در جهان کنونی، به رغم روند شتاب زده توسعه و تحول در زندگی مادی بشر و تنوع در ابزار، در دست یابی به مقاصد و اهداف انسانی و تأمین حق امنیت و حریت و بالاخره در بازیابی هویت ملت ها، موانع و بحران های متعددی ایجاد شده است که به شدت اذهان اندیشمندان جوامع را به خود مشغول ساخته است. توسعه پورنوگرافی، اباحی گری، تقدم اصالت لذت و قدرت و منفعت بر رعایت حقوق معنوی و حدود اخلاقی، گسترش خشونت، و غیره این پرسش را قوت می بخشند که طراحان جنگ سرد در حذف مرزهای جغرافیایی با گسترش ارتباطات چه چیزی جز تخدیر افکار و وارونه سازی رفتار را جست وجو می کنند؟ ازسوی دیگر، ملت های بیدار اسلامی در راستای حفظ هویت ملی و ارزش های دینی، در مقابله با این هجمه بی حد و حصر بایستی چه تمهیداتی لحاظ کنند تا حفاظت از حقوق معنوی و سلامت نسل، نفس، و عقل در آینده این ملت ها به صورتی شایسته رقم بخورد.
در این راستا، حجاب و رعایت عفاف از مختصات ارزشی زن مسلمان در سراسر جهان است که ضرورت و بداهت عقلی و شرعی آن در داخل و خارج از ابعاد گوناگون واکاوی شده است، اما به سبب تأثیر عمیق آن در تحکیم ارزش ها، نفی هویت ابزاری از زنان، تأمین امنیت فرد و اجتماع، و غیره هم چنان به آن فراوان حمله می شود؛ بنابراین در جوامع اسلامی، بررسی و تحلیل موضوع از ابعاد گوناگون ضروری است و بایستی با ایجاد تحول ساختاری در پاسخ گویی از موضع انفعال به موضع فعال جهانیان را در این امر به واکنشی منطقی فرا خواند.
در این نوشتار، بر اساس دغدغه های مذکور، اهتمام بر آن است که پشتوانه های منطقی ـ عقلانی حکم عفاف و حجاب در آیینه غایات و مقاصد و اصول اسلامی بررسی شود و تأملات اندیشمندان غیر اسلامی در ابراز نگرانی از مخاطرات موجود و ارائه شیوه های حکیمانه ازسوی اسلام در برون رفت از این بن بست با رویکرد پشتوانه های احکام شرعی بررسی شود.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش برنامه «آموزش فلسفه به کودکان» به صورت اجتماع پژوهشی بر رشد اجتماعی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مدارس غیر دولتی ناحیه یک شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی 1390 - 1391 و دادن پیشنهادهای مناسب به مسئولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی بر اساس یافته های تحقیق بود. برای این منظور از بین ده مدرسه غیر دولتی ناحیه یک خرم آباد یک مدرسه به صورت تصادفی انتخاب شد. این مدرسه دو کلاس پایه پنجم دارد و تعداد دانش آموزان دو کلاس 60 نفر بود که به صورت تصادفی یک کلاس در گروه گواه و یک کلاس در گروه آزمایش قرار گرفت (30 نفر در هریک از گروه ها). سپس با استفاده از پرسش نامه رشد اجتماعی واینلند متغیرهای رشد اجتماعی دانش آموزان سنجیده شد. قبل از اجرای برنامه تفاوت معناداری بین رشد اجتماعی دو گروه وجود نداشت. سپس کودکان گروه آزمایش طی دوازده جلسه هفتگی نود دقیقه ای، در برنامه آموزش فلسفه به کودکان شرکت کردند و در پایان مشخص شد که اجرای این برنامه تأثیر معناداری در ابعاد مختلفی از رشد اجتماعی دانش آموزان، از قبیل اجتماعی شدن، ارتباط زبانی، و خودفرمانی داشته است. بنابراین پیشنهاد می شود این برنامه در سطح مدارس اجرا شود.
مطالعات مبتنی بر دیدگاه اجتماعی – فرهنگی که به بررسی چگونگی توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین می پردازند به تازگی توجه پژوهشگران حیطه اکتساب و آموزش زبان دوم را به خود جلب نموده و در این میان نقش مفاهیمی چون «همیاری»و « حیطه تحول تدریجی» در توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین از جمله زمینه های در خور توجه است. مطالعه حاضر به بررسی میزان اثرگذاری کمک همیاران ارشد در حیطه تحول تدریجی ، همیاران هم سطح ، ونیز آموزگاران بدون توجه به حیطه تحول تدریجی بر توسعه کاربرد شناسی زبان می پردازد. در این مطالعه هشتاد و پنج دانشجوی رشته زبان انگلیسی شرکت نموده اند که از این تعداد 27 نفر مرد و 58 نفر زن بودند که در قالب سه گروه گواه و یک گروه کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه های گواه یا به یکی از روشهای همیاری مستقیم و غیرمستقیم در حیطه تحول تدریجی توسط همیاران ارشد خود و یا توسط همیاران هم سطح خود و بدون توجه به حیطه تحول تدریجی در انجام فعالیتهای زبانی یاری می شدند. شرکت کنندگان گروه کنترل نیز کمک های معلم خویش را که بدون توجه به حیطه تحول تدریجی آنان ارایه می شد دریافت می کردند. این مطالعه نشان می دهد که کمک و همیاری مستقیم و غیرمستقیم همیاران ارشد در حیطه تحول تدریجی زبان آموزان نسبت به دو نوع دیگر همیاری که بدون توجه به حیطه تحول تدریجی از طرف همیاران هم سطح و معلم ارایه می شد در توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین نقش موثرتری دارد . کمک همیاران هم سطح نیز پس از همیاری مستقیم و غیر مستقیم همیاران ارشد در رتبه سوم تاثیر گذاری بر توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین و تشکیل حیطه تحول تدریجی قرار می گیرد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اشکال مختلف همیاری به طور نسبی در توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین زبان آموزان انگلیسی موثر می باشد.
مطالعه حاضر ارتباط احتمالی بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان ایرانی را مورد مطالعه قرار می دهد. هدف دیگر این تحقیق بررسی امکان افزایش سطح حساسیت میان فرهنگی این زبان آموزان از طریق آموزش کلاسی است. بدین منظور سی و شش دانشجوی سال آخر مذکر ومونث پس از همگون سازی انتخاب شدند. در ابتدا از دانشجویان خواسته شد آزمون حساسیت میان فرهنگی را کامل نمایند. این دانشجویان پس ازشرکت در دوره آموزشی نیم ترمی حساسیت میان فرهنگی همان آزمون را بار دیگر کامل نمودند. اطلاعات کسب شده از طریق پیش امتحان و پسا امتحان با استفاده از آزمونهایی از قبیل کای دو و ویل کاکسن سایند رنک مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج کسب شده حاکیست که اولا ارتباط بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان مورد مطالعه به لحاظ آماری معنی دار می باشد. دوما، آموزش حساسیت میان فرهنگی امکان پذیر می باشد و موجب ارتقای قابل توجه سطح حساسیت میان فرهنگی زبان آموزان مورد مطالعه گردید. نتایج مطالعه حاضر در صورت تعمیم علاوه بر بهبود احتمالی کیفیت آموزش زبان انگلیسی می تواند مدرسان این زبان را به بذل توجه در خور به توانش میان فرهنگی بعنوان جزء لا ینفک آموزش زبان در عصر حاضر ترغیب نماید.
در سالهای اخیر مفهوم تحول حرفهای در حیطه آموزش زبان دوم خصوصا عوامل تاثیرگذار بر آن در دوره پساروش از اهمیت بسیار برخوردار شده است. این تحقیق با استفاده از پرسشنامه دلینگر و همکاران به ارتباط بین مولفههای این پرسشنامه و سه عامل معلم شامل جنسیت، تجربه، و پیشینه تحصیلی میپردازد. نتیجه تحقیق در مورد 59 معلم نشان می دهد که این عوامل عمدتا تاثیری بر برداشت معلمان ار کارآمدی خود ندارند. نتایج دال بر آن است که معلمان نیازمند رویکرد تاملگرا هستند تا درک درستی از کارآمدی خود پیدا کنند.
در مقاله حاضر، با استفاده از یک تابع هزینه با شکل تبعی فوریر و تحمیل شرایط نظم نظری که در نظریه اقتصاد خرد نئوکلاسیک مطرح شده، کارایی هشت بانک ملی، صادرات، ملت، تجارت، سپه، رفاه،کشاورزی و مسکن در دوره 1387-1375 محاسبه شده است. برای محاسبه کارایی، یک روش، محاسبه کارایی از طریق برآورد تابع هزینه بانک ها است. برای انتخاب شکل تبعی مناسب تابع هزینه، با توجه به اشکال هایی که گالانت (1982) به توابع انعطاف پذیر محلی مانند ترنسلوگ مطرح کرد، اقتصاددانان به استفاده از اشکال تبعی پیچیده تر سوق یافته اند که به شکل های تبعی انعطاف پذیر جامع مشهور است. علاوه بر این، گالانت و گالوب (1984) نشان داده اند که اگر تابع هزینه برآورد شده، از شرایط نظم نظری مانند مثبت بودن، یکنواختی و انحنا برخوردار نباشد، نمی توان به نتایج برآورد اتکاء کرد. از این رو، لازم است که شرایط نظم به عنوان قیدهایی بر تابع هدف تحمیل شود. در مقاله حاضر، با استفاده از بهینه یابی غیرخطی، روشی که سرلتیس و فنگ (2009) به کار برده اند، کارایی بانک های ایران محاسبه شده است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، بانک های ایران در دوره مذکور به طور متوسط با 15 درصد ناکارایی مواجه است.
ارزیابی کیفیت آموزش به علت ماهیت آن نیازمند روشهای خاصی می باشد. در این مقاله سعی شده است تا با بکار گیری تکنیکهای مختلف ارزیابی و رتبه بندی ، روش نوینی در ارزیابی کیفیت کلاس های آموزشی ارائه گردد.
به منظور اولویت بندی و و یافتن میزان اهمیت شاخصهای کیفیت آموزش ، از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده گردیده است. برای ارزیابی عملکرد هر یک از کلاس ها بر مبنای شاخصهای کیفیت آموزش ، جمع آوری داده ها و تلخیص آنها به کمک تئوری مجموعه های فازی انجام پذیرفته است و در نهایت جهت رتبه بندی کلاس های آموزشی و مقایسه آنها نیز از روش TOPSIS سود برده شده است.
در ایران بر اساس نتایج تحقیقات به عمل آمده در بسیاری از موارد، اختلاف نسبی بین مقادیر فرسایش و رسوب برآورد شده توسط مدل EPM با مقادیر رسوب اندازه گیری شده بیشتر از 10 درصد گزارش شده است. در تحقیق حاضر اقدام به بررسی 13 روش برآورد نسبت تحویل رسوب، جهت مقایسه با روش محاسبه آن در مدل EPM جهت ارتقاء دقت مدل در دو حوضه آبخیز خمین و مزلقان واقع در استان مرکزی شده است، نتایج تحقیق نشان دهنده این است که روش مو و منگ (1977) و روش روئل (1977) به ترتیب با داشتن حداقل اختلاف نسبی در حوضه های آبخیز خمین و مزلقان، مناسب ترین روش ها هستند. بر این اساس توصیه می شود از روش محاسبه نسبت تحویل رسوب مو و منگ (1977)، در حوضه های آبخیز خشک و از روش روئل (1977)، در حوضه های آبخیز نیمه خشک ایران در صورت بکارگیری مدل EPM استفاده شود.
روایت شاهنامه با وجود اطناب و کندی، در موارد زیادی نیز با ایجاز و شتاب همراه شده است. بررسی ابیات شاهنامه نشان می دهد، یکی از عوامل مهم ایجاد شتاب در این روایت، به کارگیری شگردهایی در عرصه داستان پردازی مانند حذف بخشی از کنش داستانی، ارجاع به گذشته، بیان واحد حادثه تکرار شده، افزایش عناصر و اجزا و شخصیت های داستان و بهره گیری از فضاهای جادویی است؛ امّا از سوی دیگر انتخاب دایره واژگان ( Diction ) نیز در تسریع روایت شاهنامه نقش مهمّی بر عهده دارد. بررسی دایره وازگان به کار رفته در شاهنامه نشان می دهد که فردوسی در دو سطح قاموسی و ادبی، از تأثیر واژگان در تسریع روایت خود بهره برده است که از این دو، سهم وازگان قاموسی (اسم ها، فعل ها، صفت ها و قیدها) از واژگانی که در کاربرد ادبی استفاده شده اند (تشبیه، استعاره و کنایه) بیشتر است.
گستردگی و عظمت واقعه عاشورا و برجستگی شخصیت های این مقطع از تاریخ، به ویژه سلسله جنبان این حادثه با شکوه، حسین بن علی(ع)، موجب می شود در تشریح حوادث و وقایع عاشورا از سطح فراتر رویم و در باطن و روح اعمال و اقوال این بزرگان اندیشه کنیم. یکی از دیدگاه هایی که می شود از طریق آن این حادثه را واکاوی کرد، دیدگاه عرفانی است. در پرتو این نگاه، بسیاری از اعمال، اقوال و حوادثْ رنگ و معنایی دیگر به خود می گیرند؛ به گونه ای که این جنگ خونین از میان هزاران نبرد سهمگینی که در طول تاریخ رخ داده است، متمایز می شود و از سطح حادثه ای تاریخی به سطح مکتبی فکری و عرفانی ارتقا می یابد.
هرچند در متون و اشعار فارسی، نگاه عرفانی به واقعه عاشورا کم رنگ تر از نگاه تاریخی و عاطفی است، تامل بر این بخش از اشعار و متون، و یافتن ظرایف و دقایق موجود در آن ها، بسیار دلنشین و قابل توجه است. در این مقاله، نمادهای «تشنگی» و «عطش» در روز عاشورا، از منظر عرفانی و به طور خاص، از نگاه عمان سامانی و صفی علیشاه بررسی می شود.
یکی از مهم ترین موضوعات در هرمنوتیک مدرن، گشودگی اثر و قابلیت تفسیرپذیری آن است. امبرتو اکو در تحلیل زیبایی شناختی آثار ادبی، بر وجود رمزگان و تفسیرپذیری آنها تاکید می کند. وی ضمن نقدِ «نیت مولف» در نظریه بیانگری هنر، قائل به دیالکتیک میان «نیت متن» و «نیت خواننده» است. از نظر او هرچند متن، ذاتاً خوانش های چندگانه و نتایج متفاوتی را اقتضا می کند، اما در عین حال هر نوع خوانشی را هم میسر نمی سازد، زیرا خوانش صحیح متن فقط در صورتی تحقق می یابد که «خواننده نمونه» آن را در چارچوب های تحمیلی خود متن مطالعه کند. از این رو، «استراتژی متن» حدود تفسیر را تعیین می کند و خواننده نمی تواند براساس انتظارات خود از آن تفسیر بی حد و حصر کند. او با کشف مناسبات درون متنی و توجه به عناصر فرامتنی دست به خوانش متن می زند و با قرائت خود، کاری را که «مولف نمونه» آغاز نموده، تکمیل می نماید. از این منظر، متن دیگر یک پدیده فیزیکی نیست، بلکه عبارت از چیزی است که در فرایند خوانش و چرخه تفسیری تحقق می یابد.
شعر فارسی عموماً به دو حوزه تقابلی کلاسیک/ نو تقسیم می شود. این تقابل که با تاکید بر گسست تاریخی، بسیاری از امکانات شعر کلاسیک فارسی را به حاشیه می راند، به مثابه یک گفتمان قابل بررسی است؛ گفتمانی که زمینه های معرفتی و سیاسی - اجتماعی آن در آراءِ بسیاری از روشنفکران ایرانی دیده می شود، اما در نوشته های مهم ترین شاعران نوگرا، به حوزه بوطیقایی شعر گره خورده است. این مقاله به تحلیل انتقادی وجوه گفتمانی نگاه نوگرایان به شعر کلاسیک، با تاکید بر آراءِ نیما یوشیج، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث می پردازد و نشان می دهد که نوگرایان برای هویت بخشی به شعر نو، با استفاده از استراتژی های زبانی خاص و در رویکردی تقابلی، با تکرار و بازتولیدِ احکامی قطعی و بدیهی، تقلیلِ وجوهِ مختلفِ شعر کلاسیک و نفیِ تنوعات آن، غیریت سازی و کتمانِ تاریخمندی، سوءِ تشخیصِ تفاوت ها و...، تلقی جمود و ایستایی در شعر کهن را طبیعی سازی کردند؛ چنان که بسیاری از آراء و پیش فرض های آنان به حوزه های دیگر، ازجمله نقد ادبی و پژوهش های دانشگاهی تسری یافته است.
طرح رابطه مسائل ژئومورفولوژیک با توریسم،از جمله حیطه های مطالعاتی بین رشته ای است که در سال های اخیر در قالب بررسی عملکرد سیستم های مورفوژنتیک در ارتباط با اکوتوریسم، مورد اقبال محققان قرار گرفته است. با برقراری چنین ارتباطی، مکان های توریستی ژئومورفولوژیک، همانند گردنه پیام، به صورت اشکال و فرایندهای ژئومورفولوژیک تعریف می شوند که بنابر درک انسان از عوامل تأثیرگذار زمین شناسی، ژئومورفولوژیک، تاریخی و اجتماعی این مکان ها، ارزش زیبایی شناختی، علمی، فرهنگی-تاریخی و یا اجتماعی- اقتصادی پیدا می کنند. بر اساس چنین جایگاهی، معرفی گردنه پیام به عنوان مکانی ژئومورفولوژیک و ارائه صورت وضعیت توان های اکوتوریسمی جزو اهداف اصلی آن تعیین گردید. برای نیل به این اهداف، ویژگی های ژئومورفولوژیک که می توانستند به عنوان تضمین کننده بهره برداری بهینه از مکان های ژئومورفیک تلقی شوند، از طریق مشاهدات میدانی و تفسیر نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی متوسط مقیاس و تصاویر هوایی و ماهواره ای شناسایی شدند. سپس ماهیت سیستم های مورفوژنتیک فعال در سطح گردنه پیام بررسی شد و نواحی مورفوژنتیک آن شناسایی شدند. سیستم رودخانه ای، سیستم پریگلاسیری، سیستم تراورتن زایی و انسان، مهمترین فرایندهای مورفوژنتیکی فعال شناخته شده در گردنه پیام هستند. بر همین اساس، چشم انداز کلی گردنه پیام، نتیجه عملکرد تکتونیک و فرایندهای رودخانه ای در دوره های مختلف زمین شناسی است. بخش مرتفع گردنه، مخروط افکنه تندیرلی و واحد فلات، سه ناحیه اصلی مورفوژنتیکی سطح گردنه هستند که هرکدام از آنها با اشکال و فرایندهای خاصی شناخته می شوند. هم اکنون، علی رغم ضرورت لحاظ دیدگاه های اکوتوریسمی در بهره برداری از مکان های ژئومورفولوژیک، بهره برداری از گردنه پیام به عنوان تنها مکان ژئومورفیکی در حال بهره برداری، با روش هایی غیر اکوتوریسمی صورت می گیرد و به عملکرد سیستم های مورفوژنتیک که خود ایجاد کننده این جاذبه ها هستند، توجهی نمی شود.
عوامل ویژه ای در تحول گردشگری شهری [1] نقش دارند. شهرهایی که دارای جاذبه ها و تأسیسات گردشگری فراوان هستند، غالباً تعداد زیادی از گردشگران را به سوی خود جذب می نمایند. بنابراین، فراهم کردن بستر مناسب برای توسعه گردشگری شهری، شناسایی جاذبه ها و منابع در مرحله اول و سپس ارزیابی و اولویت بندی در مرحله بعدی، امری ضروری به نظر می رسد. وجود جاذبه های فراوان و موقعیت مکانی سنندج می تواند در توسعه این شهرستان نقش مهمی را ایفا کند. مقاله حاضر جاذبه های گردشگری شهر سنندج را در بخش های مختلف فرهنگی- تاریخی، انسان ساخت و طبیعی با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی برای اولویتبندی و توسعه گردشگری مطلوب شهر سنندج بررسی کرده است. در این مدل، پس از تشکیل گروه، تعیین هدف و مشخص نمودن معیارها و زیرمعیارها و گزینه ها که به یک ساختار سلسله مراتبی منجر می شود، با توجه به آمار و اطلاعات و بررسی میدانی و نظرهای گروه تصمیم گیری که متشکل از مسؤولان و دست اندرکاران امر گردشگری شهر سنندج بودند، به امتیازدهی به معیارها، زیرمعیارها و گزینه ها پرداختیم و با استفاده از نرم افزار Expert Choice تجزیه و تحلیل و اولویت بندی جاذبه های گردشگری شهر سنندج را انجام دادیم. یافته های تحقیق نشان می دهد که جاذبه های فرهنگی و تاریخی شهر سنندج نسبت به جاذبه های دیگر دارای اولویت بیشتری برای توسعه و برنامه ریزی است و مدل استفاده شده با سازگاری 08/0 درصد نشان دهنده صحت محاسبات و نتایج حاصل از اولویت بندی است.
سنجش از دور به دلیل کاربردهای مختلف آن، اهمیت عمده ای در حوزه های کاربردی علوم و فناوری های اطلاعات زمین دارد. با توجه به اهمیت حقوقی این علم و فناوری برای جامعة کاربران، در این مقاله جنبه های حقوقی آن در بستر معاهدات و کنوانسیون های بین المللی و قوانین ملی مورد کنکاش قرار گرفته است. مقاله حاضر ضمن تبیین ماهیت و ابعاد حقوقی ملی و بین المللی سنجش از دور هوایی (فتوگرامتری)، به بررسی اسناد بین المللی مربوط به فعالیت های فضایی (سنجش از دور) می پردازد. در این حیطه، ضمن مطالعه و بررسی معاهدات بین المللی مربوط به فعالیت های فراجوّی، مهم ترین اصول حقوقی حاکم بر سنجش از دور ماهواره ای نیز تبیین می گردد. به رغم اهمیت موضوع، جایگاه این حوزه از علم و فناوری هنوز در حقوق ملی و بین الملل تثبیت نشده است. با توجه به نتایج بررسی های دقیق این تحقیق، مواردی از کاربردهای حقوقی این ابزار علمی و فنی ـ نظیر استنادپذیری قضایی داده های ماهواره ای در برخی از نظام های حقوقی ـ بررسی و در این تحقیق بیان شده اند، که نمونه هایی از کاربرد فناوری مذکور در فرایندهای قضایی و حقوقی به شمار می آیند.