هدف از این مقاله بررسی رابطه بین برخی فاکتورهای موثر بر رشد بهره وری بخش های صنعتی ایران است. با توجه به اهمیت روزافزون مقوله رشد بهره وری در شکوفایی و رشد اقتصادی کوتاه مدت و بلندمدت کشورها، در این تحقیق سعی شده است با استفاده از داده های مربوط به صنایع مختلف در دوره 1389-1373، اثر برخی متغیرهای موثر مانند مخارج تحقیق و توسعه، هزینه های آموزش، مهارت و مزد و حقوق بر رشد بهره وری بخش های صنعتی مختلف بر طبق کدهای صنعتی دورقمی ISIC، سنجیده شود. نتایج حاصل، حاکی از اثر قابل توجه مثبت و معنی دار هزینه های تحقیق و توسعه و آموزش و مهارت بر رشد بهره وری کل صنایع می باشد. همچنین در بخش دیگری به بررسی اثرات فردی عامل تحقیق و توسعه در صنایع مختلف پرداخته شده است که نتایج حاصل از آن نشان می دهد که تحقیق و توسعه در برخی صنایع اثر مثبت داشته، در یک صنعت اثر منفی و در برخی صنایع کاملا بی معنی بوده است.
در راستای تحقق توسعه پایدار روستایی با جهت گیری محوریت مردم در امر توانمند سازی آنان، دانش بومی مهمترین بخش از نظر باورها، ارزش ها، روش ها و آگاهی محلی را در بر می گیرد. تجربه نشان می دهد که دانش بومی نه تنها با دانش رسمی تعارض و تناقض ندارد بلکه مکمل آنان نیز می تواند باشد. دانش بومی قابل دسترسی، قابل فهم، کارآمد و ارزان است و طریقه ی انتقال آن نیز شفاهی است. این دانش پویا بوده و طی زمان آبدیده شده و در بطن محیط طبیعی و اجتماعی محلی تکامل یافته است با شرایط بومی و منطقه ای کاملا سازگار می باشد و به بهره بردارن روستایی در مورد مدیریت پایدار آبخیزها کمک نموده تا نقش فعال تری در توسعه پایدار منابع طبیعی ایفا کنند. هدف این مطالعه ارزیابی سطح دانش روستاییان در زمینه فناوری های حفاظت آب و خاک در پروژه های آبخیزداری است. با استفاده از یک مطالعه موردی از طریق گروه های متمرکز، مصاحبه و پرسشنامه داده ها با مشارکت کارشناسان استان و روستائیان حوزه های آبخیز شهید رجایی یانسر استان مازندران به دست آمده. یافته ها نشان داد که امکانات و تسهیلات اولیه زندگی در سطح اکثر روستاهای مورد مطالعه در حد متوسط بوده و روستاهای مورد بررسی در حوزه های مختلف از تنوع اقلیمی و آب و هوایی و نیز میزان دور افتادگی متفاوتی برخوردار بودند. همچنین وابستگی شدید بهره برداران به منابع طبیعی حوزه و محدودیت منابع معیشتی خانوارها منجر به فشار بیش از حد آنان بر منابع طبیعی و تشدید تخریب منابع گردیده است. کارشناسان مهمترین بحران های مربوط به منابع طبیعی حوزه ها را تخریب جنگل ها و مراتع؛ سیلاب ها؛ کاهش منابع آبی و کمبود آب، فرسایش خاک؛ جمع شدن رسوب پشت سد و بندها؛ و تخریب حاشیه رودخانه ارزیابی نمودند. دیدگاه ها بر آن بود که بهره برداران باید در مورد وقوع، علل و اهمیت این بحران ها همچنین شتاخت و اهمیت عملیات آبخیزداری، چگونگی انجام کار و حفاظت و نگهداری همه عملیات آگاهی و مهارت زیادی داشته باشند. این مطالعه مشخص نمود که ارزیابی ها و اولیت بندی ها که صرفاً از سوی کارشناسان انجام می شود با ارزیابی های ناشی از ابعاد گوناگون مخصوصاً بررسی های میدانی، اطلاعات موجود و مردم تفاوت داشته و بسیاری موارد دانش و اطلاعات عمیق مردم در مورد اکو سیستم ها و گونه هایی که با آنها در تماس هستند کمتر از آنچه واقعا هست ارزیابی گردیده بنابراین مهمترین اولویت آموزشی باید بر حول محور دانش بومی و ایجاد تعامل بین دانش بومی دانش رسمی باشد. در فرایند سریع صنعتی شدن جهانی بیشترین آسیب به بخش کشاورزری وارد شده سهم عمده آن نیز نصیب جهان سوم شد. زیرا روش های بومی آزمون پس داده خود را رها کردند.
پژوهش حاضر با هدف آزمون روان سنجی سیاهه مشغولیت تحصیلی
در بین گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. در مطالعه همبستگی حاضر 322 دانشجوی
کارشناسی (166 پسر و 156 دختر) به سیاهة مشغولیت تحصیلی پاسخ دادند. به
منظور تعیین روایی عاملی سیاهه مشغولیت تحصیلیاز
روش آماری تحلیل عامل تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی سیاهه مشغولیت تحصیلیاز
ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین، به منظور مطالعه روایی سازة سیاهه مشغولیت تحصیلی، ضریب همبستگی بین نمرة کلی
و مقیاس های سیاهه مشغولیت تحصیلی با نمرة
کلی اسنادهای علّی مثبت و منفی و خودناتوان سازی دانشجویان گزارش شد. نتایج تحلیل تحلیل عامل تأییدی بر پایه نرم افزار
AMOS20 نشان داد که مشغولیت تحصیلیاز سه عامل انرژی در دانشگاه، تعهد نسبت به تکلیف مدرسه/دانشگاه و شیفتگی
(دلبستگی) نسبت به تکالیف مدرسه/دانشگاه تشکیل شده است. مقادیر ضرایب همسانی درونیمشغولیت تحصیلیبرای عوامل انرژی، تعهد و دلبستگی و نمرة کلی مشغولیت
تحصیلی به ترتیب برابر با 73/0، 85/0، 81/0 و 90/0 به دست آمد.در مجموع،نتایج مطالعة حاضر نشان داد که سیاهه مشغولیت تحصیلیبرای سنجش مفهوم مشغولیت تحصیلی در دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.