست؛ یعنی جدایی بین اخلاق و سیاست؛ اصالت اخلاق و تبعیت سیاست و اصالت سیاست و تبعیت اخلاق را رد نموده، به طرح و بررسی نسبت دیگری با عنوان «یگانگی اخلاق و سیاست» بپردازد. وی پیش فرض هر سه دیدگاه فوق را تفکیک حوزه اخلاق و سیاست می داند. بر اساس دیدگاه چهارم یک حقیقت بیشتر وجود ندارد که از چشم اندازهای مختلف به آن نظر می شود. این دیدگاه به جامعیت دین و فطرت انسان و همپوشانی آنها بازگشت می نماید. این مقاله، مساله اقبال و ادبار در عقل و جهل را به دو جریان تاریخی حق و باطل در زندگی انسان مربوط دانسته، امر توسعه یا به عبارت بهتر، تعالی و انحطاط انسان و جامعه را به ظهور هر یک از آنها وابسته می داند. در پایان نیز با طرح اجمالی ویژگی های جامعه توحیدی اسلامی، این جامعه را مرحله به فعلیت رسیدن قوای عقلانی– رحمانی انسان می داند. فهم اینکه اخلاق و سیاست در واقع یکی است، به فهم ما از دین و انسان باز می گردد.
خواب و رویا، یکی از داده های الهی است که همواره در پرده ای از رمز و راز نهفته شده و ذهن آدمی را به خود مشغول ساخته است. پدیده ای که همیشه حیرت انگیز و شگفتی ساز بوده و گاه همین حیرت و سرگردانی، شناخت دادار یکتا را برای ما به همراه داشته است:نی چنان حیران که پشتش سوی اوست بل چنین حیران و غرق و مست دوست)مولوی، 139:1382)هر گروه با جهان بینی متفاوت خویش به این قلمرو نگریسته، فرضیه هایی را برای پاسخ به پرسشهای خویش طرح کرده اند؛ به گونه ای که از هر زاویه ای که به رویا نگریسته شود، تعریف متفاوتی پیدا میکند. بدین روی، تعریف رویا از دیدگاه ادیان گوناگون، روانشناسان، فیلسوفان و عرفا یکسان نخواهد بود و تاکنون نیز نتوانسته اند درمورد چگونگی رویا و چند و چون آن به یک اندیشه یکسان برسند و شاید هرگز نتوان در این زمینه به پاسخی روشن و آشکار رسید. بنابراین، ارایه پاسخی دقیقی و روشن درمورد ماهیت و چگونگی خواب و رویا، کاری بسیار سخت و دشوار است. عرفا این روشندلان آگاه که از آبشخورهای ناب فرهنگ ایرانی و اندیشه های اسلامی بهره جسته اند از رویا به فراوانی در آثار خود استفاده کرده اند و این پدیده، نمود ویژهای در آثار ایشان داشته است. در این پژوهش برآنیم تا با توجه به اندیشه های قرآنی در زمینه خواب و رویا، زمینه های پیوند آن را درمیان اشعار مولانا با تاکید بر کتاب مثنوی معنوی بسنجیم. چکیده عربی:یعتبر النوم والأحلام من العطایا الإلهیة، ولم یستطع الإنسان الوصول إلی أسرارها، وشغلت خفایاها بال الإنسان، بل کانت مظهر إعجابه وحیرته دوما، وقادته هذه الحیرة أحیانا إلی معرفة الله تعالی. نظر کل فئة بنظرته المختلفة إلی هذا الإقلیم، وطرح نظریات للإجابة إلی أسئلته، بحیث یتغیر مفهوم الرؤیا وفقا لتلک النظریات. فالإجابة الدقیقة، والواضحة عن ماهیة الأحلام وکیفیتها، عمل مضن. والعرفاء بما أنهم نهلوا من مناهل الثقافة الإیرانیة، والآراء الإسلامیة، استخدموا عنصر الرؤی فی نتاجاتهم بکثرة، بحیث تجلت هذه الظاهرة تجلیا بارزا فی تلک النتاجات. یهدف هذا المقال إلی کشف مجالات الصلة بین الآراء القرآنیة، والمضامین الشعریة لمولانا فی النوم والأحلام.
پس از ورود رایانه به کشور، در زمینه ایجاد الگوی چیدمان استاندارد حروف فارسی بر روی صفحه کلید و نیز ایجاد فونت های استاندارد، متولی معتبر و واحدی وجود نداشت، در نتیجه، شرکت ها و موسسات مختلف به دلیل نیاز بازار و خواسته های رو به گسترش جامعه، به ابداع خود، الگوی های مختلفی همانند استانداردهای غیر رسمی ویندوز 1256، ایران سیستم، پانیذ، سایه و فارسی سازهای مختلفی را که اغلب متاثر از زبان و خط عربی بودند، به عنوان طرح حروف صفحه کلید و فونت ارایه کردند و از این نظر لطمات شدید و زیانباری به زبان و متون فارسی و نیز پایگاه های اطلاعات ملی و اداری و علمی وارد شد.به عنوان مثال، اگر گنجینه های ادب فارسی، همانند شاهنامه، با فونت های فارسی رایج و کد پیچ های مقتبس از عربی ذخیره شود و کسی بخواهد دنبال مصرعی شامل حرف «ی» بی نقطه فارسی بگردد، به دلیل وجود «ی» نقطه دار عربی هیچ موردی پیدا نمیکند، چرا که شاهنامه فارسی به سهو و ناخواسته به صورت عربی ذخیره شده است.در مقاله حاضر ابتدا درباره این تنگنا بحث، سپس پیشنهاد شده که راه حل گریز از آن، ایجاد، توسعه و استفاده از فونت هایی است که بر اساس یونی کد و استاندارهای موسسه تحقیقات صنعتی ایران تهیه شده اند، آنگاه با مقایسه فونت های رایج و برشمردن نقاط ضعف آنها نتیجه گرفته شده است که در صورت ادامه رویه فعلی، تمامی متون دیجیتال فارسی، اعم از گنجینه های ادبی، پایگاه های اطلاعاتی، متون علمی و... با بحران اسفناکی روبه رو خواهند بود.چکیده عربی:اعتبر المفکرون منذ أمد بعید تطور الثقافة البشریة وحضارتها، نتیجة لاختراع الخط، وتثمل الفونتات فی العصر الحدیث أساس النصوص الرقمیة. أصبحت اللغة الفارسیة، وللأسف الشدید، مهجورة بالنسبة إلی اللغات الأخری، فی عصر التقنیة المعلوماتیة بحیث لایتناسب بناؤها مع بعض برامج الشبکة والإنترنت بل توجد فونتات قلیلة عنها لاستخدامها فی المواقع والعرض الرقمی للنصوص. بعد أن دخل الحاسوب الوطن لم یکن هناک مرکز خاص موثوق به لتقدیم نموذج موحّد لوضع الحروف الفارسیة علی لوحة المفاتیح؛ الأمر الذی أدّی إلی ظهور النماذج المختلفة من قبل الشرکات المهتمة، کالمقاییس غیر الرسمیة لویندوز 1256، وایران سیستم، وپانید، وسایه، نتیجة لاحتیاج السوق، وطلبات المجتمع المتزایدة، غیر أن تلک النماذج کانت متأثرة باللغة العربیة، والخط العربی. یحاول هذا المقال تقدیم حلول للخرج من هذه الأزمة کما یحث علی إیجاد، وتطویر، واستخدام الفونتات التی أعدت علی أساس الیونیکد، ووفقا لمقاییس مؤسسة الدراسات الصناعیة فی إیران، وأخیرا یقارن المقال بین تلک الفونتات، وأخواتها الرائجة المستخدمة، لیعبّر عن الأزمة المؤسفة التی ستواجها کافة النصوص الرقمیة الفارسیة من الکنوز الأدبیة، والمواقع المعلوماتیة، والنصوص العلمیة، وغیرها إن استمرّ الأمر هکذا.
هدف: این پژوهش به منظور برآورد پایایی و روایی نشانگر بهزیستی شخصی _ مقیاس نارساییهای شناختی کامینز و لاو در کودکان کم توان ذهنی اجرا شده است. روش: در این مطالعه مجموعا 356 نفر از کودکان کم توان ذهنی در دو شهر تهران و همدان برای در نظر گرفتن دو نمونه نسبتاً برخوردار در شمال شهر تهران و یک نمونه در خارج از مرکز کشور به عنوان نمونه کمتر برخوردار انتخاب شدند که از این تعداد 200 نفر در شمال شهر تهران مناطق (1،2،3) با روش نمونه گیری تصادفی نظام دار و 156 نفر در شهر همدان با روش سرشماری مورد آزمون قرارگرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای حصول پایایی مقیاس و رگرسیون چند متغیره خطی برای دست یابی به روایی مقیاس تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داده است که نشانگر بهزیستی شخصی _ مقیاس ناتوانیهای شناختی در کودکان کم توان ذهنی دارای پایایی و روایی مطلوبی می باشد و این نشانگر با ضریب آلفای کرونباخ 789/0 پایا بوده و همچنین در بررسی روایی 5/78% از پراکنش رضایت کلی از زندگی توسط حیطه های این نشانگر تبیین می شود. بر پایه توصیه سازنده مقیاس، توانایی پیش بینی واریانس رضایت کلی از زندگی توسط حیطه های 7 گانه در تحلیل رگرسیون حاکی از روایی آن است. نتیجه گیری: نشانگر بهزیستی شخصی ـ مقیاس ناتوانیهای شناختی برای اندازه گیری بهزیستی شخصی در جامعه کودکان کم توان ذهنی کارایی مناسبی دارد و پیشنهاد می شود که کارشناسان مربوطه و مشاوران محترم در زمینه کودکان استثنایی از این نشانگر در برآورد بهزیستی شخصی کودکان کم توان ذهنی استفاده کنند.
زمینه و هدف: خودناتوان سازی به عنوان راهبردی تعریف می شود که فرد برای توجیه شکست احتمالی خود با دست کاری، موقعیت عذری ایجاد می کند. پژوهش ها نشان داده اند این رفتار در موقعیت هایی که برای فرد مهم است، مانعی برای موفقیت می شود. ویژگی های روان سنجی مقیاس خودناتوان سازی تاکنون در ایران مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور بود.
مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع توصیفی (همبستگی) بود که در یک نمونه 650 نفری از دانشجویان کارشناسی دانشگاه که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، اجرا گردید. ابزار پژوهش، نسخه اصلی مقیاس خودناتوان سازی (25 ماده ای) و سیاهه عزت نفس روزنبرگ بود. داده های جمع آوری شده با روش های تحلیل عاملی اکتشافی، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسن مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی داده ها نشان داد که 23 ماده از مقیاس بر روی سه عامل ""خلق منفی""، ""تلاش""، و""عذرتراشی"" بار می شوند. بر اساس نظریه، جمع نمره خلق منفی با نمره معکوس تلاش نشان دهنده خودناتوان سازی رفتاری و جمع نمره خلق منفی با عذرتراشی نشان دهنده خودناتوان سازی ادعایی است. آلفای کرونباخ عوامل از 6/0 تا 72/0 و برای کل مقیاس 77/0 می باشد. ضریب پایایی 84/0 است که نشان دهنده پایایی مقیاس خودناتوان سازی است. همچنین ضریب همبستگی نمره خودناتوان سازی با نمره عزت نفس 54/0- می باشدکه نشان دهنده روایی توافقی مقیاس مذکور است.
نتیجه گیری: مقیاس فارسی 23 ماده ای خودناتوان سازی، اعتبار و روایی مناسبی دارد و برای سنجش خودناتوان سازی معتبر است. پیشنهاد می شود ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور در نمونه های غیر دانشجویی نیز بررسی شود.