فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۶٬۱۲۱ تا ۳۰۶٬۱۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
از مدیریت داده تا مدیریت دانش
حوزههای تخصصی:
انتقال تکنولوژی
حوزههای تخصصی:
ارائه انگاره های محیطی مؤثر بر شکل گیری فضاهای عمومی مشوق سالمندی موفق با تأکید بر ترجیحات سالمندان شهر شیراز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اثر 6 هفته برنامه تمرینی ثبات مرکزی بر میزان زمین خوردن زنان سالمندان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
تجلی آیین ور در نگاره گذر سیاوش از آتش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک با توجه به آنکه انگاره های شکل گرفته در هر تمدنی ریشه در اعتقادات و تفکرات آن دوران دارد و از طرفی رمزگشایی هنرِ برآمده از این اعتقادات، بدون شناخت این باور ها ممکن نیست، در این مقاله کوشش شد تا با تعمق در یکی از کهن ترین باورهای بشری به نام"" آیین ور""، چگونگیِ نمادپردازیِ این تفکر را در هنر تصویرگری ایرانی بازجست. این باور کهن، گونه ای از داوری و آزمون است که در محاکمات پیچیده صورت میپذیرفت و آن جا که به دلیل کم بودن قراین و مدارک، قضاوت ناممکن مینمود از عناصر طبیعت استعانت جسته میشد. در میان روایاتی که دربردارنده مضامین ور هستند،"" گذر سیاوش از آتش"" یکی از نام آشناترین آنهاست و به همین جهت در این نوشتار یک نگاره با این مضمون مورد تحلیل قرار گرفت و چگونگیِ تجلیِ باور ور در آن بررسی و تلاش شد تا با رمزگشایی اعتقاد به آیین ور و جایگاه آتش در دوران کهن به روش تحقیق کیفی و مقایسه ای به شناختی هرچه عمیق تر از نوع نگرش اداور گذشته و بالخص هنرمندِ نگارگر دست یافت. نتیجه آن که شاید ریشه های باور ور در طول تاریخ رنگ باخته باشد، اما تجلی آن در هنر تصویرگری، همواره به صورت یک سنت باقی مانده است.
مقایسة تاثیر هنر سفالگری چین بر ایرانِ ادوار تیموری و صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علیرغم سابقة تاثیرگذاری سفالگری کشور چین بر سفالگری ایران از ابتدای دوران اسلامی، این تاثیرگذاری طی ادوار تیموری و صفوی، بخصوص در زمینة ساخت و تزیین ظروف سلادون و آبی- سفید، نمود ویژه ای داشته است. باتوجه به اینکه ادوار مزبور در تاریخ هنر ایران ادوار همگونسازی مضامین تزیینی چینی با ذوق و سلیقه ایرانی به شمار میروند، بررسی و مقایسة تفاوت ها و شباهت های تاثیرپذیری هنر سفالگری این ادوار از کشور چین، میتواند نقش مهمی در شناخت تغییر و تحولات مضامین تزیینی ایران ایفا نماید. متاسفانه علیرغم اهمیت موضوع، تاکنون تحقیقی جامع در این رابطه صورت نپذیرفته است؛ بدین سبب تحقیق پیش رو این موضوع را مد نظر قرار داده و با مقایسة برخی از ظروف چینی شاخص هر دوره که در ایران تولید شده اند، تلاش مینماید شناختی دقیق تر و کامل تر از نوع تاثیر چینی را ارائه نماید. باتوجه به یافته های تحقیق، تاثیر سفالگری چین بر ادوار تیموری و صفوی بطور یکسان صورت نپذیرفته و باوجود شباهت های ظاهری، در بسیاری از زمینه های ساخت و تزیین ظروف متفاوت میباشد. همچنین این تاثیرپذیری بصورت تقلیدی صرف نبوده و بخصوص در زمینة نقوش تزیینی، آگاهانه و انتخابی توام با ویژگی های ایرانی و اسلامی بوده است
به سوی راهکاری برای طراحی فرهنگ محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئلهی جهانی شدن دغدغه بزرگ بسیاری کشورهای دنیا بوده و به شکل گیری و قوام رویکرد های متفاوتی چون بومی سازی و محلی نگری انجامیده است، دیدگاه هایی که نقطهی اشتراک آنها تمرکز بر فرهنگ، مدیریت و طراحی آن است. این در حالیست که در بسیاری کشور ها از جمله ایران، فاصله و شکاف عمیقی بین دو عامل فرهنگ و تکنولوژی به همراه تولیداتش، دیده میشود. راهکار مقابله با این چالش توجه هر چه بیشتر به طراحی فرهنگ محور و جستجوی راه حلی برای جدایی از سطحی نگری در این حیطه است. این مقاله با هدف ارائه روشی مناسب جهت کمک به طراحان در راستای توجه عمیق به فرهنگ، روش آینده پژوهی سی.ال.ای را پیشنهاد میدهد. سپس با انجام یک آزمایش، میزان کارا بودن این روش را برای طراحان میسنجد. نتایج نشان میدهد، بکارگیری این روش در طراحی فرهنگ محور محصولات، بسیار موفق بوده و بشکلی سامان یافته ذهن طراح را به سمت ملاحظات فرهنگی سوق میدهد. همچنین این نکته روشن میشود که این روش اگرچه در پروسه عمیق شدن و توجه به بسترهای متنوع مسئله بسیار کارآمد است اما نمی-تواند به تنهایی و به عنوان یک ابزار کامل، تمامی پروسه طراحی را پوشش دهد و نیاز به ترکیب روش های دیگر دارد.
نقد تکوینی عکس ( بررسی امکان و شیوة کاربرد نقد تکوینی در عکاسی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد تکوینی"" مبتنی بر مطالعة فرآیند شکل گیری آثار بر اساس ""پیشامتن""ها یعنی بقایای مادی برجامانده از طرح ریزی های اولیه منتهی به شکل نهایی آثار است. این شیوة نقد که در دهة 70 قرن بیستم م و ابتدا در ادبیات پدید آمد و به تدریج در هنرهای دیگر، مانند نقاشی نیز به کار گرفته شد، امروزه در محافل هنری و مجامع علمی، علاقمندان فراوانی یافته و درحال پیشرفت است، اما هنوز درعرصة عکاسی به کاربرده نشده است. گاه در نقد و بررسی عکس ها، مواجه با نوعی از شرح مراحل تولید عکس ها و یا مسائل پیرامونی خلق آنها هستیم، اما این گزارش ها، مبتنی بر اصول و روش نقد تکوینی نبوده و اهداف آن را محقق نمی سازند. در این مقاله، ابتدا پیدایش و روش نقد تکوینی و عناصر مربوط به آن، مانند پیرامتن، پیش متن و پیشامتن، بصورت اجمالی معرفی شده است. پس از آن با نگاه به تجارب منتقدان تکوینی در عرصه های دیگر و بررسی فرآیند های خلق عملی عکس، عنصر محوری نقد تکونی یعنی پیشامتن، در عکاسی، تعریف شده و امکان و شیوة کاربرد نقد تکوینی در عکاسی مورد بحث قرار گرفته است. در پایان نیز به عنوان مثال، عکس ""پسرک با نارنجک دستی اسباب بازی"" اثر دایان آربُس، تحلیل شده است
روش شناسی طراحی صنعتی در عصر پسامدرن (با تکیه بر تجارب آلساندرو مندینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر مختصات زندگی در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، ارتباطات و فرهنگ عصر پسامدرن ماحصل دگرگونی هایی در شرایط تولید و رسیدن به جامعه وافر است. توانایی نوین تولید، تغییر شرایط اجتماعی، دگرگونی ساختار اقتصادی، افزایش رقابت در بازار و بازتاب کاستی های طراحی عصر مدرن در پاسخگویی به نیازهای غیر عملکردی کاربران، آغازگر تغییراتی در نگرش ها نسبت به طراحی صنعتی گردید. اما با وجود بسیاری از تجارب در این عرصه، هنوز طراحی پسامدرن امری تجربی محسوب می شود و فاقد ساختاری روش شناسانه و مؤلفه های تثبیت شده برای طراحی و نقد است. مقاله حاضر با هدف دستیابی به روش شناسی های نظام مندی در طراحی غیرعملکردگرا به تحلیل تجارب فکری آلساندرو مندینی، یکی از پیشگامان طراحی پسامدرن ایتالیا پرداخته است. بررسی شامل درک شرایط و نیازهای این عصر، بررسی مقوله روش شناسی طراحی، تحلیل مقوله روش شناسی در آثار مکتوب، اندیشه نگارهای فکری و محصولات طراحی شده توسط مندینی و استخراج اندیشه راهبردی هر محصول و رویکرد انتخاب شده توسط وی برای حصول به نتیجه و استخراج متداول ترین آنها بعنوان روش شناسی عام عصر پسامدرن است. در نتیجه بررسی، مشخص گردید که تداعی آنیمیسم، طراحی مردمی، خلق هویت اجتماعی و احساس گرایی، راهبردهای اصلی و به موازات آنها، طراحی تعاملی، مفهومی، تجربه گرا و اسطوره بنیاد کارآمدترین رویکردها تلقی می شوند.
کاربرد تکنیک تاپسیس در تحلیل و اولویت بندی توسعه پایدار مناطق شهری (مطالعه موردی: مناطق شهری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به موازات توسعه و افزایش جمعیت شهرهای بزرگ، ظهور مسایل گوناگون و پیچیده اجتماعی- اقتصادی در داخل شهرها و ورود شهرهای بزرگ جهان سوم به سیستم اقتصادی جهان، برنامه ریزی شهری به ابعاد تازه ای دست یافته و باعث تحلیل دقیق شرایط سیاسی و اجتماعی در قلمرو جغرافیای شهری شده است. برای شناخت توسعه یافتگی یا عدم توسعه یافتگی مناطق، به بررسی الگوی نابرابری های ناحیه ای، تفاوت های میان نواحی و بررسی میزان برتری یک مکان نسبت به ساختار مکان های مشابه در سطح شهر نیاز است . هدف از این مقاله، به کارگیری مکانیسم فرصت های برابر و دستیابی به میزان نابرابری های ناحیه ای در مناطق شهری اصفهان، از لحاظ شاخص های مورد بررسی است. روش پژوهش «توصیفی و تحلیلی» است، که از مدل های کمی استفاده شده است. برابر تحلیل صورت گرفته، مناطق سیزده گانه شهرداری اصفهان در سه سطح برخوردار، نیمه برخوردار(متوسط) و(محروم)یا فروبرخوردار جای گرفته اند. برای شناخت سطوح برخورداری مناطق شهر اصفهان، 21 شاخص مورد بررسی از طریق مدل آنتروپی شانون وزن دهی شده و در این راستا، تاپسیس به عنوان روش تصمیم گیری چند شاخصه ای استفاده شده است و در نهایت، با بهره گیری از نرم افزار Arc GIS ، نقشه سطوح برخورداری مناطق شهر ترسیم گردیده است. نتیجه حاصل از بررسی انجام شده ، نشان می دهد که در میان مناطق شهری اصفهان ، شش منطقه محروم با ضریب اولویت 22/0 تا 34/0 در پایین ترین سطح برخورداری جای گرفته اند و اولین اولویت توسعه را به خود اختصاص داده اند. دومین سطح ، شامل: چهار منطقه شهر است که دارای ضریب اولویت 42/0 تا47/0 است و سطح دوم اولویت توسعه مناطق را در بر می گیرد. سطح یک، سه منطقه برخوردار از لحاظ 21 شاخص مورد بررسی را شامل می شود، با ضریب اولویت 53/0 تا 64/0و آخرین اولویت توسعه را در بر دارد.
تجزیه و تحلیل کیفیت زمانی و مکانی آبهای زیرزمینی جلگه میناب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت آبهای زیرزمینی نقش به سزایی در مدیریت منابع آب ایفا می نماید. در این مطالعه آنالیز کیفیت آب زیرزمینی و ارزیابی وضعیت هیدروشیمی در سفره جلگه میناب با توجه به بررسی عناصر شیمیایی در آب زیرزمینی و با مد نظر قرار دادن ویژگیهای زمین شناختی انجام شده است. از تکنیکهای GIS جهت تهیه نقشه های مورد نیاز و جداول و دیاگرامها استفاده گردید. برای انجام مطالعات هیدروشیمی جلگه میناب در طی یک دوره ده ساله از اطلاعات مربوط به نمونه برداری آب چاهها که توسط شرکت آب منطقه ای تهیه شده، استفاده گردید. این داده ها در طی سالهای 1385- 1375 در دو فصل خشک(تابستان) و تر (زمستان) جمع آوری شدند، که در فصول خشک در بیشتر سالها فقط هدایت الکتریکی و کلر اندازه گیری شده است. به این منظور پس از بررسی آمار موجود، بر اساس نتایج کل دوره نمونه برداری، تغییرات زمانی و مکانی کیفیت در چاههای نمونه برداری بررسی شده است. و شاخص های مختلف کیفی در مناطق مختلف جلگه محاسبه و نمودارها و جدولهای لازم تهیه و ارائه گردید است. در این پژوهش همچنین آبهای زیرزمینی از نظر مصارف مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند
کامپوزیت های پلیمری جایگزین چوب برای ساخت آلات موسیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش معایب چوب برای کاربرد در ساخت آلات موسیقی از جمله حساسیت بالا به رطوبت، خواص متفاوت چوب در درخت های مختلف از یک گونه و همچنین در قسمت های مختلف از یک درخت، ساخت زمان بر و مشکل سازهای چوبی، مقاوت پایین در برابر ضربه و سایر موارد که به صورت مفصل به آنها پرداخته شده است، مورد بررسی قرار گرفت و نسل جدید کامپوزیت های پلیمری برای جایگزینی چوب در ساخت ادوات موسیقی معرفی شد. بکارگیری کامپوزیت های چوب پلاستیک برای جایگزینی چوب در ساخت آلات موسیقی میتواند بسیاری از مشکلات ذاتی چوب برای کاربرد در ساخت آلات موسیقی را بر-طرف نماید، با این حال برای ساخت تخته صدای کامپوزیتی استفاده از کامپوزیت های لیفی که ساختاری دقیقاً مشابه چوب دارند، به دلیل خواص ارتعاشی و آکوستیکی ویژه آنها، رشد بسیاری نموده است. در این مقاله از سه نوع مختلف الیاف مصنوعی (الیاف شیشه، کربن و کولار) و یک رزین پلی استر غیر اشباع استفاده گردید. همچنین خواص آکوستیک این نمونه ها در قیاس با نمونه های چوب درخت توت سفید و سرو سیمین مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات نشان داد که الیاف کربن به همراه رزین پلی استر بالا ترین پارامتر های آکوستکی را در بین سایر نمونه ها به خود اختصاص می دهد و در نتیجه می تواند به عنوان یک جایگزین بسیار خوب برای چوب با خواص استثنایی در ساخت آلات موسیقی به کار رود.
نقش آموزش تعاملی پویا در یادگیری فیلمنامه نویسی انیمیشن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی مجدد برنامه درسی انیمیشن یا تصویر متحرک در رشته لیسانس گرافیک و ارائه یک روش تلفیقی آموزش می باشد، زیرا ارایه ی این واحد درسی در موارد بسیاری، نتوانسته است منجر به شکل گیری خلاقانه کاراکترهای برتر، در فیلمنامه های ارایه شده ی دانشجویان شود. روشی که این مقاله پیشنهاد می کند، یک روش تلفیقی است که از روش های سنتی و حل مسأله، جهت رسیدن به روش آموزش"" تعاملی پویا "" بهره می گیرد. روش اجراء پژوهش حاضر کیفی و کمی بود. بخش کیفی آن، به صورت مطالعه توصیفی بر مبنای مشاهده، پرسش و پاسخ، مصاحبه باز، مطالعه موردی و کتابخانه ای انجام شد و در بخش کمی از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. از جامعه آماری دانشجویان دوره لیسانس گرافیک دانشگاه شهید رجایی که درس کارگاهی انیمیشن را اخذ کرده بودند، یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. متغیر مستقل نیز استفاده از روش آموزشی تعاملی پویا بود. فرضیه پژوهش تایید شد و می توان گفت که استفاده از روش آموزشی ""تعاملی پویا"" بر درک مفهومی دانشجویان از فیلمنامه نویسی تاثیر دارد. در این روش، مشارکت دانشجویان و فعال کردن احساسات، تجارب و مهارت های آنان در جهت ارائه فرض های صحیح، برای حل مساله و آزمودن آنها از اولویت برخوردار است.
بازشناسی اندیشه ی ""شقاوت"" آنتونن آرتو در سینمای دیوید لینچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درباره ی انگاره ی شقاوت آرتوست. واژه ای که معانی آن از حیطه ی کلمه ای معمولی فراتر رفته و تبدیل به نوعی نگاه فلسفی به زندگی می شود. مقاله ی حاضر درصدد بررسی وجوه معنایی و مفهومی این انگاره در سینما است و برآن است تا خوانش جدیدی از آن را در این هنر ارائه دهد. به دستاورد این مقاله؛ انتقال این مفهوم به قالب هنری دیگر (سینما)، با تمام کاستی ها و افزودنی هایش در آثار فیلمساز آوانگارد آمریکا، دیوید لینچ، میسر شده است. در این مسیر، یافتن واسطه های تئوریک برای انتقال نگاه آرتو به سینما به عنوان راه حل کاربردی مورد نظر قرار گرفته، چرا که مبنای نظریه ی آرتو در صیرورت دائمی و استحاله است و برای درک آن می بایست از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار بود. این مقاله تعریف نوینی از شقاوت بر مبنای ""توسعه به سمت آگاهی"" ارائه می دهد و شرح بصری این سیروسلوک را در سینمای لینچ دنبال می کند. در ضمن بنیان اصلی دیگر این مقاله بر رابطه ی تجریدی سینما و تئاتر قرار گرفته که از آرتو میتوان به عنوان فصل مشترک این رابطه یاد کرد. آنچه در نهایت این مقاله ارائه می کند، نمونه های بصری تازه، از یک فرم جدید هنری مبتنی بر مفاهیم آرتو و از همه مهم تر «شقاوت» وی، در آثار دیوید لینچ است.
اثر شدت زهکشی در دوره های مختلف رشد کلزا به عنوان کشت دوم بعد از برنج (مطالعه موردی: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مشکلات برای اجرای کشت دوم کلزا در شالیزارهای استان گیلان، غرقاب بودن این اراضی در نیمهی دوم سال است. برای بررسی اثر غرقابی (زهکشی ناکافی) برعملکرد کلزا، یک مطالعه گلدانی با مدت های غرقابی 2، 5، 7 و 10 روز و اعماق ایستابی 10- ، 5- ، 0 ، 5+ سانتیمتری از سطح خاک، در سه مرحلهی رشد گیاه شامل مراحل گیاهچه ای، آغاز گلدهی و 50 درصد گلدهی به صورت طرح فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی مورد آزمایش قرار گرفتند. رقم کلزا در این مطالعه Hyola 308 بود. افزایش مدت غرقابی باعث کاهش معنیدار عملکرد، اجزای عملکرد و صفات گیاهی بجز وزن هزار دانه شد. بطوری که افزایش مدت غرقابی از 2 روز به 10 روز باعث به ترتیب 2/19% و 8% کاهش عملکرد دانه و درصد روغن گردید. هرچند که کاهش عملکرد دانه در سه روز اول چندان چشمگیر نبود ولی به طور متوسط با هر روز افزایش مدت غرقابی از 2 روز به 10 روز عملکرد دانه و درصد روغن به ترتیب94/0 گرم و 44/0 درصد کاهش یافت. همچنین عملکرد و وزن هزار دانه با کاهش عمق ایستابی از 5+ به 10- سانتیمتری از سطح خاک افزایش معنیدار یافتند. عملکرد دانه و درصد روغن با کاهش عمق ایستابی تا 10- سانتیمتری خاک به ترتیب 7/11 و 4/7 درصد افزایش یافت. ضمن اینکه به طور متوسط هر سانتیمتر کاهش عمق ایستابی از 5+ تا 10- سانتیمتری خاک، عملکرد دانه و درصد روغن را به ترتیب 23/0 گرم و 15/0 درصد افزایش داد. بین غرقابی در دوره های مختلف رشد از نظر عملکرد و تعداد خورجین ها تفاوت معنیدار وجود نداشت. اما صفات تعداد دانه در خورجین و درصد روغن به غرقابی در مرحلة سوم (50% گلدهی) و صفت وزن هزار دانه به غرقابی در مرحلة اول (گیاهچه ای) حساس تر نشان داده اند.
برآورد عمق و فاصلة مناسب زهکش های زیرزمینی بر اساس کیفیت زه آب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگرش سنتی حاکم بر طراحی سیستم های زهکشی، اهداف زهکشی را منحصراً افزایش عملکرد محصول و بهبود شرایط محیط توسعة ریشه میداند و اثرات زیست محیطی طرح های زهکشی را مورد بررسی قرار نمیدهد. امروزه در نگرش جدید، اهداف کشاورزی و زیست محیطی توأماً در طرح های زهکشی مورد بررسی قرار میگیرند. عمق و فاصلة زهکش های زیرزمینی از پارامترهای مهم در طراحی سیستم های زهکشی میباشند که تعیین مناسب آنها در عملکرد مطلوب سیستم زهکشی نقش مهمی را ایفا میکند. در این تحقیق از مدل آزمایشگاهی و مدل عددی Visual MODFLOW جهت شبیه سازی جریان آب و انتقال نمک به سمت لوله های زهکشی استفاده گردیده و تأثیر عمق و فاصلة زهکش ها بر مقدار و کیفیت زه آبها در هر دو مدل مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس داده های حاصل از مدل آزمایشگاهی و شبیه سازی عددی جریان برای عمق ها و فواصل مختلف زهکش ها، رابطه ای ارائه و واسنجی گردیده است که بر مبنای آن شاخص های کیفیت شیمیایی زه آب (EC و TDS) میتوانند با توجه به عمق و فاصله زهکش ها، بار هیدرولیکی، میزان تغذیه و مقادیر شاخص های شیمیایی جریان ورودی تغذیه کننده و آب زیرزمینی تعیین شوند. صحت سنجی این رابطه با مقایسه بار هیدرولیکی حاصله با مقادیر مشاهداتی به ازای استقرارهای مختلف زهکش ها بر اساس دو شاخص آماری جذر میانگین مربعات خطا (RSME) و ضریب تعیین (R2) انجام پذیرفت که مقادیر میانگِین به دست آمده برای این شاخص ها به ترتیب برابر 154/0 سانتی متر و 994/0 دقت قابل قبول آن را نشان داد
بررسی خصوصیات واکنش پذیری کربنات ها دربرخی ازخاکهای آهکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه برای تعیین واکنش پذیری و ویژگیهای کربنات ها در بیست خاک (cm 30-0) از مناطق مرکزی ایران (انتی سول و آریدی سول) انجام گرفت. در این نمونه ها مقادیر کربنات کلسیم معادل (CCE)، کربنات کلسیم معادل فعال (ACCE) و کربنات کلسیم معادل غیرفعال(NACCE )، کانیشناسی کربنات ها با تکنیک XRD و سطح ویژه با روش BET بوسیله جذب گاز N2 ، اندازه گیری شدند. مقادیر CCE از 38 تا 228 گرم بر کیلوگرم خاک با میانگین 1/105 گرم بر کیلوگرم خاک تغییر میکرد. ACCE ، بدون گذراندن خاکها از الک mm1 ،(ACCE1) ، از 9/9 تا 6/90 با میانگین 7/32 گرم بر کیلوگرم خاک و ACCE بعد از گذراندن از الک مذکور، (ACCE2) از 4/13 تا 8/99 با میانگین 37 گرم بر کیلوگرم خاک متغیر بود. مقدار ACCE1 بطور متوسط 32 درصد و ACCE2 بطور متوسط 34 درصد کربنات کلسیم معادل کل را تشکیل میدادند. میانگین سطح ویژه خاکها، 75/19 مترمربع بر گرم خاک و میانگین سطح ویژه کربنات ها، 2/103 مترمربع بر گرم کربنات کلسیم اندازه گیری شدند. بین سطح ویژه کربناتها با مقدار رس (*46/0= r) و با CCE همبستگی خطی معنیدار (**52/0- =r) بدست آمد که نشان میدهد احتمالاً با افزایش مقدار CCE از سطح ویژه آن کاسته میشود. مطالعات XRD نشان داد که کربنات غالب در خاکهای مورد مطالعه بصورت [MgxCa1-xCO3 ] بوده و تنها در 7 خاک پیک مربوط به دولومیت مشاهده شد.