ترور و تروریسم پدیده نوظهوری نیست. اگر چه قدمت این پدیده به طول تاریخ انسان است اما چهره جدید و شکل سازمانی این پدیده در دنیای مدرن شکل نو و چند بعدی به خود گرفته است، بهطوری که در هزاره سوم در اثر رشد و توسعه علم و تکنولوژی، تروریسم از مرزهای ملی و منطقه ای عبور کرده و به پدیده ای جهانی تبدیل شده است. در واقع ما وارد دوران جدیدی از تاریخ تروریسم شده ایم که میتوان آن را ژئوتروریسم نام گذاشت.
هدف این مقاله بررسی مفهوم ژئوتروریسم و شاخص های مورد مطالعه آن در جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک است. از این رو پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که ژئوتروریسم چیست و چه شاخص های مطالعاتی در جغرافیای سیاسی دارد؟ در یک مبحث جمع بندی شده، این مقاله به بررسی ژئوتروریسم و فصل تمایز آن با تروریسم، رابطه جغرافیا با تروریسم و شاخص های جغرافیایی مورد توجه در بررسی مفهوم ژئوتروریسم میپردازد.
در مقاله حاضر سعی شده است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به پرسش های پژوهش پاسخ داده شود. یافته های تحقیق نشان میدهد که بین متغیرهای جغرافیایی (توپوگرافی، جمعیت، آب و هوا، آب، حفره های دولت، موقعیت جغرافیایی مکان ها، اقلیت های قومی و مذهبی و ...) و موفقیت یا عدم موفقیت فعالیت های تروریستی رابطه معناداری وجود دارد.
از چالشهای پیشِ روی برنامه¬ریزی شهری در ایران مباحث مربوط به پایداری و توسعه پایدار شهری است. عوامل گوناگونی وجود دارند که توسعه پایدار شهری را تحت تأثیر قرار می¬دهند که یکی از این عوامل می¬تواند گردشگری و پیامدهای حاصل از آن باشد. بررسی جامع پیامدهای گسترش گردشگری در یک منطقه شهری مستلزم بررسی آن در قالب توسعه پایدار شهری است. در سالهای اخیر شهرستان هشترود بعنوان یک مقصد گردشگری مطرح بوده که تحت تأثیر پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی حاصل از توسعه گردشگری قرار گرفته که تأثیر عمده¬ای بر پایداری شهری شهر هشترود داشته است. در این پژوهش ضمن بررسی مفاهیم گردشگری پایدار، توسعه پایدار شهری اثرات و پیامدهای گردشگری بر توسعه پایدار شهری شهرستان هشترود مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق این مقاله مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است، به منظور جمع¬آوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی استفاده شده است. در این پژوهش جامعه آماری ساکنین و مسئولین شهرستان هشترود می¬باشد که بمنظور تعیین حجم نمونه از روش کوکران استفاده شده است. حجم نمونه بدست آمده 291 نفر بوده که توزیع پرسشنامه¬ها بصورت تصادفی انجام گرفته شده است. یافته¬های حاصله که بر اساس نظر مردم و مسؤلین گردآوری شده حاکی از آن است که علیرغم اثرات عموماً مثبت اقتصادی در برخی جنبه¬های اجتماعی و اغلب جنبه¬های زیست¬محیطی پیامدهای منفی بوده که به اشکال گوناگون به ناپایداری شهری منطقه کمک می¬کند.
هدف از این پژوهش، تبیین اثربخشی طرحواره درمانی گروهی در تعدیل نمرات اختلالات شخصیت افراد وابسته به مواد می باشد. این تحقیق بر روی افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون در مراکز دولتی شهرستان شیراز انجام گرفت. گروه نمونه شامل 30 نفر از افراد تحت درمان بوده که به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل مصاحبه بالینی بر اساس DSM، پرسشنامه کوتاه طرحواره های ناسازگار یانگ، پرسشنامه چند محوری میلون II، پرسشنامه پیشرفت درمانMAP بوده و روش های آماری استفاده شده در این تحقیق، روشهای توصیفی و غیر پارامتریک مان ویتنی U می باشد. در پایان دوره درمان، اختلاف نمرات قبل و بعد از درمان در محورهای اختلالات شخصیت دسته B، پیشرفت درمان نگهدارنده با متادونMMT)) و طرحواره های ناسازگار اولیه درگروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری را نشان داد. در نتیجه طرحواره درمانی گروهی می تواند بعنوان یک رویکرد درمانی مناسب در بهبود علائم اختلال شخصیت، تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه و پیشرفت درمان افراد وابسته به مواد در نظر گرفته شود.
در تحقیق حاضر، رابطه بین سازوکارهای نظام راهبری شرکت و هزینه های نمایندگی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام تحقیق از داده های 51 شرکت، طی دوره زمانی 1387-1380 استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها از روش تجزیه و تحلیل پانلی استفاده شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آنست که در سطح اطمینان 95 درصد، بین درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی، درصد مالکیت سهام مدیران، درصد اعضای غیر موظف هیات مدیره، نسبت بدهی کوتاه مدت به کل بدهی و هزینه های نمایندگی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. نتایج تحقیق با فرض وجود ارتباط بین نسبت بدهی شرکت ها با هزینه های نمایندگی مطابقت ندارد.
تحقیق حاضر به بررسی ارتباط بین سازوکارهای راهبری شرکتی و محافظه کاری حسابداری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این تحقیق برای بررسی ارتباط بین محافظه کاری و نظام راهبری شرکتی از معیارهای درصد مالکیت سهامداران نهادی، درصد اعضای غیرموظف هیات مدیره، تفکیک وظایف رییس هیات مدیره از مدیرعامل و وجود حسابرس داخلی در شرکت بعنوان سازوکارهای نظام راهبری شرکتی و روشهای گیولی وهین و بال وشیواکومار بعنوان معیارهایی برای محاسبه محافظه کاری در 71 شرکت بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 83 الی 88 استفاده شده است.
نتایج تحقیق بیانگر این مطلب می باشد که بدلیل محدودیت پایین بودن حجم نمونه آماری و با توجه به نیاز مدل بال وشیواکومار به تعداد مشاهدات زیاد و در طول دوره زمانی طولانی، مدل یاد شده در ایران از لحاظ آماری معنی دار نبوده و امکان استفاده از این روش در ایران در حال حاضر میسر نمی باشد. همچنین یافته های این تحقیق در خصوص ارتباط بین محافظه کاری (محاسبه شده از طریق روش گیولی و هین) و نظام راهبری شرکتی بیانگر وجود رابطه مثبت بین درصد مالکیت نهادی سهام و درصد اعضای غیرموظف هیات مدیره و رابطه منفی بین تفکیک وظایف رییس هیات مدیره از مدیرعامل با محافظه کاری در شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران بوده است. ضمن اینکه بین محافظه کاری و وجود حسابرسی داخلی در بورس اوراق بهادار تهران رابطه ای مشاهده نگردید. نتیجه کلی تحقیق تایید کننده دیدگاه مکمل در خصوص ارتباط بین محافظه کاری و مکانیزیم های راهبری شرکتی می باشد.