ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۵۳۳٬۶۳۳ مورد.
۱۶۸۱.

ارزیابی آسیب پذیری اجتماعی و ساختاری سکونتگاه های انسانی در معرض خطر سیل، مطالعه موردی: (بازه رودخانه به طول شش کیلومتر حد واسط سد امیرکبیر و شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۲۶
مقدمه رودخانه ها به عنوان عناصر حیاتی و پویای اکوسیستم های طبیعی، از دیرباز نقش محوری در شکل گیری تمدن ها و توسعه زیست محیطی ایفا کرده اند. این عناصر طبیعی نه تنها منبع مهمی برای تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعت هستند، بلکه در شکل گیری سکونتگاه های انسانی، ایجاد بسترهای حمل ونقل طبیعی و حفظ تعادل زیست بوم ها نیز نقشی اساسی دارند. با این حال، ویژگی دینامیک و گاه غیرقابل پیش بینی رفتار رودخانه ها، به ویژه در مناطق کوهستانی یا مناطقی با بارش های شدید، همواره زمینه ساز وقوع خطراتی همچون سیلاب بوده است. پدیده سیلاب، که به عنوان یکی از بلایای رایج و مخرب طبیعی شناخته می شود، سالانه خسار ت های مالی و جانی گسترده ای در سراسر جهان به جا می گذارد. در شرایط اقلیمی فعلی که با تغییرات قابل توجهی در الگوهای بارندگی و شدت جریان ها همراه است، ریسک سیلاب ها نیز به طور چشمگیری افزایش یافته است. این افزایش ریسک، به ویژه در مناطقی که از نظر تراکم جمعیتی، توسعه نامتوازن شهری، فقدان زیرساخت های مناسب و عدم مدیریت اصولی منابع آب در شرایط بحرانی هستند، می تواند به بروز بحران های جدی و گسترده منجر شود. در این میان، نواحی واقع در پایین دست سدها، که از یک سو تحت تأثیر تغییرات مصنوعی در رژیم جریان و از سوی دیگر، در معرض رشد نامنظم سکونتگاه های انسانی هستند، با خطراتی مضاعف مواجه اند. مطالعه حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی میزان آسیب پذیری جوامع انسانی نسبت به خطر وقوع سیلاب، در بازه ای شش کیلومتری از رودخانه کرج واقع در پایین دست سد امیرکبیر (در استان البرز و محدوده شهری کرج) طراحی و اجرا شده است. این منطقه، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، شیب زیاد، تمرکز بالای جمعیت، و نیز تخلیه منظم و گاه پیش بینی نشده آب از سد، مستعد وقوع سیلاب های شدید و ناگهانی است. ساخت وسازهای غیرمجاز، اشغال غیرقانونی بستر و حریم رودخانه، و نبود سیستم های هشدار سریع از دیگر عواملی هستند که بر شدت آسیب پذیری منطقه افزوده اند. مواد و روش ها برای دستیابی به تحلیل دقیق و چندجانبه از وضعیت آسیب پذیری در محدوده مورد نظر، این پژوهش از ترکیبی از روش های کمی و کیفی بهره گرفته است. در گام نخست، با استفاده از داده های تاریخی ثبت شده از دبی های حداکثر لحظه ای رودخانه، تحلیل های آماری مربوط به فراوانی سیلاب انجام شد. ابزار اصلی این مرحله، نرم افزار SMADA بود که با تحلیل سری های زمانی و محاسبه پارامترهای توزیع آماری، جریان های با احتمال وقوع های متفاوت (از جمله دوره بازگشت صد ساله) را مدل سازی کرد. این اطلاعات پایه ای برای سنجش میزان خطرپذیری منطقه و انتخاب شرایط طراحی در مراحل بعدی بود. در مرحله دوم، مدل سازی هیدرولیکی رودخانه با بهره گیری از نرم افزار HEC-RAS صورت گرفت. این نرم افزار از پرکاربردترین ابزارهای شبیه سازی جریان های سطحی و رودخانه ای به شمار می رود که توانایی مدل سازی دوبعدی جریان های سیلابی را دارد. ورودی های این مدل شامل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، مقاطع عرضی رودخانه، اطلاعات هیدرولوژیکی دبی و داده های شرایط مرزی بودند. با استفاده از این داده ها، نقشه های پهنه بندی خطر سیلاب برای سناریوهای مختلف تولید شد. این نقشه ها به روشنی نواحی در معرض خطر را تفکیک کرده و مبنایی برای تحلیل مکانی سکونتگاه ها فراهم کردند. پس از تهیه نقشه های خطر، شناسایی و تحلیل سکونتگاه های انسانی در محدوده انجام گرفت. در مجموع، ۵۸۸ واحد مسکونی در حریم مورد مطالعه قرار داشت که از این تعداد، ۷۲ واحد مستقیم در معرض خطر قرار داشتند. این واحدها به لحاظ موقعیت مکانی، نوع ساخت، وضعیت بهره برداری و ویژگی های جمعیتی بررسی شدند و به عنوان نمونه های حساس تر مورد تحلیل عمیق تر قرار گرفتند. برای تکمیل ارزیابی، به تحلیل آسیب پذیری اجتماعی و کالبدی منطقه پرداخته شد. در این راستا، داده های ثانویه ای از منابع آماری، گزارش های نهادهای مسئول (نظیر سازمان مدیریت بحران، شهرداری و آب منطقه ای)، و نقشه های رسمی شهری گردآوری شد. به علاوه، داده های میدانی با استفاده از پرسشنامه های ساختارمند از ۱۳۶ خانوار ساکن در منطقه و نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۶ کارشناس و ۴ متخصص حوزه های مرتبط جمع آوری شد. تحلیل داده ها با رویکردهای آماری و مکانی انجام شده و شاخص هایی برای آسیب پذیری اجتماعی و کالبدی تعریف و محاسبه شد. یافته ها نتایج تحلیل ها نشان داد آسیب پذیری اجتماعی در منطقه مورد مطالعه از شدت و تنوع بالایی برخوردار است. به طور دقیق تر، ۹ درصد از جمعیت منطقه در محدوده دارای آسیب پذیری اجتماعی «خیلی زیاد»، ۲۵ درصد «زیاد»، ۴۴ درصد «متوسط» و ۲۲ درصد «کم» قرار گرفتند. این سطوح آسیب پذیری، بر مبنای عواملی همچون سطح سواد، درآمد، تعداد اعضای خانوار، سابقه مواجهه با سیلاب، میزان مشارکت اجتماعی و آگاهی از خطرات سنجیده شد. نتایج حاکی از آن بود که بسیاری از ساکنان منطقه نسبت به خطرات سیلاب آگاهی کافی نداشته و از برنامه های پیشگیرانه نیز اطلاع چندانی ندارند. از منظر کالبدی، نتایج تحلیل حساسیت فیزیکی ساختمان ها نسبت به سیلاب نشان داد ۴۴ درصد ساختمان ها در طبقه «کم»، ۳۳ درصد در طبقه «متوسط»، ۱۸ درصد در طبقه «زیاد» و ۴ درصد در طبقه «خیلی زیاد» قرار دارند. معیارهای سنجش در این بخش شامل نوع مصالح ساختمانی، ارتفاع بنا از سطح زمین، سن سازه، نحوه ساخت، و مقاومت در برابر رطوبت و جریان سیلاب بود. درخور یادآوری است که بخش عمده ای از واحدهای با حساسیت بالا در نزدیکی ترین فاصله از بستر رودخانه واقع شده اند که همین امر، خطر را دوچندان می کند. نتیجه گیری ترکیب یافته های اجتماعی و کالبدی این پژوهش نشان می دهد منطقه مورد مطالعه در معرض چالشی جدی و چندبعدی از نظر خطر سیلاب قرار دارد. ضعف زیرساخت های ایمنی، ناآگاهی عمومی، ساخت وسازهای غیراصولی، و نبود برنامه ریزی جامع برای مدیریت حریم رودخانه از مهم ترین عوامل تشدیدکننده آسیب پذیری در این منطقه هستند. بر این اساس، ضرورت مداخله فوری و چندجانبه برای کاهش ریسک، اجتناب ناپذیر است. در این راستا، پیشنهاد می شود اقدامات زیر در اولویت قرار گیرند: 1. تهیه و به روزرسانی نقشه های خطر سیلاب بر مبنای مدل های هیدرولوژیکی دقیق؛ 2. محدودسازی و مدیریت ساخت وساز در نواحی پرخطر از طریق وضع قوانین بازدارنده؛ 3. توسعه زیرساخت های ایمن سازی و زهکشی برای کنترل و هدایت روان آب ها؛ 4. ارتقای آگاهی عمومی و آموزش همگانی در حوزه مدیریت بحران و رفتارهای ایمن؛ 5. توانمندسازی جوامع محلی برای افزایش تاب آوری اجتماعی در برابر بحران های طبیعی؛ 6. استفاده از فناوری های هشدار سریع و سامانه های اطلاع رسانی اضطراری در سطح محلی. در مجموع، یافته های این پژوهش با ارائه چارچوبی تحلیلی و کاربردی، می توانند به عنوان الگویی برای ارزیابی آسیب پذیری در سایر نواحی کشور نیز مورد استفاده قرار گیرند. ادغام روش های مدل سازی عددی با تحلیل های اجتماعی و مشارکت مردمی، می تواند راهگشای تدوین سیاست هایی جامع تر و کارآمدتر برای مدیریت و کاهش خطرات سیلاب در سطح ملی باشد.
۱۶۸۲.

نهادهای بین المللی مؤثر بر روند دولت - ملت سازی در افغانستان 2022-2001(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۷
این تحقیق به بررسی تأثیر نهادهای بینالمللی بر فرآیند دولت ملتسازی در افغانستان از سال 2022 2001 میپردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که نهادهای بینالمللی چگونه بر روند دولت ملتسازی در افغانستان تأثیر گذاشتهاند. فرضیه تحقیق این است که نهادهای بینالمللی در روند دولت ملتسازی در افغانستان نقش سازنده و ایجاد کننده داشتهاست. این تحقیق با روش تحلیلی توصیفی انجام گردیده و ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش به صورت کتابخانهای با مراجعه به کتابها، مقالهها، پایاننامهها و مصاحبهها انجام شده است. چارچوب مفهومی این پژوهش از تجمیع مفاهیم همچون نوسازی، چرخش نخبگان و دولت شکننده شکل گرفتهاست. یافتههای تحقیق نشان میدهد پس از سقوط طالبان اول و آغاز مداخله نظامی و کمک بینالمللی سازمان ملل متحد، ناتو، بانک جهانی وصندوق بین المللی پول، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا در راستای ایجاد دولت ملتسازی، انسجام نخبگان، ایجاد و تدوین قوانین، تشکیل و رشد نهادهای جدید (احزاب سیاسی)، ایجاد زیرساختها، ظرفیتسازی، آموزش نیروهای امنیتی، تأمین امنیت، توسعه و نوسازی، تأمین حقوق بشر و حقوق شهروندی در دولت شکننده افغانستان داشته است.چالش اساسی نهادهای بینالمللی در فرآیند دولت ملتسازی در افغانستان مسئله جامعه چندپارگی، جامعه قبیلهای و موزییکی افغانستان در فرآیند دولت ملتسازی بودهاست. هدف این مقاله تحلیل تأثیرات این نهادها بر روند شکلگیری دولت ملت در افغانستان، با توجه به چالشهای فرهنگی، قومی و امنیتی کشور افغانستان است. واژگان کلیدی: نهادهای بینالمللی، دولت، ملت، دولت ملتسازی، افغانستان. واژگان کلیدی: نهادهای بینالمللی، دولت، ملت، دولت ملتسازی، افغانستان.
۱۶۸۴.

ارزیابی قابلیت های ژئوتوریستی شهرستان نیر با استفاده از مدل های کوبالیکوا، فیولت و زروس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۵
زمینه و هدف: ژئوتوریسم، گردشگری مبتنی بر عوارض زمین شناسی است. با گذشت زمان، به عنوان نوعی متفاوت از گردشگری توصیف شده است که جهت گیری زمین شناسی یا جغرافیایی دارد. در حالی که دیدگاه اولیه بر این فرض استوار بود که ژئوتوریسم نوعی از گردشگری است که شبیه به اکوتوریسم می باشد، هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیت های ژئوتوریستی شهرستان نیر با استفاده از مدل های کوبالیکوا، فیولت و زروس است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای میباشد. در این پژوهش از سه مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا، فیولت و زروس استفاده شده است. این پژوهش در تابستان سال 1403 انجام شد. جامعه آماری گردشگران و کارشناسان صنعت گردشگری بود. مدل های مذکور دارای شاخص های متعددی بوده که علاوه بر جنبه های زمین شناسی- ژئومورفولوژی، فاکتورهای دیگری مانند آثار فرهنگی- تاریخی، دسترسی ها، مدیریت و آسیب پذیری را نیز مورد توجه قرار می دهند. یافته ها و نتایج: نتایج حاصله از ارزیابی مدل ژئوتوریستی کوبالیکوا نشان داد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار با کسب حداکثر امتیاز با مقدار عددی 10 از مطلوب ترین نقاط در شهرستان نیر است که قابلیت زیادی جهت جذب توریسم دارد. در رتبه های بعدی محور صائین و سقزچی قرار دارند. نتایج مدل فیولت نیز نشان داد که از نظر نرخ مدیریتی و نرخ گردشگری منطقه بولاغلار با کسب امتیاز 2.5 بیشترین توانمندی ژئوتوریستی را دارد.نتایج مدل زروس نیز نشان داد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار با امتیاز 79 رتبه اول قرار دارد و در رتبه های بعدی به ترتیب محور صائین و سقزچی با امتیازات 72 و 52 قرار دارند. ارزیابی محورهای ژئوتوریستی با استفاده از مدل های مذکور نشان داد که منطقه بولاغلار به دلایل متعدد از توان های ژئوتوریستی بالاتری برخوردار می باشد. در این زمینه می توان به تنوع ژئومورفولوژیکی (ژئودایورسیتی)، وجود چشمه های آبگرم متعدد، طبیعت زیبا و سرسبز، مجاورت با رودخانه نیرچای و بالیخلوچای، نزدیکی به شهر نیر، دسترسی راحت تر، وجود آثار فرهنگی- تاریخی، نمایش سنت های محلی به واسطه برگزاری جشنواره های متعدد، دسترسی مطلوب به دامنه های سبلان و موارد مشابه اشاره نمود. بنابراین نتیجه گیری می گردد که منطقه ژئوتوریستی بولاغلار توانمندی مناسبی جهت جذب گردشگر در سطح شهرستان نیر دارا است. این در حالی است که نگاه چندبعدی به صنعت ژئوتوریسم با رویکرد حفاظتی در کنار توسعه زیرساخت ها و امکانات زیربنایی می تواند باعث توسعه چشمگیر صنعت گردشگری و دگرگون شدن اقتصاد منطقه شود. در نهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی از هوش مصنوعی جهت ارزیابی مناطق مورد مطالعه استفاده گردد.
۱۶۸۵.

تأثیر احتمالی جامعه دوره ناصری بر تحوّل شبیه زینب در نسخ تعزیه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۸۳
چگونگی دگرگونی شبیه زینب در نسخِ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، تحت تاثیرِ شرایط اجتماعی و فرهنگی آن زمان،هدف اصلی این مقاله است. بهره گیری از دست مایه های فرهنگیِ دوره ناصری در نسخ دست نوشتِ زمانه ناصری، سبب افزایش داستانک ها و بیان گر رشد شبیه زینب و عبور شبیه یادشده از ایستایی تمثیل وار به نمونه ای حقیقی از زنان جامعه خویش است. کارایی گوناگونِ شبیه زینب در لحظه های بحرانی و غم بار، چگونگی تاثیرپذیری احتمالی شبیه زینب را از اجتماع و فرهنگ دوره ناصری آشکار می کند. سندها و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه به جا مانده از آن زمان، منابعی با اعتبار در کشف چگونگی بازتاب شرایط یادشده و تحوّلِ شبیه زینب است. پرسش اصلی این مقاله به چگونگی روند تحوّل شبیه زینب از زنی خرافی به زنی مبارز، متناسب با رخ دادهای اجتماعی و فرهنگی و هم چنین فرضیه اصلی به تاثیر قراردادهای اجتماعی و فرهنگی بر گوناگونی و پویایی کاراییِ شبیه زینب بر اساس ویژگی های درون و برون متنی در تعزیه نامه های دوره ناصری می پردازد. منظور از ویژگی های درون و برون متنی، شرایط جامعه و فرهنگ دوره ناصری است. یافته های این مقاله به روشِ تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، واکاوی خواهد گردید. گستره زمانی پژوهش به دوره ناصری «ناصرالدین شاه قاجار» و گستره مکانی، مربوط به نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه تکیه دولت «تهران» است.
۱۶۸۶.

تحلیل آینده نگرانه حکمرانی خدمات بیمارستانی نظامی در ایران: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: شبکه بیمارستان های نظامی مأموریت چندگانه و راهبردی همچون پشتیبانی از مأموریت نیروهای نظامی در راستای تأمین امنیت ملی را بر عهده دارند. هدف تحقیق حاضر، تحلیل آینده نگرانه حکمرانی خدمات بیمارستانی نظامی در ایران بوده است. روش ها: در این پژوهش کیفی، 17 شرکت کننده در تخصص های مختلف به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه ها تا زمان رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل موضوعی شش گامی براون و کلارک با رویکرد استقرایی بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج در قالب دو مضمون اصلی چالش ها (فقدان تفکر سیستمی، عدم پایش منظم سلامت کارکنان، توسعه غیرمنسجم بیمارستان ها، داشتن نگاه تجاری به بیمارستان ها، زنجیره تأمین ناپایدار بیمارستان ها در شرایط بحرانی) و راهکارها (تشکیل شبکه خدمات یکپارچه سلامت نظامی ایران، خرید مراقبت های بهداشتی اولیه، اصلاح ساختار بیمه سلامت نیروهای مسلح، تعیین شاخص های اختصاصی برای ارزشیابی بیمارستان ها، استفاده از خدمات درمانی و آموزشی مراکز غیرنظامی) دسته بندی شد. نتیجه گیری : توجه به چالش های شناسایی شده و اجرای راهکارهای پیشنهادشده، می تواند بیمارستان های نظامی را برای اجرای مأموریت های خطیر تعریف شده در وضعیت مطلوبی از چابکی و آمادگی عملیاتی قرار دهد. سیستم سلامت نظامی ایران با انجام تدریجی و مبتنی بر شواهد این اصلاحات، می تواند در افق زمانی میان مدت و بلندمدت به عنوان الگویی کارآمد از خدمات سلامت نظامی مطرح گردد
۱۶۸۷.

ارزش ها و شایستگی های نظام مردم سالاری دینی( مرور سیستماتیک)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۳
دنیای معاصر، فشارهای رقابتی و تحولات فناوری به افزایش بهره وری نیروی انسانی و اهمیت شایستگی های مطالعه حاضر با هدف بررسی ارزش ها و شایستگی های نظام مردم سالاری دینی و راهکارهای ارتقاء آن به صورت پژوهش سیستماتیک انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مقالات و تحقیقات معتبر را بررسی کرده و شایستگی ها و ارزش های کلیدی نظام مردم سالاری دینی را با اصول بوروکراسی ماکس وبر مقایسه کرده است. از میان 37 مقاله مورد بررسی، تمامی مقالات در مجلات داخلی منتشر شده اند. از این تعداد، 6 مقاله مرور (16 درصد) نقاط ضعف و قوت را شناسایی کرده و مابقی مطالعات اصیل پژوهشی بودند. در میان مقالات پژوهشی، 10 مطالعه (27 درصد) به روش توصیفی، 4 مقاله به روش گرندد (11 درصد)، 4 مقاله به روش تحلیل مضمون (11 درصد)، 6 مطالعه به روش تحلیل محتوا (24 درصد) و 7 مطالعه به روش فراترکیب (21.5 درصد) انجام شده اند. نتایج استخراج یافته ها نشان دهنده 20 مفهوم اصلی است که شامل "قدرت و تبعیت، آسیب شناسی بوروکراسی، مدیریت بوروکراسی، چالش ها و معضلات بوروکراسی، نقد و بررسی مبانی بوروکراسی، مشکلات مدیریت منابع انسانی، کنترل فساد اداری، کارایی و اثربخشی، توازن میان تخصص و مسئولیت، تأثیرات فرهنگی و اجتماعی، نوآوری و تغییر، پاسخگویی و شفافیت، حاکمیت خوب، توسعه پایدار، مدیریت تغییر، نظام مند بودن، فرهنگ بیگانگی شغلی، دولت رانتی، ایدئولوژی سیاسی و مردم سالاری دینی" می باشد. توجه به این مفاهیم می تواند به درک بهتری از عملکرد بوروکراسی کمک کرده و به بهبود آن و افزایش همکاری میان دولت و شهروندان منجر شود.
۱۶۸۸.

بررسی تاثیر مدیریت منابع انسانی بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی سبک زندگی با رویکرد سبز( مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر مدیریت منابع انسانی بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی سبک زندگی با رویکرد سبز بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان بودند، که تعداد آن ها 660 نفر بود که استفاده از فرمول کوکران 242 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه استاندارد مدیریت منابع انسانی سبز حمید و همکاران (2020(، پرسش نامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی سبز هوی( 2022) و پرسش نامه استاندارد سبک زندگی سبز فلورنتال (2011) بود که روایی پرسش نامه ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 ، 91/0 و 90/0 برآورد شد و تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها نشان داد مدیریت منابع انسانی بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر مثبت دارد که ضریب تاثیر آن 75/0 بود و سبک زندگی در رابطه بین مدیریت منابع انسانی با رفتار شهروندی سازمانی، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش کرد.
۱۶۸۹.

پشت پرده ازدواج های زودهنگام: تجربه زیسته دختران زیر 18 سال از زندگی مشترک (شهرستان سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۶۲
ازدواج درواقع پدیده اجتماعی ساده ای نیست و می تواند معانی متفاوتی در زمینه های مختلف داشته باشد. مطالعات اندکی به دیدگاه ها و نگرش های زنان به ابعاد مختلف ازدواج در زمینه های فرهنگی ای که ازدواج زودهنگام معمول بوده، پرداخته اند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناختی به تحلیل عمقی همراه با بررسی لایه های گوناگون تجربه زیسته دختران زیر 18 سال از زندگی مشترک می پردازد تا تجاربشان از ازدواج زودهنگام را در متن کلی زندگی آن ها دریابد. با نمونه گیری هدفمند، معیارهایی برای ورود مشارکت کنندگان درنظر گرفته شد: داشتن تجربه ازدواج زودهنگام، سکونت در شهر سقز، کرد بودن و داشتن سن کمتر از 18. بدین منظور، یازده دختر زیر 18 سال با تجربه ازدواج زودهنگام برای مصاحبه انتخاب شدند. میانگین سنی شرکت کنندگان 17 سال بود و به طور میانگین در 16 سالگی ازدواج کرده بودند. مصاحبه ها پس از ضبط، توسط محقق مکتوب شدند و با پیروی از روش تحلیل پدیدارشناختی موستاکاس داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مضامین اصلی که از تحلیل داده ها به دست آمد شامل تصویرسازی ها، سناریوهای ورود، ملاحظات و نقش های جنسی و جنسیتی، واکنش های اطرافیان و چالش های ازدواج زودهنگام بود که در سه سطح متنی، ساختاری و ترکیبی تفسیر و تحلیل شدند. ابتدا با استفاده از عبارت های معنادار و مضامین، آنچه مشارکت کنندگان تجربه کرده اند توصیف شد (توصیف متنی). از این عبارت ها و مضامین، همچنین برای نگارش توصیفی از بستر یا زمینه ای استفاده شد که چگونگی تجربه شدن پدیده توسط مشارکت کنندگان را تحت تأثیر قرار می دهند (توصیف ساختاری) و در انتها، توصیفی ترکیبی به دست آمد.
۱۶۹۰.

تئوری ارتباط شبکه ای جغرافیای قرآن، فقه و فرهنگ به روش زمینه ای (گرندد تئوری)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
ارتباط فقه، قرآن و جغرافیا، مسئله ای است که از زوایای مختلف می توان به آن پرداخت؛ ولی آنچه مسلم است، این است که این ارتباط از طریق بررسی مکانه ای قرآن و ویژگی های جغرافیایی و باستان شناسی آن ها می تواند محسوس تر و ملموس تر بیان گردد، به گونه ای که در دل این ارتباط، تأثیرات فرهنگی محسوس قابل مشاهده است. رسالت این مقاله، بررسی ارتباط مکانه ای مطرح شده در قرآن بر فقه و بالتبع تأثیرات فرهنگی آن است. روش اصلی این پژوهش، رویکرد کیفی نظریه زمینه ای است که برای رسیدن به آن، از روش نظریه پردازی داده محور با بررسی دویست و بیست و سه آیه از آیاتی که در قرآن مکانی مطرح گردیده، استفاده شده است. با بررسی این داده ها، چهار مقوله محوری استخراج گردید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اماکن قرآن کریم، علاوه بر تعیین محدوده مکانی دارای حکم فقهی، بر تبیین مصادیق عمل دارای حکم فقهی نیز مؤثر است. نتایج مقاله نشان می دهد در کدبندی محوری، شاهد ارتباط منطقی و علی، مقوله های شرایطی و فرایندی و راهبردهایی که به پیامدهای مناسب منجر می شود نیز هستیم؛ به طوری که بررسی این اماکن، موجب فراهم شدن فضایی در جهت استنباط احکام فقهی به صورت شبکه ای به هم پیوسته که نسبت متوازنی با مفهوم مرکزی دین و تأثیرگذاری آن بر فرهنگ دارد، می شود.
۱۶۹۱.

کاوشی نو در مقدار دیه زوال منافع؛ نقدی بر رویکرد قانون مجازات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
تعیین میزان دیه در جنایات مختلف، نیازمند وجود نص شرعی است. پیرامون اعضای خارجی افزون بر بیان موارد خاص، قواعد کلی متعددی از روایات قابل برداشت است. امّا نسبت به جنایات موجب زوال منافع، قاعده خاصی در آثار فقهی مشاهده نمی شود. روایات وارده در این ساحت نیز منحصر در برخی موارد خاص مانند بینایی و شنوایی است؛ از این رو، کشف احکام جنایات وارد بر منافع و حواس دشوار است. دور از نظر نیست که قانون گذار ایرانی در ماده 708 از کتاب چهارم قانون مجازات اسلامی مصوّب 1392، زوال دائم یا موقت موارد غیرمنصوص را موجب ارش دانسته است. با این همه، به نظر می رسد با تحلیل روایات بیان گر دیه منافع خاص و برخی روایات عام، می توان به ضابطه ای کلی نسبت به تعیین دیه زوال منافع دست یافت. این مقاله با اتخاذ روش اجتهادی، کوشیده است تا با ارزیابی ادلّه و مستندات عام مبحث دیات و نیز روایات خاص وارده پیرامون اتلاف منافع خاص، به یک معیار کلی در تعیین میزان دیه زوال منافع نائل شود. ماحصل پژوهش از این قرار است که بر اساس صحیحه هشام و مجموع روایاتی که پیرامون دیه منافع خاص وارد شده است، از بین بردن منافع اساسی بدن که نقش مهمی در زندگی بشر دارد، موجب ثبوت دیه کامل خواهد بود.
۱۶۹۲.

بررسی تأثیر منظر صوتی طبیعت بر رضایت گردشگران و ادراک حس مکان در مقصدهای گردشگری (مطالعه موردی: جنگل های هیرکانی گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
زمینه و هدف : منظر صوتی به عنوان یکی از عناصر چندحسی تجربه گردشگری، با وجود اهمیت آن در شکل گیری حس مکان، تاکنون در مطالعات گردشگری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی نقش منظرهای صوتی طبیعی در ادراک حس مکان و رضایت گردشگران، از زاویه تجربه شنیداری انجام شده است. روش شناسی : مطالعه حاضر در سه سایت میراث طبیعی جنگل های هیرکانی در استان گیلان که به منظرهای صوتی منحصربه فرد شهرت دارند، صورت گرفته است. یک مدل رفتاری با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل بوت استرپ برای بررسی رابطه بین نگرش گردشگران به منظر صوتی، تصویر ذهنی آن و اثر آن بر رضایت و حس مکان طراحی و آزمون شد. داده ها از طریق پرسش نامه و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از راهنمایان تخصصی و کارشناسان محیط زیست و همچنین ۲۴۸ گردشگر جمع آوری شد. یافته ها : نتایج نشان داد که منظرهای صوتی طبیعی تأثیر مثبتی بر رضایت گردشگران و تقویت حس مکان دارند. همچنین، مشخص شد که انتظارات شنیداری گردشگران نقش مؤثری در رضایت آن ها از سفر و تصمیم به بازدید مجدد ایفا می کند. این ارتباط میان تجربه شنیداری و وفاداری گردشگران مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری و پیشنهادات : منظر صوتی به عنوان عنصری تأثیرگذار در تجربه گردشگری و وفاداری به مقصد مطرح شده و توجه به آن می تواند منجر به بهبود کیفیت تجربه گردشگران شود. تقویت صداهای طبیعی و کاهش نویزهای انسانی، به ویژه در مقاصد طبیعی مانند جنگل های هیرکانی، می تواند به ایجاد حس مکان ماندگار و توسعه پایدار گردشگری منجر گردد. نوآوری و اصالت : این پژوهش با معرفی منظر صوتی به عنوان یک جاذبه نوین گردشگری، گامی نوآورانه در مطالعات مدیریت مقصد برداشته است. ارائه مفاهیم نظری تازه و پیشنهادهای مدیریتی در راستای بهره گیری از عناصر شنیداری در برنامه ریزی گردشگری، ازجمله دستاوردهای اصلی این مطالعه محسوب می شود.
۱۶۹۳.

راهبردهای گسترش و تعمیق پیاده روی اربعین با تأکید بر مقالات علمی ده سال اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۷۸
مراسم اربعین یکی از بزرگترین اجتماعات دینی معاصر است که دربرگیری بسیار زیادی در بین جامعه ایرانی داشته است. هدف این مقاله شناخت ابعاد مختلف این پدیده در پژوهش های انجام شده با هدف کمک به بهبود و توسعه کیفی و کمی آن است. این مقاله به بررسی پیاده روی اربعین و راهبردهای فرهنگی و اجتماعی آن از دیدگاه علوم اجتماعی می پردازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظام مند و تحلیل مقالات علمی منتشرشده در بازه زمانی 1403-1393، به بررسی ابعاد مختلف اربعین و تأثیرات آن بر کنش های اجتماعی، فرهنگی و هویتی می پردازد. یافته های پژوهش که با روش مرور 32 مقاله منتشرشده در مجلات علمی وپژوهشی در حوزه علوم اجتماعی به دست آمده است، نشان می دهد که اغلب مطالعات بر رویکردهای کیفی و تفسیری متمرکز بوده و تأکید ویژه ای بر جهان خاص اجتماعی اربعین و تعلیق موقت عقلانیت ابزاری و قشربندی های اجتماعی در این مراسم داشته اند. همچنین، مقالات مختلف بر لزوم توسعه زیرساخت های حمل و نقل، تقویت همکاری های بین المللی و حفظ اصالت فرهنگی و مردمی اربعین تأکید دارند. پژوهشگران به اهمیت حفظ اصالت فرهنگی و مردمی مراسم اربعین تأکید داشته و هشدار داده اند که دخالت های دولتی و برپایی موکب های حاکمیتی می تواند به اصالت این مراسم آسیب بزند. حفظ اصالت پدیده اربعین، بهبود زیرساخت ها و مدیریت مناسب، و آگاهی بخشی به زائران از جمله اقدامات ضروری برای ارتقای کیفیت مراسم اربعین و بهره برداری بهتر از این رویداد عظیم دینی و اجتماعی است.
۱۶۹۴.

تأثیر نحوه حدوث نفس بر تفاوت های ادراکی زن و مرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۸
زنان و مردان در مسائل ادراکی با یکدیگر اختلاف دارند. عوامل مختلفی مانند عوامل جسمانی و اجتماعی باعث ایجاد این اختلاف شده اند. این سؤال مطرح است که از منظر فلاسفه اسلامی، این تفاوت های ادراکی ناشی از تفاوت نفوس زنان و مردان است و یا ناشی از شرایط متفاوت فیزیولوژیکی و اجتماعی ایشان است؟ به عبارت دیگر آیا نفوس دارای جنسیت هستند یا تفاوت های آن ها تنها ناشی از بدنی است که به آن تعلق دارند؟ بر اساس دیدگاه جسمانیت الحدوث بودن نفس، نفسی که از بدن زنانه ناشی می شود با نفسی که از بدنی مردانه ناشی می شود اختلاف خواهد داشت. همچنین بر اساس دیدگاه روحانیت الحدوث بودن نفس، بدن مرجحی است که بر اساس آن، عقل فعال نفس خاصی را به آن افاضه می کند. بدین جهت در این دیدگاه نیز نفسی که به بدن زنانه تعلق می گیرد با نفسی که به بدن مردانه تعلق می گیرد متفاوت خواهد بود. این پژوهش نشان می دهد که بر اساس هر دو دیدگاه پیدایش نفس از بدن و تعلق نفس به بدن، باید میان نفس زنانه و مردانه تمایز قائل شد. در این مقاله با استفاده از شیوه گردآوری اطلاعات، مبانی و نتایج نظریات فلاسفه اسلامی در این زمینه مورد ریشه یابی و تحلیل قرار گرفته است. بر این اساس نشان داده شده است که نفوس زنان و مردان با یکدیگر اختلاف دارند و تفاوت ادراکی ایشان تنها ناشی از متعلق نفس (یعنی بدن) و عوامل اجتماعی نیست و تفاوت زنان و مردان تنها ناشی از اموری عرضی در حوزه عقل عملی نیست.
۱۶۹۵.

تأثیر رذائل اخلاقی بر معرفت اخلاقی از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
انحراف در قضاوت های اخلاقی و وارونگی ارزش ها از مهم ترین چالش های معرفتی و رفتاری در حیات فردی و اجتماعی به شمار می آید. آموزه های قرآنی نشان می دهد که بخشی از این انحراف ها ریشه در رذائل اخلاقی دارد؛ رذائلی که با تغییر معیارهای سنجش، قوه تشخیص خوبی و بدی را دچار اختلال می سازند و بنیان معرفتی انسان را تحت تأثیر قرار می دهند. این پژوهش با هدف تبیین سازوکار اثرگذاری رذائل بر معرفت اخلاقی و تحلیل پیامدهای نظری و عملی آن، به مطالعه آیات قرآن کریم با رویکرد توصیفی-تحلیلی پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که بی اعتنایی به هشدارهای فطری و تکرار رفتارهای مغایر اصول اخلاقی، فرد را در مسیر توجیه گری قرار می دهد. استمرار این روند به جابه جایی معیارهای ارزشی و انسداد قوای ادراکی می انجامد؛ فرآیندی که نه تنها عقل عملی را در حوزه قضاوت های اخلاقی دچار انحراف می کند، بلکه بر عقل نظری و در ذیل آن بر معرفت الهی نیز تأثیر منفی می گذارد. در این میان، توبه علاوه بر زدودن آثار اخروی گناه، نقش مهمی در بازگرداندن هماهنگی میان معیارهای فطری و نظام ارزشی ایفا می نماید. در پایان پژوهش، مجموعه ای از توصیه های راهبردی در دو سطح فردی و اجتماعی ارائه شده است که با تکیه بر مبانی وحیانی، به پیشگیری از تحریف معرفت اخلاقی و تقویت بنیان های شناختی کمک می کند.
۱۶۹۶.

بررسی کارکردگرایی به مثابه مبنای مدل های محاسباتی اراده آزاد در هوش مصنوعی از منظر حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۹
 رویکرد محاسباتی به ذهن و ویژگی های ذهنی با تقریرهای مختلفی، ازجمله کارکردگرایی ماشینی زمینه مناسبی را برای طرح مدل های محاسباتی از اراده و تصمیم گیری آزاد در حوزه هوش مصنوعی فراهم آورده است. این رویکرد در این مسیر، موفقیت های نسبی نیز به دست آورده است؛ اما جای این پرسش است که مدل محاسباتی درباره اراده انسانی و مبانی فلسفی آن، در مواجهه با نگرش های فلسفی عمیق تری همچون حکمت متعالیه دچار چه کاستی ها و چالش هایی است؟ این پژوهش با روش توصیفی   تحلیلی، به بررسی مدل های محاسباتی ارائه شده برای اراده آزاد در هوش مصنوعی (با تمرکز بر رهیافت نمادین) می پردازد. در ابتدا، کارکردگرایی ماشینی به مثابه مبنایی فلسفی برای این رویکرد تحلیل می شود. سپس با اتکا به اصول و مبانی حکمت متعالیه، تبیینی جامع و انتقادی از این مدل ها ارائه و به پرسش محوری پژوهش پاسخ داده خواهد شد. یافته ها نشان می دهد که مدل های محاسباتی، فاقد ظرفیت وجودشناختیِ لازم برای تبیین حقیقت اراده اند. این تلقی، مؤلفه های بنیادینی همچون آگاهانه بودن، تجربه پدیداری و حیثیت التفاتی را که در تبیین صدرایی از اراده نقش محوری دارند، نادیده می گیرد. بررسی فلسفی این سنخ مسائل در حوزه هوش مصنوعی، جدا از آثار و پیامدهای فلسفی، در حوزه مسئولیت اخلاقی و حقوقی، به طور مستقیم در سیاست گذاری و قانون گذاری در این حوزه نیز تأثیرگذار است؛ ازاین رو ارزیابی ایده های مطرح شده از منظر مبانی فلسفه اسلامی، ضرورتی فلسفی و تمدنی است.
۱۶۹۷.

کنش های سیاسی میرزا ملکم خان؛ با تأکید بر دوره حضور او در استانبول (مبتنی بر اسناد تازه یاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۵۹
پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که مواجهه دولت های قاجاریه و عثمانی با میرزا ملکم خان چگونه بود و ملکم خان در ربط با دولتین مزبور، چه نوع کنش هایی نشان داده است؟ رویکرد پژوهشی در این نوشتار مبتنی بر توصیف فربه در قالب بررسی تاریخی و با استفاده از منابع آرشیوی (مبتنی بر اسناد تازه یاب) است. نتایج این پژوهش نشان می دهد میرزا ملکم خان در دوره حضور در عثمانی که به شکل تبعید بوده، زندگی پرفرازونشیبی داشته است. بااین حال در همین دوره به خاطر استعداد و قابلیت هایی که از خود نشان می دهد، همواره در مرکز توجه کارگزاران ایران و عثمانی بوده است. دولت های قاجاریه و عثمانی رویکردهای متفاوتِ مبتنی بر منافع سیاسی و ملی خود نسبت به میرزاملکم خان داشتند و زمانی که با سیاست های اصلاح گرایانه او مواجه می شدند، او را طرد می کردند. اما در پی بهره برداری از قابلیت های او در مناسبات سیاسی و مذاکرات دیلپماتیک بودند. ملکم که رویکرد اصلاح گرانه خود را در استانبول نیز حفظ کرده بود، در آنجا هم موردحمایت کارگزاران اصلاح گری همچون میرزا حسین خان مشیرالدوله قرار گرفت. در دوره حضور در لندن نیز تلاش می کرد تا با اشاره به تجربه اصلاحات در عثمانی، کارگزاران ایران را تشویق به انجام اصلاحات کند.
۱۶۹۸.

اثرات درآمدهای مالیاتی بر رشد اقتصادی ایران طی ادوار تجاری؛ با تأکید بر اجزای مختلف مالیات های مستقیم و غیر مستقیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
اقتصاد ایران یک اقتصاد متکی به نفت میباشد که در سالهای اخیر شدیداً با تحریم های اقتصادی مواجه شده است. لذا دولت به جای منابع نفتی به دنبال یک منبع درآمدی دیگر جهت پر کردن این شکاف است. براین اساس، نقش مالیات ها در اقتصاد ایران از هر زمان دیگری پررنگ تر شده است. با این حال؛ شواهد تجربی و نظری متعددی وجود دارد که نشان می دهد، نحوه اثرگذاری درآمدهای مالیاتی طی ادوار تجاری بر رشد اقتصادی تغییر می کند. در نسل جدید مطالعات حوزه اثر سیاست های مالی و مالیاتی و برآورد مقدار عددی ضریب فزاینده، محققان با استفاده از روش های اقتصادسنجی غیرخطی و با در نظر گرفتن شرایط مختلف اقتصادی به بررسی این موضوع پرداخته اند. بررسی این تحقیقات در داخل کشور نشان می دهد که در ایران نیز مطالعات متعددی در این حوزه انجام شده است. با این حال، به دلیل تفاوت ساختار و نحوه اثرگذاری مالیات های مختلف، تفکیک مالیات های مستقیم و غیرمستقیم و ارزیابی تأثیر اجزای مختلف آن ها بر رشد اقتصادی طی ادوار تجاری ضروری است. لذا این مطالعه در همین راستا و با استفاده از داده های فصلی اقتصاد ایران طی دوره زمانی 1372 الی 1401 و با بهره-جستن از الگوی چرخشی مارکوف به برآورد و تعیین مقدار ضریب فزاینده درآمدهای مالیاتی دولت پرداخته است. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بزرگ ترین ضریب فزاینده در بین اجزا مختلف مالیات های مستقیم در رژیم های مختلف (رکود، رونق متوسط و رونق بالا) مربوط به مالیات بر اشخاص حقیقی می باشد. همچنین در بین اجزاء مختلف مالیات های مستقیم، افزایش مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی و حقوقی در دوره رکود تاثیر معناداری بر رشد اقتصادی ندارد، اما در دوره رونق نیز افزایش مالیات بر اشخاص حقوقی نسبت به مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی ترجیح داده شود.
۱۶۹۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۴۸
زمینه: با توجه به افزایش تعداد قربانیان خشونت خانگی و مشکلات عمده آن ها در زمینه سلامت معنوی و ناگویی خلقی، به نظر می رسد به کارگیری مداخله روانی مانند درمان مبتنی بر شفقت باهدف کاهش خشونت خانگی ضروری است. هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به مراکز اورژانس اجتماعی و کلینیک های مشاور خانواده شهر تهران در نیمه دوم سال 1402 بود. حجم نمونه 34 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر شفقت در طی 8 جلسه (90 دقیقه ای) قرار گرفتند، درحالی که گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های خشونت نسبت به زنان (حاج یحیی، 2001)، ناگویی خلقی (بگبی و همکاران، 1994) و سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، 1982) بود. اطلاعات به دست آمده بر اساس تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-27 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش ناگویی خلقی و افزایش سلامت معنوی در گروه آزمایش شده است. بنابراین درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی تأثیر دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه برای بهبود معنویت و کاهش ناگویی خلقی در زنان قربانی خشونت خانگی، استفاده از درمان مبتنی بر شفقت مطلوب است و به روانشناسان و متخصصان حیطه خانواده پیشنهاد می گردد از چنین یافته هایی به منظور ارتقای سطح کیفی خانواده ها استفاده شود.
۱۷۰۰.

A Comparison of Personality Characteristics, Perceived Social Support and Interpersonal Relationships in Prisoners who Successfully Return to Society and Prisoners who Reoffend

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
 Objective: The purpose of this study was to compare personality traits, Perceived Social Support, and interpersonal relationships between two groups of prisoners: those who successfully reintegrated into society and those who re-offended.Methods: This research employed a causal-comparative method. The statistical population consisted of all individuals with a prison record in the central prison of Tehran city within the last 10 years (from 2014 to 2024). The sample size was 159 individuals (88 recidivists and 71 successfully reintegrated individuals), selected through purposive sampling in two groups: recidivists and successfully reintegrated individuals. Participants were assessed using NEO-Five Factor Inventory (NEO-FFI), The Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS), and the Barton Communication Test Revised. The data were then entered into SPSS-22 statistical software for analysis and analyzed using analysis of variance and independent t-tests.Results: The findings revealed that among personality traits, significant differences between the two groups were observed only in the two dimensions of extraversion (P < 0.001) and conscientiousness (P < 0.001), as well as in the total score of Perceived Social Support (P < 0.003) and interpersonal relationships (P < 0.003). The comparison of means indicated that the meaning of these dimensions was higher in the successfully reintegrated group.Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that psychological variables such as extraversion and conscientiousness personality traits, as well as Perceived Social Support and appropriate interpersonal relationships, play a crucial role in successful reintegration into society and prevent re-offending.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان