در بازار های پر تلاطم و رقابتی امروزه، مصرف کنندگان به وسیله انبوهی از فعالیت های بازاریابی و برند ها احاطه شده اند. در این حیطه اغلب تصور می گردد که برند ها تنها به کالاها و خدمات در بازار محدود می شوند؛ در حالیکه نباید از نظر دور داشت که از برند می توان به عنوان ابزاری توانا در صنعت گردشگری نیز بهره جست؛ چرا که یک مکان گردشگری را نیز می توان به مثابه یک محصول، همراه با ویژگی های قابل لمس و غیرقابل لمس لحاظ کرد. صنعت گردشگری در جهان، توسعه فراوانی یافته است و بسیاری از کشورها از این راه توانسته اند وضعیت خود را بهبود بخشیده و از مشکلاتی مانند بیکاری، پایین بودن سطح درآمد سرانه و کمبود درآمد ارزی خویش بکاهند.
صنعت جهانگردی بزرگ ترین و متنوع ترین صنعت در دنیا به حساب می آید. بسیاری از کشور ها این صنعت پویا را منبع اصلی درآمد، اشتغال زایی، رشد بخش خصوصی و توسعه زیرساخت ها می دانند. صنعت گردشگری امروزه به قدری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ها اهمیت دارد که اقتصاددانان آن را صادرات نامریی نیز می نامند. اما در عین حال، مکان های گردشگری معدودی وجود دارند که دارای جایگاهی منحصر به فرد در ذهن مشتری بوده و بازار مناسبی برای خود دارا باشند. بر اساس پیش بینی سازمان جهانی گردشگری (UNWTO)[4] این صنعت، که از پویا ترین بخش های اقتصادی جهان است، در چند سال آینده از نظر درآمد در رأس صنایع موجود دنیا قرار خواهد گرفت و بخش عمده ای از تجارت بین الملل را به خود اختصاص خواهد داد. هم اکنون نیز گردش اقتصادی این بخش، صاحب حجم عظیمی از تجارت بین المللی است که کشورهای مختلف، با آگاهی از این درآمد سرشار، اهمیت ویژه ای را برای گسترش این بخش از اقتصاد خود قائل می باشند. صنعت گردشگری باعث اشتغال زایی برای 98 میلیون نفر در سال 2011 شده است، که این میزان شش برابر صنعت خودرو سازی، پنج برابر صنایع محصولات شیمیایی و چهار برابر صنایع معدنی است. همچنین بر اساس برآوردها، در سال 2013 حدود یک دوازدهم افراد شاغل جهان، یعنی بیش از 200 میلیون نفر در این حوزه مشغول به کار هستند؛ که به گفته تونی بلر، این صنعت تا سال 2023، 70 میلیون شغل جدید را نیز موجب خواهد شد که دو سوم آن (حدود 47 میلیون شغل) در آسیا ایجاد خواهد شد.
مقدمه:مطالعات درمان تکدارویی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی با شروع زودرس، رضایتبخش نبوده و مطالعات درمان ترکیبی، اندک است. گزارشاتی در مورد نقش گاباپنتین در درمان اختلال دوقطبی بزرگسالان وجود دارد. مطالعهی حاضر اثربخشی درمان ترکیبی گاباپانتین و لیتیوم را در نوجوانان مبتلا در مقایسه با دارونما بررسی کرده است.
روشکار: در این کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده با دارونما در سال 1387-1388 تعداد 31 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی 17-10 ساله به صورت متوالی و تصادفی در دو گروه مداخلهی درمانی لیتیوم و گاباپانتین (16 نفر) و لیتیوم و دارونما (15 نفر) قرارگرفتند. مطالعه در طول 8 هفته انجام گرفت. دوز لیتیوم به تدریج تا سطح درمانی سرمی 1/1-8/0
میلیاکیوالان بر لیتر وگاباپانتین تا 400 میلیگرم افزایش یافت. پرسشنامههای مقیاس درجهبندی مانیای یانگ (YMRS)، افسردگی بک (BDI) واضطراب هامیلتون (HARS) هر 2 هفته یک بار تکمیل شده است. عوارض دارویی هر 2 هفته یک بار، سطح سرمی لیتیوم هفتگی و وزن بیماران در ابتدا وانتهای پژوهش بررسی گردید. در تحلیل آماری از آزمونهای تی و ANOVA استفاده شد.
یافتهها:دو گروه از نظر نمرهی YMRS، BDI و HARS، در سطح پایه تفاوتی نداشتند. تفاوت نمره تا هفتهی هشتم در هر دو گروه معنیدار بود (05/0P<) ولی میزان کاهش نمرهی پرسشنامه ها بین دو گروه معنیدار نبود.
نتیجهگیری: افزودن گاباپنتین به لیتیوم، تفاوت معنیداری بین دو گروه از نظر تاثیر بر کاهش علایم مانیا، افسردگی و اضطراب نسبت به دارونما ایجاد نکرد.
هدف این پژوهش تحلیل فعالیت های نئوتکتونیکی حوضه های زهکشی دامنه شمالی رشته کوه بزقوش (شمال غرب ایران) با استفاده از روش های ژئومورفولوژیکی (شواهد مورفوتکتونیکی و شاخص های ژئومورفیک) می باشد. برای دستیابی به این هدف، علاوه بر بازدیدهای میدانی و مطالعه عکس های هوایی، پنج شاخص ژئومورفیک در 20 حوضه دامنه شمالی رشته کوه بزقوش محاسبه شدند. محاسبه شاخص ها با استفاده از نقشه های توپوگرافی (50000: 1)، نقشه های زمین شناسی (100000: 1) و عکس های هوایی (20000: 1) منطقه انجام گرفت. نقشه ها با استفاده از نرم افزار ArcGIS ترسیم شدند. نتیجه تحلیل شاخص ها نشان می دهد که 40 درصد حوضه های زهکشی دامنه شمالی رشته کوه بزقوش بویژه در بخش های میانی آن، دارای فعالیت تکتونیکی زیاد می باشند. 35 درصد منطقه مورد مطالعه که حوضه های زهکشی بخش های شرقی و برخی حوضه های میانی را دربرمی گیرند دارای فعالیت تکتونیکی متوسط هستند و در 25 درصد بقیه حوضه ها که به نواحی غربی رشته کوه بزقوش مربوط می شوند فعالیت تکتونیکی کم می باشد. پدیده هایی مانند پرتگاه های گسلی، مخروط افکنه های چند نسلی، دره های خطی، آبشارها، چشمه های آب گرم و آب سرد از جمله شواهد مورفوتکتونیکی هستند که به وفور در حوضه های با فعالیت زیاد و متوسط تکتونیکی در دامنه شمالی رشته کوه بزقوش دیده می شوند.
پژوهش درمورد توسعه متعادل مناطق، از این جهت اهمیت دارد که نابرابری های فضایی، تأثیرات جبران ناپذیری بر جدایی گزینی مناطق خواهد گذاشت. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، تحلیل و سنجش سطوح توسعه یافتگی و نابرابری های فضایی در یک نمونه تجربی(استان خراسان شمالی) است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و گستره مکانی تحقیق، کلیه شهرستان های استان خراسان شمالی با قلمرو اداری- سیاسی سال های 1365، 1375و 1385 می باشد. برای سنجش میزان نابرابری شهرستان های این استان، تعداد 61 زیرشاخص به کار گرفته شدند که با استناد به سالنامه های آماری سال های اشاره شده و در مواردی پرسش از ادارات مربوط و مراجعه به سایت ادارات تعریف شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل شاخص ها از روش جدید منطق فازی استفاده شد؛ به این صورت که ابتدا داده ها در سه سطح پایگاه قوانین فازی بررسی شدند و در هر سال میزان توسعه یافتگی هر شهرستان مشخص شد و سپس با استفاده از روش ضریب اختلاف ویلیامسون روند نابرابری فضایی در استان تعیین شد. یافته های پژوهش نشان داد، طی سال های مذکور با وجود افزایش میزان توسعه یافتگی شهرستان های استان، همگرایی نسبی بین شهرستان ها به وجود نیامده است. به طور کلی از جمله دلایل اصلی نابرابری فضایی در استان خراسان شمالی می توان به شکل گیری نظام مرکز- پیرامونی و عدم توزیع بهینه امکانات با توجه به جمعیت هر شهرستان اشاره نمود.
نقاشی عنوانگذاری شده در گذر از تصویر به ""نامش"" بعنوان لایه ای کلامی بسیاری از معناها و مفاهیم را منتقل می سازد. بر این اساس، عنوان نقش مهم و بسزایی در فهم مخاطبان و رمزگشایی تصویر ایفا کرده و تاثیر مسلم و قابل توجهی در برداشت ذهنی بیننده از اثر را داراست. نقاشی های نامگذاری شده نظام گفتمانی چندرسانه ای متشکل از دو نظام نشانه ای تصویری و کلامی هستند که در آن ها دو لایه تصویر و کلام در تعاملی ترکیبی، بینامتنی و معنادار با یکدیگر قرار گرفته و در این تعامل معناسازی و معنارسانی می کنند. بنابراین، بدیهی است که میان نقاشی ها و عناوینشان روابط گوناگونی برقرار می شود که این تعاملات معنادار هستند و نظام گفتمانی کلامی-دیداری اثر هنری، یعنی یک نقاشی عنوان دار، از طریق این روابط معنارسانی می کند. از سوی دیگر، این روابط یا اتصالات کاکردهای گوناگونی می یابند که بواسطه آن ها نظام گفتمانی ویژه اثر هنری تشکیل می شود. در همین راستا، برآنیم تا از گذر تحلیل گفتمانی دو نقاشی تحت عناوین ""تداوم خاطره"" و ""جیغ"" که به روشی نظری-کتابخانه ای گردآوری شده اند دو کارکرد از کارکردهای متنوع رابطه عنوان-تصویر در تولید نظام های گفتمانی یعنی کارکردهای پدیداری و حسی-ادراکی را مورد بررسی قرار دهیم. به منظور تحقق این بررسی از روش توصیفی- تحلیلی جهت پاسخ به سؤالات و حل مسئله پژوهش استفاده می شود. در مجموع هدف از این تحقیق بررسی رابطه نقاشی ها و عناوینشان از دیدگاه نشانه-معناشناختی جهت بررسی کارکردهای پدیداری و حسی-ادراکی رابطه بین عنوان و تصویر می باشد.
قصههای کودکان عموماً در صورت و روایت، ساده و قابل دریافت و در زیرساخت، غنی و سرشار از نکات شناختی- عاطفی و توانمایگیِ تأویلی اند. این قصهها گرچه در مقام ارتباط (فرم، روایت و زبان) به راحتی با مخاطب خود رابطه برقرار می کنند؛ در مقام کارکرد های پنهان و پیچیده، واجد شبکه ی عظیم و گستردهای از مفاهیم، الگوها، طرح وارههای شناختی هستند بیان غیر مستقیم قصه ها، ناخودآگاه کودک را مخاطب قرار می دهد و از رهگذر شناخت و تغییر«طرح وارههای» منفی و ناسازگار و جایگزین کردن آنها با طرح وارههای مثبت و درمانگر، آنها را برای رویارویی با «جهانهایِ واقع و ممکن» آماده می کند. تاثیر داستان بر رشد کودکان به دلیل در برگرفتن استعارهها و طرحوارهها و تمهید فرایندهای رشد بسیار پیچیده است. قصهگویی با بیدارکردن نیروهای درونی کودک و استفاده از دانش طرح وارهای او، غیرمستقیم او را از موانع، تضادها و نیز امکانها و استعدادهایش آگاه میکند و او را به تفکر، تعمق و جست وجو وا میدارد. بحث «طرح واره» یکی از مباحث مهم و کانونی در حوزه ی مطالعات میان رشتهای و علوم شناختی است. طرح وارهها نوعی تجربه سازمان یافته و دانشهای بستهبندی شدهاند که چارچوبهای شناختی ما را به عنوان مجموعه ای متشکل از ذهنیتها، تصورات، تصاویر و ارزشها و احساسات رقم میزنند. طرح واره درمانی بر این است که اندیشهها و الگوهای رفتاری منفی به نوعی با تجربههای منفی دوران کودکی مرتبطاند و چنانچه این الگوها که آنها را طرح وارههایِ ناسازگار مینامند، به درستی شناخته نشوند، مقابله با آنها راه به جایی نمیبرد. در این مقاله قصههای مشهور کودکان بر مبنای نظریه طرح واره و دو راه حلِ اساسی: «تغییرِ» طرح وارههایِ منفی و ناسازگار و «تعبیر» های مثبت و درمانگر، بازخوانی و تحلیل میشود.
تصحیح یک اثر نفیس خطی و تحشیه و تعلیق بر تألیفی که از زمان های پیشین بر جای مانده است، ازآن جا که مقوّم میراث فاخر قومی و ملی یک کشور است و اطلاعاتی وسیع در باب سلوک، اندیشه و ساختار فکری و زبانی دانشمندان و متفکران گذشته به دست می دهد و به دانسته های بشر کنونی می افزاید، پژوهشی اصیل است که منتقدان ادبی پیوسته بر آن تأکید کرده اند. نسخه خطی «کاشف المشکلات» بهاء الدین ابوبکر بن کالنجار شیرازی باقی مانده از قرون هفتم و هشتم هجری است که از آن تنها نسخه ای منحصر به فرد و به خط خود مؤلف در دست است. نویسنده به تصریح متن اثرواذعان کتب رجال معاصر وی، از مقام شامخ عرفانی و وجاهت علمی برخوردار بوده و کتاب خود را برای رفع دشواری های فهم علوم متداول در زمان خود و به خواهش فضلای عصر ترتیب داده است. این کتاب که به زبان علمی ساده و روشن وگاه آراسته به صناعات لفظی و معنوی در قالب جملاتی کوتاه به رشته تحریر درآمده است، علاوه براشتمال بر اصطلاحات عرفانی و مکاشفات مؤلف، شامل فصول متعدد دیگر در باب تفسیر آیات و احادیث، طب، دشواری های حکمی و کلامی و وصایای مؤلف است. این کتاب سه قسم عمده دارد که هر یک به چندین باب و هر باب به رسالات متعدد تقسیم شده و مجموعاً به 349 رساله منقسم است. این نوشتار بر آن است با ارائه توضیحاتی چند در باب احوال مؤلف و بررسی کتاب کاشف المشکلات و مندرجات آن، به بررسی ساختار، سبک و ویژگی های زبانی این نسخه خطی بپردازد و آن را از بعد زیباشناختی و ادبی بررسی کند.
هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر رویکرد های یادگیری مشارکتی، رقابتی و انفرادی بر عوامل منتخب آمادگی جسمانی و حرکتی دانش آموزان با نقش واسطه ای کمال گرایی و عزت نفس بود. بدین منظور 120 دانش آموز پسر پایه اول راهنمایی با میانگین سنی 3/0±12 سال از منطقه یک شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه آزمایشی تقسیم شدند. آزمودنی ها پس از شرکت در پیش آزمون، که شامل آزمون های چابکی (دو 9×4)، انعطاف پذیری (نشستن و رسیدن)، استقامت عضلات شکم (دراز و نشست) و استقامت قلبی– تنفسی (دو 540 متر) ایفرد بود، به مدت 20 جلسه (هفته ای 2 جلسه) تمرین و سپس در جلسه پس آزمون شرکت کردند. همچنین تمامی دانش آموزان در پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه های کمال گرایی و عزت نفس را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل کواریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنا داری 05/0P< استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل کواریانس یک راهه (با کنترل نقش واسطه ای ویژگی های شخصیتی عزت نفس و کمال گرایی) نشان داد رویکرد یادگیری مشارکتی که در آن دانش آموزان در گروه های کوچک، منظم و همگن برای هدف اصلی تلاش می کنند به طور معنا داری از رویکرد های یادگیری رقابتی و انفرادی در افزایش آمادگی جسمانی و حرکتی دانش آموزان موثرتر است (05/0 P<). به طور کلی نتایج تحقیق حاضر از نظریه یادگیری رفتاری و اجتماعی در یادگیری مشارکتی (مورگان، 2003) حمایت می کند. با توجه به نتایج این تحقیق پیشنهاد می شود برای افزایش آمادگی جسمانی و روانی دانش آموزان و استفاده از مزایای رویکرد یادگیری مشارکتی، معلمان از این رویکرد در درس تربیت بدنی بهره ببرند.
با ورود وسائل ارتباطی و گسترش ارتباطات بشر هر روز بیش از پیش به اهمیت استفاده آن در زندگی انسان ها افزوده میشود. این پژوهش با هدف آسیب شناسی سبک زندگی در برنامه های تلویزیون و راهکارهای ارتقای آن در ایران امروز انجام شده است. این مطالعه کیفی، از نوع تحلیل محتوا و با مشارکت 40 نفر از صاحبنظران علوم ارتباطات و جامعه شناسی که با روش نمونه گیری هدفمند و با تنوع سن، مدت زمان تماشای برنامه های تلویزیونی در طول روز، تخصص و جنسیت انتخاب شدند و با مصاحبه ای عمیق و بدون ساختار جمع آوری اطلاعات گردید. شیوه تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی بود. مقبولیت و عینیت داده ها با تلفیق در جمع آوری داده ها، تنوع مشارکت کنندگان تحقیق، مرور و بازنگری مکرر داده ها، بازبینی مشارکت کنندگان تحقیق و همکاران تحقیق به طور مکرر انجام شد. در این تحقیق ﺿـﻤﻦ ﺑیﺎن اﺻـﻮل و ﻣﻔـﺎﻫیﻢ سبک زندگی ایرانی اسلامی و ارﺗﺒـﺎط ﺗﻨﮕﺎﺗﻨـﮓ آن ﺑـﺎ ﻣﻮﺿـﻮع برنامه های تلویزیونی ﺑﺎ تأکید بر نظرات صاحبنظران و بینندگان تلویزیون، ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓی آسیب های وارده از تلویزیون بر سبک زندگی در ایران امروز ﭘﺮداﺧﺘﻪ شده است. در ﭘﺎیﺎن ﺑﻪ اراﺋـﺔ راﻫکﺎرﻫـﺎی ﮔﻮﻧـﺎﮔﻮن ﺑـﺮای ارتقای سبک زندگی در ایران امروز از طریق رسانه ملی و توسعه همه جانبه سبک زندگی اسلامی اﻗـﺪام ﺷﺪه اﺳﺖ.
هدف تحقیق حاضر، برآورد سهم نسبی کارآفرینی از شیوه مدیریت مشارکتی از دیدگاه کارکنان اداره کل تربیت بدنی استان یزد است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان رسمی و قراردادی و پیمانی اداره کل تربیت بدنی استان یزد بود که تعداد آن ها بر اساس اطلاعات کارگزینی این اداره در سال 1389، 144 نفر اعلام شد. با توجه به جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 104 نفر برآورد شد و سرانجام، 93 پرسشنامه از این نمونه آماری دریافت شد. این پژوهش از نوع همبستگی است و به شیوه پیمایشی اجرا شده است. برای اندازه گیری از دو پرسشنامه محقق ساخته مدیریت مشارکتی و کارآفرینی استفاده شده است که پایایی این دو پرسشنامه به ترتیب 91/0 و 85/0 به دست آمد و توسط مشخصات تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار spss انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد بین مدیریت مشارکتی و کارآفرینی رابطه معنی-داری وجود دارد (05/0 p 60/0=r). همچنین طبق نتایج، مدیریت مشارکتی تمامی مؤلفه های کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می دهد (001/0 (p. بین رابطه میان مدیریت مشارکتی با کارآفرینی بر حسب جنسیت، مدرک تحصیلی و وضعیت استخدام تفاوت معنی داری وجود دارد و در خصوص سابقه خدمت به جز طبقه 11- 15 سال در بقیه طبقات، سابقه خدمتی همبستگی بین دو متغیر معنی دار است.
بازارهای سرمایه در مقابل شوک های مثبت و منفی در جریان های نقدی واحد تجاری که ناشی از منابع اطلاعاتی حسابداری و غیر حسابداری است، عکس العمل نشان می دهند. در حسابداری محافظه کارانه، تنها شوک های منفی در قالب اقلام خاص ثبت می شوند. این عدم تقارن بین رفتار سیستم حسابداری و عکس العمل بازار، رابطه ای غیر خطی و ناپیوسته بین بازده غیرمنتظرة سهام و خبر سود (اقلام خاص) ایجاد کرده است. هدف این پژوهش، بررسی رابطة غیرخطی بین بازده غیرمنتظرة سهام و خبر سود و همچنین، رابطة بین بازده غیرمنتظرة سهام و تعدیلات سنواتی (جایگزینی برای اقلام خاص) است. نمونه شامل 106 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دورة 1383 تا 1388 است. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده و الگوی به کار رفته در پژوهش، الگوی تجزیه بازده ولتیناهو است. بر اساس نتایج پژوهش یک رابطة غیرخطی معنادار بین بازده غیرمنتظرة سهام و خبر سود وجود دارد، ولی رابطه ای برای تعدیلات سنواتی مشاهده نشد و همچنین، به ازای یک شوک منفی در جریان های نقدی در مقایسه با یک شوک مثبت، سهم بزرگتری از کل شوک در سود جاری شناسایی می شود.