سید حسن غزنوی (م 556ق) از شاعران توانایی است که شعر و شخصیّت او به دلیل زندگی در یکی از پربارترین دوره های شعر فارسی، چنان که باید شناخته نشده است. دیوان وی نخستین بار با اشکالات بسیار در سال 1328ش. به تصحیح محمّدتقی مدرّس رضوی، منتشر شده است. این اشکالات در چند حوزه ذیل قابل بررسی است: شیوه تصحیح (مشخص نبودن نسخه اساس و ترتیب استفاده از سایر نسخه ها، مشخص نبودن منبع ابیات و اشعار، نقص نسخه ها)؛ نسخه بدل ها (ذکر نسخه بدل ها بدون علامت (/ رمز) نسخه، عرضه ناقص نسخه بدل ها، ترجیح حاشیه بر متن، یکسانی حاشیه و متن)؛ صورت های نادرست؛ افتادگی ها (اشعار، ابیات)؛ اشکالات کلّی (تکرار ابیات و اشعار، غلط های چاپی، نداشتن تعلیقات و نقص در نمایه های پایانی، استفاده از منابعی با چاپ های غیرعلمی). گذشته از نکاتی همچون تعیین و توضیح شیوه مشخص تصحیح و عرضه کامل نسخه بدل ها با رعایت جانب امانت که از اصول اولیه و بدیهی تصحیح علمی است و قطعاً باید در تصحیح انتقادی این دیوان مدّ نظر قرار گیرد؛ امروزه نسخه هایی معتبر از دیوان این شاعر نیز به دست آمده است که بسیاری از اغلاط، تصحیف ها و افتادگی های چاپ مدرس را رفع می کند. در این مقاله با ارائه نمونه های متعددی از کاستی های طبع مدرس بر لزوم تصحیح مجدّد دیوان سید حسن غزنوی تأکید شده است.
دشواری و غرابت، صفتی است که از دیرباز دیوان خاقانی بدان موصوف بوده است. بخش قابل توجهی از دشواری های این دیوان، برخاسته از پشتوانه فرهنگی گسترده ای است که شاعر مضامین، تصاویر و تعابیر بدیع و گونه گون را بر بنیان آن استوار ساخته است. طریق غریب خاقانی در سخنوری چنان رقم خورده است که برای دوری جستن از مستعملات، آگاهی های مختلف را با توان هنری خود پیوند می دهد و سخنی پرارج و فاخر می آفریند. استعداد شگرف سخن آرایی و ظرافت خاقانی در به کارگیری این پشتوانه سبب می شود تا سخن او رنگ خشک تعابیر علمی و غیر ادبی را به خود نگیرد. گزاره های پزشکی بخشی از پشتوانه فرهنگی خاقانی است که وی به طور چشم گیری در سخن آرایی از آن بهره گرفته است. طب با وجود پزشکان بزرگی چون زکریای رازی، مجوسی اهوازی، ابوعلی سینا، اسماعیل جرجانی و... در دوران حیات شاعر، پیشرفت قابل توجهی داشت. پرورش و دستگیری های عمو (کافی الدین عمر) و پسرعمو (وحیدالدین) در این باب نیز خاقانی را بی نصیب نگذاشته بود. همچنین محیط ادبی زمان این شاعر پراطلاع می طلبید که وی فردی عالم و دانشور باشد، خصوصاً که رقبا و بلکه خصمان برجسته ای چون ابوالعلاء گنجوی و دیگران را در برابر خود می دید. رسالت این جستار، پژوهش در داروهای حیوانی به عنوان گوشه ای از این گزاره ها است.
بحث تقابل ها یکی از مهمّ ترین مباحث مورد توجّه ساختارگرایان است که می توان ریشه آن را در باورهای اساطیری و فرهنگی بشر دانست. این مبحث که جایگاهی ویژه در زبان شناسی دارد، می تواند در پژوهش های ادبی؛ بویژه در نقد و تحلیل متون نیز نقش ارزشمندی ایفا کند. در پژوهش حاضر به بررسی تقابل های واژگانی در شعر حکیم سنایی، شاعر برجسته سده های پنجم و ششم هجری که با تحوّلات و نوآوری هایش در غزل، قصیده و مثنوی، از جمله شاعران جریان ساز ادب پارسی محسوب می شود، پرداخته شده است. پرسش اصلی این نوشتار آن است که سنایی به چه میزان از تقابل سود جسته و دلایل کاربرد این عناصر در شعر او چه بوده است؟ نتایج بررسی نشان می دهد، تقابل واژگان با بار معنایی متّضاد و متقابل، بخش گسترده ای از شعر وی را در برگرفته است. با نگاهی ساختارگرایانه به شعر او، می توان گفت این واژگان متقابل، همچون نشانه هایی در شعر سنایی اند که با کلّیّت آثار او مرتبط هستند، به این معنی که از هر جهت که به شعر او بنگریم، عواملی وجود دارد که شعر او را به سوی دوگانگی سوق می دهد. این نشانه ها تبیین عینی شخصیّت سنایی، ناخودآگاه فردی و جمعی او، اوضاع جامعه و روزگارش، توجّه او به مضامین عرفانی، وجود اندیشه های تعلیمی در شعر او و ویژگی های معنی شناسی و هنری زبان شاعر است.
گفتار پیش رو، گزارشی از پژوهشی میدانی است که به منظور گشودن راهی برای شناخت و بررسی دقیقتر ترانههای فولکلوریک کودکان صورت گرفته است. پژوهش گر پس از گردآوری ترانه ها، شعرواره ها و درمجموع، تمام متنهای موزون و منظوم شفاهی رایج در بین کودکان و نیز آنچه والدین برای آنها می خوانند، به تقسیم بندی دقیق آنها پرداختهاست. این تقسیم بندی که برای اولین بار در این حوزه و در زبان فارسی ارائه شده، اختصاصاً دربارهی متنهای منظوم فولکلوریک کودکان فارسیزبان خراسان و براساس محتوا وکاربرد آنهاست. کلیات این تقسیمبندی چنین است:
1. متن های منظوم شفاهی بدون بازی کودکان؛
1-1 . متن های منظومی که بزرگ ترها برای کودکان می خوانند؛
1-2 . متن های منظومی که کودکان خودشان می خوانند.
2. متن های منظوم شفاهی در بازی کودکان؛
2-1. متن های منظوم یارگیری؛
2-2. متن های منظوم بازی؛
2-3. متن های منظوم پیرامون بازی.
پژوهش حاضر می تواند شیوه ای علمی برای تقسیم بندی دیگرحوزه های ادبیات شفاهی کودکان باشد.
متون خبری روزنامه ها عموماً سبکی روایی دارند و در قالب چند جمله یا پاراگراف، روی دادی را به صورت منسجم [1] شرح می دهند. عنوان های خبری هم به عنوان پاره گفتار هایی با ویژگی های خاص ساختاری، در انتشار اخبار و بیان روی داد ها نقشی بسیار مهم ایفا می کنند؛ حال آنکه معمولاً از الگوی جمله پیروی نمی کنند و دارای ویژگی انسجام هم نیستند. از آنجا که همه روابط دستوری سطح جمله به لحاظ نسبتشان با فعل تعریف می شوند، نقش فعل در ساخت یک جمله دستورمند، مهم است؛ در حالی که به نظر می رسد در عنوان های خبری، واقع نشدن فعل، چشم گیر تر از وقوع آن است. بر مبنای نظریه تحلیل گفتمان انتقادی، تغییر ساختار یا رعایت نشدن هر یک از قواعد ساخت جمله ممکن است از مقاصد گفتمانی نشأت گرفته باشد. در پژوهش حاضر، واقع نشدن فعل در عنوان های خبری را به عنوان یک مؤلفه گفتمان مدار مطالعه کرده ایم. این تحقیق به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده و جامعه آماری آن، از عنوان های خبری روزنامه های کثیر الانتشار تشکیل شده است. نمونه گیری داده ها به شیوه تصادفی نظام مند، از سه روزنامه فارسی زبان صبح انجام شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، 12/65 درصد از عنوان های خبری مورد مطالعه، فعل ندارند. این رقم به لحاظ آماری، معنا دار و بیانگر وجود منظور های گفتمانی است.
نامه نگاری ، در کنار داستان نویسی ، سردبیری مجله ، ترجمه و نگارش مقاله های پژوهشی و انتقادی ، کارنامه ادبی جمال زاده را تشکیل می دهد . تأثیر شیوه داستان نویسی جمال زاده در زبان نامه نگاری و طرح مباحث ادبی به عنوان یکی از مضامین اصلی ، نامه های این نویسنده را از جایگاه ادبی ممتازی برخوردار می سازد . از عمده مباحث ادبی می توان به نقد ، معرفی داستان هایی اشاره کرد که نویسندگان با انگیزه های مختلف برای جمال زاده ارسال می داشتند . . شیوه انتقادی جمال زاده در این نامه ها امپرسیونیستی ( تأثرگرا ) و ذوقی است ؛ یعنی بر اساس اصول اعتقادی و اولویت های شخصی او صورت گرفته که گاه ، با لحنی رسمی و در مقام استاد و پیشکسوت وگاه با لحنی صمیمی و محبت آمیز ، در مقام دوست و همکار نوشته شده . در حالت اخیر بیشتر به گپ زدن های انتقادی و گفتگوهای دوستانه بین دو شخص فرهیخته شباهت دارد . موضوع ، زبان و شیوه نگارش ، مباحث اصلی این نقد هاست . این نامه ها همراه با مقالات انتقادی جمال زاده ، تصویر کاملی از او در مقام منتقد ادبی ، ارائه می دهد و نشان می دهد اصول اعتقادی جمال زاده در زمینه داستان نویسی و نثر فارسی ، از زمان صدور مانیفست ادبی تا سال های پایانی زندگیش ، بدون تغییر باقی مانده و همین اصول ثابت ، ملاک ارزیابی وی در نقد آثار داستانی نسل نو قرار گرفته است .
به همت گروه ادب معاصر فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی کتابشناسی ادبیات داستانی معاصر فارسی زیر نظر فریده رازی و با همکاری عذرا شجاع کریمی و آزاده گلشنی در سال 1390، در قطع رحلی بزرگ، با سه پیوست و در 18+ 686 صفحه منتشر شد. این کتاب 7069 مدخل و اطلاعات کتابشناسی 14046 اثر از مشروطه تا 1389ش را دربرمی گیرد. کتابی که با توجه به نقش ارجاعی ناشر آن، می بایست از اغلاط و خاصه اغلاط فاحش مبرا باشد، متأسفانه آغشته به انواع اشتباهات و کاستی هاست تا آن جا که ناشر پس از مدتی در بهار 1391 غلط نامه ای را تحت عنوان مستدرک تهیه و همراه کتاب روانه بازار کرد که متأسفانه این غلط نامه با وجود نشان دادن بسیاری از اغلاط کتابشناسی..، خود دچار کاستی ها و اشتباهاتی دیگر شده است. سعی ما در این جا نشان دادن پاره ای از اشتباهات و بی دقتی های این دو منبع و در نتیجه جلوگیری از گمراه شدن مخاطب کتابشناسی.. و مستدرک آن در تحقیقات و آگاهی های خود است.
بررسی فعالیت ها و اقدامات دولت ها و حکومت ها در گسترش یک دین یا مذهب و یا ایجاد و گسترش فرهنگ و تمدن، اهمیت فراوانی دارد. در این میان اهمیت دولت سربداران، از نخستین دولت های شیعی امامی در ایران، به لحاظ نوع دین و مذهب، مکان جغرافیایی، آرمان ها و انگیزه های شروع قیام، دو چندان می باشد، تا جایی که می توان ادعا نمود تشکیل دولت صفویه و تغییر مذهب در ایران، ریشه در دگرگونی های مذهبی و فرهنگی داشت که دولت سربداران در ایران به وجود آوردند. این نوشتار درصدد بررسی نقش این دولت در گسترش مذهب تشیع و تمدن اسلامی است و با روش توصیفی و تحلیلی به این نتیجه می رسد که این دولت با اقداماتی در حوزه فرهنگ و دانش، اعتقادات مذهبی، رفتار و رابطه حاکمان با مردم و عملکرد سیاسی، اقتصادی و عمرانی، به پایداری و گسترش مذهب تشیع در ایران و پیشرفت تمدنی در منطقه خراسان مدد رسانده است.
واگرایی جامعه و حکومت و تقابل عناصر ایرانی با فرهنگ مغولان، که درپی عملکرد آنهادر عهد هجوم و چند دهه نابسامانی پس از آن حاصل شده بود، با تشکیل حکومت ایلخانی تعدیل شد و عناصر ایرانی را به هم گرایی با مغولان و تعامل با ایلخانان سوق داد. تعامل مذکور، سیاستی حساب شده در جهت تعدیل مشی حکومتی مغول، در برخورد با جامعه و اقتصاد و تلاش در راستای مهار رفتار مغولها و همنوایی با عناصر بومی بود. اگر سلسله تلاش هایی که در جهت تعدیل رفتار مغولان با هدف احیای فکر و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و نزدیک کردن قوم غالب با مؤلفه های مدنی ایرانی صورت گرفت را «گفتمان مهار» نام گذاری کنیم، مقاله حاضر درپی آن است که سهم نصیرالدین طوسی، فیلسوف بزرگ دنیای اسلامی را درخصوص این گفتمان و میزان کارآمدی آن بررسی نماید.
دگردیسی از مهم ترین عناصر ادبیات، به ویژه ادبیات حماسی و اسطوره ای، به شمار می رود. یکی از انواع آن، «دگردیسی تشرّفی» است که در شاهنامه جلوه های مختلفی دارد. داستان «اندر آزمون کردن شاه آفریدون پسران را به ناشناس» جلوه بارزی از این نوع دگردیسی است که در آن، فریدون به هیئت «اژدها» درمی آید. در این مقاله این داستان از منظر ادبیات تطبیقی و پیوند شعر و نگارگری تحلیل می شود. مصوّرسازی دگردیسی تشرّفی، ازخلّاقانه ترین الهامات تصویری برگرفته از متن شاهنامه است که در این پژوهش به تحلیل نگاره هایی از روایت یاد شده می پردازیم. به منظور تحلیل متون تصویری منتخب، پس از اشاره به متن کلامی روایت و چرایی دگردیسی موقتی فریدون به اژدها، به تحلیلریخت شناسانه نگاره ها در مکتب های مختلف نگارگری و نیز بررسی دخل وتصرف نگارگر در انتقال روایت از نظام کلامی به تصویری اشاره شده است. روش انجام پژوهش، روش توصیفی ـ تحلیلی و پژوهش بینارشته ای در قلمرو ادبیات تطبیقی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که دگردیسی در نگاره های منتخب، دارای کارکرد آزمونی و درجهت تشرّف به مقام شهریاری، مردانگی و همسرداری با درون مایه اژدهاکشی صورت پذیرفته و جلوه پیوند آیین تشرّف و دگردیسی است که با نشانه هایی در نگاره مبنی بر مجازی بودن اژدها و برگزاری آیین تشرّف نیز قابل اثبات است، امّا درک دگردیسی تنها با رجوع به پیش متن کلامی ممکن است.
مقدمه: با توجه به پیچیدگی و طبیعت پویای تریاژ و چالش های پیش رو در انتخاب اطلاعات مورد نیاز در محیط اورژانس، این مطالعه با هدف بهبود کیفیت ثبت داده ها و اطلاعات فرایند تریاژ و انتقال آن از شکل کاغذی به ارزیابی تریاژ مبتنی بر رایانه از طریق پردازش مدل داده از انتظارات کارکنان واحد تریاژ از سیستم اطلاعات اورژانس انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه ی توصیفی روی پرستاران و پزشکان عمومی شاغل در واحد تریاژ بیمارستان های تابعه ی دانشگاه های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی در سال 1388 انجام شد. این مطالعه شامل سه مرحله بود. مرحله ی اول جمع آوری داده از طریق مصاحبه ی نیمه ساختارمند عمیق با سؤالات باز، مرحله ی دوم الگوسازی با روش پردازش منطقی و یک پارچه (RUP یا Rational unified process) و زبان مدل سازی یک پارچه (UML یا Unified modeling language) و مرحله ی سوم انجام یک مطالعه ی دلفی به وسیله ی یک پرسش نامه ی پژوهشگر ساخته ی روا و پایا برای تأیید علمی مدل ها بود. برای تحلیل داده های پرسش نامه از آماری های توصیفی استفاده شد.
یافته ها: از طریق مصاحبه با کارکنان واحد تریاژ مشخص شد که عناصر اطلاعاتی مورد نیاز کارکنان واحد تریاژ بر اساس فرایند کاری واحد باید از یک ارتباط منسجم و یک پارچه برخوردار باشد. در مرحله ی دلفی نتایج نشان داد که 82 درصد از جامعه ی آماری با عناصر و ساختار اطلاعات در واحد تریاژ موافق بودند.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن بود که کارکنان واحد تریاژ درک گسترده ای از تریاژ داشتند و تریاژ را به عنوان فرایندی تشخیص داده اند که در آن وخامت بیماری، غربالگری و جمع آوری اطلاعات مربوط به ارزیابی با هم ترکیب می شوند. نتایج این مطالعه می تواند به منظور هدایت و اولویت بندی کردن اطلاعات مورد نیاز در حیطه ی تریاژ مصدومین و بیماران بر اساس عملکرد پرستاران و پزشکان تریاژ در سیستم اطلاعات اورژانس مورد استفاده قرار گیرد.
مقدمه: با توجه به اهمیت هوش هیجانی و تأثیر آن در حوزه های مختلف زندگی از جمله پیشرفت شغلی، رضایت شغلی، حیط کار و عملکرد سازمانی؛ این مقاله به تعیین رابطه ی بین هوش هیجانی و فرهنگ سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش از نوع تحلیلی- مقطعی بود که بر روی 168 نفر از کارکنان دانشکده ها و حوزه ی ستادی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با به کارگیری دو پرسش نامه ی هوش هیجانی (93/0 = α) و پرسش نامه ی فرهنگی- سازمانی Hofstede (73/0 = α) انجام شد. نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی (آزمون آماری ضریب همبستگی Pearson) گزارش گردیده است.
یافته ها: بین هوش هیجانی و فرهنگ سازمانی، رابطه ی مستقیم و معنی دار وجود دارد (71/0 = r)؛ همچنین بین هوش هیجانی و فرهنگ مرد سالاری- زن سالاری، رابطه ی معکوس و معنی دار (24/0- = r) مشاهده شد؛ بین هوش هیجانی و سایر مقیاس های فرهنگ سازمانی از جمله فرهنگ فرد گرایی- جمع گرایی، فرهنگ اطمینان- ریسک؛ و فرهنگ توزیع قدرت عادلانه - ناعادلانه، رابطه ای مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: با توجه به وجود رابطه بین هوش هیجانی و فرهنگ سازمانی در این مطالعه و نیز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری برخی از مؤلفه های هوش هیجانی از فرهنگ سازمانی، آموزش همه ی شاخص های هوش هیجانی به منظور رشد و افزایش توانمندی های فردی و شغلی افراد توصیه می گردد.
مقدمه: پرستاران در حرفه ی خود نیازمند کسب اطلاعات در سطح وسیعی می باشند، چرا که در بسیاری از مواقع تصمیم آنان برای بیمار نقش حیاتی دارد. وجود اطلاعات کافی و روزآمد می تواند تصمیم گیری را برای پرستاران آسان تر سازد. هدف مطالعه ی حاضر تعیین رفتار اطلاع یابی پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر یزد بود. بنابراین این مطالعه درصدد پاسخگویی به این مسأله بود که پرستاران اطلاعات مورد نیاز خود را از چه منابع یا کانال های اطلاعاتی بدست می آورند و چه موانعی آنها را از جستجوی مدارک و شواهد معتبر باز می دارد.
روش بررسی: جامعه ی پژوهش در این مطالعه ی توصیفی- تحلیلی 320 پرستار شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر یزد در سال 1390 شمسی با حداقل یک سال سابقه ی کار بود که به وسیله ی نمونه گیری آسان انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ی محقق ساخته که روایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 78/0 مورد تایید قرار گرفت، استفاده شد که در آن نوع منابع مورد استفاده جهت جستجوی اطلاعات، هدف از جستجوی اطلاعات، موانع و مشکلات بازیابی اطلاعات و نیازهای اطلاعاتی پرستاران مورد سوال قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه ی 17، آمار توصیفی برای توصیف داده ها و از آزمون آماری Chi-squire جهت بررسی یکنواختی گویه ها استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بیشتر پرستاران دارای مدرک لیسانس و سابقه کاری 29/7±81/9 و اکثر آنها زن بودند. آگاهی از پیشرفت های جدید در حوزه ی پرستاری مهمترین نیاز اطلاعاتی بیشتر پرستاران بود. بیشترین منبع مورد استفاده ی آنها اینترنت (موتورهای جستجوی عمومی) و هدف اکثر آنها روزآمدن کردن اطلاعات بود. 8/74% از پرستاران کمبود وقت را مهمترین مانع برای جستجوی اطلاعات ذکر نمودند.
نتیجه گیری: پرستاران به خوبی به اهمیت روزآمد بودن اطلاعات در شغل شان که با بیمار پیوند خورده است آگاهند. اما دستیابی به اطلاعات جدید و روزآمد در حوزه پرستاری نیازمند آموزش وکسب مهارت های خاصی است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش حاضر پیشنهاد می شود که مسؤولین بیمارستان ها بازه ی زمانی مشخصی را برای فعالیت های آموزشی و پژوهشی پرستاران در نظر بگیرند.
مقدمه: امروزه افزایش تولید اطلاعات در حوزه ی بهداشت و درمان موجب به کارگیری فن آوری های نوین برای بهره برداری مناسب از اطلاعات در این حوزه شده است. در راستای پیوند سلامت با فن آوری اطلاعات در اکثر کشورهای صنعتی جهان به ویژه کشورهای اروپایی، کارت های هوشمند جایگاه ویژه ای در نظام سلامت پیدا کرده است. کارت هوشمند سلامت در راستای دسترسی آسان تر به اطلاعات افراد صادر و جایگزین دفترچه های بیمه می شود. هدف از این پژوهش شناسایی تأثیر کارت هوشمند سلامت در ارتقای کیفیت خدمات درمانی از دیدگاه خبرگان وکارشناسان بود.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و نوع مطالعه توصیفی بود که در سال 1390 شمسی انجام گرفت. جامعه ی پژوهش شامل مدیر، معاونین، کارشناسان ارشد، رؤسای شعب و معاونین شعبات ممتاز اداره کل بیمه ی تأمین اجتماعی استان مازندران و تعدادی از پزشکان با حداقل 10 سال سابقه ی کار بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر از خبرگان وکارشناسان به صورت نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مراجعه به اسناد و مدارک، مشاهده و به خصوص مصاحبه و پرسشنامه و گردآوری داده ها با استفاده از روش های مطالعه ی کتابخانه ای و مطالعات میدانی بود. روایی پرسشنامه ی طراحی شده به وسیله ی متخصصان مربوطه تایید و پایایی آن نیز با توجه به نرخ سازگاری پرسشنامه به میزان 07/0 تایید گردید. در نهایت داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه ی مقایسات زوجی با استفاده از آمار توصیفی و به کمک نرم افزار 11Expert Choice تحلیل گردید.
یافته ها: نگرش کلی جامعه ی پژوهش که 60 درصد آنان را مردان و 40 درصد آنان را زنان تشکیل دادند، نسبت به تأثیرکارت هوشمند سلامت در ارتقای کیفیت خدمات درمانی مثبت بود. نتایج بدست آمده بیانگر برتری معیار کیفیت خدمات با وزن نهایی 277/0 در شرایط فعلی بود. پس از آن شاخص های رضایت مشتریان، شاخص آموزش، شاخص دانش سلامت و شاخص کارایی سازمان به ترتیب با ضرایب اهمیت 273/0، 257/0، 115/0 و 077/0 در اولویت دوم تا پنجم قرار گرفت.
نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده جهت ارتقای کیفیت خدمات درمانی با کارت هوشمند سلامت، توجه به کیفیت خدمات و رضایت مشتریان حیاتی خواهد بود. همچنین باید گام هایی جهت استقرار زیرساخت های مورد نیاز، تدوین استانداردهای مناسب، بررسی رضایت مندی بیماران از کیفیت خدمات درمانی و نیز پژوهش مستمر در حوزه ی سیستم های بهداشتی و سلامت الکترونیکی توسط پژوهشگران صورت گیرد.