این مقاله به بررسی قصیده ی ""الرائیه الکبری"" عمر بن ابی ربیعه با هدف کشف شکل ساختاری و برخی ویژگی های زیبایی شناسیک آن می پردازد. این قصیده (أ مِن آلِ نُعْمٍ) مشهورترین و طولانی ترین قصیده ی شاعر بوده و بیشترین ویژگی های شهری او را در خود فراهم آورده است. ومانند هر فن داستانی برجسته ی دیگری با مقدمه ای شروع می شود که حوادثی دارد. سپس بحرانی که رو به فزونی گرفته و به مرحله ی تنش رسیده است و در پایان نیز به حل آن منجر می شود. در این قصیده بیشتر عناصر داستان کوتاه به مفهوم امروزین آن، وجود دارد، این قصیده، زندگی دوره ی امویّ، به ویژه آن جنبه ای را که مربوط به زن است، به بهترین وجه به تصویر می کشد و از این منظر به طوماری از زندگی شاعر و تصویری برای عواطف درونی وی تبدیل شده است. این مقاله شامل موضوعات زیر است: این پژوهش با مقدمه ای از همه آنچه که ذکر آن بر اساس اسلوب نویسندگی جدید برای نگارش لازم است، شروع شده، سپس به محورهای پنج گانه زیر می پردازد: 1. افکار اصلی مطرح شده در قصیده. 2. سطح داستانی و گفتگو در این قصیده. 3. موسیقی و نقش وزن در این قصیده. 4. میزان تصویرگری از جامعه ی حجاز در این قصیده. 5. سطح ساختاری قصیده و جنبه های عاطفی آن. در پایان، مقاله به نتایجی چند، دست یافت، از آن جمله این که: عمر ابن ابی ربیعه، اولین شاعر مبتکر واقعی است که ویژگی های فنیّ متعددی مانند داستان سرایی، گفتگو و محاوره را به قصیده عطا نموده و در پیوند میان ساختار و تصاویر فنی موجود در قصیده، با معانی و محتوای درونی آن موفق عمل نموده است، تا جایی که الفاظ این قصیده، به دقت بالای شاعر در انتخاب آنها و شدت تأثیر در گیرنده برجسته گشته اند.
هدف هذا البحث إلی رؤیه مدی إمکانیه توظیف إستراتیجیه تألیف الأشتات ( Synectics ) فی تدریس البلاغه العربیه فی التعلیم الثانوی والتعلیم الجامعی .
تعرف إستراتیجیه تألیف الأشتات بأنها ربط عناصر لا یوجد بینها علاقه ظاهره باستخدام فنون علم البیان، وبخاصه المجاز ( metaphor ) وفنون علم المنطق وخاصه قیاس التمثیل والتناظر ( analogy ) وفق إطار منهجی بهدف التوصل إلی حلول إبداعیه للمشکلات. وهذا التعریف ینطبق تماما علی الصور البیانیه فی البلاغه العربیه وبخاصه التشبیه والمجاز والاستعاره.
إن القدره علی رؤیه علاقات المشابهه المبطنه التی یفتقدها معظمنا هی فی الواقع السمه الممیزه للمبدع الحقیقی، کما أن البحث عن الانسجام ووجه الشبه غیر الظاهر بین الأشیاء والظواهر والخبرات المتباعده یمثل جوهر عملیه الإبداع فی العلوم والآداب والفنون.
سنستعرض فی هذا البحث تلک الإستراتیجیه، وکیف وظفها علماء الغرب لتنمیه الإبداع، ومدی ملاءمتها لتدریس ماده البلاغه العربیه فی الجامعه وفی المرحله الثانویه، مع إعطاء نماذج تطبیقیه علی کیفیه تطبیق هذه الإستراتیجیه؛ حیث تؤدی فی الوقت نفسه إلی تنمیه إبداعات الطلبه فی کل المجالات.
یقوم هذا البحث الذی ینتهج المنهج التحلیلی الوثائقی بعرض عابر لنظریات الترجمه مبیّنا أنّ هذه النظریات تعتمد فی الکلّ علی مبدأ التّکافؤ الترجمی بأنواعه المختلفه؛ ویهدف إلی تقدیم نظریّه جدیده فی مجال دراسات الترجمه معتمداً علی نماذج من الترجمه المنظومه من العربیه إلی الفارسیه التی لم یهتمّ بها الدارسون ولم یعالجها رغم أهمیتها وقیمتها. تتأسّس هذه النظریّه علی دور التناصّ فی عملیّه الترجمه الذی أشیر إلیه عابره فی بعض الکتب التراثیه البلاغیه. یتمظهر هذا التناص فیما بین النصین المصدر والهدف کما ینصع فیما بین النص الهدف والنصوص المماثله فی اللغه المنقول إلیها.
هم زمان با بسط اندیشه های صوفیانه در جهان اسلام از قرن هفتم هجری به بعد و نزدیکی تصوّف و تشیّع به یکدیگر، رویکردهای صوفیانه در مقتل نگاری کربلا به مانند برخی دیگر از مکتوبات دینی و تاریخی وارد شد. این مطلب بامطالعه ی متون مکتوب این دوره و ردیابی شاخصه های اندیشه ی تصوّف در این متون قابل بررسی است. در پژوهش حاضر سعی شده با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر پژوهش کتابخانه ای به این سؤال پاسخ داده شود که مقتل روضة الشهدا نگاشته ی حسین واعظ کاشفی- قرن دهم هجری- به عنوان یکی از مقاتل مهم و مشهور واقعه ی کربلا، از اندیشه های صوفیانه چه تأثیراتی پذیرفته است؟ در پاسخ مدعای این نوشتار این است که روضة الشهدا که به زبان فارسی نگاشته شده و شامل مناقب و مصائب اهل بیت (ع) خصوصاً امام حسین (ع) است با توجّه به گرایش واعظ کاشفی به طریقت نقشبندی، کاملاً متأثر از گفتمان صوفیانه است؛ به گونه ای که ویژگی های اندیشه ی تصوّف در مباحث مختلفی که نویسنده به آن ها اشاره می کند آشکار است. تأثیرپذیری از مقولات صوفیانه حتی باعث برخی تحریفات در روایت واقعه ی کربلا در این کتاب شده است.
یکی از موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی ایران عصر ناصری، که تابه حال چندان مورد توجه قرار نگرفته است، نقش و جایگاه طب عامیانه در نظام درمانی می باشد. نظام طب و درمان در این دوره به نوعی آمیخته با تقدیرگرایی و در شرایط فقدان و کمبود هر نوع خدمات طبی دولتی و نیز کم توجهی خود مردم نسبت به امور بهداشتی بود. در چنین شرایطی، باورهای عامیانه در ارائه نوع خدمت درمانگران مختلف در شاکله سه گروه عمده حکیمان و دلاکان، گروه های مرتبط با اوراد و ادعیه خوانان و نیز زنان و پیرزنان، تأثیرگذار بود. منابع اطلاعاتی این درمانگران، اغلب برگرفته از دانش پیشینیان در قالب طب سنتی و طب عامیانه ی مرسوم بود که مورد اخیر در ارائه راه های شناخت بیماری و شیوه های درمانی، نقشی مهم بر عهده داشت. طب دوره ناصری به جهتی دیگر نیز مطمح نظر می باشد و آن ورود طب نوین فرنگی با راه کارهای جدید درمانی بود که این موضوع مخالفت هایی را به دنبال داشت. تدریس طب جدید در دارالفنون نقطه عطفی در تاریخ طب ایران بود، اما این امر از سطح گرایش مردم نسبت به طب عامیانه نکاست؛ بلکه در پایان این دوره، پزشکی نوین هم ردیف با طب عامیانه در کنار هم به کار گرفته می شدند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی علل تأثیرگذار در گرایش مردم به طب عامیانه و تداوم آن در دوره ناصری علیرغم ورود طب نوین فرنگی خواهد پرداخت.
رمانتیسیسم از پیچیده ترین و گسترده ترین مکتب های ادبی جهان است که به عنوان پدیده ای انقلابی، در اواخر قرن هجدهم در برابر سنت نئوکلاسیسیسم برآمد. تا به حال تعریف روشن و دقیقی از مکتب رمانتیک به دلیل ماهیت متضاد آن ارائه نشده است. این مکتب در زمانه ا ی طوفانی ظهور کرد که تحولات مهمّ علمی، اجتماعی و سیاسی تمام اروپا را فراگرفته بود. تحولاتی همچون: انقلاب امریکا، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب صنعتی انگلیس، افول جامعه ی فئودالی، جایگزینی طبقه ی متوسط در اروپا و به وجود آمدن مکتب های فکری جدید.
جنبش رمانتیسیسم، نخست در آلمان آغاز شد و سپس در دیگر نقاط اروپا از جمله: انگلیس، فرانسه، روسیه و اسپانیا رسوخ یافت. از میان شاعران رمانتیک انگلیس می توان به وردزورث، کالریج، بلیک، شلی و کیتس اشاره کرد.
در ایران نیز از عهد مشروطه رمانتیسیسم به عنوان رویکردی فکری در ادبیات فارسی مطرح شد. نیما را می توان سرشاخه ی رمانتیسیسم ایران دانست که خود به سرعت از آن فاصله گرفت و فریدون تولّلی پرچم داری این جریان را به نام خود رقم زد. سهراب سپهری امّا، یکی از چهره های شاخص رمانتیسیسم در ایران است. البتّه رمانتیسیسم شعر او با هر دو جریان رمانتیک فردی و اجتماعی آن عصر متفاوت است و همانندی بیش تری با شاعران رمانتیک انگلیس به ویژه بلیک دارد.
این مقاله به بررسی مؤلفه های شاخص رمانتیسیسم هم چون طبیعت، تخیّل، توجّه به احساسات و عواطف، فردگرایی، اندوه و انزوا، آرمان گرایی، کودکی، عشق و مذهب در شعر سهراب سپهری، شاعر معاصر ایران و ویلیام بلیک، شاعر انگلیسی اواخر قرن هجدهم و نیمه ی اول قرن نوزدهم می پردازد.
شعر معاصر، توجّه به مسائل اجتماعی را سرلوحه مضامین خویش قرار داده و شاعرانی را به تاریخ معرفی کرده است که در راستای تصویر مفاهیم اجتماعی و حلّ مشکلات جامعه کوشیده اند. بدر شاکر سیّاب شاعر معاصر عراقی و قیصر امین پور شاعر معاصر ایرانی ازجمله ادیبانی هستند که تعهّد به مسائل اجتماعی، بخش بزرگی از دغدغه های ذهنی آن ها بوده و آثار شعری فراوانی در این موضوع از خود برجای گذاشته اند. انعکاس ظلم و فساد جامعه، دعوت به صلح، آزادی و تشویق به مبارزه و جهاد از برجسته ترین مضامین اجتماعی این دو شاعر است. در این پژوهش سعی کرده ایم با محوریت این چهار مضمون در شعر این دو شاعر، به بررسی و کشف مصادیق همنوایی و تبیین تفاوت های نگاه آن ها -که متعلق به دو محیط جغرافیایی و فرهنگی متفاوت اند- بپردازیم، تا معلوم شود چگونه اندیشه ای اجتماعی در نقطه ای از جهان ظهور یافته و در نقطه ای دیگر همان اندیشه به گونه ای دیگر مجال بروز می یابد.
این پژوهش به بررسی تأثیر عوامل مختلف خانوادگی و گروه همسالان بر خشونت دانش آموزان پرداخته است که در آن از تئوری های مختلف روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی استفاده شده است. پژوهش به صورت پیمایشی و به کمک ابزار پرسشنامه، روی 625 نفر از دانش آموزان دبیرستان های پسرانه شهر تهران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و سیستماتیک اجرا شده است. نتایج یافته های تحقیق نشان داده است که متغیرهای بدرفتاری والدین با فرزندان، تضاد والدین با یکدیگر، عدم نظارت والدین بر رفتار فرزندان، عدم دلبستگی والدین به فرزندان، پایین بودن پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین و داشتن دوستان بزهکار با خشونت دانش آموزان رابطه مستقیم و معناداری داشته اند. تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز نشان داده است که متغیرهای میزان بدرفتاری والدین با فرزندان، داشتن همسالان بزهکار، عدم نظارت والدین بر فرزندان و پایین بودن پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین بر خشونت دانش آموزان تأثیر مثبتی داشته اند که قوی ترین پیش بینی کننده، متغیر داشتن دوستان بزهکار با ضریب بتای 475/0 و ضعیف ترین آنها پایین بودن پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین با ضریب بتای 093/0 بوده است. همچنین، نتایج تحلیل مسیر نشان داده است که متغیرهای میزان بدرفتاری والدین با فرزندان، داشتن همسالان بزهکار و عدم نظارت والدین بر فرزندان به صورت مستقیم، تأثیر مثبت و معنی داری بر افزایش خشونت جوانان دانش آموز داشته است. متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین و عدم دلبستگی به والدین نیز به صورت غیر مستقیم از طریق متغیرهای میانی بر خشونت جوانان مؤثر بوده است.
این مقاله تأثیر عوامل اجتماعی بر ایجاد فاصله ی اجتماعی و تأثیر آن ها با واسطه ی فاصله ی اجتماعی و بدون واسطه بر ایجاد ترس از جرم و نابهنجاری اجتماعی را بین دو قوم کرد (اکثریت) و لک (اقلیت) در شهر کرمانشاه بررسی می کند. چارچوب نظری مقاله بر نظریه های کنترل اجتماعی هیرشی، روابط جماعتی فردیناند تونیس، فاصله ی اجتماعی پارک و بی سازمانی اجتماعی استوار است. روش این مقاله توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. به این منظور تعداد 367نفر از شهروندان کرد و لک 20 سال به بالای ساکن شهر کرمانشاه مورد مصاحبه و پرسش قرار گرفتند. برای استخراج داده های به دست آمده از نرم افزار SPSS و از آمارهای توصیفی و استنباطی برای توصیف و تحلیل نتایج استفاده شد.
نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد متغیرهای میزان تعلق به محله (25/0- =r)، ترس از جرم (34/0=r)، احساس ناامنی (24/0=r) و باورهای دینی (37/0-=r) با فاصله ی اجتماعی رابطه ی معنادار و مستقیمی دارند. بین احساس تعلق به محله(33/0- =r)، احساس ترس از ناامنی (27/0=r) و باورهای دینی(44/0-=r) با ترس از جرم در جامعه رابطه ی معنادار غیرمستقیم وجود دارد.
نتایج تحلیل مسی ر نشان می ده د باورهای دینی با ضریب مسیر ()، احساس ناامنی () و احساس تعلق به محله () به صورت مستقیم بر روی متغیر فاصله ی اجتماعی و باورهای دینی ()، احساس ناامنی () و احساس تعلق به محله () هرکدام به صورت مستقیم و غیرمستقیم با واسطه ی فاصله اجتماعی بر روی ترس از جرم تأثیر دارند. نتایج کلی عبارت است از اینکه هرچه فاصله ی اجتماعی ساکنان یک محله بیش تر باشد، ناهنجاری های بیشتری را تجربه می کنند و فاصله ی کلی اجتماعی در یک محله رابطه ای معنا داری با ترس از جرم و ناهنجاری دارد.
پایداری اجتماعی به عنوان یکی از کلیدی ترین موارد مطرح در برنامه ریزی شهری بویژه در برنامه ریزی مجتمع های مسکونی است. پایداری اجتماعی به چگونگی ارتباط میان افراد، جامعه و جوامع توجه داشته است. پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی، وضعیتی است که ساکنان از زندگی در خانه و مجتمع خود رضایت داشته باشند. در مفهوم پایداری اجتماعی نیازهای اساسی و برابری به عنوان ارکان اساسی پایداری اجتماعی شناخته می شوند؛ به عبارت دیگر پایداری اجتماعی، بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند. هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش اصول پایدار اجتماعی و ارزیابی میزان رضایت ساکنان در مجتمع های مسکونی در مجتمع مسکونی آ. اس. پ تهران است. این پژوهش دارای هدف کاربردی است و به صورت توصیفی- تحلیلی انجام شده است. روش جمع آوری اطلاعات نیز بر اساس مطالعات اسنادی و پیمایشی(پرسشنامه، مصاحبه) بوده است. جامعه ی آماری پژوهش را ساکنان محدوده ی مورد مطالعه تشکیل می دهند که بر اساس فرمول کوکران 186 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شده و شیوه ی نمونه گیری افراد مورد مطالعه، استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای است. از روش دلفی برای تعیین وزن هر یک از شاخص های پایداری اجتماعی و مدل تحلیل شبکه (ANP) برای تجزیه و تحلیل استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که شاخص های حفاطت در مقابل جرم و جنایت (0.103)، عدالت اجتماعی (0.0963) و رضایت از کیفیت دسترسی به خدمات (0.0906) به ترتیب بیشترین وزن و سهم را در تحقق پایداری اجتماعی دارند و شاخص های مشارکت و کیفیت محیطی در وضعیت ناپایدار قرار داشتند.
افسانة مشهور مرگ یزدگرد یکم (399-420 م) آشکارا ساخته و پرداخته بزرگان و موبدان زردشتیِ دوره ساسانیان بود که با ترجمة خدای نامه و با کمک تاریخ نویسان عرب و ایرانی روزگار اسلامی بر آن آگاهی یافتند. طبق اجزای داستان مزبور مردم مرگ یزدگرد را خواست خداوند و اسب را فرشتة خداوند برای کشتن یزدگرد و برای رهانیدن آن ها از بیدادگری های وی دانستند. پرسش این است که چرا در دوره ساسانیان چنین داستانی درباره مرگ یزدگرد یکم ساخته شده و کارکرد آن چه بوده است؟ تاکنون پژوهندگان تاریخ ساسانیان ناخشنودی موبدان و بزرگان زردشتی از سیاست های بردباری دینی یزدگرد یکم با مسیحیان و یهودیان را سبب قتل و برساختن داستان مرگ او دانسته اند. در این پژوهش نشان خواهیم داد که یزدگرد یکم بر اثر بیماری مرده است و سپس بزرگان و موبدان کینه جو، در کوشش برای نابودی یاد یزدگرد، مرگ او را در چهارچوب افسانه و هم چون پادافرهی ایزدی و شایسته پادشاهی بزه گر بازگو کرده اند.
با هجوم ژرمن ها به امپراتوری روم غربی و سقوط آن، اقتصاد پولی مبادله ای و زندگی شهرنشینی به نازل ترین حد خود رسید. اقتصاد و تولید در جامعة غربی بر تولید کشاورزی و مبادلة تهاتری استوار و روستاها به جای شهرها مرکز اصلی حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شدند؛ اما از قرن دوازدهم مجدداً شهرها قدرت گرفتند. در این مقاله، با تکیه بر منابع و به روش تاریخی، سعی می کنیم تصویری از ظهور دوبارة شهرها در اروپای قرون وسطی ارائه دهیم. از قرن دوازدهم بر اثر تحولات تکنیکی، افزایش تولید و بهبود تغذیه جمعیتی مازاد بر نیاز بخش کشاورزی روانة شهرها و جذب در تولید پیشه وری و خدماتی شد. شهرها در اواخر قرون وسطی، در پی استقلال خواهی و جلب حمایت پادشاهان، ستیزه با نظام فئودالیسم را آغاز کردند.
اعتیاد به مواد مخدر یکی از دغدغه های جامعة ایرانی طی تاریخ آن محسوب می شود. پیدایش بعضی از انواع مواد مخدر و اشکالی از اعتیاد در ایران به قرون میانة تاریخ کشورمان بازمی گردد. پژوهش پیش رو به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که مصرف مواد مخدر در قرون میانة تاریخ ایران چه وضعیتی داشته است؟ یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که انواع مواد مخدر و در رأس آن تریاک و حشیش در آن دوران با کارکردهای درمانی، تفننی تفریحی، تسکین بخشی و نیز سیاسی انتقامی رواج داشت. نگرش عمومی به مواد مخدر به علت عوارض و پیامدهای نامطلوب آن در حوزه های فردی و اجتماعی منفی بود. هم چنین حکومت ها در قبال مسئلة اعتیاد، غالباً به دلایلی چون مشغله های سیاسی نظامی یا علقه های شخصی به مواد مخدر، سیاست بازدارنده ای در پیش نمی گرفتند و صرفاً دربارة سربداران و به طور گذرا از سیاست ممنوعیت استعمال مواد مخدر در این دوران اطلاعاتی در دست است.
عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی گوناگونی تحت تأثیر شهرنشینی، سبک زندگی افراد را تغییر داده است. سبک زندگی در نحوه ی گذران اوقات فراغت، پوشاک، تغذیه، مدیریت بدن، سبک معماری و چیدمان داخلی منازل جلوه گر می شود. این پژوهش با هدف بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر سبک زندگی ساکنان روستاهای تبدیل شده به شهر در شهرستانهای خواف و رُشتخوار در استان خراسان رضوی انجام شده است. مبانی نظری پژوهش بر مبنای نظریات ابن خلدون، وبر، وبلن، زیمل، بوردیو، گیدنز و چِنی تدوین شده است. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ی محقق ساخته است. نتایج نشان می دهد بین مشارکت اجتماعی، سازمان های سیاسی و اداری، شبکه ی راهها و وسایل ارتباطی، روحیه ی فردگرایی، هویت طبقاتی و روابط غیرمستقیم و ثانویه به عنوان عوامل اجتماعی، امکانات فرهنگی و آموزشی، مصرف رسانه ای و سرمایه ی فرهنگی به عنوان عوامل فرهنگی، مصرف گرایی، ایجاد مراکز خرید، تمایل به منافع سوداگرانه، کمرنگ شدن حمایت های مشترک و سطح رفاه اقتصادی به عنوان عوامل اقتصادی و سبک زندگی افراد ارتباط معناداری وجود دارد.
مقاله پیش رو با حرکت از مفهوم «تمایز بوردیو» به شناسایی سبک های زندگی در تهران می پردازد. در این راستا، سؤال محوری: «سبک های زندگی در تهران از چه روندی پیروی می کنند: تمایز یا یکدستی؟» شکل گرفته است. در سنجش این امر، صور مادی و غیرمادی فرهنگ در نظر گرفته شده است. صور مادی، مواردی چون مصرف خوراک، پوشاک، خانه و صور غیرمادی مواردی چون تعاملات اجتماعی، هنر، ادبیات، موسیقی، شعرا و نویسندگان را در بر می گیرد. روش تحقیق، کمی و ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخت بود که در میان 300 پاسخ گوی ناهمگون از نظرِ؛ سن، جنس، میزان تحصیلات، شغل، محل سکونت و میزان درآمد، در سطح شهر تهران تکمیل شد. در این پژوهش از آمارهای توصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که علی رغم ناهمگونی پاسخ گویان، وجه یکدستی بر وجه تمایز در سبک های زندگی در شهر تهران، غالب است.
با تداوم موفقیت کشورهای شرق آسیا در دهه 70 میلادی و نیز کشورهای جنوب شرق آسیا در دهه 80 میلادی، الگوی رشد صادرات در مقایسه با سیاست های واردات بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. این مقاله، برخی نظریه های رشد و تجارت در زمینه اقتصاد در حال توسعه در قرن 18 تا 20 میلادی را مورد بررسی قرار خواهد داد.
داشتن تورمی پایین و رشد اقتصادی پایدار، هدف نخست سیاستگذاران اقتصادی است که برای رسیدن به این هدف طلایی، پیش بینی قابل اطمینان از متغیرهای کلان اقتصادی نقش مهمی ایفا می کند. در این مطالعه سعی شده است تا عملکرد مدل های خودرگرسیون برداری بیزی با اطلاعات (Priors) متفاوت برای پیش بینی متغیرهای کلان در اقتصاد ایران ارزیابی شود. ویژگی منحصر به فرد این مقاله استفاده از الگوریتم گیبس برای تخمین مدل BVAR و مقایسه آن با دو مدل BVAR شبه بیزی است که در آنها از اطلاعات نرمال ویشارد ( (Normal Wishardومینستا Minnesota )) استفاده شده است، جهت ارزیابی دقت پیش بینی متغیرهای کلان اقتصادی است. در این مطالعه مقایسه دو مدل BVAR شبه بیزی فوق و BVAR با الگوریتم گیبس با توزیع پیشین یکسان مینستا نشان می دهد که مقدار MSFE در پیش بینی متغیر های اقتصادی برای 4 دوره در مدل BVAR با الگوریتم گیبس کمتر بوده و این مدل در کل عملکرد بهتری در پیش بینی متغیرهای کلان اقتصادی فوق نسبت به مدل های شبه بیزی دارد.
در میان عوامل موثر بر رشد اقتصادی (مانند میزان انباشت سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، درجه باز بودن اقتصاد و...) در سال های اخیر، نقش واسطه های مالی در بهبود رشد اقتصادی پررنگ تر شده است. با توجه به اهمّیّت موضوع، در این مطالعه رابطه بین ساختار مالی و توسعه مالی به عنوان شاخص های توسعه نظام مالی بر روی رشد اقتصادی در کشورهای منتخب اسلامی طی دوره 1989 تا 2011 با استفاده از روش حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده (FMOLS) مورد بررسی قرارگرفته است. نتایج بر مثبت و معنادار شدن اثر هر دو متغیر ساختار مالی و توسعه مالی به عنوان شاخص های توسعه نظام مالی بر رشد اقتصادی دلالت می کند. یافته ها نیز مؤید این است که نظام مالی مبتنی بر بازار اثر قوی تری بر رشد اقتصادی دارد. همچنین، نتایج نشان می دهد که در کوتاه مدت رابطه علّی یک طرفه از متغیرهای توسعه نظام مالی به رشد اقتصادی و در بلندمدت رابطه دوطرفه وجود داردکه فرضیه مرحله توسعه یافتگی پاتریک را تأیید می نماید.
شکل گیری انقلاب صنعتی در قرن هفدهم در اروپا همزمان با حاکمیت سلسله صفوی در ایران است. ایران در بره های از آ نزمان به رشد و شکوفایی اقتصادی، ه متراز با جوامع قدرتمند زمان خود دست م ییابد. اما این توازن قدرت دوام نم ییابد، شرایط اقتصادی ایران رو به زوال م یرود و با شروع تکوین سرمای هداری در اروپا عدم توازن میان ایران و غرب تشدید م یگردد. در این پژوهش دلایل فراز و فرود عملکرد اقتصادی عصر صفوی و علل عدم تحول ساختاری در اقتصاد ایران تحت سطوح تحلیل نهادی بررسی م یشود. برای این منظور از رهیافت نهادگرا با تاکید بر مباحث نورث پیرامون نظم دسترسی آزاد و محدود استفاده م یشود. نتایج پژوهش بر این اساس است که در عصر صفوی فقدان قانون، قدرت مطلقه پادشاه خودکامه و ضعف نهادهای مدنی امکان دسترسی آزاد به بازارهای سیاسی و اقتصادی را نداده و مانع ازپیشرفت تکنولوژیک و فنی بوده است. همچنین عدم امنیت جان و مال صنعتگران و پیش هوران و هزین ههای معاملاتی بالا مانع از رشد سرمای هگذاری و تولید خلاق کالاهای جدید شده است. در حالی که در اروپا به تدریج زمین ههای مناسب برای حاکمیت قانون و دسترسی آزاد به بازارهای سیاسی و اقتصادی فراهم شده و به تبع شک لگیری نهادهای حام یبازار، انگیزه سرمای هگذاری و تولید صنعتی افزایش یافته است.