رویکردهای نوین در مدیریت آموزش و علوم سلامت

رویکردهای نوین در مدیریت آموزش و علوم سلامت

رویکردهای نوین در مدیریت آموزش و علوم سلامت دوره 3 بهار 1405 شماره 1

مقالات

۱.

بررسی بارگذاری دارو و ارزیابی زیست فعالی کامپوزیت کلسیم فسفات و دی اکسید تیتانیوم نانولوله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
یکی از اصلی ترین راهکارها جهت رفع انواع نقص های استخوانی و غضروفی، استفاده از انواع مواد زیستی همچون کاشتنی ها و داربست ها می باشد. لایه ای از هیدروکسی آپاتیت که از اجزا ی اصلی تشکیل دهنده ی استخوان است، ایجاد می شود که باعث ایجاد پیوند بین این ماده زیستی و استخوان طبیعی بدن می گردد. از دیگر کاربردهای شیشه های زیست فعال می توان به استفاده از آن به عنوان حامل دارو اشاره کرد. با بارگذاری آنتی بیوتیک ها روی شیشه مورد استفاده در بافت آسیب دیده و رهایش کنترل شده می توان از عفونت های احتمالی در ناحیه پیوند جلوگیری نمود. در این تحقیق، نانوکامپوزیت زیست فعالی متشکل از شیشه زیست فعال و نانولوله های دی اکسید تیتانیوم با غلظت های نانوله 5 و 15 درصد به روش سل ژل سنتز شده است. در ادامه خواص زیست فعالی، مورفولوژی، اندازه ذرات، ساختار کریستالی و میزان بارگذاری دارو روی نانوکامپوزیت ها مورد بررسی قرار گرفتند. آزمون زیست فعالی بیرون تنی با غوطه ور کردن نمونه ها در مایع شبیه سازی شده بدن برای مدت زمان 28 روزه و با توجه به تشکیل لایه هیدروکسی آپاتیت روی سطح نمونه ها انجام شد. نتایج حاصل از آزمون زیست فعالی بیرون تنی نشانگر زیست فعالی تمامی نمونه های سنتز شده بوده است. از میان نمونه های موجود نانو شیشه دارای 5 درصد نانولوله دی اکسید تیتانیوم را دارا بوده است. همیچنین این نانو شیشه بهترین عملکرد را در آزمون بارگذاری دارو از خود نشان داده است.
۲.

بررسی اثر افزودن دونپزیل به سرترالین در درمان اختلال افسردگی اساسی: یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
مقدمه: گزارشات اندکی در ارتباط با استفاده از دونپزیل در درمان افسردگی در غیاب اختلالات شناختی هم وجود دارد. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی تأثیر دونپزیل در درمان علایم افسردگی و اختلال حافظه در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. مواد و روش ها: در این مطالعه 40 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. برای گروه اول سرترالین + پلاسبو و برای گروه دوم سرترالین + دونپزیل به مدت سه ماه تجویز شد. بعد از گذشت سه ماه از درمان ترکیبی، سرترالین با همان دوز قبلی ادامه پیدا کرد ولی تجویز پلاسبو و دونپزیل متوقف گردید. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه افسردگی همیلتون و آزمون حافظه وکسلر، قبل از درمان و طی درمان ترکیبی و پس از درمان استفاده شد. نتایج: در آنالیز اندازه گیری تکرار شونده در دو گروه مداخله، کاهش نمره افسردگی در طی درمان تا ماه سوم تفاوت معنی داری در دو گروه مداخله نداشت. تنها در ماه ششم بعد از شروع درمان (سه ماه بعد از قطع دونپزیل و پلاسبو) نمره افسردگی در گروه دریافت کننده سرترالین و پلاسبو نسبت به ماه سوم افزایش داشته که موجب اختلاف معنی دار در کاهش نمره افسردگی در دو گروه مداخله شده است. در هر دو گروه آزمون به ترتیب سرترالین+پلاسبو و سرترالین+دونپزیل، نمره آزمون حافظه بعد از 3 ماه از شروع درمان افزایش معنی داری داشت. اما در ماه ششم (3 ماه بعد از قطع دونپزیل و پلاسبو) نمره آزمون حافظه در گروه دریافت کننده پلاسبو نسبت به شروع درمان تفاوت معنی داری نداشت؛ در حالی که در گروه دریافت کننده دونپزیل نسبت به قبل از درمان افزایش معنی دار داشت. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که بهبودی افسردگی و حافظه با مصرف دونپزیل به همراه داروی ضد افسردگی پایدارتر بود.
۳.

بررسی اثر آرژینین بر ترمیم زخم پوستی در موش صحرایی نر نژاد ویستار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۰
مقدمه: آرژینین یک آمینو اسید ضروری است که از سیترولین در انسان سالم تولید می شود و عملکرد ایمنی، ترشح هورمون و عملکرد اندوتلیال را تعدیل می کند. آرژینین و متابولیت های فعال آن می توانند بر تمام مراحل بهبود زخم شامل تولید کلاژن، تکثیر سلولی و بهبود ایمنی اثرگذار باشند. مواد و روش ها: در این مطالعه 24 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با وزن متوسط 200-250 گرم با تزریق مخلوطی از کتامین و زایلازین به صورت داخل عضلانی بیهوش شدند. سپس یک برش پوستی به قطر 15 میلیمتر داده شد. موش ها در چهار گروه کنترل، آرژینین موضعی 2 درصد، آرژینین موضعی 5 درصد و آرژینین تزریقی و هر گروه شامل 6 سر قرار گرفتند. بعد از 15 روز ، موش ها قربانی شده و نمونه بافتی در فرمالین 10 درصد فیکس شد. بعد از مراحل پردازش بافت، به وسیله میکروسکوپ نوری مطالعات استریولوژی انجام شد. یافته ها: در این مطالعه، تعداد سلول های فیبروبلاست در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه کنترل، آرژینین موضعی %2 و %5 کاهش داشته است. همچنین حجم درم در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه آرژینین موضعی %2 و %5 و کنترل کاهش معنی داری داشته است، اما حجم درم در گروه آرژینین موضعی %2 در مقایسه با گروه کنترل افزایش داشته است. نتیجه گیری: این تحقیق تفاوت های معنی داری را در اثرات ترمیم زخم آرژینین موضعی در مقایسه با آرژینین تزریقی نشان می دهد.
۴.

تدوین مدل ساختاری کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان با علائم نارسایی توجه/ بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه و هدف: نارسایی توجه/بیش فعالی با مشکلاتی در بازداری رفتاری، تنظیم هیجان و کنترل حرکتی همراه است که می تواند عملکرد تحصیلی و اجتماعی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. روش کار: این پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر 8 تا 12 سال دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی شهر چالوس بود که 209 نفر پس از غربالگری با پرسشنامه های کانرز والد و معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در پژوهش عبارت بودند از: مقیاس کودکان کانرز- فرم والد (1998) ، مقیاس کودکان کانرز- فرم معلم (1998) ، مقیاس کنترل حرکتی برونینکس– اوزرتسکی (1978)، آزمون بازداری رفتاری هافمن (1984)، پرسشنامه خودگردانی هیجان برای کودکان و نوجوانان گراس (2003). تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از برازش مدل ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی با داده های تجربی برازش مطلوبی دارد. اثرات مستقیم معنادار بودند: بازداری رفتاری بر خودگردانی هیجانی( >p 0005/0 ، 64/0 = β)، بر کنترل حرکتی ( >p 0005/0 ، 39/0-= β)، خودگردانی هیجانی بر کنترل حرکتی( >p 0005/0 ، 74/0-= β)، همچنین اثرات غیرمستقیم با روش بوت استرپ تأیید شد: نقش میانجی خودگردانی هیجانی (787/0- = β ، فاصله اطمینان 95%: 101/0 تا 124/0) در رابطه بین بازداری رفتاری و کنترل حرکتی معنادار بود. نتیجه گیری: در مجموع، یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بازداری رفتاری یکی از عوامل بنیادی مؤثر بر کنترل حرکتی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی است و این تأثیر علاوه بر مسیر مستقیم، از طریق خودگردانی هیجانی نیز منتقل می شود
۵.

بررسی تأثیر کورکومین بر پارامترهای اسپرم انسانی پس از انجماد و ذوب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: در این مطالعه، تأثیر کورکومین، به عنوان یک آنتی اکسیدان قوی و شناخته شده، بر پارامترهای اسپرم انسانی پس از فرآیند انجماد و ذوب مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: در این مطالعه مداخله ای، از مایع منی ۱۰ مرد مراجعه کننده به مرکز ناباروری تهران که بر اساس استانداردهای بین المللی سلامت دارای پارامترهای طبیعی اسپرم بودند، استفاده شد. نمونه ها مطابق با استانداردهای سازمان جهانی بهداشت آنالیز و پایش شدند. هر نمونه مایع منی به سه بخش تقسیم گردید. گروه کنترل بدون هیچ گونه مداخله ای منجمد شد. گروه آزمون سمیت با ۱۰ میکرومولار کورکومین مخلوط شد و گروه تجربی با ۱۰ میکرومولار کورکومین مخلوط شده و سپس تحت فرآیند انجماد و ذوب قرار گرفت. در نهایت، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته های حاصل از این مطالعه، مشخص شد که در گروه انجماد همراه با کورکومین، زنده مانی اسپرم ها به طور معنی داری مطلوب تر از گروه کنترل است. همچنین نتایج نشان داد که تحرک پیش رونده اسپرم در گروه انجماد با کورکومین به طور معنی داری افزایش یافته و تحرک غیرپیش رونده اسپرم به طور معنی داری کاهش یافته است. از سوی دیگر، مورفولوژی طبیعی اسپرم ها در گروه منجمدشده با کورکومین در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری نشان نداد. میزان تولید گونه های فعال اکسیژن (ROS) در گروه کنترل پس از ذوب به طور معنی داری نسبت به گروه آزمون سمیت و گروه کورکومین افزایش یافت. همچنین میزان پراکسیداسیون لیپیدی در گروه کنترل پس از ذوب در مقایسه با گروه آزمون سمیت و گروه کورکومین به طور معنی داری افزایش داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان بیان کرد که کورکومین با دوز ۱۰ میکرومولار می تواند به طور مؤثری پارامترهای اسپرم انسانی را پس از فرآیند انجماد و ذوب بهبود بخشد.
۶.

مقایسه تأثیر امپاگلیفلوزین و متفورمین بر رضایت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: از داروهای مؤثر در کاهش سطح گلوکز در بیماران دیابتی، گروه های دارویی مهارکننده های SGLT2 و بیگوانیدها می باشند که در خصوص اثرگذاری آن ها بر رضایت از درمان و مقایسه آن ها با هم، اطلاعات اندکی وجود دارد. بنابراین هدف این مطالعه مقایسه تأثیر امپاگلیفلوزین (به عنوان مهارکننده SGLT2) و متفورمین (از گروه بیگوانیدها) بر سطح رضایت از درمان در بیماران دیابتی نوع 2 بود. روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، 30 بیمار مرد میانسال مبتلا به دیابت نوع 2 به طور تصادفی از مرکز انجمن دیابت شهرستان سیستان و بلوچستان انتخاب و به سه گروه امپاگلیفلوزین (10 نفر)، متفورمین (10 نفر) و کنترل (10) تقسیم شدند. برای سنجش سطح رضایت از درمان بیماران از پرسشنامه رضایت از درمان بیماران بردلی (1994) استفاده شد. بیماران در مدت سه ماه داوری امپاگلیفلوزین با دُز درمانی 100 میلی گرم در روز دریافت کردند و حداکثر متفورمین 1500 میلی گرم در روز از 8 هفته تا 12 هفته ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل از آزمون آنووا یک راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سطوح رضایت از درمان در گروه های مختلف پژوهش تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که در گروه متفورمین سطح رضایت از درمان نسبت به گروه امپاگلیفلوزین و کنترل افزایش معنادار بیشتری یافته است (به ترتیب 0038/0=P؛ 006/0=P). همچنین نتایج نشان داد که سطح رضایت از درمان در گروه امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری داشت (003/0=P). نتیجه گیری: با توجه به اثرگذاری داوری امپاگلیفلوزین و متفورمین بر سطح رضایت از درمان می توان بیان داشت که استفاده از این داروها می تواند راهکاری کاربردی در بهبود سطح رضایت از درمان بیماران باشد.
۷.

بررسی نقش میانجی خودتنظیمی تحصیلی در رابطه بین خودناتوان سازی تحصیلی و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دارای آسیب بینایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: شناخت عوامل مؤثر بر یادگیری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان، به ویژه آن هایی که با چالش های بینایی روبرو هستند، امری ضروری است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودتنظیمی تحصیلی در رابطه بین خودناتوان سازی تحصیلی و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دارای آسیب بینایی بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر 12 تا 22 ساله دارای آسیب بینایی شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 248 نفر به صورت روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه خودناتوانسازی تحصیلی شوینگر و استینسمر-پلستر (2011)، ادراک از جو مدرسه بر و همکاران (2011) و خود تنظیمی تحصیلی بوفارد و همکاران (1995) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار 24SPSS و Amos تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که ضریب مسیر مستقیم بین ادراک از جو مدرسه بر خودناتوان سازی تحصیلی (780/0-=β و 001/0=sig)، همچنین بین ادراک از جو مدرسه و خودتنظیمی تحصیلی (79/0 =β و 001/0=sig) و بین خودتنظیمی تحصیلی و خودناتوان سازی تحصیلی (21/0-=β و 001/0=sig) معنادار است. همچنین نتایج آزمون بوت استروپ نشان داد که اثر غیرمستقیم خودتنظیمی تحصیلی 459/0- معنادار است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که خودتنظیمی تحصیلی به طور معناداری بین ادراک از جو مدرسه و خودناتوان سازی تحصیلی نقش میانجی ایفا می کند. بنابراین، تمرکز بر بهبود کیفیت روابط، احساس تعلق و امنیت در محیط مدرسه، و همچنین ارائه آموزش ها و حمایت های لازم برای تقویت مهارت های خودتنظیمی، می تواند راهکارهای مؤثری برای کمک به پیشرفت تحصیلی و روانی دانش آموزان با آسیب بینایی باشد.
۸.

اثربخشی بسته توانمندی شناختی براساس پردازش دیداری، شنیداری و کلامی بر حافظه فعال در دانش آموزان اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه و هدف: بدون شک، خواندن ، مهم ترین و پیچیده ترین فعالیت آموزشی برای کودکان دارای اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن است. یکی از اجزای شناختی مهم که بر عملکرد خواندن تأثیرگذار است، کارکردهای حافظه فعال است بنابراین هدف این مطالعه اثربخشی بسته توانمندی شناختی براساس پردازش دیداری، شنیداری و کلامی بر حافظه فعال در دانش آموزان اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن بود. روش کار: جامعه آماری این مطالعه نیمه آزمایشی شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی 8 تا 12 سال دارای اختلال یادگیری خاص با مشخصه خواندن در سال 1403 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز مقطع ابتدایی مبتلا به این اختلال به دو گروه آزمایش (تعداد 15 نفر) و کنترل (تعداد 15 نفر) تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده شامل آزمون حافظه فعال سوزان پیکرینگ و سوزان گثرکول (2001) و نارساخوانی نما کرمی نوری و مرادی (1384) بود. همچنین بسته آموزشی محقق ساخته نیز براساس مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان این حوزه تدوین گردید. برای تحلیل داده ها و مقایسه میانگین ها از تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد نمرات پیگیری حافظه فعال در سطح آلفا با توجه به تاثیر بسته توانمندی شناختی با شدت اثر 62/0 معنادار بوده است (40/733F=، 001/0P<،96/0η²=). همچنین، اثر تعاملی زمان و گروه نیز معنادار بود (80/1355F=، 001/0P<، 98/0 η²=) که بیانگر آن است که تغییرات نمرات حافظه فعال در طول زمان در دو گروه آزمایش و کنترل به طور معناداری متفاوت بوده است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که تفاوت بین گروه ها در نمرات حافظه فعال در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری دارد. بنابراین با توجه می توان اشاره کرد که بسته توانمندی شناختی براساس پردازش دیداری، شنیداری و کلامی در سطح مطلوبی بعد از سپری شدن عامل زمان توانسته است نمرات حافظه فعال را افزایش دهد.
۹.

طراحی، رواسازی و تعیین پایایی فرم کوتاه شده نیمرخ روانی آموزشی نسخه سوم (PEP-3)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: با استفاده از روش های روان سنجی برای تأیید ساختار عاملی، تحلیل موارد بر اساس بارهای عاملی و همبستگی با نمره کل، و بررسی روایی همگرایی با معیارهای خارجی می توان فرم کوتاه شده پرسشنامه تدوین کرد که ضمن کاهش قابل توجه زمان اجرا، از روایی سازه ای قوی، روایی محتوایی تأییدشده توسط خبرگان، و پایایی درونی قابل قبول برخوردار باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی، رواسازی و تعیین پایایی یک فرم کوتاه شده از نیمرخ روانی-آموزشی نسخه سوم برای جامعه کودکان ایرانی مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام گردید. روش کار: روش پژوهش توصیفی از نوع روانسنجی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان با اختلال طیف اتیسم 2 تا 7 ساله مراجعه کننده به مراکز اتیسم شهر اصفهان در سال 1403 بود که از بین آنها 310 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل نیمرخ روانی آموزشی ویرایش سوم (شاپلر و همکاران، 2005) و مقیاس رشد اجتماعی (وایلند، 1953) بود. روایی صوری و محتوایی مقیاس با استفاده از شاخص نسبت روائی محتوا، روایی سازه ای آن از طریق انجام تحلیل عامل اکتشافی، روایی همگرا از طریق همبستگی با مقیاس رشد اجتماعی واینلند و برای اطمینان از پایایی ابزار نیز از ضریب آلفای کرونباخ و نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از چرخش مستقل واریماکس، ده عامل مستقل بر روی هم 209/71 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین می کردند. مقدار ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس ها در دامنه 77/0 تا 94/0 و برای کل پرسشنامه 91/0 به دست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، می توان نتیجه گرفت که فرم کوتاه شده PEP-3 ابزاری معتبر و پایا برای سنجش و ارزیابی ویژگی های روانی-آموزشی کودکان دارای اختلال طیف اتیسم در گروه سنی ۲ تا ۷ سال است و می تواند در محیط های آموزشی و بالینی مورد استفاده متخصصان قرار گیرد.
۱۰.

مقایسه اثربخشی درمان وجودی و زوج درمانی بر بخشش در زوجین آسیب دیده از روابط فرا زناشویی همسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: پدیده شوم فرا زناشویی می تواند پیامدهای فاجعه باری برای شریک زخم خورده، رابطه زناشویی و همسر پیمان شکن داشته باشد. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان وجودی و زوج درمانی بر بخشش در زوجین آسیب دیده از روابط فرا زناشویی همسر بود. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه شامل کلیه زنان شهرستان قرچک تهران درگیر روابط فرا زناشویی که در سال 1402 در مراکز مشاوره دارای پرونده مشاوره ای به تعداد 250 نفر بودند، تشکیل داد. نمونه آماری شامل 60 نفر از زنان مراجعه کننده به کلینک مشاوره شادمهر قرچک بود که به روش نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه گروه درمان وجودی (20 نفر)، زوج درمانی شناختی رفتاری (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گروه بندی شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه بخشش زناشویی پولارد و همکاران(1998) استفاده شد. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل آماری اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی موجب افزایش معنادار در نمرات بخشش در مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون شدند. همچنین، این درمان ها در مقایسه با گروه کنترل، اثر معنی داری بر افزایش بخشش داشتند. در مقایسه بین دو روش، درمان وجودی اثرگذاری بیشتری در تقویت بخشش نشان داد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که هر دو رویکرد درمانی می توانند به عنوان روش های مؤثر در بهبود بخشش و روابط زناشویی مورد استفاده قرار گیرند، اما رویکرد وجودی در این زمینه موثرتر است.
۱۱.

کاهش بیان ژن NPC1 در بافت روده: نقش تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج در موش های تغذیه شده با غذای چرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
مقدمه و هدف: اضافه وزن و چاقی ناشی از رژیم غذایی منجر تغییر هموستاز کلسترول می گردد و یکی از مراحل مهم جذب کلسترول در مسیر جذب روده ای واقع شده است. از آنجایی که نقش مکمل های گیاهی مانند سبوس برنج و تمرین هوازی بر مسیر جذب روده ای کلسترول نامعلوم بود، هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل عصاره سبوس برنج بر بیان ژن NPC1 بافت روده در رت های تغذیه شده با غذای چرب بود. روش کار: در این مطالعه تعداد 30 سر موش صحرایی ماده 8 هفته ای به صورت تصادفی به 5 گروه (6 سر در هر گروه) شامل کنترل تغذیه غذای نرمال، کنترل تغذیه با غذای پرچرب، تمرین هوازی- تغذیه با غذای پرچرب و تمرین هوازی- سبوس برنج تغذیه با غذای پرچرب تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی تداومی با شدت متوسط (50- 65% حداکثر اکسیژن مصرفی) به مدت 6 هفته و هر هفته 5 جلسه به طول انجامید. عصاره اتانولی سبوس برنج میزان 60 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم به روش گاواژ به موش های صحرایی گروه مکمل و تعامل تمرین و مکمل خورانده شد. پس از دوره مداخله، موش های صحرایی قربانی شده و بافت روده جهت تعیین میزان بیان ژن NPC1 با تکنیکPCR Real Time خارج شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیان ژن NPC1 در گروه های تمرین، تمرین+ عصاره اتانولی سبوس برنج، عصاره اتانولی سبوس برنج در مقایسه با گروه کنترل چاق کاهش معنادار داشتند (05/0≥P). نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت، از آنجا که ژن NPC1 در تنظیم جذب و متابولیسم چربی ها نقش کلیدی دارد، کاهش بیان آن می تواند بیانگر تأثیر مثبت این مداخلات بر بهبود اختلالات ناشی از رژیم چرب باشد. بنابراین، بهره گیری هم زمان از تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج ممکن است رویکردی مؤثر برای تعدیل تغییرات مولکولی مرتبط با چاقی و بهبود عملکرد متابولیک دستگاه گوارش باشد
۱۲.

شناسایی پیشران های رهبری سبز موثر بر توسعه پایدار سازمانی در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه و هدف: در مواجهه با تحولات سریع فناورانه و افزایش فشارهای محیط زیستی، نستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور نیازمند رهبرانی است که بتوانند توسعه فردی، قابلیت های سازمانی و تغییرات محیطی را به صورت هم زمان مدیریت کنند لذا هدف از این پژوهش شناسایی پیشران های رهبری سبز موثر بر توسعه پایدار سازمانی در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور بود. روش کار: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، با رویکرد آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) انجام شد. در بخش کیفی، با بهره گیری از روش تحلیل مضمون براساس الگوی براون و کلارک (2006)، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی آشنا با حوزه های رهبری سبز، توسعه پایدار و تحول دیجیتال صورت گرفت. در بخش کمی، داده ها از 203 نفر از کارکنان انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور به صورت تصادفی و با استفاده از پرسشنامه مبتنی بر مقیاس پنج گزینه ای لیکرت گردآوری شد. روایی و پایایی ابزارها با روش های تحلیلی مناسب تأیید گردید و تحلیل داده ها به ترتیب با روش تحلیل مضمون و تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار LISREL انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد مؤلفه های منابع سازمانی، عوامل محیطی و شایستگی های فردی رهبر، نقش مهمی در ایجاد و توسعه پایدار رهبری سبز در عصر دیجیتال در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش در انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور نشان داد که شکل گیری و پایداری رهبری سبز در این سازمان نیازمند هم افزایی میان منابع سازمانی، عوامل محیطی و شایستگی های فردی رهبران است. بر اساس یافته ها، توجه هم زمان به این عوامل می تواند به ارتقای توسعه پایدار سازمانی در انستیتو و افزایش نقش آن به عنوان الگوی ملی در حوزه تغذیه و صنایع غذایی کمک شایانی کند.