هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر مزایای رابطه ای حاصل از روابط بلندمدت میان مشتری و سازمان (مزایای اطمینان، مزایای اجتماعی و مزایای رفتار ویژه) بر تشویق مشتری به مشارکت در ارتباط دهان به دهان مثبت در مورد سازمان است. روش تحقیق توصیفی-همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل مشتریان استخرهای شهر تهران و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. پرسشنامه تحقیق نیز پرسشنامه استاندارد است که با بررسی پیشینه تحقیق به دست آمده است. روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بررسی و تأیید شده است. پایایی پرسشنامه نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی شده است که این ضریب برای کل پرسشنامه 84/0 است. نمونه نهایی تحقیق نیز مشتمل بر 400 نفر از مشتریان این استخرها بوده است. همچنین برای تحلیل داده ها نیز از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که مزایای اطمینان، مزایای اجتماعی و مزایای رفتار ویژه تأثیر مثبت و معنی داری بر ارتباط دهان به دهان داشته است. همچنین داده ها به رازش مناسبی با مدل داشته است. با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت مزایای رابطه ای تأثیر مهمی در مشارکت مشتریان در ارتباط دهان به دهان در مورد سازمان خواهد داشت.
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط درک حمایت سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان مازندران بود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان مازندران (100=N) تشکیل می دادند و نمونه آماری برابر با حجم جامعه در نظر گرفته شد. به منظور جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه درک حمایت سازمانی آیزنبرگر و همکاران (1986) و رفتار شهروندی سازمانی اورگان و کانوکسی (1996) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با بهره گیری از نظرات اصلاحی استادان مدیریت ورزشی تعیین شد و پایایی هر دو پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب (76/0=α) و (82/0=α) به دست آمد. روش تحقیق از نوع همبستگی بوده که به صورت میدانی اجرا شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و آزمون های آماری کولموگروف - اسمیرنف، ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد بین درک حمایت سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت و معنی داری (05/0≥P ، 446/0=r) وجود دارد. همچنین مؤلفه های نوع دوستی (05/0≥P ,335/0=r)، وجدان (05/0≥P ,409/0=r)، جوانمردی (05/0≥P ,287/0=r)، رفتار مدنی (05/0≥P ,376/0=r) و ادب و ملاحظه (05/0≥P ,514/0=r) با درک حمایت سازمانی رابطه ای مثبت و معنی دار دارند. از طرفی، نتایج معادله رگرسیون نشان می دهد درک حمایت سازمانی توانایی پیش بینی تمام مؤلفه های رفتار شهروندی سازمانی را دارد.
بی ثباتی عملکردی مچ پا از شایع ترین عوارض ناتوان کننده اسپرین حاد مچ پاست که غالباً به دور ماندن ورزشکار از فعالیت ورزشی منجر می شود. هدف از این کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده بررسی اثر شش هفته تمرینات عصبی-عضلانی تحت نظارت با تخته تعادل و تخته لغزان بر کنترل وضعیتی پویا و عملکرد اندام تحتانی ورزشکاران مبتلا به بی-ثباتی عملکردی مچ پاست. 28 دانشجوی تربیت بدنی ورزشکار پسر مبتلا به بی ثباتی عملکردی که به طور داوطلبانه در این مطالعه شرکت داشتند، به صورت تصادفی به دو گروه تمرین (14=n) و کنترل (14=n) تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل شش هفته تمرینات عصبی-عضلانی پیش رونده تحت نظارت، با استفاده از تخته تعادل و تخته لغزان بود. عملکرد اندام تحتانی با استفاده از پرسشنامه های اندازه گیری توانایی مچ پا و پا در فعالیت های روزانه و ورزشی و کنترل وضعیتی پویا با استفاده از آزمون تعدیل شده ستاره، اندازه گیری شدند. امتیازات آزمون ستاره تعدیل شده در هر سه جهت قدامی، خلفی داخلی و خلفی خارجی در گروه تمرین، در مقایسه با گروه کنترل بهبود معنی داری نشان داد (05/0 > P). همچنین آزمودنی های گروه تمرین، در مقایسه با گروه کنترل بهبود معنی-داری در امتیازات پرسشنامه های اندازه گیری توانایی مچ پا و پا در فعالیت های روزانه و ورزشی نشان دادند (05/0 > P). انجام شش هفته تمرینات پیش رونده تحت نظارت عصبی-عضلانی با استفاده از تخته تعادل و تخته لغزان به طور معنی داری عملکرد اندام تحتانی اندازه گیری شده و کنترل وضعیتی پویا ورزشکاران مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا را بهبود می بخشد.
تعادل نیاز به تعامل پیچیده سیستم های دهلیزی، بینایی و حسی پیکری دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی قدرت عضلات اکستنسور زانو و تنه با تعادل بود. 297 نفر از دانش آموزان مقطع راهنمایی استان گیلان توسط نمونه گیری خوشه ای برای این مطالعه انتخاب شدند. از آزمون تعادل ستاره برای ارزیابی تعادل و دینامومتر برای قدرت عضلات اکستنسور زانو و تنه استفاده شد. برای ارزیابی فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. سطح معناداریT برابر 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش همبستگی معناداری را بین قدرت هر سه گروه عضلات اکستنسور زانو، تنه و ران با تعادل نشان داد. با توجه به نتایج تحقیق به نظر می رسد عضلات اکستانسور تنه و زانو از عوامل مؤثر در اجرای آزمون تعادلی ستاره هستند.
این پژوهش با هدف بررسی رابطْ اعتماد بین فردی در کار و رفتارهای سیاسی با سبک های مسالمت آمیز و غیرمسالمت آمیز حل تعارض انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ادارات کل تربیت بدنی استان های منتخب است. با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه 274 تعیین شد. تعداد 400 پرسشنامه به صورت تصادفی طبقه بندی شده میان کارکنان ادارات کل تربیت بدنی استان ها توزیع شد که تعداد 296 (74%) پرسشنامه قابل بررسی بودند. اعتماد بین فردی با استفاده از پرسشنامه اعتماد بین فردی در کار (ITW)، رفتارهای سیاسی با استفاده از پرسشنامه رفتار سیاسی (PB) و روش های حل تعارض با استفاده از پرسشنامه سبک های حل تعارض (ROCI-II) اندازه گیری شد. یافته های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، سهمی و رگرسیون خطی ساده تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد بین اعتماد بین فردی و رفتارهای سیاسی ارتباط منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین بین اعتماد بین فردی و سبک های مسالمت آمیز حل تعارض ارتباط مثبت و معنی دار و بین رفتار سیاسی و سبک های مسالمت آمیز حل تعارض ارتباط منفی و معنی دار وجود دارد. نتایج رگرسیون خطی ساده نشان می دهند اعتماد بین فردی انتخاب سبک های مسالمت آمیز و رفتارهای سیاسی عدم انتخاب سبک های مسالمت آمیز حل تعارض را پیش بینی می کنند.
مقاله حاضر به بررسی مقایسه ای مدیریت واقعی و حسابداری سود و میزان محافظه کاری حسابداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بر مبنای توانایی نسبی تداوم فعالیت (توانمندی مالی) آن ها می پردازد. تحقیق با استفاده از داده های مقطعی و پانل نامتوازن و آزمون های مختلف تی، تحلیل واریانس دوراهه و تحلیل رگرسیون انجام شد. یافته های پژوهش با استفاده از نمونه شرکت های موفق و ناموفق در بازه زمانی
1388-1376 نشان می دهند که شرکت های ناموفق در سال های قبل از درماندگی مالی، مدیریت مثبت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری و دست کاری فعالیت های واقعی، انجام می دهند. هم چنین، شرکت های با احتمال پایین درماندگی، در انجام مدیریت سود، نسبت به شرکت های با احتمال بالای درماندگی موفق تر عمل کرده اند. در خصوص محافظه کاری نیز یافته های تحقیق، وجود رویکرد متهورانه (غیرمحافظه کارانه) را هم برای شرکت های موفق و هم شرکت های ناموفق نشان می دهد.
هدف از این تحقیق، بررسی اثر یک دوره تمرینات تناوبی هشت هفته ای بر روی برخی فاکتورهای آنتی اکسیدانی (اسید اوریک، بیلی روبین و پروتئین تام پلاسمایی) در بازیکنان فوتبال بود. نمونه ها 23 بازیکن نوجوان پسر بودند که در لیگ استانی بازی می کردند و به صورت در دسترس انتخاب شدند. بازیکنان به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (13 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. نمونه های خونی برای اندازه گیری میزان اسید اوریک، بیلی روبین تام و پروتئین تام پلاسمایی قبل از شروع تمرینات و به میزان 5 سی سی از ورید دست چپ ازتمامیبازیکنان گرفته شد. بازیکنان گروه تجربی به مدت هشت هفته، هفته ای سه جلسه به تمرینات تناوبی پرداختند. شدت تمرینات از 60 درصد ضربان قلب ذخیره بیشینه در شروع به 80 درصد ضربان قلب ذخیره بیشینه در هفته هشتم افزایش پیدا کرد. بازیکنان گروه کنترل در این هشت هفته درهیچ گونه تمرینی شرکت نکردند. نمونه گیری دوم خون، بلافاصله پس از آخرین جلسه تمرینی و با تکرار رژیم غذایی مرحله اول برای 24 ساعت، جهت اندازه گیری این آنتی اکسیدان ها بعد از هشت هفته ازتمامیبازیکنان گرفته شد. از آزمون t (همبسته و مستقل) برای تجزیه و تحلیل داده ها با سطح معناداری 05/0 استفاده شد. در بازیکنان گروه تجربی افزایش معناداری در غلظت اسید اوریک پلاسمایی بعد از هشت هفته تمرین تناوبی و تفاوت معناداری بین دو گروه در سطوح اسید اوریک پلاسمایی مشاهده شد (05/0 <p). تفاوت معناداری در میزان بیلی روبین تام و پروتئین تام پلاسمایی در گروه تجربی بعد از هشت هفته و بین دو گروه مشاهده نشد (05/0 >p). تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد هشت هفته تمرین تناوبی در بازیکنان فوتبال احتمالا می تواند باعث افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی پلاسمایی از طریق افزایش اسید اوریک پلاسمایی شود.
مراقبه ذهن ـ آگاهی از راهبردهای ارتقاء عملکرد ورزشی است که از طریق بهبود تمرکز مؤثر واقع می شود. بااینحال پژوهش های کمی در تأیید تأثیر کلی آن بر عملکرد ورزشی انجام شده است. مطالعات اخیر نشان داده اند که ذهن ـ آگاهی ممکن است بر بهبود کنترل حرکتی، عملکرد تعادلی، تصمیم گیری، و آمادگی جسمانی مؤثر باشد. چندین پژوهش تجربی نیز نشان داده اند که رویکردهای مبتنی بر ذهن_ آگاهی می توانند بر عملکرد ورزشی در رشته های مختلف اثر بگذارند و باعث پایبندی به ورزش شوند. این مقاله با ارائه منطق نظری برای مداخله ذهن ـ آگاهی و یکپارچه کردن مفاهیم ذکرشده، نمایی کلی از این رویکرد نوین را برای افزایش عملکرد ورزشی فراهم می نماید. همچنین، نشان می دهد راهبردهایی که باعث بهبود ذهن- آگاهی، پذیرش تجارب درونی مانند افکار، هیجانها، و حس های بدنی، روشن کردن اهداف باارزش، کاهش تکانشگری، و افزایش توجه به نشانه های بیرونی می شوند، می توانند باعث بهبود عملکرد ورزشی شوند. پژوهش حاضر که یک مرور تحلیلی مبتنی بر شواهد است، ضمن بررسی دلایل تأثیر ذهن ـ آگاهی بر عملکرد ورزشی، پیشنهاد هایی را در زمینه ارتباط بین رویکردهای مبتنی بر ذهن_ آگاهی و عملکرد ورزشی مطرح می کند.
الزامات قانونی و علمی تغییر ساختار بودجه ریزی در نظام دانشگاهی از برنامه ای به عملکردی سبب شد تا مطالعات بسیاری در پی الزامات این تغییر صورت پذیرد. با بررسی ادبیات موضوع، مدل ریاضی که دربرگیرنده ساختار دوگانه بودجه ریزی بر مبنای عملکرد (PBB) در دانشگاه باشد، مشاهده نشد. از اینرو هدف این تحقیق ارائه مدل استوار- فازی RFPBB بوده به نحوی که از یک سو تخصیص بودجه به برنامه ها براساس اهمیت هر برنامه و از سوی دیگر تخصیص بودجه به دانشکده ها بر اساس سرانه دانشجویی مصوب وزارت علوم،تحقیقات و فناوری مورد توجه قرارگیرد. با درنظرگرفتن معیارهای گوناگون در دانشگاه، و با توجه به عدم قطعیت های تصادفی و فازی موجود در تعیین پارامترهای مسأله، دو سناریوی مورد بررسی قرار گرفت. سناریوی اول مدل استوار- فازی با حدود پایین بودجه قطعی و سناریوی دوم مدل استوار- فازی با حدود پایین بودجه فازی درنظرگرفته شد. در این مدل به منظور تعیین ضریب اهمیت هرگروه آموزشی جهت تخصیص بودجه به آن از رویکرد تحلیل پوششی داده ها (DEA) با مدل پایه CCR نهاده گرا استفاده شد. همچنین وزن آرمان ها و میزان اهمیت هر برنامه براساس مقایسات زوجی توسط خبرگان تعیین گردید. این مدل ریاضی استوار- فازی دارای 5 آرمان، 1142 محدودیت و 994 متغیر تصمیم است.
نتایج ارائه شده در دو سطح کلان و عملیاتی و همچنین شبیه سازی مدل قطعی و استوار- فازی، نشان از قابلیت بسیار بالای مدل استوار- فازی نسبت به مدل قطعی، در پاسخگویی به عدم قطعیت موجود در پارامترهای مسأله و همچنین مدیریت سطح ریسک تصمیم دارد.
رشد انفجاری تلفن همراه در دهه اول قرن 21 موجب شد اتحادیه جهانی مخابرات ، فناوری های ارتباطات سیار را پیشران رشد فاوا در جهان نام نهد. ورود این فناوری به کشور همانند هر فناوری نوظهور دیگر موجب تحول در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، سیاسی و دفاعی- امنیتی شده است.
تحقیقات انجام شده در حوزه امنیت ملی، به صنعت ارتباطات سیار بصورت مستقیم نپرداخته اند. هدف این مقاله ارائه مدلی ساختاری برای توسعه ارتباطات سیار با رویکرد منافع امنیت ملی است. بدین منظور مساله تحقیق و روش حل مساله با رویکرد سیستمی مشخص شد. سپس خطوط راهنمای تحقیق، یکی پس از دیگری مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از شناسایی عناصر و روابط بین این عناصر، به کمک مدل سازی ساختاری تفسیری، مدل توسعه، که یک گراف جهت دار است، ارائه شده است. عناصر مدل عبارتند از: امنیت ملی، منافع ملی، آینده نگاری، شناخت محیط، رویکرد طراحی حل مساله، تفکر مرزشکنانه، توسعه بر مبنای نظریه منتخب، تنظیم مقررات، نیات راهبردی و اسناد بالادستی و کلان روندها. مدل نهایی در 5 سطح معرف تبدیل نیات راهبردی به برنامه اجرایی با نقش کلان روندهای جهانی است. پیشنهاد لایه بندی سطوح مدل جهت اجرا و اثرگذاری بلندمدت تصمیمات ملی و دستاورهای داخلی بر پیشران های جهانی از سایر دستاوردهای مدل سازی می باشند.
فوتبال صنعتی است که برندینگ و اساس آن یعنی هویت برند، اهمیت فوق العاده ای در آن دارد. بطوریکه محققان، در کشورهای صاحب فوتبال الگوهای برند خاصی در ارتباط با آن ارائه داده اند. در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با هدف کاربردی، اطلاعات در دو فاز کیفی و کمی گرد آوری گردید. جامعه آماری، شامل 10 نفر از خبرگان مرتبط و کارشناس در زمینه تحقیق، و تماشاگران 6 تیم لیگ برتری که در ورزشگاه حاضر شدند، می باشد. حجم نمونه در فاز اول 300 و فاز دوم 720 نفر بود که با روش تصادفی ساده و با نسبت برابر، از هواداران تیم ها انتخاب شد. بر این اساس پژوهشگران ضروری دیدند که بر پایه دیدگاههای نوین تئوری هویت برند (کو 2009، شیلهانک 2008، کلمن 2011، زوچرماگلیو 2011، سیلوریا 2011، ریچلیو2011) و با در نظر گرفتن الگوهای هویت برند چند کشور دارای برند فوتبال (آلمان، اسپانیا، فرانسه، کره جنوبی) به همراه استفاده از نظرات خبرگان و هواداران، الگوی عوامل هویت برند تیم های حاضر در لیگ برتر فوتبال کشور در فصل 92/91 را ارائه نمایند و در نهایت با استفاده تحلیل عاملی و الگوی معادلات ساختاری دیدگاهی نوین در مورد ابعاد هویت برند فوتبال کشور ارائه شدکه به ترتیب بار عاملی عبارتند از: موفقیت (97/.)، تحویل کالا (92/.)، منطقه بومی تیم(89/.)، بازیکنان ستاره(88/.)، لوگو، هواداران، سابقه، رقیب سنتی(87/.)، سنت(85/.)، عملکرد تیم(82/.)، استادیوم(72/.) و پرسنل غیر بازیکن(51/.).
هدف این پژوهش بررسی رابطة بین تخصص حسابرس در صنعت و تأخیر در ارائة گزارش حسابرسی (ARL) در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دورة زمانی 1381 تا 1389 می باشد. ARL یکی از معدود متغیرهای ستاندة قابل مشاهدة حسابرسی است که برای افراد بیرون از سازمان امکان ارزیابی کارآیی حسابرسی را فراهم می سازد؛ زیرا در ارتباط با به موقع بودن اطلاعات حسابرسی و سود می باشد. در این پژوهش، فاصلة زمانی بین پایان سال و تاریخ گزارش حسابرسی به عنوان شاخصی از تأخیر در گزارش حسابرسی می باشد و تخصص حسابرس در صنعت با استفاده از رویکرد سهم بازار اندازه گیری می شود. حسابرسان متخصص صنعت قادر به کسب دانش و تجربة مخصوص صنعت و آشنایی سریع با محیط تجاری صاحبکار می باشند؛ بنابراین، احتمال تکمیل سریع تر فرآیند حسابرسی نسبت به حسابرسان غیرمتخصص صنعت را خواهند داشت. با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون چتدگانه و کنترل عوامل تعیین کنندة ARL، نتایج نشان می دهد تأخیر در ارائة گزارش حسابرسی در شرکت هایی که توسط حسابرس متخصص صنعت، حسابرسی شده اند؛ کوتاه تر است.
هدف این مقاله، بررسی تأثیر سازههای مؤثر بر سطوح محافظه کاری حسابداری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این سازه ها شامل رشد فروش، رشد دارایی ها، سود سهام پرداختی، اندازة شرکت، هزینة تامین مالی، اهرم مالی، بازده دارایی ها، بازده فروش، میزان سرمایهگذاری و نرخ مؤثر مالیاتی می باشند. فرضیه های پژوهش با استفاده از یک نمونة آماری متشکل از 243 شرکت برای یک دورة 9 ساله، از سال 1381 تا 1389 و با استفاده از آزمون t استیودنت و الگوی رگرسیون ساده مورد آزمون قرار گرفته است .نتایج به دست آمده حاکی از برتری روش مبتنی بر اقلام تعهدی بر روش مبتنی بر اقلام تعهدی غیرعملیاتی و برتری روش مبتنی بر اقلام تعهدی غیرعملیاتی بر روش بازار جهت محاسبة محافظهکاری است. از طرفی، نتایج پژوهش نشان داد که اقلام ترازنامه در مقایسه با اقلام گزارش سود یا زیان دارای ارتباط قوی تری با محافظهکاری میباشند.
انعکاسگری تیمی به عنوان واکنش آگاهانه تیم به وظایف، از عوامل مهم در اثربخشی تیمهای کاری محسوب میشود. زیرا شامل مجموعه رفتارهایی است که سبب یادگیری از اشتباهات گذشته (یادگیری تیمی) و بهبود عملکرد تیم میشوند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر نشان دادن نقش کلیدی انعکاسگری تیمی در عملکرد تیمی (بهویژه در تیمهای پروژهای که وظایف پیچیدهای دارند و در محیطی با عدم اطمینان بالا فعالیت میکنند) است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع همبستگی است. برای بررسی چگونگی تأثیر انعکاسگری بر عملکرد تیمی (با در نظر گرفتن یادگیری تیمی به عنوان متغیر مداخلهگر)، 44 تیم پروژهای پنج نفره مختلف(220 نفر) در تهران بررسی شدند. تجزیه و تحلیل دادهها به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتههای پژوهش تأثیر مثبت و معنادار انعکاسگری بر عملکرد تیمی با مداخلة یادگیری تیمی را تأیید کرد. به علاوه، یافتهها نشان میدهد بازخورجویی در رابطة انعکاسگری و عملکرد تیمی به عنوان تعدیلکننده عمل میکند.
از جمله تهدیدهای بالقوّه ای که همواره سلامتی و دارایی افراد جامعه را مورد هدف قرار داده، وقوع حوادث و بلایای طبیعی است. این امر، لزوم توجه ویژة انواع ساختارهای دولتی و حکومتی را به نحوة طراحی و پیاده سازی نظامهای مدیریت بحران نمایان می کند. فراگرد مدیریت بحران در ایران دارای نوسانات فراوانی بوده است و دستیابی به یک نظام مدیریت بحران اثربخش و اجرای موفق آن، همواره یکی از چالشهای موجود در این زمینه بوده است. از سوی دیگر، بررسی نحوة مواجهه با بلایای طبیعی در ایران، حاکی از آن است که دولتهای متفاوت، بیشتر به التیام بخشی پیامدهای ناشی از وقوع بلایا اکتفا و همت خود را بر مراحل مقابله و بازسازی در چرخة مدیریت بحران متمرکز کرده اند. رویکرد اجتماع محور مدیریت بلایا از جمله رویکردهایی است که می تواند با تمرکز بر ریشه یابی علل آسیب پذیری، در مقایسه با توجه صرف به وقوع بلایا، نقاط ضعف پیش گفته را تعدیل کند. از این رو، در این پژوهش تجارب پیاده سازی رویکرد اجتماع محور در کشورهای ترکیه، فیلیپین و ژاپن که از نظر گستردگی و نوع بلایای طبیعی، مشابه کشورمان هستند، به روش تحلیل محتوای کلان، بررسی شده و در پایان، با جمع بندی پیشنهادهای حاصل از مصاحبه با خبرگان به منظور تطبیق و به گزینی اقدامات صورت گرفته در این کشورها، راهکارهایی با هدف بهبود اجرای این طرح در شهر تهران و تبدیل شدن به الگویی برای پیاده سازی در سایر شهرهای کشور ارائه شده است.
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطة خصوصی سازی و توانمندسازی روان شناختی کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شده است. همچنین در این تحقیق سعی شده است تأثیر شاخصهای «راهبردهای مدیریتی»، «منابع خود کارامدی» و «شرایط سازمانی» بر توانمندسازی روان شناختی به عنوان متغیّرهای مداخله گر توانمندسازی، سنجش شود. برای تحلیل داده های آماری از تحلیل عاملی به روش مؤلّفه های اصلی و تحلیل مسیر استفاده شده است تا راهکارها و پیشنهاد هایی برای افزایش توانمندسازی کارکنان در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گیلان ارائه شود. برای سنجش مؤلّفه های خصوصی سازی و توانمندسازی از پرسشنامه استفاده شده است. از بین 7500 تن از کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گیلان، 400 تن با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که رابطة مثبت و معنی داری بین خصوصی سازی و توانمندسازی روان شناختی وجود دارد. همچنین بین عوامل مداخله گر، شرایط سازمانی و راهبردهای مدیریتی با توانمندسازی روان شناختی رابطة مثبت و معنی داری وجود دارد ولی رابطه ای بین منابع خود کارامدی و توانمندسازی کارکنان وجود ندارد